کلئوپاترا دوم ملکه مصر بطلمیوسی بود
کلئوپاترا دوم ملکهای از مصر بطلمیوسی بود که از سال ۱۷۵ تا ۱۱۶ پیش از میلاد حکومت کرد.
کلئوپاترا دوم ملکهای از مصر بطلمیوسی بود که از سال ۱۷۵ تا ۱۱۶ پیش از میلاد حکومت کرد.
برادر کوچکتر سلوکوس، آنتیوخوس چهارم اپیفانس، اکنون تخت سلطنت را تصاحب کرد. او تلاش کرد قدرت و اعتبار سلوکی را با جنگی موفق علیه دشمن قدیمی، مصر بطلمیوسی بازگرداند، که در ابتدا با موفقیت همراه بود و سلوکیان ارتش مصر را شکست داده و تا خود اسکندریه عقب راندند. هنگامی که پادشاه در حال برنامهریزی برای چگونگی پایان دادن به جنگ بود، به او اطلاع داده شد که نمایندگان رومی به رهبری کنسول گایوس پوپیلیوس لناس نزدیک هستند و درخواست ملاقات با پادشاه سلوکی را دارند. آنتیوخوس موافقت کرد، اما وقتی ملاقات کردند و آنتیوخوس دست خود را به نشانه دوستی دراز کرد، پوپیلیوس لوحهایی را که فرمان سنا بر آن نوشته شده بود در دست او گذاشت و به او گفت که آن را بخواند. وقتی پادشاه گفت که دوستانش را به شورا فرا میخواند و در مورد آنچه باید انجام دهد فکر میکند، پوپیلیوس با چوبی که در دست داشت دایرهای در شن دور پاهای پادشاه کشید و گفت: «قبل از اینکه از آن دایره بیرون بیایی، پاسخی به من بده تا به سنا ارائه دهم.» برای چند لحظه، او که از چنین دستور قاطعانهای حیرتزده شده بود، تردید کرد و سرانجام پاسخ داد: «آنچه را که سنا درست میداند انجام خواهم داد.» او سپس تصمیم گرفت عقبنشینی کند تا اینکه امپراتوری را دوباره درگیر جنگ با روم کند.
کلئوپاترا دوم ملکهای از مصر بطلمیوسی بود که از سال ۱۷۵ تا ۱۱۶ پیش از میلاد حکومت کرد.
برادر کوچکتر سلوکوس، آنتیوخوس چهارم اپیفانس، اکنون تخت سلطنت را تصاحب کرد. او تلاش کرد قدرت و اعتبار سلوکی را با جنگی موفق علیه دشمن قدیمی، مصر بطلمیوسی بازگرداند، که در ابتدا با موفقیت همراه بود و سلوکیان ارتش مصر را شکست داده و تا خود اسکندریه عقب راندند. هنگامی که پادشاه در حال برنامهریزی برای چگونگی پایان دادن به جنگ بود، به او اطلاع داده شد که نمایندگان رومی به رهبری کنسول گایوس پوپیلیوس لناس نزدیک هستند و درخواست ملاقات با پادشاه سلوکی را دارند. آنتیوخوس موافقت کرد، اما وقتی ملاقات کردند و آنتیوخوس دست خود را به نشانه دوستی دراز کرد، پوپیلیوس لوحهایی را که فرمان سنا بر آن نوشته شده بود در دست او گذاشت و به او گفت که آن را بخواند. وقتی پادشاه گفت که دوستانش را به شورا فرا میخواند و در مورد آنچه باید انجام دهد فکر میکند، پوپیلیوس با چوبی که در دست داشت دایرهای در شن دور پاهای پادشاه کشید و گفت: «قبل از اینکه از آن دایره بیرون بیایی، پاسخی به من بده تا به سنا ارائه دهم.» برای چند لحظه، او که از چنین دستور قاطعانهای حیرتزده شده بود، تردید کرد و سرانجام پاسخ داد: «آنچه را که سنا درست میداند انجام خواهم داد.» او سپس تصمیم گرفت عقبنشینی کند تا اینکه امپراتوری را دوباره درگیر جنگ با روم کند.