1امپراتوری سلوکی به تدریج فروپاشید

امپراتوری سلوکی به تدریج فروپاشید، اگرچه بقایای کوچکی از آن تا سال ۶۴ پیش از میلاد باقی ماند.

2عصر تاریکی یونان

دوران باستان کلاسیک در یونان با عصر تاریکی یونان (حدود ۱۲۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد) پیش‌درآمد شد که از نظر باستان‌شناسی با سبک‌های هندسی و پیش‌هندسی در طراحی سفال‌ها شناخته می‌شود.

3یونان شروع به خروج از عصر تاریکی کرد که به دنبال فروپاشی تمدن میسنی رخ داده بود

در قرن هشتم پیش از میلاد، یونان شروع به خروج از عصر تاریکی کرد که به دنبال فروپاشی تمدن میسنی رخ داده بود. سواد از بین رفته بود و خط میسنی به فراموشی سپرده شده بود، اما یونانیان الفبای فنیقی را پذیرفتند و با اصلاح آن، الفبای یونانی را ایجاد کردند. اشیاء دارای کتیبه‌های خط فنیقی ممکن است از قرن نهم پیش از میلاد در یونان وجود داشته باشند، اما قدیمی‌ترین شواهد خط یونانی مربوط به دیوارنوشته‌هایی بر روی سفال‌های یونانی از اواسط قرن هشتم است.

4مگنا گراسیا

افزایش سریع جمعیت در قرن‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد منجر به مهاجرت بسیاری از یونانیان برای تشکیل مستعمرات در مگنا گراسیا (جنوب ایتالیا و سیسیل)، آسیای صغیر و مناطق دورتر شد. این مهاجرت در قرن ششم پیش از میلاد عملاً متوقف شد، زمانی که جهان یونانی از نظر فرهنگی و زبانی بسیار بزرگ‌تر از منطقه یونان امروزی شده بود. مستعمرات یونانی از نظر سیاسی توسط شهرهای بنیان‌گذار خود کنترل نمی‌شدند، اگرچه اغلب پیوندهای مذهبی و تجاری خود را با آن‌ها حفظ می‌کردند.

5قدیمی‌ترین جنگ مستند دوره یونان باستان

جنگ لِلانتین (حدود ۷۱۰ تا ۶۵۰ پیش از میلاد) قدیمی‌ترین جنگ مستند دوره یونان باستان است. این جنگ بین پولیس‌های (دولت‌شهرهای) مهم خالکیس و ارتریا بر سر دشت حاصلخیز لِلانتین در اوبویا رخ داد. به نظر می‌رسد هر دو شهر در نتیجه این جنگ طولانی دچار افول شدند، اگرچه خالکیس پیروز اسمی بود.

6معرفی سکه

یک طبقه بازرگان در نیمه اول قرن هفتم پیش از میلاد ظهور کرد که با معرفی سکه در حدود سال ۶۸۰ پیش از میلاد نشان داده شد.

7اصلاحات لیکورگوس اسپارتی احتمالاً کامل شده بود

در اسپارت، جنگ‌های مسنی منجر به فتح مسنیا و به بردگی کشیدن مسنی‌ها شد که از نیمه دوم قرن هشتم پیش از میلاد آغاز شد. این یک اقدام بی‌سابقه در یونان باستان بود که منجر به یک انقلاب اجتماعی شد که در آن جمعیت تحت سلطه هلوت‌ها برای اسپارت کشاورزی و کار می‌کردند، در حالی که هر شهروند مرد اسپارتی به یک سرباز ارتش اسپارت تبدیل شد که دائماً در حال خدمت بود. شهروندان ثروتمند و فقیر به طور یکسان موظف به زندگی و آموزش به عنوان سرباز بودند، برابری که درگیری‌های اجتماعی را کاهش داد. این اصلاحات که به لیکورگوس اسپارتی نسبت داده می‌شود، احتمالاً تا سال ۶۵۰ پیش از میلاد کامل شده بود.

8قدرت‌های سیاسی

به نظر می‌رسد این موضوع تنش‌هایی را در بسیاری از دولت‌شهرها ایجاد کرده باشد، زیرا رژیم‌های اشرافی آن‌ها توسط ثروت جدید بازرگانانی که تشنه قدرت سیاسی بودند، تهدید می‌شد. از سال ۶۵۰ پیش از میلاد به بعد، اشرافیت مجبور شد برای حفظ خود در برابر ظالمان پوپولیست بجنگد. افزایش جمعیت و کمبود زمین نیز به نظر می‌رسد باعث ایجاد درگیری‌های داخلی بین ثروتمندان و فقرا در بسیاری از دولت‌شهرها شده باشد.

