1اولین فرماندار کل الجزایر

فرانسوی‌ها در سال ۱۸۳۰ به الجزایر حمله کردند. این فتح که توسط مارشال بوژو، که اولین فرماندار کل الجزایر شد، هدایت می‌شد، خشن بود و با سیاست «زمین سوخته» برای کاهش قدرت حاکمان بومی (دای‌ها) همراه بود که شامل کشتارها، تجاوزهای دسته‌جمعی و سایر جنایات می‌شد.

2یک مستعمره نظامی فرانسوی

در سال ۱۸۳۴، الجزایر به یک مستعمره نظامی فرانسه تبدیل شد.

3بخشی جدایی‌ناپذیر از فرانسه

الجزایر متعاقباً طبق قانون اساسی ۱۸۴۸ به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از فرانسه اعلام شد و به سه استان تقسیم گردید: الجزیره، وهران و کنستانتین. بسیاری از فرانسوی‌ها و دیگر اروپایی‌ها (اسپانیایی‌ها، ایتالیایی‌ها، مالتی‌ها و دیگران) بعدها در الجزایر ساکن شدند.

4قانون بومیان (Code de l'indigénat)

تحت امپراتوری دوم (۱۸۵۲–۱۸۷۱)، «قانون بومیان» (Code de l'indigénat) توسط سنا-کنسولت ۱۴ ژوئیه ۱۸۶۵ اجرا شد. این قانون به مسلمانان اجازه می‌داد برای دریافت تابعیت کامل فرانسه درخواست دهند، اقدامی که تعداد کمی از آن استقبال کردند، زیرا مستلزم صرف‌نظر از حق اداره شدن توسط قوانین شریعت در امور شخصی بود و نوعی ارتداد محسوب می‌شد.

5فرمان‌های کرمیو

پیش از سال ۱۸۷۰، کمتر از ۲۰۰ درخواست توسط مسلمانان و ۱۵۲ درخواست توسط یهودیان الجزایری ثبت شده بود. فرمان سال ۱۸۶۵ سپس توسط فرمان‌های کرمیو در سال ۱۸۷۰ اصلاح شد که به یهودیان ساکن در یکی از سه استان الجزایر، تابعیت فرانسه اعطا کرد.

6قانون بومیان تبعیض را رسمی کرد

در سال ۱۸۸۱، قانون بومیان با ایجاد مجازات‌های خاص برای بومیان و سازماندهی مصادره یا تصرف زمین‌های آن‌ها، تبعیض را رسمی کرد.

7برابری حقوق اعلام شد

پس از جنگ جهانی دوم، برابری حقوق توسط فرمان ۷ مارس ۱۹۴۴ اعلام شد.

8کشتار سطیف

در ابتدا، و با وجود کشتار سطیف در ۸ مه ۱۹۴۵ و مبارزات استقلال‌طلبانه پیش از جنگ جهانی دوم، اکثر الجزایری‌ها طرفدار حفظ وضع موجود بودند. در حالی که مصالی حاج با تشکیل جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) رادیکال شده بود، فرحات عباس استراتژی میانه‌روتر و انتخاباتی را حفظ کرد.

9اعطای تابعیت فرانسه به تمام اتباع الجزایری

قانون ۲۰ سپتامبر ۱۹۴۷ به تمام اتباع الجزایری تابعیت فرانسه اعطا کرد، بدون اینکه ملزم به صرف‌نظر از وضعیت شخصی خود باشند.

10توسن روژ

در ساعات اولیه صبح ۱ نوامبر ۱۹۵۴، پارتیزان‌های جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) به اهداف نظامی و غیرنظامی در سراسر الجزایر حمله کردند که به «توسن روژ» (روز همه مقدسین سرخ) معروف شد.

11جبهه آزادی‌بخش ملی

این درگیری که عملاً توسط اعضای جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) در ۱ نوامبر ۱۹۵۴، در جریان «توسن روژ» (روز همه مقدسین سرخ) آغاز شد، منجر به بحران‌های سیاسی جدی در فرانسه شد و باعث سقوط جمهوری چهارم فرانسه (۱۹۴۶–۱۹۵۸) و جایگزینی آن با جمهوری پنجم با ریاست‌جمهوری تقویت‌شده گردید.

