1والدین به الیزابتتاون نقل مکان کردند
میراث نانسی، مادر لینکلن، همچنان نامشخص است، اما به طور گسترده فرض میشود که او دختر لوسی هنکس بوده است. توماس و نانسی در ۱۲ ژوئن ۱۸۰۶ در شهرستان واشینگتن ازدواج کردند و به الیزابتتاون، کنتاکی نقل مکان کردند. آنها سه فرزند داشتند: سارا، آبراهام و توماس که در نوزادی درگذشت.
2تولد
آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹، به عنوان دومین فرزند توماس لینکلن و نانسی هنکس لینکلن، در یک کلبه چوبی یکاتاقه در مزرعه سینکینگ اسپرینگ در نزدیکی هاجنویل، کنتاکی متولد شد.
3توماس لینکلن مزارعی را در کنتاکی خرید یا اجاره کرد
توماس لینکلن قبل از اینکه تمام زمینهای خود به جز ۲۰۰ جریب (۸۱ هکتار) را در اختلافات دادگاهی بر سر اسناد مالکیت از دست بدهد، مزارعی را در کنتاکی خرید یا اجاره کرده بود.
4نقل مکان به ایندیانا
در سال ۱۸۱۶، خانواده به ایندیانا نقل مکان کردند، جایی که نقشهبرداریهای زمین و اسناد مالکیت قابل اعتمادتر بودند. ایندیانا یک قلمرو «آزاد» (بدون بردهداری) بود و آنها در یک «جنگل بکر» در شهرک هریکین، شهرستان پری، ایندیانا ساکن شدند.
5مرگ مادر
در ۵ اکتبر ۱۸۱۸، نانسی لینکلن بر اثر بیماری شیر درگذشت و سارای ۱۱ ساله را مسئول اداره خانهای کرد که شامل پدرش، آبراهام ۹ ساله و پسرعموی یتیم ۱۹ ساله نانسی، دنیس هنکس بود.
6توماس با سارا بوش جانستون ازدواج کرد
در ۲ دسامبر ۱۸۱۹، توماس با سارا بوش جانستون، بیوهای از الیزابتتاون، کنتاکی که خود سه فرزند داشت، ازدواج کرد. آبراهام به نامادریاش نزدیک شد و او را «مادر» خطاب میکرد.
7توماس سند مالکیت قطعی ۸۰ جریب زمین را به دست آورد
توماس با غلبه بر چالشهای مالی، در سال ۱۸۲۷ سند مالکیت قطعی ۸۰ جریب (۳۲ هکتار) زمین در ایندیانا را به دست آورد، منطقهای که به جامعه لیتل پیجن کریک تبدیل شد.
8مرگ خواهر
ده سال بعد، در ۲۰ ژانویه ۱۸۲۸، سارا هنگام به دنیا آوردن پسری مرده درگذشت که لینکلن را ویران کرد.
9لینکلن مسئولیت کارهای خانه را بر عهده گرفت
در نوجوانی، لینکلن مسئولیت کارهای خانه را بر عهده گرفت و طبق معمول تا ۲۱ سالگی تمام درآمدهای حاصل از کار خارج از خانه را به پدرش میداد. لینکلن قدبلند، قوی و ورزشکار بود و در استفاده از تبر مهارت پیدا کرد. او پس از پیروزی در یک مسابقه کشتی با رهبر مشهور اراذل و اوباش معروف به «پسران کلاریز گرو»، به قدرت و جسارت شهرت یافت.
10خانواده لینکلن از جمله توماس، به غرب به ایلینوی نقل مکان کردند
در مارس ۱۸۳۰، به دلیل ترس از شیوع مجدد بیماری شیر، چندین عضو از خانواده گسترده لینکلن، از جمله توماس، به غرب به ایلینوی، که یک ایالت آزاد بود، نقل مکان کردند و در شهرستان میکن ساکن شدند.
11توماس و سایر اعضای خانواده برای نقل مکان به یک خانه جدید آماده شدند
در سال ۱۸۳۱، هنگامی که توماس و سایر اعضای خانواده برای نقل مکان به یک خانه جدید در شهرستان کولز، ایلینوی آماده میشدند، آبراهام راه خود را جدا کرد.
12آبراهام خانه خود را در نیو سیلم بنا کرد
آبراهام به مدت شش سال در نیو سیلم، ایلینوی زندگی کرد.
13لینکلن و برخی از دوستانش کالاها را با قایق تخت به نیواورلئان بردند
لینکلن و برخی از دوستانش کالاها را با قایق تخت به نیواورلئان، لوئیزیانا بردند، جایی که برای اولین بار با بردهداری مواجه شد.
14خرید یک فروشگاه عمومی به صورت نسیه در نیو سیلم
در سال ۱۸۳۲، لینکلن با شریکی به نام دنتون آفات، یک فروشگاه عمومی را به صورت نسیه در نیو سیلم خریداری کرد.
15لینکلن وارد سیاست شد
اگرچه اقتصاد در حال رونق بود، کسبوکار با مشکل مواجه شد و لینکلن در نهایت سهم خود را فروخت. در آن ماه مارس، او وارد سیاست شد و برای مجلس قانونگذاری ایلینوی نامزد شد و از بهبود ناوبری در رودخانه سانگامون حمایت کرد. او میتوانست به عنوان یک قصهگو جمعیت را جذب کند، اما فاقد تحصیلات رسمی لازم، دوستان قدرتمند و پول بود و در انتخابات شکست خورد.
16لینکلن به طور مختصر مبارزات انتخاباتی خود را برای خدمت به عنوان کاپیتان در شبهنظامیان ایلینوی متوقف کرد
لینکلن به طور مختصر مبارزات انتخاباتی خود را برای خدمت به عنوان کاپیتان در شبهنظامیان ایلینوی در طول جنگ بلک هاک متوقف کرد. هنگامی که به مبارزات انتخاباتی و اولین سخنرانی خود بازگشت، دید که یکی از حامیانش در میان جمعیت مورد حمله قرار گرفته است، مهاجم را از «گردن و نشیمنگاه شلوارش» گرفت و او را پرتاب کرد. لینکلن از میان ۱۳ نامزد، هشتم شد (چهار نفر اول انتخاب شدند)، اگرچه ۲۷۷ رأی از ۳۰۰ رأی ریخته شده در حوزه انتخابیه نیو سیلم را به دست آورد.
17دومین مبارزات انتخاباتی لینکلن برای مجلس ایالتی
دومین مبارزات انتخاباتی لینکلن برای مجلس ایالتی در سال ۱۸۳۴، این بار به عنوان یک ویگ، با پیروزی بر یک رقیب قدرتمند ویگ همراه بود. سپس چهار دوره حضور او در مجلس نمایندگان ایلینوی برای شهرستان سانگامون دنبال شد. او از ساخت کانال ایلینوی و میشیگان حمایت کرد و بعداً کمیسر کانال شد. او به گسترش حق رأی فراتر از مالکان سفیدپوست به همه مردان سفیدپوست رأی داد، اما موضع «زمین آزاد» را اتخاذ کرد که با بردهداری و لغو آن مخالف بود.
18به طور رسمی نامزد نبودند
اولین علاقه عاشقانه لینکلن، آن راتلج بود که هنگام نقل مکان به نیو سیلم با او آشنا شد. تا سال ۱۸۳۵، آنها در یک رابطه بودند اما به طور رسمی نامزد نبودند.
