رفتن به مانهایم و ملاقات با خانواده وبر
او و مادرش به مانهایم رفتند، با نوازندگان مانهایم صمیمی شدند، به تدریس و نوازندگی پرداختند، سفارش موسیقی فلوت از یک جراح آلمانی را پذیرفتند و تا حدی انجام دادند، و عاشق آلویسیا وبر، خواننده سوپرانو و دومین دختر از چهار دختر یک نتنویس موسیقی، شدند. او همچنین سوناتهای متعددی برای پیانو، برخی به همراه ویولن، نوشت. او طرحی را برای سفر با خانواده سادهلوح و بیپروا وبر به ایتالیا به پدرش پیشنهاد داد که با واکنش خشمگینانه لئوپولد مواجه شد.