12طرح سوستل

تا سال ۱۹۵۵، گروه‌های اقدام سیاسی مؤثر در جامعه استعماری الجزایر موفق شدند بسیاری از فرمانداران کل اعزامی از پاریس را متقاعد کنند که نظامی‌گری راه حل پایان دادن به درگیری نیست. یک موفقیت بزرگ، تغییر موضع ژاک سوستل بود که در ژانویه ۱۹۵۵ با هدف برقراری صلح به عنوان فرماندار کل به الجزایر رفت. سوستل که زمانی چپ‌گرا بود و تا سال ۱۹۵۵ به یک دوگلیست پرشور تبدیل شده بود، برنامه اصلاحات بلندپروازانه‌ای (طرح سوستل) را با هدف بهبود شرایط اقتصادی جمعیت آغاز کرد.

13رباح بیطاط توسط فرانسوی‌ها دستگیر شد

در مارس ۱۹۵۵، رباح بیطاط، رئیس جبهه آزادی‌بخش ملی در الجزیره، توسط فرانسوی‌ها دستگیر شد.

14کشتار پدی-نوارها

جبهه آزادی‌بخش ملی تاکتیک‌هایی مشابه گروه‌های ملی‌گرا در آسیا اتخاذ کرد و فرانسوی‌ها تا سال ۱۹۵۵، زمانی که جبهه آزادی‌بخش ملی به مناطق شهری نفوذ کرد، متوجه جدی بودن چالش پیش رو نشدند. «یک نقطه عطف مهم در جنگ استقلال، کشتار غیرنظامیان پدی-نوار (اروپاییان الجزایر) توسط جبهه آزادی‌بخش ملی در نزدیکی شهر فیلیپ‌ویل (اسکیکده کنونی) در اوت ۱۹۵۵ بود. پیش از این عملیات، سیاست جبهه آزادی‌بخش ملی حمله تنها به اهداف نظامی و دولتی بود. با این حال، فرمانده منطقه کنستانتین تصمیم گرفت که تشدید شدید درگیری ضروری است. کشتار ۱۲۳ نفر توسط جبهه آزادی‌بخش ملی و حامیانش، از جمله ۷۱ فرانسوی، که شامل زنان مسن و نوزادان نیز می‌شد، ژاک سوستل را شوکه کرد و او را به درخواست برای اقدامات سرکوبگرانه بیشتر علیه شورشیان واداشت.

15عباس به قاهره پرواز کرد

در آوریل ۱۹۵۶، عباس به قاهره پرواز کرد و در آنجا رسماً به جبهه آزادی‌بخش ملی پیوست. این اقدام بسیاری از روشنفکران (évolués) را که در گذشته از اتحادیه دموکراتیک مانیفست الجزایر (UDMA) حمایت می‌کردند، با خود همراه کرد.

16دو زندانی جبهه آزادی‌بخش ملی اعدام شدند

در ۱۹ ژوئن ۱۹۵۶، دو زندانی جبهه آزادی‌بخش ملی با گیوتین در زندان بارباروس اعدام شدند.

17تلافی‌جویی‌های فوری

عبان رمضان دستور تلافی‌جویی فوری علیه فرانسوی‌ها را صادر کرد و یاسف سعدی که پس از دستگیری بیطاط فرماندهی الجزیره را بر عهده گرفته بود، دستور یافت که «هر اروپایی بین ۱۸ تا ۵۴ سال را هدف قرار دهد. نه زن، نه کودک، نه پیر.» به دنبال آن، مجموعه‌ای از حملات تصادفی در شهر رخ داد که طی آن ۴۹ غیرنظامی توسط جبهه آزادی‌بخش ملی بین ۲۱ تا ۲۴ ژوئن به ضرب گلوله کشته شدند.

18داخلی‌ها

در اوت و سپتامبر ۱۹۵۶، رهبری چریک‌های جبهه آزادی‌بخش ملی که در داخل الجزایر فعالیت می‌کردند (که به طور عامیانه «داخلی‌ها» نامیده می‌شدند) برای سازماندهی یک نهاد رسمی سیاست‌گذار جهت هماهنگی فعالیت‌های سیاسی و نظامی جنبش گرد هم آمدند. بالاترین مرجع جبهه آزادی‌بخش ملی به شورای ملی انقلاب الجزایر (CNRA) با ۳۴ عضو واگذار شد که در درون آن، کمیته پنج نفره هماهنگی و اجرا (CCE) بخش اجرایی را تشکیل می‌داد.

19۷۳ الجزایری کشته شدند

در شب ۱۰ اوت ۱۹۵۶، آشیاری با کمک اعضای «اتحادیه فرانسوی شمال آفریقا» به رهبری روبر مارتل، بمبی را در خیابان تبس در قصبة کار گذاشت که هدف آن جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) مسئول تیراندازی‌های ماه ژوئن بود؛ این انفجار ۷۳ الجزایری را کشت.