19آن درگذشت
آن در ۲۵ اوت ۱۸۳۵، به احتمال زیاد بر اثر تب تیفوئید درگذشت.
20پذیرش در کانون وکلای ایلینوی
لینکلن که در سال ۱۸۳۶ در کانون وکلای ایلینوی پذیرفته شد، به اسپرینگفیلد نقل مکان کرد و شروع به وکالت تحت نظر جان تی. استوارت، پسرعموی مری تاد کرد.
21«نهاد بردهداری بر پایه بیعدالتی و سیاست بد بنا شده است»
در سال ۱۸۳۷ لینکلن اعلام کرد: «نهاد بردهداری بر پایه بیعدالتی و سیاست بد بنا شده است، اما ترویج دکترینهای لغو بردهداری بیشتر باعث افزایش شرارتهای آن میشود تا کاهش آن.» او از حمایت هنری کلی از انجمن استعمار آمریکا که از برنامهای برای لغو بردهداری همراه با اسکان بردگان آزاد شده در لیبریا حمایت میکرد، پشتیبانی کرد.
22نامزدی لینکلن و مری
لینکلن در سال ۱۸۳۹ با مری تاد در اسپرینگفیلد، ایلینوی آشنا شد و سال بعد آنها نامزد کردند.
23ازدواج
عروسی که برای ۱ ژانویه ۱۸۴۱ برنامهریزی شده بود به درخواست لینکلن لغو شد، اما آنها آشتی کردند و در ۴ نوامبر ۱۸۴۲ در عمارت خواهر مری در اسپرینگفیلد ازدواج کردند.
24لینکلن توسط جان جی. هاردین شکست خورد
در سال ۱۸۴۳، لینکلن به دنبال نامزدی حزب ویگ برای کرسی حوزه هفتم ایلینوی در مجلس نمایندگان ایالات متحده بود؛ او توسط جان جی. هاردین شکست خورد، اگرچه موفق شد حزب را متقاعد کند که هاردین را تنها به یک دوره نمایندگی محدود کند.
25تولد رابرت تاد لینکلن
لینکلن همسری مهربان و پدری برای چهار پسر بود، اگرچه کارش مرتباً او را از خانه دور نگه میداشت. بزرگترین آنها، رابرت تاد لینکلن، در سال ۱۸۴۳ متولد شد و تنها فرزندی بود که به سن بلوغ رسید.
26لینکلن وکالت را با ویلیام هرندون آغاز کرد
لینکلن در جریان بازجوییهای متقابل و استدلالهای پایانی به عنوان یک مبارز حقوقی قدرتمند ظاهر شد. او چندین سال با استیون تی. لوگان شریک بود و در سال ۱۸۴۴ کار خود را با ویلیام هرندون، «مرد جوانی سختکوش»، آغاز کرد.
27لینکلن و مری خانهای خریدند
در سال ۱۸۴۴، این زوج خانهای در اسپرینگفیلد در نزدیکی دفتر حقوقی او خریدند. مری با کمک یکی از بستگان و یک خدمتکار استخدامشده، خانهداری میکرد.
28ادوارد بیکر لینکلن
ادوارد بیکر لینکلن (ادی)، متولد ۱۸۴۶، در ۱ فوریه ۱۸۵۰، احتمالاً بر اثر بیماری سل درگذشت.
29لینکلن علیه جنگ آمریکا و مکزیک سخنرانی کرد
در حوزه سیاست خارجی و نظامی، لینکلن علیه جنگ آمریکا و مکزیک سخنرانی کرد و آن را به میل رئیسجمهور جیمز کی. پولک برای «شکوه نظامی - آن رنگینکمان جذابی که در رگبارهای خون برمیخیزد» نسبت داد.
30لینکلن در انتخابات پیروز شد
لینکلن نه تنها استراتژی خود برای کسب نامزدی در سال ۱۸۴۶ را با موفقیت اجرا کرد، بلکه در انتخابات نیز پیروز شد. او تنها عضو حزب ویگ در هیئت نمایندگی ایلینوی بود، اما به اندازه هر کس دیگری وظیفهشناس بود، در تقریباً تمام رأیگیریها شرکت کرد و سخنرانیهایی ایراد کرد که کاملاً در راستای خط مشی حزب بود.
لینکلن در سال ۱۸۴۶ متعهد شده بود که تنها یک دوره در مجلس خدمت کند.
31لینکلن از متمم ویلموت حمایت کرد
لینکلن از متمم ویلموت حمایت کرد، پیشنهادی شکستخورده برای ممنوعیت بردهداری در هر قلمرویی از ایالات متحده که از مکزیک گرفته شده بود.
32قطعنامههای نقطه (Spot Resolutions)
لینکلن با تدوین و ارائه «قطعنامههای نقطه» بر مخالفت خود با پولک تأکید کرد. جنگ با کشتار سربازان آمریکایی توسط مکزیکیها در قلمرو مورد مناقشه مکزیک آغاز شده بود و پولک اصرار داشت که سربازان مکزیکی «به قلمرو ما تجاوز کرده و خون هموطنان ما را بر خاک ما ریختهاند».
لینکلن از پولک خواست که به کنگره نشان دهد دقیقاً در چه نقطهای خون ریخته شده و ثابت کند که آن نقطه در خاک آمریکا بوده است. این قطعنامه در کنگره و روزنامههای ملی نادیده گرفته شد و باعث شد لینکلن حمایت سیاسی خود را در حوزهاش از دست بدهد. یک روزنامه ایلینوی به تمسخر به او لقب «لینکلنِ نقطهای» داد. لینکلن بعدها از برخی اظهارات خود، بهویژه حمله به اختیارات جنگی رئیسجمهور، ابراز پشیمانی کرد.
33لینکلن از ژنرال زکری تیلور برای نامزدی حزب ویگ حمایت کرد
لینکلن در انتخابات ریاستجمهوری ۱۸۴۸ از ژنرال زکری تیلور برای نامزدی حزب ویگ حمایت کرد.
34لینکلن حق اختراعی برای یک وسیله شناور جهت حرکت قایقها در آبهای کمعمق دریافت کرد
در سال ۱۸۴۹، لینکلن حق اختراعی برای یک وسیله شناور جهت حرکت قایقها در آبهای کمعمق دریافت کرد. این ایده هرگز تجاری نشد، اما لینکلن را به تنها رئیسجمهوری تبدیل کرد که دارای حق اختراع بوده است.
35شکست مصالحه ۱۸۵۰
بحث بر سر وضعیت بردهداری در قلمروها نتوانست تنشهای بین جنوب بردهدار و شمال آزاد را کاهش دهد، و این امر با شکست «مصالحه ۱۸۵۰»، که یک بسته قانونی برای رسیدگی به این موضوع بود، همراه شد.
36ویلیام والاس لینکلن
سومین پسر لینکلن، «ویلی» لینکلن در ۲۱ دسامبر ۱۸۵۰ متولد شد و در ۲۰ فوریه ۱۸۶۲ بر اثر تب در کاخ سفید درگذشت.
37تد لینکلن
کوچکترین آنها، توماس «تد» لینکلن، در ۴ آوریل ۱۸۵۳ متولد شد و پس از پدرش زنده ماند، اما در ۱۶ ژوئیه ۱۸۷۱ در ۱۸ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.
