مدرک کارشناسی ارشد
در ۲ اوت ۱۹۷۵، مطابق با رویه دانشگاه، مدرک کارشناسی ارشد از کمبریج به او اعطا شد.
در ۲ اوت ۱۹۷۵، مطابق با رویه دانشگاه، مدرک کارشناسی ارشد از کمبریج به او اعطا شد.
توفند نینا، که در فیلیپین به نام توفند ببنگ شناخته میشود، چهارمین توفند حارهای مرگبار ثبتشده است. حداقل ۲۲۹,۰۰۰ نفر پس از فروپاشی سد بانچیائو (در ژومادیان، استان هنان، چین) و ویرانی مناطق پاییندست جان باختند. فروپاشی سد به دلیل سیلهای شدید همچنین باعث فروپاشی زنجیرهای از سدهای کوچکتر شد که خسارات ناشی از توفند را افزایش داد.
زارا در سال ۱۹۷۵ توسط آمانسیو اورتگا و روزالیا مرا به عنوان یک کسبوکار خانوادگی در بخش شمالی اسپانیا، مرکز گالیسیا تأسیس شد. اولین فروشگاه آن شامل لباسهای ارزانقیمت، مد روز و مشابه مدلهای گرانقیمت بود. آمانسیو اورتگا نام زارا را انتخاب کرد زیرا نام مورد نظرش یعنی «زوربا» قبلاً ثبت شده بود.
در ۱۶ اوت ۱۹۷۵، باندی توسط باب هیوارد، افسر گشت بزرگراه یوتا، در گرنجر (یکی دیگر از حومههای سالتلیکسیتی) دستگیر شد. پلیس شواهد کافی برای بازداشت باندی نداشت و او با قرار التزام شخصی آزاد شد. باندی بعداً گفت که جستجوگران مجموعهای از عکسهای پولاروید از قربانیانش را که پنهان کرده بود، پیدا نکردند و او پس از آزادی آنها را از بین برد.
پلیس سالتلیکسیتی باندی را تحت نظارت ۲۴ ساعته قرار داد و تامپسون با دو کارآگاه دیگر به سیاتل پرواز کرد تا با کلوپفر مصاحبه کند. او به آنها گفت که در سال قبل از نقل مکان باندی به یوتا، اشیایی را در خانه خود و آپارتمان باندی پیدا کرده بود که «نمیتوانست درک کند». این اقلام شامل عصا، یک کیسه گچ پاریس که او اعتراف کرد از یک مرکز تجهیزات پزشکی دزدیده است، و یک ساطور گوشت که هرگز برای آشپزی استفاده نمیشد، بود. اشیاء دیگر شامل دستکشهای جراحی، یک چاقوی شرقی در جعبه چوبی که در داشبورد ماشینش نگه میداشت، و یک کیسه پر از لباسهای زنانه بود. باندی همیشه بدهکار بود و کلوپفر مشکوک بود که او تقریباً هر چیزی که ارزش قابل توجهی داشت و در اختیار داشت را دزدیده است. وقتی کلوپفر در مورد یک تلویزیون و استریوی جدید با او روبرو شد، باندی به او هشدار داد: «اگر به کسی بگویی، گردنت را میشکنم.» او گفت که باندی هر وقت به فکر کوتاه کردن موهایش میافتاد، که بلند و از وسط باز شده بود، «بسیار ناراحت» میشد. او گاهی نیمهشب از خواب بیدار میشد و میدید که باندی با چراغقوه زیر پتو در حال بررسی بدن اوست. او یک آچار چرخ که دستهاش تا نیمه نوارپیچ شده بود را در صندوق عقب ماشین کلوپفر—یک فولکسواگن بیتل دیگر که باندی اغلب قرض میگرفت—«برای محافظت» نگه میداشت. کارآگاهان تأیید کردند که باندی در هیچیک از شبهایی که قربانیان شمال غربی اقیانوس آرام ناپدید شده بودند و همچنین در روز ربوده شدن اوت و ناسلوند، با کلوپفر نبوده است. اندکی پس از آن، کتی مکچسنی، کارآگاه قتل سیاتل، با کلوپفر مصاحبه کرد و از وجود استفانی بروکس و نامزدی کوتاه او با باندی در حدود کریسمس ۱۹۷۳ مطلع شد.