20بمب‌گذاری میلک بار

در عصر ۳۰ سپتامبر ۱۹۵۶، سه زن مبارز جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) که توسط یاسف سعدی استخدام شده بودند، یعنی جمیله بوهیرد، زهره ظریف و سمیه لخدر، اولین سری از حملات بمب‌گذاری را علیه سه هدف غیرنظامی در الجزیره اروپایی انجام دادند. بمب‌های کار گذاشته شده در «میلک بار» در میدان بوژو و «کافه‌تریا» در خیابان میشله، ۳ کشته و ۵۰ زخمی بر جای گذاشت، در حالی که بمب در پایانه ایر فرانس به دلیل نقص در تایمر منفجر نشد.

21نیروی هوایی فرانسه یک هواپیمای DC-3 مراکشی عازم تونس را رهگیری کرد

در اکتبر ۱۹۵۶، نیروی هوایی فرانسه یک هواپیمای DC-3 مراکشی را که عازم تونس بود و احمد بن بلا، محمد بوضیاف، محمد خیضر و حسین آیت احمد را حمل می‌کرد، رهگیری و مجبور به فرود در الجزیره کرد. لاکوست رهبران سیاسی خارجی جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) را دستگیر و برای مدت جنگ زندانی کرد. این اقدام باعث شد رهبران شورشی باقی‌مانده مواضع خود را سخت‌تر کنند.

22سازمان مقاومت الجزایر فرانسه (ORAF)

با این حال، یک واحد شبه‌نظامی سازمان‌یافته در دسامبر ۱۹۵۶ توسط آژانس اطلاعات داخلی فرانسه (DST) ایجاد شد. «سازمان مقاومت الجزایر فرانسه» (ORAF)، گروهی از ضدتروریست‌ها بود که مأموریت داشت حملات تروریستی «پرچم دروغین» را با هدف از بین بردن هرگونه امید به سازش سیاسی انجام دهد.

23علی لا پوانت شهردار بوفاریک و رئیس فدراسیون شهرداران الجزایر را ترور کرد

در ۲۸ دسامبر ۱۹۵۶، به دستور بن مهیدی، علی لا پوانت، شهردار بوفاریک و رئیس فدراسیون شهرداران الجزایر، آمده فروژه را در مقابل خانه‌اش در خیابان میشله ترور کرد. روز بعد، بمبی در قبرستانی که قرار بود فروژه در آن دفن شود منفجر شد؛ غیرنظامیان اروپایی خشمگین با انجام حملات انتقام‌جویانه کور (راتوناد)، چهار مسلمان را کشتند و ۵۰ نفر را زخمی کردند.

24حمایت از جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) تضعیف شد

در طول سال ۱۹۵۷، حمایت از جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) به دلیل گسترش شکاف بین نیروهای داخلی و خارجی تضعیف شد. برای متوقف کردن این روند، FLN کمیته اجرایی خود را گسترش داد تا عباس و همچنین رهبران سیاسی زندانی مانند بن بلا را شامل شود. همچنین اعضای کمونیست و عرب سازمان ملل متحد (UN) را متقاعد کرد تا فشار دیپلماتیک بر دولت فرانسه برای مذاکره جهت آتش‌بس وارد کنند.

25ژنرال رائول سالان فرمانده ارتش فرانسه در الجزایر

در اواخر سال ۱۹۵۷، ژنرال رائول سالان، فرمانده ارتش فرانسه در الجزایر، سیستم «کادریلاژ» (نظارت با استفاده از الگوی شبکه‌ای) را برقرار کرد و کشور را به بخش‌هایی تقسیم کرد که هر کدام به طور دائم توسط نیروهایی که مسئول سرکوب عملیات شورشیان در قلمرو تعیین‌شده خود بودند، محافظت می‌شد. روش‌های سالان موارد تروریسم FLN را به شدت کاهش داد اما تعداد زیادی از نیروها را در دفاع ایستا درگیر کرد. سالان همچنین یک سیستم موانع با گشت‌زنی سنگین برای محدود کردن نفوذ از تونس و مراکش ساخت.

