«شب وسپرهای سیسیلی»
تا سپتامبر ۱۹۳۱، مارانزانو متوجه شد که لوچیانو یک تهدید است و وینسنت «سگ دیوانه» کول، یک گانگستر ایرلندی را برای کشتن او استخدام کرد. با این حال، لوکیزه به لوچیانو هشدار داد که او برای مرگ نشان شده است. در ۱۰ سپتامبر، مارانزانو به لوچیانو و جنوویز دستور داد که به دفتر او در خیابان ۲۳۰ پارک در منهتن بیایند. لوچیانو که متقاعد شده بود مارانزانو قصد قتل آنها را دارد، تصمیم گرفت ابتدا عمل کند. او چهار گانگستر یهودی را که چهرهشان برای افراد مارانزانو ناشناخته بود، به دفتر مارانزانو فرستاد. آنها با کمک لانسکی و سیگل تأمین شده بودند. دو نفر از گانگسترها با لباس مأموران دولتی، محافظان مارانزانو را خلع سلاح کردند. دو نفر دیگر، با کمک لوکیزه که آنجا بود تا مارانزانو را نشان دهد، قبل از شلیک به او، چندین بار با چاقو به رئیس ضربه زدند. این ترور اولین چیزی بود که بعداً به عنوان «شب وسپرهای سیسیلی» افسانهای شد.