38حزب جمهوریخواه تأسیس شد
حزب جمهوریخواه در سال ۱۸۵۴ توسط مخالفان قانون کانزاس-نبراسکا تأسیس شد، قانونی که اجازه گسترش احتمالی بردهداری به قلمروهای غربی را میداد.
39قانون کانزاس-نبراسکا
لینکلن در مرثیهخوانی خود برای کلی در سال ۱۸۵۲، بر حمایت او از آزادی تدریجی بردگان و مخالفت با «هر دو افراط» در مسئله بردهداری تأکید کرد. با بالا گرفتن بحث بردهداری در قلمروهای نبراسکا و کانزاس، سناتور ایلینوی، استیون ای. داگلاس، «حاکمیت مردمی» را به عنوان یک مصالحه پیشنهاد کرد؛ این اقدام به رأیدهندگان هر قلمرو اجازه میداد وضعیت بردهداری را تعیین کنند. این قانون بسیاری از شمالیها را که به دنبال جلوگیری از گسترش بردهداری بودند، نگران کرد، اما قانون کانزاس-نبراسکای داگلاس در مه ۱۸۵۴ با اختلاف کمی از کنگره گذشت.
40لینکلن به مجلس قانونگذاری ایلینوی انتخاب شد اما از پذیرش کرسی خود خودداری کرد
در سال ۱۸۵۴، لینکلن به مجلس قانونگذاری ایلینوی انتخاب شد اما از پذیرش کرسی خود خودداری کرد. انتخابات آن سال نشاندهنده مخالفت شدید با قانون کانزاس-نبراسکا بود و در پی آن، لینکلن به دنبال انتخاب شدن برای مجلس سنای ایالات متحده بود.
41سخنرانی پئوریا
لینکلن تا ماهها بعد در «سخنرانی پئوریا» در اکتبر ۱۸۵۴ در مورد این قانون اظهار نظر نکرد. لینکلن سپس مخالفت خود را با بردهداری اعلام کرد، موضعی که در مسیر رسیدن به ریاستجمهوری تکرار کرد.
او گفت که قانون کانزاس دارای «بیتفاوتی اعلامشده است، اما همانطور که باید فکر کنم، یک اشتیاق واقعی پنهان برای گسترش بردهداری دارد. من نمیتوانم از آن متنفر نباشم. من از آن متنفرم به خاطر بیعدالتی فاحش خود بردهداری. من از آن متنفرم چون نمونه جمهوریخواه ما را از نفوذ عادلانهاش در جهان محروم میکند...» حملات لینکلن به قانون کانزاس-نبراسکا نشاندهنده بازگشت او به زندگی سیاسی بود.
42درگیریهای سیاسی خشونتآمیز در کانزاس ادامه یافت
درگیریهای سیاسی خشونتآمیز در کانزاس ادامه یافت و مخالفت با قانون کانزاس-نبراسکا در سراسر شمال همچنان قوی بود.
43کنوانسیون بلومینگتون
با نزدیک شدن به انتخابات ۱۸۵۶، لینکلن به جمهوریخواهان پیوست و در کنوانسیون بلومینگتون شرکت کرد که رسماً حزب جمهوریخواه ایلینوی را تأسیس کرد.
پلتفرم این کنوانسیون حق کنگره برای تنظیم بردهداری در قلمروها را تأیید کرد و از پذیرش کانزاس به عنوان یک ایالت آزاد حمایت نمود.
44سخنرانی گمشده لینکلن
لینکلن آخرین سخنرانی کنوانسیون را در حمایت از پلتفرم حزب ایراد کرد و خواستار حفظ اتحادیه شد.
45کنوانسیون ملی جمهوریخواهان در ژوئن ۱۸۵۶
در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان در ژوئن ۱۸۵۶، اگرچه لینکلن برای نامزدی معاونت ریاستجمهوری حمایتهایی دریافت کرد، اما جان سی. فریمونت و ویلیام دیتون به عنوان نامزدهای نهایی انتخاب شدند که لینکلن در سراسر ایلینوی از آنها حمایت کرد.
دموکراتها جیمز بیوکنن، وزیر امور خارجه سابق، و حزب «نودانستینگ» (Know-Nothings)، میلارد فیلمور، رئیسجمهور سابق از حزب ویگ را نامزد کردند.
46آب صادق
از سال ۱۸۵۳ تا ۱۸۶۰، یکی از بزرگترین مشتریان او راهآهن مرکزی ایلینوی بود. شهرت حقوقی او باعث شد لقب «آب صادق» (Honest Abe) به او داده شود.
47پرونده درید اسکات علیه سندفورد
درید اسکات بردهای بود که اربابش او را طبق «سازش میسوری» از یک ایالت بردهدار به یک قلمرو آزاد برد. پس از اینکه اسکات به ایالت بردهدار بازگردانده شد، برای آزادی خود به یک دادگاه فدرال دادخواست داد.
دادخواست او در پرونده «درید اسکات علیه سندفورد» (۱۸۵۷) رد شد. راجر بی. تانی، رئیس دیوان عالی، در این حکم نوشت که سیاهپوستان شهروند نیستند و هیچ حقی از قانون اساسی دریافت نمیکنند. در حالی که بسیاری از دموکراتها امیدوار بودند که پرونده درید اسکات به مناقشه بر سر بردهداری در قلمروها پایان دهد، این تصمیم خشم بیشتری را در شمال برانگیخت.
لینکلن آن را محصول توطئه دموکراتها برای حمایت از «قدرت بردهداری» دانست. او استدلال کرد که این تصمیم با اعلامیه استقلال در تضاد است؛ او گفت که اگرچه بنیانگذاران معتقد نبودند همه انسانها از هر نظر برابرند، اما معتقد بودند که همه انسانها «در برخی حقوق غیرقابل سلب، که از جمله آنها زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی است» برابرند.
48سخنرانی «خانه از هم گسیخته» لینکلن
لینکلن با پذیرش نامزدی، سخنرانی «خانه از هم گسیخته» خود را با ارجاع کتاب مقدسی مرقس ۳:۲۵ ایراد کرد: «خانهای که علیه خود تقسیم شده باشد، نمیتواند پابرجا بماند. من معتقدم که این دولت نمیتواند به طور دائم نیمی برده و نیمی آزاد باقی بماند. من انتظار ندارم که اتحادیه منحل شود - انتظار ندارم که خانه فرو بریزد - اما انتظار دارم که دیگر تقسیمشده نباشد. این کشور یا کاملاً یک چیز خواهد شد یا کاملاً چیز دیگر.»
این سخنرانی تصویری آشکار از خطر تجزیه ایجاد کرد. سپس زمینه برای انتخابات مجلس ایلینوی فراهم شد که به نوبه خود لینکلن یا داگلاس را انتخاب میکرد. داگلاس پس از اطلاع از نامزدی لینکلن گفت: «[لینکلن] مرد قدرتمند حزب است... و اگر او را شکست دهم، پیروزیام به سختی به دست خواهد آمد.»
49دفاع از ویلیام «داف» آرمسترانگ
لینکلن در یک محاکمه جنایی در سال ۱۸۵۸ از ویلیام «داف» آرمسترانگ که به اتهام قتل جیمز پرستون متزکر محاکمه میشد، دفاع کرد.
این پرونده به دلیل استفاده لینکلن از حقیقتی که با «اطلاع قضایی» ثابت شده بود برای به چالش کشیدن اعتبار یک شاهد عینی مشهور است. پس از اینکه شاهد مخالف شهادت داد که جنایت را در نور ماه دیده است، لینکلن یک «سالنامه کشاورزان» ارائه کرد که نشان میداد ماه در زاویه پایینی قرار داشته و دید را به شدت کاهش داده است. آرمسترانگ تبرئه شد.