26لاکوست، ژنرال سالان و ژنرال ماسو را احضار کرد

در ۷ ژانویه ۱۹۵۷، فرماندار کل روبر لاکوست، ژنرال سالان و ژنرال ماسو، فرمانده لشکر دهم چترباز (10e DP) را احضار کرد و توضیح داد که از آنجایی که نیروی پلیس الجزیره قادر به مقابله با FLN و کنترل «پید-نوارها» (اروپایی‌های الجزایر) نیست، مسئولیت کامل حفظ نظم در الجزیره به ماسو واگذار می‌شود.

27عوامل زن FLN دوباره بمب‌گذاری کردند

در بعدازظهر شنبه ۲۶ ژانویه، عوامل زن FLN دوباره در الجزیره اروپایی بمب‌گذاری کردند؛ اهداف شامل «اتوماتیک» در خیابان میشله، «کافه‌تریا» و «کوک-هاردی» بود. این انفجارها ۴ کشته و ۵۰ زخمی بر جای گذاشت و یک مسلمان در تلافی توسط «پید-نوارها» کشته شد.

28جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) یک اعتصاب عمومی ۸ روزه اعلام کرد

در اواخر ژانویه، FLN یک اعتصاب عمومی ۸ روزه را در سراسر الجزایر از دوشنبه ۲۸ ژانویه اعلام کرد. اعتصاب با بسته ماندن اکثر مغازه‌های مسلمانان، عدم حضور کارگران و نرفتن کودکان به مدرسه، موفق به نظر می‌رسید. با این حال، ماسو به سرعت نیروهای خود را مستقر کرد و از خودروهای زرهی برای باز کردن کرکره‌های فولادی مغازه‌ها استفاده کرد، در حالی که کامیون‌های ارتش کارگران و دانش‌آموزان را جمع‌آوری کرده و مجبور به حضور در محل کار و تحصیل کردند. ظرف چند روز اعتصاب شکسته شد.

29با این حال بمب‌گذاری‌ها ادامه یافت

با این حال بمب‌گذاری‌ها ادامه یافت و در اواسط فوریه عوامل زن FLN بمب‌هایی را در استادیوم شهرداری و استادیوم ال-بیار در الجزیره کار گذاشتند که ۱۰ کشته و ۴۵ زخمی بر جای گذاشت. موریس بورژ-مونوری، وزیر دفاع که به وضوح شوکه شده بود، پس از بازدید از الجزیره به ژنرال ماسو گفت: «ما باید کار این افراد را تمام کنیم!»

30هنگ دوم چتربازان (2e RCP) یک وکیل جوان برجسته و حامی FLN به نام علی بومنجل را دستگیر کرد

در ۹ فوریه، چتربازان هنگ دوم چتربازان (2e RCP) یک وکیل جوان برجسته و حامی FLN به نام علی بومنجل را دستگیر کردند. بومنجل پس از اقدام به خودکشی، داوطلبانه هر آنچه را که می‌دانست، از جمله دست داشتن در قتل یک خانواده اروپایی، اعتراف کرد.

31هنگ سوم چتربازان (3e RPC) به کارخانه بمب‌سازی حمله کرد و ۸۷ بمب و ۷۰ کیلوگرم مواد منفجره کشف کرد

در حالی که قبلاً زنان در الجزیره بازرسی نمی‌شدند، پس از انفجار «کوک هاردی»، یکی از پیشخدمت‌ها بمب‌گذار را به عنوان یک زن شناسایی کرد. بر این اساس، مظنونان زن متعاقباً توسط فلزیاب یا به صورت فیزیکی بازرسی شدند که توانایی FLN برای ادامه کارزار بمب‌گذاری از قصبه را محدود کرد. در فوریه، نیروهای بیژار، مسئول حمل بمب یاسف را دستگیر کردند که تحت بازجویی شدید، آدرس کارخانه بمب‌سازی در شماره ۵ بن‌بست گرناد را لو داد. در ۱۹ فوریه، هنگ سوم چتربازان (3e RPC) به کارخانه بمب‌سازی حمله کرد و ۸۷ بمب، ۷۰ کیلوگرم مواد منفجره، چاشنی و سایر مواد را کشف کرد؛ سازمان بمب‌سازی یاسف در داخل قصبه نابود شده بود.

32منابع اطلاعاتی سرهنگ ترنکیه، بن مهیدی را شناسایی کردند و او دستگیر شد

در ۲۵ فوریه، منابع اطلاعاتی سرهنگ ترنکیه، بن مهیدی را شناسایی کردند و او در حالی که لباس خواب به تن داشت توسط چتربازان در خیابان کلود-دبوسی دستگیر شد.