در ۲ اوت ۱۹۷۵، مطابق با رویه دانشگاه، مدرک کارشناسی ارشد از کمبریج به او اعطا شد.
توفند نینا، که در فیلیپین به نام توفند ببنگ شناخته میشود، چهارمین توفند حارهای مرگبار ثبتشده است. حداقل ۲۲۹,۰۰۰ نفر پس از فروپاشی سد بانچیائو (در ژومادیان، استان هنان، چین) و ویرانی مناطق پاییندست جان باختند. فروپاشی سد به دلیل سیلهای شدید همچنین باعث فروپاشی زنجیرهای از سدهای کوچکتر شد که خسارات ناشی از توفند را افزایش داد.
زارا در سال ۱۹۷۵ توسط آمانسیو اورتگا و روزالیا مرا به عنوان یک کسبوکار خانوادگی در بخش شمالی اسپانیا، مرکز گالیسیا تأسیس شد. اولین فروشگاه آن شامل لباسهای ارزانقیمت، مد روز و مشابه مدلهای گرانقیمت بود. آمانسیو اورتگا نام زارا را انتخاب کرد زیرا نام مورد نظرش یعنی «زوربا» قبلاً ثبت شده بود.
در ۱۶ اوت ۱۹۷۵، باندی توسط باب هیوارد، افسر گشت بزرگراه یوتا، در گرنجر (یکی دیگر از حومههای سالتلیکسیتی) دستگیر شد. پلیس شواهد کافی برای بازداشت باندی نداشت و او با قرار التزام شخصی آزاد شد. باندی بعداً گفت که جستجوگران مجموعهای از عکسهای پولاروید از قربانیانش را که پنهان کرده بود، پیدا نکردند و او پس از آزادی آنها را از بین برد.
پلیس سالتلیکسیتی باندی را تحت نظارت ۲۴ ساعته قرار داد و تامپسون با دو کارآگاه دیگر به سیاتل پرواز کرد تا با کلوپفر مصاحبه کند. او به آنها گفت که در سال قبل از نقل مکان باندی به یوتا، اشیایی را در خانه خود و آپارتمان باندی پیدا کرده بود که «نمیتوانست درک کند». این اقلام شامل عصا، یک کیسه گچ پاریس که او اعتراف کرد از یک مرکز تجهیزات پزشکی دزدیده است، و یک ساطور گوشت که هرگز برای آشپزی استفاده نمیشد، بود. اشیاء دیگر شامل دستکشهای جراحی، یک چاقوی شرقی در جعبه چوبی که در داشبورد ماشینش نگه میداشت، و یک کیسه پر از لباسهای زنانه بود. باندی همیشه بدهکار بود و کلوپفر مشکوک بود که او تقریباً هر چیزی که ارزش قابل توجهی داشت و در اختیار داشت را دزدیده است. وقتی کلوپفر در مورد یک تلویزیون و استریوی جدید با او روبرو شد، باندی به او هشدار داد: «اگر به کسی بگویی، گردنت را میشکنم.» او گفت که باندی هر وقت به فکر کوتاه کردن موهایش میافتاد، که بلند و از وسط باز شده بود، «بسیار ناراحت» میشد. او گاهی نیمهشب از خواب بیدار میشد و میدید که باندی با چراغقوه زیر پتو در حال بررسی بدن اوست. او یک آچار چرخ که دستهاش تا نیمه نوارپیچ شده بود را در صندوق عقب ماشین کلوپفر—یک فولکسواگن بیتل دیگر که باندی اغلب قرض میگرفت—«برای محافظت» نگه میداشت. کارآگاهان تأیید کردند که باندی در هیچیک از شبهایی که قربانیان شمال غربی اقیانوس آرام ناپدید شده بودند و همچنین در روز ربوده شدن اوت و ناسلوند، با کلوپفر نبوده است. اندکی پس از آن، کتی مکچسنی، کارآگاه قتل سیاتل، با کلوپفر مصاحبه کرد و از وجود استفانی بروکس و نامزدی کوتاه او با باندی در حدود کریسمس ۱۹۷۳ مطلع شد.