50داگلاس برای انتخاب مجدد در مجلس سنا نامزد بود
در سال ۱۸۵۸، داگلاس برای انتخاب مجدد در مجلس سنا نامزد بود و لینکلن امیدوار بود او را شکست دهد. بسیاری در حزب معتقد بودند که یک ویگ سابق باید در سال ۱۸۵۸ نامزد شود و فعالیتهای انتخاباتی لینکلن در سال ۱۸۵۶ و حمایت او از ترامبول، برای او امتیازی محسوب میشد.
برخی از جمهوریخواهان شرقی به دلیل مخالفت داگلاس با «قانون اساسی لکمپتون» و پذیرش کانزاس به عنوان یک ایالت بردهدار، از او حمایت کردند. بسیاری از جمهوریخواهان ایلینوی از این دخالت شرقیها خشمگین بودند. برای اولین بار، جمهوریخواهان ایلینوی کنوانسیونی برگزار کردند تا بر سر یک نامزد سنا توافق کنند و لینکلن با مخالفت کمی برنده نامزدی شد.
51ایلینوی اشتاتس-آنزایگر
در مه ۱۸۵۹، لینکلن «ایلینوی اشتاتس-آنزایگر» را خریداری کرد، یک روزنامه آلمانیزبان که همواره حامی او بود؛ اکثر ۱۳۰ هزار آلمانی-آمریکایی ایالت به دموکراتها رأی میدادند، اما این روزنامه آلمانیزبان حمایت جمهوریخواهان را بسیج کرد.
در پی انتخابات ۱۸۵۸، روزنامهها مکرراً از لینکلن به عنوان نامزد احتمالی ریاستجمهوری جمهوریخواهان یاد میکردند که رقبایی چون ویلیام اچ. سوارد، سالمون پی. چیس، ادوارد بیتس و سایمون کامرون داشت. در حالی که لینکلن در غرب میانه محبوب بود، در شمال شرق حمایت کافی نداشت و مطمئن نبود که آیا باید برای این مقام تلاش کند یا خیر.
52دفاع از سیمئون کوین
در آستانه مبارزات انتخاباتی ریاستجمهوری، لینکلن با دفاع از سیمئون کوین «پیچی» هریسون که پسرعموی سوم او بود، جایگاه خود را در یک پرونده قتل در سال ۱۸۵۹ ارتقا داد؛ هریسون همچنین نوه رقیب سیاسی لینکلن، کشیش پیتر کارترایت بود.
هریسون به قتل گریس کرافتون متهم شده بود که در حالی که بر اثر جراحات در حال مرگ بود، نزد کارترایت اعتراف کرده بود که هریسون را تحریک کرده است.
لینکلن با عصبانیت به تصمیم اولیه قاضی مبنی بر رد شهادت کارترایت درباره اعتراف به عنوان «شنیدهها» اعتراض کرد. لینکلن استدلال کرد که این شهادت شامل یک «اظهارات در حال مرگ» است و مشمول قانون شنیدهها نمیشود. قاضی که یک دموکرات بود، به جای اینکه لینکلن را به دلیل توهین به دادگاه مجازات کند، حکم خود را تغییر داد و شهادت را به عنوان مدرک پذیرفت که منجر به تبرئه هریسون شد.
53لینکلن به گروهی از متحدان سیاسی خود گفت که در صورت پیشنهاد، نامزدی را میپذیرد
در ژانویه ۱۸۶۰، لینکلن به گروهی از متحدان سیاسی خود گفت که در صورت پیشنهاد، نامزدی را میپذیرد و در ماههای بعد چندین روزنامه محلی از نامزدی او حمایت کردند.
54سخنرانی کوپر یونیون
در ۲۷ فوریه ۱۸۶۰، جمهوریخواهان قدرتمند نیویورک از لینکلن دعوت کردند تا در «کوپر یونیون» سخنرانی کند. او در آنجا استدلال کرد که بنیانگذاران کشور اعتقادی به «حاکمیت مردمی» نداشتند و بارها به دنبال محدود کردن بردهداری بودند. او تأکید کرد که اخلاق حکم میکند با بردهداری مخالفت شود و هرگونه «تلاش برای یافتن راه میانه بین حق و باطل» را رد کرد.
بسیاری از حضار فکر میکردند که او ناشیانه و حتی زشت به نظر میرسد. اما لینکلن رهبری فکری خود را نشان داد که او را به یک مدعی جدی تبدیل کرد. نوآ بروکس، روزنامهنگار، گزارش داد: «هیچکس تا به حال در اولین درخواست خود از مخاطبان نیویورکی چنین تأثیری نگذاشته بود.»
55کنوانسیون ایالتی جمهوریخواهان ایلینوی
در ۹ تا ۱۰ مه ۱۸۶۰، کنوانسیون ایالتی جمهوریخواهان ایلینوی در دکاتور برگزار شد. پیروان لینکلن یک تیم انتخاباتی به رهبری دیوید دیویس، نورمن جاد، لئونارد سوت و جسی دوبوآ تشکیل دادند و لینکلن اولین حمایت خود را دریافت کرد.
56کنوانسیون ملی جمهوریخواهان در شیکاگو
در ۱۸ مه، در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان در شیکاگو، لینکلن در دور سوم رأیگیری با شکست دادن نامزدهایی مانند سیوارد و چیس، نامزدی حزب را به دست آورد.
هانیبال هملین از مین، که یک دموکرات سابق بود، برای معاونت ریاستجمهوری نامزد شد تا توازن در فهرست انتخاباتی ایجاد شود. موفقیت لینکلن به تیم انتخاباتیاش، شهرتش به عنوان فردی میانهرو در مسئله بردهداری، و حمایت قویاش از اصلاحات داخلی و تعرفهها بستگی داشت.
57لینکلن به عنوان شانزدهمین رئیسجمهور انتخاب شد
در ۶ نوامبر ۱۸۶۰، لینکلن به عنوان شانزدهمین رئیسجمهور انتخاب شد. او اولین رئیسجمهور جمهوریخواه بود و پیروزیاش کاملاً مدیون حمایت او در شمال و غرب بود؛ در ۱۰ ایالت از ۱۵ ایالت بردهدار جنوبی، هیچ رأیی به نفع او به صندوق ریخته نشد و او تنها در دو شهرستان از ۹۹۶ شهرستان در تمام ایالتهای جنوبی پیروز شد.
لینکلن ۱,۸۶۶,۴۵۲ رأی، یا ۳۹.۸٪ از کل آرا را در یک رقابت چهارجانبه به دست آورد و ایالتهای آزاد شمالی، و همچنین کالیفرنیا و اورگن را برد.
پیروزی او در کالج انتخاباتی قاطع بود: لینکلن ۱۸۰ رأی در برابر ۱۲۳ رأی رقبایش به دست آورد.
58لینکلن و جمهوریخواهان سازش پیشنهادی کریتندن را رد کردند
تلاشهایی برای سازش صورت گرفت، اما لینکلن و جمهوریخواهان سازش پیشنهادی کریتندن را به دلیل مغایرت با پلتفرم حزب مبنی بر عدم گسترش بردهداری در قلمروها رد کردند. لینکلن گفت: «من پیش از آنکه به هرگونه امتیاز یا سازشی تن دهم که به نظر میرسد خرید امتیاز تصاحب این دولتی است که ما حق قانونی آن را داریم، مرگ را تحمل خواهم کرد.»