33سازمان FLN در داخل الجزیره به طور کامل درهم شکسته بود

تا اواخر مارس ۱۹۵۷، سازمان جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) در الجزیره کاملاً درهم شکسته بود، اکثر رهبران آن کشته شده یا مخفی شده بودند و هیچ بمبی در الجزیره منفجر نشد. لشکر دهم چترباز (10e DP) از شهر خارج و برای درگیری با FLN به منطقه قبایلی اعزام شد. با این حال، یاسف شروع به بازسازی سازمان خود در الجزیره کرد.

34اعلام شد که بن مهیدی با حلق‌آویز کردن خود با پیراهنش خودکشی کرده است

در ۶ مارس اعلام شد که بن مهیدی با حلق‌آویز کردن خود با پیراهنش خودکشی کرده است.

35جلسه‌ای بین ماسو، ترینکیه، فوسی-فرانسوا و اوسارس

در ۲۳ مارس، پس از جلسه‌ای بین ماسو، ترینکیه، فوسی-فرانسوا و اوسارس برای بحث در مورد سرنوشت علی بومنجل، اوسارس به زندانی که بومنجل در آن نگهداری می‌شد رفت و دستور داد او را به ساختمان دیگری منتقل کنند؛ در این حین، او از پل هوایی طبقه ششم به پایین پرتاب شد و جان باخت.

36دو چترباز در خیابان توسط FLN هدف گلوله قرار گرفتند

در اوایل ماه مه، دو چترباز در خیابان توسط FLN هدف گلوله قرار گرفتند. همرزمان آن‌ها به رهبری یکی از خبرچین‌های ترینکیه به یک حمام عمومی که گمان می‌رفت مخفیگاه FLN باشد حمله کردند و نزدیک به ۸۰ مسلمان را کشتند.

37موریس اودن، استاد دانشگاه کمونیست، دستگیر شد

استفاده از شکنجه تنها به مسلمانان محدود نمی‌شد و هواداران فرانسوی FLN نیز دستگیر و تحت شکنجه قرار می‌گرفتند. موریس اودن، استاد دانشگاه کمونیست، در ۱۱ ژوئن توسط چتربازان به ظن پناه دادن و کمک به عوامل FLN دستگیر شد. آنری الِگ، سردبیر کمونیست روزنامه «الژه رپوبلیکن»، روز بعد در آپارتمان اودن توسط چتربازان دستگیر شد و اودن به او گفت که شکنجه شده است. اودن دیگر هرگز دیده نشد و گمان می‌رود که یا در حین بازجویی جان باخته یا به طور صحرایی اعدام شده است.

38نیروهای یاسف در چراغ‌های خیابانی در ایستگاه‌های اتوبوس در مرکز الجزیره بمب‌گذاری کردند

در ۳ ژوئن، نیروهای یاسف در چراغ‌های خیابانی در ایستگاه‌های اتوبوس در مرکز الجزیره بمب‌گذاری کردند. این انفجارها هشت کشته و ۹۰ زخمی از میان فرانسوی‌ها و مسلمانان بر جای گذاشت.

39یک بمب در کازینویی در حومه الجزیره منفجر شد که ۹ کشته و ۸۵ زخمی بر جای گذاشت

در ۹ ژوئن، بمبی در کازینویی در حومه الجزیره منفجر شد که ۹ کشته و ۸۵ زخمی بر جای گذاشت. پس از مراسم تدفین قربانیان کازینو، «پید-نوارها» (فرانسوی‌های الجزایر) دست به یک «راتوناد» (حمله انتقام‌جویانه) زدند که منجر به کشته شدن پنج الجزایری و زخمی شدن بیش از ۵۰ نفر شد. در نتیجه این تشدید خشونت، لشکر دهم چترباز دوباره به الجزیره اعزام شد.

40مذاکرات غیررسمی بین یاسف و ژرمن تیلیون انجام شد

در ماه ژوئیه، مذاکرات غیررسمی بین یاسف و ژرمن تیلیون انجام شد تا توافقی صورت گیرد که در ازای توقف حملات به غیرنظامیان، فرانسوی‌ها نیز اعدام اعضای FLN با گیوتین را متوقف کنند. در این دوره تعدادی بمب توسط FLN کار گذاشته شد اما تلفات غیرنظامی نداشت.

41اطلاعات به دست آمده توسط عوامل سرهنگ گودار

در ۲۶ اوت، به دنبال اطلاعات به دست آمده توسط عوامل سرهنگ گودار، هنگ سوم چتربازان (3e RPC) به خانه‌ای در «ایمپاس سن-ونسان» که گمان می‌رفت بمب‌ساز جدید و معاون یاسف در آن مخفی شده‌اند، یورش بردند. پس از تحمل تلفات در تلاش برای دستگیری زنده آن‌ها، هر دو مرد در نهایت کشته شدند.