9شهرهای غالب

تا قرن ششم پیش از میلاد، چندین شهر به عنوان قدرت‌های غالب در امور یونان ظهور کرده بودند: آتن، اسپارت، کورنت و تبس. هر یک از آن‌ها مناطق روستایی اطراف و شهرهای کوچک‌تر را تحت کنترل خود درآورده بودند و آتن و کورنت نیز به قدرت‌های بزرگ دریایی و تجاری تبدیل شده بودند.

10اصلاحات میانه‌رو سولون

آتن در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد دچار بحران زمین و کشاورزی شد که دوباره به درگیری‌های داخلی انجامید. دراکون، آرکون (قاضی ارشد)، اصلاحات شدیدی را در قانون در سال ۶۲۱ پیش از میلاد انجام داد (از این رو «دراکونی»)، اما این اصلاحات نتوانست درگیری را آرام کند. سرانجام، اصلاحات میانه‌رو سولون (۵۹۴ پیش از میلاد)، که وضعیت فقرا را بهبود بخشید اما اشرافیت را در قدرت تثبیت کرد، به آتن ثبات نسبی بخشید.

11دموکراسی

در نیمه دوم قرن ششم پیش از میلاد، آتن تحت استبداد پیسیستراتوس و سپس پسرانش هیپیاس و هیپارخوس قرار گرفت. با این حال، در سال ۵۱۰ پیش از میلاد، به تحریک کلیستنس، اشراف‌زاده آتنی، کلئومنس اول، پادشاه اسپارت، به آتنی‌ها کمک کرد تا استبداد را سرنگون کنند. اسپارت و آتن بلافاصله علیه یکدیگر موضع گرفتند، در این زمان کلئومنس اول، ایساگوراس را به عنوان یک آرکون طرفدار اسپارت منصوب کرد. کلیستنس که مشتاق تضمین استقلال آتن از کنترل اسپارت بود، یک انقلاب سیاسی پیشنهاد کرد: اینکه همه شهروندان بدون توجه به وضعیت اجتماعی در قدرت سهیم باشند، که آتن را به یک «دموکراسی» تبدیل کرد. شور دموکراتیک آتنی‌ها ایساگوراس را بیرون راند و تهاجم تحت رهبری اسپارت برای بازگرداندن او را دفع کرد. ظهور دموکراسی بسیاری از مشکلات اجتماعی آتن را درمان کرد و عصر طلایی را آغاز نمود.

12دولت‌شهرهای ایونی تحت سلطه ایران علیه حاکمان ظالم مورد حمایت ایران شورش کردند

در سال ۴۹۹ پیش از میلاد، دولت‌شهرهای ایونی تحت سلطه ایران علیه حاکمان ظالم مورد حمایت ایران شورش کردند. آن‌ها با حمایت نیروهای اعزامی از آتن و ارتریا، تا سارد پیشروی کردند و شهر را به آتش کشیدند، اما در نهایت توسط ضدحمله ایران عقب رانده شدند. این شورش تا سال ۴۹۴ پیش از میلاد ادامه یافت، زمانی که ایونی‌های شورشی شکست خوردند.

13نبرد ماراتن

داریوش فراموش نکرد که آتن به شورش ایونی‌ها کمک کرده بود و در سال ۴۹۰ ناوگانی را برای تلافی جمع‌آوری کرد. اگرچه آتنی‌ها از نظر تعداد بسیار کمتر بودند، اما با حمایت متحدان پلاته‌ای خود، لشکریان ایران را در نبرد ماراتن شکست دادند و ناوگان ایران عقب‌نشینی کرد.

14نبرد هیمرا

گلون، حاکم سیراکوز، تهاجم کارتاژی‌ها را در نبرد هیمرا شکست داد.

15نبرد ترموپیل

در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، اولین نبرد بزرگ تهاجم در ترموپیل رخ داد، جایی که یک نیروی عقب‌دار کوچک از یونانیان، به رهبری سیصد اسپارتی، برای چندین روز از یک گذرگاه حیاتی که قلب یونان را محافظت می‌کرد، دفاع کردند. در نتیجه، فوکیس، بویوتیا و آتیک تحت کنترل ایران قرار گرفتند.