59کارولینای جنوبی با تصویب حکم جدایی پیشگام شد
در ۲۰ دسامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با تصویب حکم جدایی، پیشگام شد.
60جداییطلبان پیش از آغاز به کار لینکلن، برنامههایی برای ترک اتحادیه اجرا کردند
در واکنش به انتخاب لینکلن، جداییطلبان پیش از آغاز به کار او در مارس ۱۸۶۱، برنامههایی را برای ترک اتحادیه اجرا کردند.
61فلوریدا، میسیسیپی، آلاباما، جورجیا، لوئیزیانا و تگزاس به دنبال آن آمدند
تا ۱ فوریه ۱۸۶۱، فلوریدا، میسیسیپی، آلاباما، جورجیا، لوئیزیانا و تگزاس (به دنبال کارولینای جنوبی) جدا شدند.
62ایالات مؤتلفه آمریکا
شش ایالت از این ایالتها خود را یک ملت مستقل به نام ایالات مؤتلفه آمریکا اعلام کردند و قانون اساسی تصویب کردند.
63کنفدراسیون، جفرسون دیویس را انتخاب کرد
رئیسجمهور بیوکنن و رئیسجمهور منتخب لینکلن از به رسمیت شناختن کنفدراسیون خودداری کردند و جدایی را غیرقانونی اعلام کردند. کنفدراسیون در ۹ فوریه ۱۸۶۱، جفرسون دیویس را به عنوان رئیسجمهور موقت خود انتخاب کرد.
64لینکلن با لباس مبدل وارد واشینگتن دی.سی. شد
در ۲۳ فوریه ۱۸۶۱، لینکلن با لباس مبدل وارد واشینگتن دی.سی. شد که تحت حفاظت نظامی شدید قرار داشت.
65متمم کوروین
لینکلن به طور ضمنی از متمم کوروین در قانون اساسی حمایت کرد که از کنگره گذشت و در زمان آغاز به کار لینکلن در انتظار تصویب توسط ایالتها بود. آن متمم محکوم به شکست، بردهداری را در ایالتهایی که قبلاً وجود داشت، محافظت میکرد.
چند هفته قبل از جنگ، لینکلن نامهای به تمام فرمانداران فرستاد و به آنها اطلاع داد که کنگره قطعنامه مشترکی برای اصلاح قانون اساسی تصویب کرده است.
66یک رئیسجمهور
دوره ریاستجمهوری آبراهام لینکلن در ۴ مارس ۱۸۶۱، زمانی که به عنوان شانزدهمین رئیسجمهور ایالات متحده سوگند یاد کرد، آغاز شد.
67اولین سخنرانی مراسم تحلیف آبراهام لینکلن
لینکلن سخنرانی تحلیف خود را خطاب به جنوب ایراد کرد و بار دیگر اعلام کرد که هیچ تمایلی به لغو بردهداری در ایالتهای جنوبی ندارد:
به نظر میرسد در میان مردم ایالتهای جنوبی این نگرانی وجود دارد که با روی کار آمدن یک دولت جمهوریخواه، دارایی، صلح و امنیت شخصی آنها به خطر بیفتد. هرگز هیچ دلیل معقولی برای چنین نگرانیای وجود نداشته است. در واقع، شواهد کافی و متضاد با آن همواره وجود داشته و در دسترس آنها بوده است. این شواهد در تقریباً تمام سخنرانیهای منتشر شده کسی که اکنون با شما صحبت میکند، یافت میشود. من تنها بخشی از یکی از آن سخنرانیها را نقل میکنم که اعلام میکنم: «من هیچ قصدی، مستقیم یا غیرمستقیم، برای مداخله در نهاد بردهداری در ایالتهایی که در آن وجود دارد، ندارم. من معتقدم که هیچ حق قانونی برای انجام این کار ندارم و هیچ تمایلی هم به انجام آن ندارم.»
— اولین سخنرانی تحلیف، ۴ مارس ۱۸۶۱.
68آغاز جنگ داخلی
سرگرد رابرت اندرسون، فرمانده قلعه سامتر اتحادیه در چارلستون، کارولینای جنوبی، درخواستی برای تأمین آذوقه به واشینگتن فرستاد و دستور لینکلن برای پاسخ به این درخواست توسط جداییطلبان به عنوان یک اقدام جنگی تلقی شد. در ۱۲ آوریل ۱۸۶۱، نیروهای کنفدراسیون به نیروهای اتحادیه در قلعه سامتر شلیک کردند و نبرد آغاز شد.
69لینکلن از ایالتها خواست تا دستههایی به مجموع ۷۵,۰۰۰ سرباز اعزام کنند
در ۱۵ آوریل، لینکلن از ایالتها خواست تا دستههایی به مجموع ۷۵,۰۰۰ سرباز برای بازپسگیری قلعهها، محافظت از واشینگتن و «حفظ اتحادیه» اعزام کنند، که به نظر او، با وجود ایالتهای جدا شده، همچنان دستنخورده باقی مانده بود.
این فراخوان ایالتها را مجبور به انتخاب طرف کرد. ویرجینیا جدا شد و با تعیین ریچموند به عنوان پایتخت کنفدراسیون، با وجود آسیبپذیریاش در برابر خطوط اتحادیه، پاداش گرفت. کارولینای شمالی، تنسی و آرکانزاس در طول دو ماه بعد به دنبال آن آمدند. احساسات جداییطلبانه در میزوری و مریلند قوی بود، اما پیروز نشد؛ کنتاکی بیطرف ماند.
حمله به قلعه سامتر، آمریکاییهای شمال خط میسون-دیکسون را برای دفاع از ملت متحد کرد.
70شورش بالتیمور در سال ۱۸۶۱
همزمان با اعزام هنگهای اتحادیه به جنوب توسط ایالتها، در ۱۹ آوریل، گروههای اوباش در بالتیمور که کنترل خطوط ریلی را در دست داشتند، به نیروهای اتحادیه که در حال تعویض قطار بودند، حمله کردند. گروههایی از رهبران محلی بعداً پلهای ریلی حیاتی به سمت پایتخت را به آتش کشیدند و ارتش در پاسخ، مقامات محلی مریلند را دستگیر کرد. لینکلن حکم «هابیاس کورپوس» (احضار زندانی به دادگاه) را در هر کجا که برای امنیت نیروهایی که سعی در رسیدن به واشنگتن داشتند لازم بود، به حالت تعلیق درآورد.
جان مریمن، یکی از مقامات مریلند که مانع حرکت نیروهای ایالات متحده میشد، از راجر بی. تانی، رئیس دیوان عالی کشور، درخواست کرد تا حکم هابیاس کورپوس صادر کند. در ماه ژوئن، تانی با صدور حکمی تنها برای دادگاه بدوی در پرونده «اکس پارته مریمن»، این حکم را صادر کرد که به اعتقاد او تنها توسط کنگره قابل تعلیق بود. لینکلن به سیاست تعلیق در مناطق منتخب ادامه داد.