42یک پیک برای یاسف دستگیر شد

در ۲۳ سپتامبر، یک پیک برای یاسف توسط نیروهای گودار دستگیر شد.

43هنگ اول چتربازان (1e REP) به فرماندهی سرهنگ پیر ژان‌پیر، خیابان کاتون را محاصره و به مخفیگاه یاسف یورش بردند

ساعت ۵ صبح ۲۴ سپتامبر، هنگ اول چتربازان به فرماندهی سرهنگ پیر ژان‌پیر، خیابان کاتون را محاصره و به مخفیگاه یاسف در پلاک ۳ یورش بردند. یاسف و زهره ظریف در حفره‌ای در دیوار پنهان شدند، اما این مکان به سرعت توسط نیروهای فرانسوی شناسایی شد. یاسف به سمت نیروهای فرانسوی نارنجک پرتاب کرد، اما آن‌ها مشتاق بودند او را زنده بگیرند و در نهایت او و زهره ظریف تسلیم شدند. در آن سوی خیابان در پلاک ۴، علی لا پوانت از محاصره فرانسوی‌ها گریخت و به خانه امن دیگری در «کاسبا» رفت.

44هنگ اول چتربازان، مخفیگاه علی لا پوانت در شماره ۵ خیابان عبدل‌رمس را محاصره کرد

در عصر ۸ اکتبر، هنگ اول چتربازان مخفیگاه علی لا پوانت در شماره ۵ خیابان عبدل‌رمس را محاصره کردند. چتربازان برای تخریب دیوار کاذبی که علی و همرزمانش پشت آن پنهان شده بودند، مواد منفجره کار گذاشتند. متأسفانه انفجار باعث منفجر شدن ذخیره بمب‌ها شد که خانه و چندین ساختمان مجاور را ویران کرد و علی، دو همرزمش و ۱۷ مسلمان دیگر در خانه‌های مجاور را کشت.

45ارتش فرانسه تاکتیک‌های خود را تغییر داد

ارتش فرانسه در پایان سال ۱۹۵۸ تاکتیک‌های خود را از وابستگی به «شبکه‌بندی» (quadrillage) به استفاده از نیروهای متحرک مستقر در عملیات‌های گسترده «جستجو و نابودی» علیه پایگاه‌های FLN تغییر داد.

46بحران مه ۱۹۵۸

سوستل پس از پایان دوره فرمانداری کل، به فرانسه بازگشت تا حمایت برای بازگشت دوگل به قدرت را سازماندهی کند، در حالی که روابط نزدیکی با ارتش و «پید-نوارها» داشت. تا اوایل ۱۹۵۸، او یک کودتا را سازماندهی کرد و افسران ناراضی ارتش و «پید-نوارها» را با طرفداران دوگل متحد کرد. یک حکومت نظامی تحت فرماندهی ژنرال ماسو در شب ۱۳ مه قدرت را در الجزیره به دست گرفت که پس از آن به بحران مه ۱۹۵۸ معروف شد.

47چتربازان فرانسوی از سپاه الجزایر در کورس فرود آمدند

در ۲۴ مه، چتربازان فرانسوی از سپاه الجزایر در کورس فرود آمدند و این جزیره فرانسوی را در یک اقدام بدون خونریزی به نام «عملیات کورس» تصرف کردند.

48من شما را درک کرده‌ام

در سفر ۴ ژوئن به الجزایر، دوگل با محاسبه دقیق، یک درخواست عاطفی مبهم و گسترده از همه ساکنان کرد و اعلام کرد: «Je vous ai compris» («من شما را درک کرده‌ام»).

49همه الجزایری‌ها از جمله زنان برای اولین بار در لیست‌های انتخاباتی ثبت‌نام شدند تا در همه‌پرسی قانون اساسی جدید شرکت کنند

دوگل بلافاصله کمیته‌ای را برای پیش‌نویس قانون اساسی جدید برای جمهوری پنجم فرانسه منصوب کرد که اوایل سال بعد اعلام شد؛ قانونی که الجزایر با آن مرتبط می‌شد اما بخشی جدایی‌ناپذیر از آن نبود. همه الجزایری‌ها، از جمله زنان، برای اولین بار در لیست‌های انتخاباتی ثبت‌نام شدند تا در سپتامبر ۱۹۵۸ در همه‌پرسی قانون اساسی جدید شرکت کنند.

