ژنرال دونگ عملیات ۲۷۵ را آغاز کرد
در ۱۰ مارس ۱۹۷۵، ژنرال دونگ عملیات ۲۷۵ را آغاز کرد؛ یک حمله محدود به ارتفاعات مرکزی که با تانک و توپخانه سنگین پشتیبانی میشد. هدف، بون ما توت در استان داک لاک بود.
در ۱۰ مارس ۱۹۷۵، ژنرال دونگ عملیات ۲۷۵ را آغاز کرد؛ یک حمله محدود به ارتفاعات مرکزی که با تانک و توپخانه سنگین پشتیبانی میشد. هدف، بون ما توت در استان داک لاک بود.
ارتش جمهوری ویتنام (ARVN) در برابر این هجوم ناتوان ماند و نیروهایش در ۱۱ مارس فروپاشیدند.
در ۱۵ مارس، در ۱۰۰ مایلی (۱۶۰ کیلومتری) شمال شرقی اسنوماس، جولی کانینگهام، مربی اسکی ۲۶ ساله اهل ویل، هنگام پیادهروی از آپارتمانش به سمت یک قرار شام با یک دوست ناپدید شد. باندی بعداً به بازرسان کلرادو گفت که با عصا به کانینگهام نزدیک شده و از او خواسته به او کمک کند تا چکمههای اسکیاش را تا ماشینش ببرد، جایی که او را با ضربه بیهوش کرده و دستبند زد، سپس در محل دومی در نزدیکی رایفل، ۹۰ مایلی (۱۴۰ کیلومتری) غرب ویل، به او تجاوز کرده و خفهاش کرد. هفتهها بعد، او رانندگی شش ساعته از سالتلیکسیتی را انجام داد تا دوباره به بقایای جسد او سر بزند.
در ۲۰ مارس، تئو نظر خود را تغییر داد و دستور داد که هوئه، سومین شهر بزرگ ویتنام، به هر قیمتی حفظ شود، و سپس چندین بار سیاست خود را تغییر داد. با آغاز حمله ویتنام شمالی، وحشت حاکم شد و مقاومت ارتش جمهوری ویتنام در هم شکست.
در ۲۲ مارس، ارتش ویتنام شمالی (NVA) محاصره هوئه را آغاز کرد. غیرنظامیان به امید یافتن راهی برای فرار، به فرودگاه و اسکلهها هجوم بردند.
تا ۲۸ مارس، ۳۵ هزار نیروی ارتش ویتنام شمالی آماده حمله به حومه شهر بودند.
تا ۳۰ مارس، ۱۰۰ هزار نیروی ارتش جمهوری ویتنام که بدون فرمانده مانده بودند، تسلیم شدند و ارتش ویتنام شمالی پیروزمندانه وارد دا نانگ شد. با سقوط این شهر، دفاع از ارتفاعات مرکزی و استانهای شمالی به پایان رسید.
جیمز اوربان روپرت یک قاتل آمریکایی است که مسئول یکی از مرگبارترین تیراندازیها در یک اقامتگاه خصوصی در تاریخ ایالات متحده بود. در یکشنبه عید پاک، ۳۰ مارس ۱۹۷۵، روپرت ۱۱ عضو خانوادهاش را در خانه مادرش در خیابان ماینور ۶۳۵ در همیلتون، اوهایو، در حادثهای که به «کشتار یکشنبه عید پاک» معروف شد، به قتل رساند. او در حال گذراندن دو حبس ابد در مؤسسه اصلاح و تربیت آلن اوکوود در لیما، اوهایو است.
از سال ۱۹۷۵، کزینسکی دست به اقدامات خرابکارانه از جمله آتشسوزی و تلهگذاری علیه پروژههای توسعه در نزدیکی کلبهاش زد. او همچنین خود را وقف مطالعه جامعهشناسی و فلسفه سیاسی، از جمله آثار ژاک الول کرد.
در ۱۰ مارس ۱۹۷۵، ژنرال دونگ عملیات ۲۷۵ را آغاز کرد؛ یک حمله محدود به ارتفاعات مرکزی که با تانک و توپخانه سنگین پشتیبانی میشد. هدف، بون ما توت در استان داک لاک بود.
ارتش جمهوری ویتنام (ARVN) در برابر این هجوم ناتوان ماند و نیروهایش در ۱۱ مارس فروپاشیدند.
در ۱۵ مارس، در ۱۰۰ مایلی (۱۶۰ کیلومتری) شمال شرقی اسنوماس، جولی کانینگهام، مربی اسکی ۲۶ ساله اهل ویل، هنگام پیادهروی از آپارتمانش به سمت یک قرار شام با یک دوست ناپدید شد. باندی بعداً به بازرسان کلرادو گفت که با عصا به کانینگهام نزدیک شده و از او خواسته به او کمک کند تا چکمههای اسکیاش را تا ماشینش ببرد، جایی که او را با ضربه بیهوش کرده و دستبند زد، سپس در محل دومی در نزدیکی رایفل، ۹۰ مایلی (۱۴۰ کیلومتری) غرب ویل، به او تجاوز کرده و خفهاش کرد. هفتهها بعد، او رانندگی شش ساعته از سالتلیکسیتی را انجام داد تا دوباره به بقایای جسد او سر بزند.
در ۲۰ مارس، تئو نظر خود را تغییر داد و دستور داد که هوئه، سومین شهر بزرگ ویتنام، به هر قیمتی حفظ شود، و سپس چندین بار سیاست خود را تغییر داد. با آغاز حمله ویتنام شمالی، وحشت حاکم شد و مقاومت ارتش جمهوری ویتنام در هم شکست.
در ۲۲ مارس، ارتش ویتنام شمالی (NVA) محاصره هوئه را آغاز کرد. غیرنظامیان به امید یافتن راهی برای فرار، به فرودگاه و اسکلهها هجوم بردند.
تا ۲۸ مارس، ۳۵ هزار نیروی ارتش ویتنام شمالی آماده حمله به حومه شهر بودند.
تا ۳۰ مارس، ۱۰۰ هزار نیروی ارتش جمهوری ویتنام که بدون فرمانده مانده بودند، تسلیم شدند و ارتش ویتنام شمالی پیروزمندانه وارد دا نانگ شد. با سقوط این شهر، دفاع از ارتفاعات مرکزی و استانهای شمالی به پایان رسید.
جیمز اوربان روپرت یک قاتل آمریکایی است که مسئول یکی از مرگبارترین تیراندازیها در یک اقامتگاه خصوصی در تاریخ ایالات متحده بود. در یکشنبه عید پاک، ۳۰ مارس ۱۹۷۵، روپرت ۱۱ عضو خانوادهاش را در خانه مادرش در خیابان ماینور ۶۳۵ در همیلتون، اوهایو، در حادثهای که به «کشتار یکشنبه عید پاک» معروف شد، به قتل رساند. او در حال گذراندن دو حبس ابد در مؤسسه اصلاح و تربیت آلن اوکوود در لیما، اوهایو است.
از سال ۱۹۷۵، کزینسکی دست به اقدامات خرابکارانه از جمله آتشسوزی و تلهگذاری علیه پروژههای توسعه در نزدیکی کلبهاش زد. او همچنین خود را وقف مطالعه جامعهشناسی و فلسفه سیاسی، از جمله آثار ژاک الول کرد.