71لینکلن در سال ۱۸۶۱ به دوستانش گفت که «یک ویگ قدیمی و پیرو هنری کلی» است
لینکلن با وفاداری به سوابق خود، در سال ۱۸۶۱ به دوستانش گفت که «یک ویگ قدیمی و پیرو هنری کلی» است. حزب آنها طرفدار نوسازی اقتصادی در بانکداری، تعرفهها برای تأمین مالی بهبودهای داخلی از جمله راهآهن و شهرنشینی بود.
72ماجرای ترنت
در ماجرای ترنت در سال ۱۸۶۱ که تهدیدی برای جنگ با بریتانیای کبیر بود، نیروی دریایی ایالات متحده به طور غیرقانونی یک کشتی پستی بریتانیایی به نام «ترنت» را در آبهای آزاد متوقف کرد و دو فرستاده کنفدراسیون را دستگیر نمود؛ بریتانیا به شدت اعتراض کرد در حالی که ایالات متحده هلهله میکرد. لینکلن با آزادی دو دیپلمات، به این بحران پایان داد. جیمز جی. رندال، زندگینامهنویس، تکنیکهای موفق لینکلن را اینگونه تحلیل کرد:
خویشتنداری او، پرهیز از هرگونه ابراز تندخویی، نرم کردن زودهنگام نگرش وزارت امور خارجه نسبت به بریتانیا، احترام او به سوارد و سامنر، خودداری از انتشار یادداشتی که برای آن موقعیت آماده کرده بود، آمادگی او برای داوری، سکوت طلاییاش در خطاب به کنگره، زیرکیاش در تشخیص اینکه جنگ باید دفع شود، و درک روشن او از اینکه میتوان در عین جلب رضایت یک کشور دوست، جایگاهی برای موضع واقعی آمریکا تثبیت کرد.
73نبرد اول بول ران
پس از شکست اتحادیه در بول ران و بازنشستگی وینفیلد اسکات، لینکلن سرلشکر جورج بی. مککللن را به عنوان فرمانده کل ارتش منصوب کرد.
74لینکلن قانون مصادره را امضا کرد
در ۶ اوت ۱۸۶۱، لینکلن قانون مصادره را امضا کرد که به موجب آن اقدامات قضایی برای مصادره و آزادی بردگانی که برای حمایت از کنفدراسیونها به کار گرفته میشدند، مجاز شد. این قانون تأثیر عملی چندانی نداشت، اما نشاندهنده حمایت سیاسی از لغو بردهداری بود.
75جان سی. فریمونت فرمان نظامی آزادی بردگان شورشیان را صادر کرد
در اوت ۱۸۶۱، ژنرال جان سی. فریمونت، نامزد ریاستجمهوری جمهوریخواه در سال ۱۸۵۶، بدون مشورت با واشنگتن، یک فرمان نظامی برای آزادی بردگان شورشیان صادر کرد. لینکلن این اعلامیه غیرقانونی را به دلیل انگیزه سیاسی و فقدان ضرورت نظامی لغو کرد.
در نتیجه، تعداد سربازان داوطلب اتحادیه از مریلند، کنتاکی و میزوری بیش از ۴۰,۰۰۰ نفر افزایش یافت.
76لینکلن وزیر جنگ، سایمون کامرون را با ادوین استانتون جایگزین کرد
لینکلن با دقت گزارشهای تلگرافی که به وزارت جنگ میرسید را زیر نظر داشت. او تمام مراحل تلاشها را دنبال میکرد، با فرمانداران مشورت میکرد و ژنرالها را بر اساس موفقیت، ایالت و حزبشان انتخاب میکرد.
در ژانویه ۱۸۶۲، پس از شکایتهایی مبنی بر ناکارآمدی و سودجویی در وزارت جنگ، لینکلن وزیر جنگ، سایمون کامرون را با ادوین استانتون جایگزین کرد. استانتون فعالیتهای وزارت جنگ را متمرکز کرد، قراردادها را حسابرسی و لغو نمود و ۱۷,۰۰۰,۰۰۰ دلار برای دولت فدرال صرفهجویی کرد.
77لینکلن مککللن را برکنار کرد
در سال ۱۸۶۲، لینکلن مککللن را به دلیل بیعملی مداوم این ژنرال برکنار کرد. او در ماه ژوئیه هنری هالک را ارتقا داد و جان پوپ را به عنوان رئیس ارتش جدید ویرجینیا منصوب کرد.
78لینکلن دو تلاش فریمونت برای آزادی بردگان را رد کرد
لینکلن دو تلاش فریمونت برای آزادی بردگان در اوت ۱۸۶۱ و همچنین تلاشی از سوی سرلشکر دیوید هانتر در مه ۱۸۶۲ را به این دلیل که در حیطه اختیارات آنها نبود و باعث ناراحتی ایالتهای مرزی وفادار میشد، رد کرد.
79انتخابات میاندورهای ۱۸۶۲
مککللن در برابر درخواست رئیسجمهور برای تعقیب ارتش در حال عقبنشینی لی مقاومت کرد، در حالی که ژنرال دان کارلوس بوئل نیز از دستورات برای حرکت ارتش اوهایو علیه نیروهای شورشی در شرق تنسی سر باز زد.
لینکلن، ویلیام رزکرانس را جایگزین بوئل کرد؛ و پس از انتخابات میاندورهای ۱۸۶۲، آمبروز برنساید را جایگزین مککللن نمود. این انتصابات از سوی لینکلن هم از نظر سیاسی خنثی و هم هوشمندانه بود.
80کنگره قانونی را برای ممنوعیت بردهداری در تمام قلمروهای فدرال تصویب کرد
در ژوئن ۱۸۶۲، کنگره قانونی را برای ممنوعیت بردهداری در تمام قلمروهای فدرال تصویب کرد که لینکلن آن را امضا نمود.
81قانون مصادره ۱۸۶۲
در ماه ژوئیه، قانون مصادره ۱۸۶۲ تصویب شد که رویههای دادگاهی را برای آزادی بردگانِ محکومان به کمک به شورش فراهم میکرد؛ لینکلن با وجود اعتقاد به مغایرت آن با قانون اساسی، این لایحه را تأیید کرد.
82قیام سو
در ۱۷ اوت ۱۸۶۲، قیام سو در مینهسوتا، که توسط سرخپوستان یانکتون حمایت میشد، صدها مهاجر سفیدپوست را کشت، ۳۰,۰۰۰ نفر را از خانههایشان آواره کرد و دولت لینکلن را عمیقاً نگران ساخت.
83یک آرزو
لینکلن در خلوت خود به این نتیجه رسید که پایه بردهداری کنفدراسیون باید از بین برود. «کاپرهدها» (Copperheads) استدلال میکردند که الغای بردهداری مانعی بر سر راه صلح و اتحاد مجدد است؛ هوراس گریلی، سردبیر جمهوریخواه روزنامه نیویورک تریبون نیز با این نظر موافق بود.