50دوگل از کنستانتین بازدید کرد

دوگل در ماه اکتبر از کنستانتین بازدید کرد تا برنامه‌ای را برای پایان دادن به جنگ و ایجاد الجزایری که پیوند نزدیکی با فرانسه داشته باشد، اعلام کند. درخواست دوگل از رهبران شورشی برای پایان دادن به خصومت‌ها و شرکت در انتخابات با مخالفت سرسختانه مواجه شد. عباس، از رهبران جبهه آزادی‌بخش ملی (GPRA)، گفت: «مسئله آتش‌بس در الجزایر صرفاً یک مسئله نظامی نیست. این مسئله اساساً سیاسی است و مذاکرات باید کل موضوع الجزایر را در بر گیرد.» گفتگوهای محرمانه‌ای که در جریان بود، قطع شد.

51به نظر می‌رسید ژنرال موریس شال مقاومت اصلی شورشیان را سرکوب کرده است

در سال ۱۹۵۹، جانشین سالان، ژنرال موریس شال، به نظر می‌رسید که مقاومت اصلی شورشیان را سرکوب کرده است، اما تحولات سیاسی از موفقیت‌های ارتش فرانسه پیشی گرفته بود.

52دوگل به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد

در فوریه ۱۹۵۹، دوگل به عنوان رئیس‌جمهور جمهوری پنجم جدید انتخاب شد.

53تظاهرات بزرگ در الجزیره

پس از تظاهرات بزرگ در الجزیره و چندین شهر دیگر در حمایت از استقلال (۱۹۶۰) و قطعنامه سازمان ملل متحد که حق استقلال را به رسمیت می‌شناخت.

54دوگل از ارتش ناکارآمد خود خواست که وفادار بماند

در پاریس در ۲۹ ژانویه ۱۹۶۰، دوگل در یک سخنرانی تلویزیونی از ارتش ناکارآمد خود خواست که وفادار بماند و حمایت مردمی را برای سیاست الجزایری خود جلب کرد.

55بیشتر ارتش به فراخوان دوگل پاسخ مثبت داد

بیشتر ارتش به فراخوان دوگل پاسخ مثبت داد و محاصره الجزیره در اول فوریه با تسلیم لاگایارد به فرماندهی ژنرال شال بر ارتش فرانسه در الجزایر پایان یافت.

56سازمان ارتش سری

از دست دادن بسیاری از رهبران افراطی که زندانی یا به مناطق دیگر منتقل شده بودند، شبه‌نظامیان الجزایر فرانسه را منصرف نکرد. لاگایارد که به زندان پاریس فرستاده شده و سپس با آزادی مشروط آزاد شده بود، به اسپانیا گریخت. در آنجا، او با یکی دیگر از افسران ارتش فرانسه، رائول سالان، که مخفیانه وارد شده بود، و با ژان-ژاک سوزینی، سازمان ارتش سری (OAS) را در ۳ دسامبر ۱۹۶۰ با هدف ادامه مبارزه برای الجزایر فرانسه ایجاد کرد. سازمان OAS که بسیار سازمان‌یافته و مسلح بود، فعالیت‌های تروریستی خود را که هم علیه الجزایری‌ها و هم علیه شهروندان فرانسوی طرفدار دولت بود، همزمان با حرکت به سوی حل و فصل مذاکره‌ای جنگ و تعیین سرنوشت، تشدید کرد.

57فشار بر دوگل برای دست کشیدن از تقاضای حفظ صحرا

برای فشار بر دوگل جهت دست کشیدن از تقاضای حفظ صحرا، جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) در پاییز ۱۹۶۱ تظاهراتی را توسط الجزایری‌های ساکن فرانسه سازماندهی کرد که پلیس فرانسه آن را سرکوب کرد.

58اولین همه‌پرسی درباره تعیین سرنوشت الجزایر

دوگل اولین همه‌پرسی درباره تعیین سرنوشت الجزایر را در ۸ ژانویه ۱۹۶۱ برگزار کرد که ۷۵ درصد رأی‌دهندگان (هم در فرانسه و هم در الجزایر) آن را تأیید کردند و دولت دوگل مذاکرات صلح محرمانه‌ای را با جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) آغاز کرد. در استان‌های الجزایر ۶۹.۵۱ درصد به نفع تعیین سرنوشت رأی دادند.

