من اینجا هستم. اگر میخواهید، امپراتور خود را بکشید
هنگ پنجم برای رهگیری ناپلئون اعزام شد و در ۷ مارس ۱۸۱۵ در جنوب گرونوبل با او تماس برقرار کرد. ناپلئون به تنهایی به سمت هنگ رفت، از اسب پیاده شد و هنگامی که در تیررس قرار گرفت، با فریاد به سربازان گفت: «من اینجا هستم. اگر میخواهید، امپراتور خود را بکشید.» سربازان به سرعت پاسخ دادند: «زنده باد امپراتور!» نی، که به پادشاه بازگشته بوربون، لوئی هجدهم، لاف زده بود که ناپلئون را در قفسی آهنین به پاریس خواهد آورد، با محبت امپراتور سابق خود را بوسید و سوگند وفاداری خود به پادشاه بوربون را فراموش کرد. سپس آن دو با ارتشی که رو به افزایش بود، به سمت پاریس حرکت کردند. لوئی هجدهم که محبوبیتی نداشت، پس از آنکه دریافت حمایت سیاسی چندانی ندارد، به بلژیک گریخت.