لینکلن در نامهای به تاریخ ۲۲ اوت ۱۸۶۲ نوشت که اگرچه شخصاً آرزو دارد همه انسانها آزاد باشند، اما فارغ از آن، اولین وظیفه او به عنوان رئیسجمهور، حفظ اتحادیه است:
«هدف اصلی من در این کشمکش، نجات اتحادیه است و نه نجات یا نابودی بردهداری. اگر میتوانستم اتحادیه را بدون آزاد کردن حتی یک برده نجات دهم، این کار را میکردم؛ و اگر میتوانستم با آزاد کردن همه بردگان آن را نجات دهم، باز هم این کار را میکردم؛ و اگر میتوانستم با آزاد کردن برخی و رها کردن برخی دیگر آن را نجات دهم، همان کار را انجام میدادم. آنچه در مورد بردهداری و نژاد رنگینپوست انجام میدهم، به این دلیل است که معتقدم به نجات اتحادیه کمک میکند؛ و آنچه انجام نمیدهم، به این دلیل است که معتقدم کمکی به نجات اتحادیه نخواهد کرد... من در اینجا هدف خود را طبق دیدگاهم از وظیفه رسمی بیان کردم؛ و قصد ندارم تغییری در آرزوی شخصیام که بارها ابراز کردهام، یعنی اینکه همه انسانها در همه جا آزاد باشند، ایجاد کنم.»
84نبرد دوم بول ران
پوپ در تابستان ۱۸۶۲ در نبرد دوم بول ران به سختی شکست خورد و ارتش پوتوماک مجبور به عقبنشینی برای دفاع از واشینگتن شد.
با وجود نارضایتی لینکلن از کوتاهی مککللن در تقویت نیروهای پوپ، او وی را دوباره به فرماندهی تمام نیروهای اطراف واشینگتن منصوب کرد.
85نبرد آنتیتام
نیروهای ژنرال رابرت ای. لی از رودخانه پوتوماک عبور کرده و وارد مریلند شدند که منجر به نبرد آنتیتام شد.
آن نبرد که پیروزی اتحادیه بود، از خونینترین نبردها در تاریخ آمریکا به شمار میرود؛ این پیروزی راه را برای اعلامیه آزادی بردگان لینکلن در ماه ژانویه هموار کرد.
86نبرد فردریکزبرگ
برنساید برخلاف توصیه رئیسجمهور، حملهای را از رودخانه راپاهانوک آغاز کرد و در ماه دسامبر در فردریکزبرگ توسط لی شکست خورد. فرار از خدمت در طول سال ۱۸۶۳ به هزاران نفر رسید و پس از فردریکزبرگ افزایش یافت، بنابراین لینکلن، جوزف هوکر را جایگزین برنساید کرد.
87اجرای اعلامیه آزادی بردگان
اعلامیه آزادی بردگان که در ۲۲ سپتامبر ۱۸۶۲ صادر شد و از اول ژانویه ۱۸۶۳ به اجرا درآمد، آزادی بردگان را در ۱۰ ایالتی که در آن زمان تحت کنترل اتحادیه نبودند، تأیید کرد و معافیتهایی برای مناطق تحت کنترل اتحادیه در نظر گرفت.
88استخدام سربازان سیاهپوست در تعداد قابل توجه
سربازگیری از بردگان سابق به سیاست رسمی تبدیل شد. تا بهار ۱۸۶۳، لینکلن آماده بود تا سربازان سیاهپوست را در تعداد قابل توجهی به خدمت بگیرد. لینکلن در نامهای به اندرو جانسون، فرماندار نظامی تنسی، او را تشویق کرد که در تشکیل واحدهای سیاهپوست پیشگام باشد و نوشت: «دیدن ۵۰ هزار سرباز سیاهپوست مسلح و آموزشدیده در کرانههای میسیسیپی، بلافاصله به شورش پایان خواهد داد.»
89نبرد چنسلرزویل
هوکر در ماه مه در نبرد چنسلرزویل توسط لی شکست خورد، سپس استعفا داد و جورج مید جایگزین او شد.
مید، لی را به سمت شمال و پنسیلوانیا تعقیب کرد و او را در کارزار گتیسبرگ شکست داد، اما با وجود درخواستهای لینکلن، از پیگیری بیشتر خودداری کرد. در همان زمان، گرانت شهر ویکسبورگ را تصرف کرد و کنترل رودخانه میسیسیپی را به دست گرفت که باعث جدایی ایالتهای شورشی غربی شد.
90پیوستن ویرجینیای غربی به اتحادیه
ویرجینیای غربی در ۲۰ ژوئن ۱۸۶۳ به اتحادیه پیوست.
91پیروزیهای گرانت، لینکلن را تحت تأثیر قرار داد
پیروزیهای گرانت در نبرد شایلو و کارزار ویکسبورگ، لینکلن را تحت تأثیر قرار داد. لینکلن در پاسخ به انتقادات از گرانت پس از نبرد شایلو گفت: «من نمیتوانم از این مرد بگذرم. او میجنگد.»
92سخنرانی لینکلن در مراسم افتتاحیه گورستان میدان نبرد گتیسبرگ
لینکلن در ۱۹ نوامبر ۱۸۶۳ در مراسم افتتاحیه گورستان میدان نبرد گتیسبرگ سخنرانی کرد.
لینکلن در ۲۷۲ کلمه و طی سه دقیقه تأکید کرد که این ملت نه در سال ۱۷۸۹، بلکه در سال ۱۷۷۶ متولد شده است، «ملتی که با آزادی نطفهاش بسته شده و وقف این اصل شده است که همه انسانها برابر آفریده شدهاند». او جنگ را نبردی برای اصول آزادی و برابری برای همه تعریف کرد. وی اعلام کرد که مرگ این همه سرباز شجاع بیهوده نخواهد بود، بردهداری پایان خواهد یافت و آینده دموکراسی تضمین خواهد شد، تا «حکومت مردم، توسط مردم و برای مردم، از روی زمین محو نشود».
برخلاف پیشبینی او که «جهان توجه چندانی نخواهد کرد و آنچه را که ما اینجا میگوییم به خاطر نخواهد سپرد»، این سخنرانی به پرنقلقولترین نطق در تاریخ آمریکا تبدیل شد.
93اعلامیه عفو عمومی
اعلامیه عفو عمومی مورخ ۸ دسامبر ۱۸۶۳، به کسانی که در مناصب دولتی کنفدراسیون نبودند و با زندانیان اتحادیه بدرفتاری نکرده بودند، در صورت تمایل به امضای سوگند وفاداری، پیشنهاد عفو داد.
94لینکلن، گرانت را به درجه سپهبدی ارتقا داد
لینکلن نگران بود که گرانت ممکن است به نامزدی ریاستجمهوری در سال ۱۸۶۴ فکر کند. او واسطهای را برای پرسوجو درباره نیات سیاسی گرانت فرستاد و پس از اطمینان از اینکه او چنین قصدی ندارد، گرانت را به درجه تازه احیا شده «سپهبد» (Lieutenant General) ارتقا داد؛ درجهای که از زمان جورج واشینگتن کسی آن را نداشت.
مجوز چنین ارتقایی «با مشاوره و رضایت سنا» توسط لایحه جدیدی فراهم شد که لینکلن همان روزی که نام گرانت را به سنا ارائه کرد، آن را امضا نمود. انتصاب او در ۲ مارس ۱۸۶۴ توسط سنا تأیید شد.
95کارزار زمینی (Overland Campaign)
گرانت در سال ۱۸۶۴ کارزار خونین زمینی را هدایت کرد که تلفات سنگینی برای هر دو طرف به همراه داشت. وقتی لینکلن پرسید برنامههای گرانت چیست، این ژنرال سرسخت پاسخ داد: «من قصد دارم در این خط بجنگم، حتی اگر تمام تابستان طول بکشد.»