59مذاکراتی که در مارس ۱۹۶۱ آغاز شده بود، شکست خورد

مذاکراتی که در مارس ۱۹۶۱ آغاز شده بود، زمانی شکست خورد که دوگل اصرار داشت جنبش بسیار کوچکتر «جنبش ملی الجزایر» (MNA) را نیز شامل کند، که جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) با آن مخالف بود. از آنجایی که FLN تا آن زمان جنبش بسیار قوی‌تری بود و MNA تقریباً از بین رفته بود، فرانسوی‌ها پس از مدتی خروج FLN از مذاکرات، سرانجام مجبور شدند MNA را از مذاکرات کنار بگذارند.

60مذاکرات با FLN در اویان از سر گرفته شد

مذاکرات با FLN در ماه مه ۱۹۶۱ در اویان از سر گرفته شد؛ پس از چندین شروع ناموفق، دولت فرانسه اعلام کرد که آتش‌بس از ۱۸ مارس ۱۹۶۲ اجرایی خواهد شد.

61جنگ «عملاً تمام شده بود»

در ۲۹ ژوئن ۱۹۶۱، دوگل در تلویزیون اعلام کرد که جنگ «عملاً تمام شده است» و پس از آن هیچ درگیری عمده‌ای بین ارتش فرانسه و FLN رخ نداد؛ در طول تابستان ۱۹۶۱، OAS و FLN درگیر یک جنگ داخلی شدند که در آن تعداد بیشتر الجزایری‌ها به زودی تفاوت ایجاد کرد.

62کشتار الجزایری‌ها

در جریان سرکوب یکی از تظاهرات بود که کشتار الجزایری‌ها در ۱۷ اکتبر ۱۹۶۱، که به دستور موریس پاپون انجام شد، رخ داد.

63سازمان OAS برای تأمین مالی جنگ خود به سرقت از بانک روی آورد

در بهار ۱۹۶۲، سازمان OAS برای تأمین مالی جنگ خود علیه FLN و دولت فرانسه به سرقت از بانک روی آورد و واحدهای ویژه‌ای را که پاریس برای شکار آن‌ها فرستاده بود، بمب‌گذاری کرد.

64یک «تهاجم عمومی»

در ۱۰ ژانویه ۱۹۶۲، FLN یک «تهاجم عمومی» را علیه OAS آغاز کرد و مجموعه‌ای از حملات را به جوامع «پید-نوار» (فرانسوی‌های الجزایر) به عنوان راهی برای اعمال فشار ترتیب داد.

65سازمان OAS تلاش کرد وزیر فرهنگ، آندره مالرو را ترور کند

در ۷ فوریه ۱۹۶۲، سازمان OAS تلاش کرد وزیر فرهنگ، آندره مالرو را با منفجر کردن بمبی در ساختمان آپارتمانش ترور کند که در کشتن هدف مورد نظر ناکام ماند، اما باعث شد دختر چهار ساله‌ای که در آپارتمان مجاور زندگی می‌کرد بر اثر ترکش‌ها نابینا شود.

66توافق صلح برای اعطای استقلال به تمام الجزایر حاصل شد

در ۲۰ فوریه ۱۹۶۲، توافق صلحی برای اعطای استقلال به تمام الجزایر حاصل شد.

67توافق‌نامه‌های اویان

شارل دوگل، اولین رئیس‌جمهور جمهوری پنجم، تصمیم گرفت مجموعه‌ای از مذاکرات را با FLN آغاز کند. این مذاکرات با امضای توافق‌نامه‌های اویان در مارس ۱۹۶۲ به پایان رسید. همه‌پرسی در ۸ آوریل ۱۹۶۲ برگزار شد و رأی‌دهندگان فرانسوی توافق‌نامه‌های اویان را تأیید کردند.

68دومین همه‌پرسی درباره استقلال الجزایر

در دومین همه‌پرسی درباره استقلال الجزایر که در آوریل ۱۹۶۲ برگزار شد، ۹۱ درصد از رأی‌دهندگان فرانسوی توافق‌نامه‌های اویان را تأیید کردند.

69اعلام استقلال

اعلام استقلال در ۵ ژوئیه ۱۹۶۲، آخرین نیروهای فرانسوی تا سال ۱۹۶۷ پایگاه دریایی مرس الکبیر را ترک نکردند.

70الجزایر به عنوان صد و نهمین عضو سازمان ملل متحد پذیرفته شد

الجزایر در ۸ اکتبر ۱۹۶۲ به عنوان صد و نهمین عضو سازمان ملل متحد پذیرفته شد.