96لینکلن همچنان پیش از تحویل کاخ سفید، کنفدراسیون را شکست خواهد داد
بنبستهای خونین گرانت، چشمانداز انتخاب مجدد لینکلن را تضعیف کرد و بسیاری از جمهوریخواهان از شکست هراس داشتند. لینکلن بهطور محرمانه و کتبی متعهد شد که اگر در انتخابات شکست بخورد، همچنان قبل از تحویل کاخ سفید، کنفدراسیون را شکست خواهد داد؛ لینکلن این تعهدنامه را به کابینهاش نشان نداد، اما از آنها خواست که پاکت مهر و موم شده را امضا کنند. متن تعهدنامه به شرح زیر بود:
«امروز صبح، همانند چند روز گذشته، بسیار محتمل به نظر میرسد که این دولت دوباره انتخاب نشود. در آن صورت وظیفه من خواهد بود که با رئیسجمهور منتخب چنان همکاری کنم که اتحادیه بین زمان انتخابات و مراسم تحلیف حفظ شود؛ چرا که او انتخاب خود را بر مبنایی به دست آورده است که پس از آن به هیچ وجه نمیتواند آن را نجات دهد.»
97نوادا به عنوان یک ایالت آزاد پذیرفته شد
نوادا، که سومین ایالت در دوردستترین بخش غربی قاره شد، در ۳۱ اکتبر ۱۸۶۴ به عنوان یک ایالت آزاد پذیرفته شد.
98لینکلن در همه ایالتها به جز سه ایالت پیروز شد
در ۸ نوامبر، لینکلن در همه ایالتها به جز سه ایالت، از جمله با کسب ۷۸ درصد آرای سربازان اتحادیه، پیروز شد.
99لینکلن در سال ۱۸۶۴ برای انتخاب مجدد نامزد شد
لینکلن در سال ۱۸۶۴ برای انتخاب مجدد نامزد شد و در عین حال جناحهای اصلی جمهوریخواه را به همراه دموکراتهای جنگطلب، ادوین ام. استنتون و اندرو جانسون، متحد کرد. لینکلن از گفتگو و قدرت انتصابی خود - که نسبت به زمان صلح بسیار گسترش یافته بود - برای ایجاد حمایت و دفع تلاشهای رادیکالها برای جایگزینی او استفاده کرد.
در کنوانسیون حزب، جمهوریخواهان جانسون را به عنوان معاون او انتخاب کردند. برای گسترش ائتلاف خود به منظور شامل شدن دموکراتهای جنگطلب و همچنین جمهوریخواهان، لینکلن با برچسب حزب جدید «اتحادیه» نامزد شد.
100لینکلن دومین سخنرانی تحلیف خود را ایراد کرد
در ۴ مارس ۱۸۶۵، لینکلن دومین سخنرانی تحلیف خود را ایراد کرد. در آن، او تلفات جنگ را خواست خداوند دانست.
لینکلن گفت:
با مهر امیدواریم - و با شور دعا میکنیم - که این بلای عظیم جنگ به سرعت بگذرد. با این حال، اگر اراده خداوند بر این باشد که ادامه یابد، تا زمانی که تمام ثروتی که توسط ۲۵۰ سال کار بیمزد بردگان انباشته شده است، نابود شود، و تا زمانی که هر قطره خونی که با تازیانه ریخته شده، با قطرهای دیگر که با شمشیر ریخته میشود، پرداخت گردد، همانطور که ۳۰۰۰ سال پیش گفته شد، همچنان باید گفت: «احکام خداوند، کاملاً درست و عادلانه هستند». بدون کینه نسبت به کسی؛ با خیرخواهی برای همه؛ با استواری در مسیر حق، آنگونه که خداوند به ما قدرت دیدن حق را میدهد، بیایید تلاش کنیم تا کاری را که در آن هستیم به پایان برسانیم؛ زخمهای ملت را التیام بخشیم؛ از کسی که بار جنگ را به دوش کشیده و از بیوه و یتیم او مراقبت کنیم - تا هر آنچه که میتواند صلح عادلانه و پایداری را در میان خودمان و با همه ملتها به ارمغان آورد و گرامی بدارد، انجام دهیم.
101گرانت پترزبورگ را در محاصره قرار داد
همانطور که گرانت به تضعیف نیروهای لی ادامه میداد، تلاشها برای گفتگو درباره صلح آغاز شد. استیونز، معاون رئیسجمهور کنفدراسیون، گروهی را برای دیدار با لینکلن، سیوارد و دیگران در همپتون رودز رهبری کرد. لینکلن از مذاکره با کنفدراسیون به عنوان یک طرف برابر خودداری کرد؛ هدف او برای پایان دادن به درگیریها محقق نشد.
در ۱ آوریل ۱۸۶۵، گرانت پترزبورگ را در محاصره قرار داد. دولت کنفدراسیون ریچموند را تخلیه کرد و لینکلن از پایتخت فتحشده بازدید کرد. در ۹ آوریل، لی در اپوماتوکس تسلیم گرانت شد و جنگ رسماً پایان یافت.
102لی در اپوماتوکس تسلیم گرانت شد
در ۹ آوریل، لی در اپوماتوکس تسلیم گرانت شد و جنگ رسماً پایان یافت.
103شلیک بوث
در ساعت ۱۰:۱۴ شب، جان ویلکس بوث وارد بخش پشتی جایگاه تئاتر لینکلن شد، از پشت سر خزید و به پشت سر لینکلن شلیک کرد و او را به شدت مجروح کرد. مهمان لینکلن، سرگرد هنری رتبون، لحظهای با بوث درگیر شد، اما بوث با چاقو به او ضربه زد و فرار کرد.
104مرگ لینکلن
لینکلن به آن سوی خیابان به خانه پیترسن منتقل شد. پس از هشت ساعت ماندن در کما، لینکلن در ساعت ۷:۲۲ صبح ۱۵ آوریل درگذشت.
105مراسم تشییع جنازه
پیکر رئیسجمهور فقید ابتدا در اتاق شرقی کاخ سفید و سپس از ۱۹ تا ۲۱ آوریل در روتوندای ساختمان کنگره قرار گرفت. تابوتهای حاوی پیکر لینکلن و پسرش ویلی به مدت سه هفته با قطار ویژه تشییع جنازه لینکلن سفر کردند.
این قطار مسیری طولانی را از واشینگتن دی.سی. تا اسپرینگفیلد، ایلینوی طی کرد و در بسیاری از شهرها برای برگزاری مراسم یادبود با حضور صدها هزار نفر توقف داشت.
106مرگ بوث
دو هفته بعد، بوث در مزرعهای در ویرجینیا ردیابی شد و چون از تسلیم شدن خودداری کرد، توسط گروهبان بوستون کوربت به شدت تیر خورد و در ۲۶ آوریل درگذشت.
107متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
پس از اجرای اعلامیه آزادی بردگان، لینکلن فشار بر کنگره را برای غیرقانونی کردن بردهداری در سراسر کشور با یک متمم قانون اساسی افزایش داد. او اعلام کرد که چنین متممی «کل موضوع را حل و فصل میکند» و تا دسامبر ۱۸۶۳، متممی به کنگره ارائه شد.
این تلاش اول به حد نصاب دو سوم آرای لازم در مجلس نمایندگان نرسید. تصویب آن بخشی از پلتفرم جمهوریخواه/اتحادیهگرا شد و پس از بحث در مجلس، تلاش دوم در ۳۱ ژانویه ۱۸۶۵ تصویب شد. با تصویب نهایی، این متمم در ۶ دسامبر ۱۸۶۵ به متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده تبدیل شد.