16نبرد سالامیس

ایرانیان در نبرد سالامیس توسط یک نیروی دریایی که عمدتاً آتنی بود، در دریا به طور قاطع شکست خوردند.

17تهاجم دوم

ده سال بعد، تهاجم دوم توسط خشایارشا، پسر داریوش، آغاز شد. دولت‌شهرهای شمال و مرکز یونان بدون مقاومت تسلیم نیروهای ایرانی شدند، اما ائتلافی متشکل از ۳۱ دولت‌شهر یونانی، از جمله آتن و اسپارت، تصمیم به مقاومت در برابر مهاجمان ایرانی گرفتند. در همان زمان، سیسیل یونانی توسط یک نیروی کارتاژی مورد تهاجم قرار گرفت.

18نبرد پلاته

ایرانیان در سال ۴۷۹ در نبرد پلاته در خشکی به طور قاطع شکست خوردند.

19درگیری آتن و اسپارت

با فروکش کردن نبرد آتن علیه امپراتوری ایران، درگیری بین آتن و اسپارت افزایش یافت. اسپارت که نسبت به قدرت فزاینده آتن که توسط اتحادیه دلوس تأمین مالی می‌شد مشکوک بود، به اعضای بی‌میل این اتحادیه پیشنهاد کمک کرد تا علیه سلطه آتن شورش کنند. این تنش‌ها در سال ۴۶۲ پیش از میلاد تشدید شد، زمانی که آتن نیرویی را برای کمک به اسپارت در سرکوب شورش هلوت‌ها فرستاد، اما این کمک توسط اسپارتی‌ها رد شد.

20ایران از جزایر اژه بیرون رانده شده بود

ایرانیان در نبرد سالامیس توسط یک نیروی دریایی عمدتاً آتنی در دریا و در سال ۴۷۹ در نبرد پلاته در خشکی به طور قاطع شکست خوردند. اتحاد علیه ایران ادامه یافت، که در ابتدا توسط پاوسانیاس اسپارتی و از سال ۴۷۷ توسط آتن رهبری می‌شد و تا سال ۴۶۰ پیش از میلاد، ایران از جزایر اژه بیرون رانده شده بود. در طول این لشکرکشی طولانی، اتحادیه دلوس به تدریج از یک اتحاد دفاعی دولت‌های یونانی به یک امپراتوری آتنی تبدیل شد، زیرا قدرت دریایی رو به رشد آتن، سایر دولت‌های عضو اتحادیه را مرعوب می‌کرد.

21آتن کنترل بویوتیا را به دست گرفت

در دهه ۴۵۰، آتن کنترل بویوتیا را به دست گرفت و پیروزی‌هایی بر آیگینا و کورینت کسب کرد.

22آتن به لشکرکشی‌های خود علیه ایران پایان داد

آتن در سال ۴۵۰ پیش از میلاد، پس از شکست فاجعه‌بار در مصر در سال ۴۵۴ پیش از میلاد و مرگ کیمون در نبرد علیه ایرانیان در قبرس در سال ۴۵۰ پیش از میلاد، به لشکرکشی‌های خود علیه ایران پایان داد.

23بویوتیا دوباره از دست رفت

آتن نتوانست به پیروزی قاطعی دست یابد و در سال ۴۴۷ بویوتیا را دوباره از دست داد.

24صلح سی ساله

آتن و اسپارت در زمستان ۴۴۶/۵ صلح سی ساله را امضا کردند و به درگیری پایان دادند.

25جنگ پلوپونزی آغاز شد

با وجود معاهده، روابط آتن با اسپارت در دهه ۴۳۰ دوباره رو به وخامت گذاشت و در سال ۴۳۱ جنگ پلوپونزی آغاز شد.

26شکست آتن در بازپس‌گیری کنترل بویوتیا در دلیوم و موفقیت‌های براسیداس در شمال یونان

فاز اول جنگ شاهد مجموعه‌ای از تهاجمات سالانه بی‌ثمر اسپارت به آتیک بود، در حالی که آتن با موفقیت علیه امپراتوری کورینت در شمال غربی یونان جنگید و از امپراتوری خود دفاع کرد، با وجود طاعونی که پریکلس، دولتمرد برجسته آتنی را کشت. جنگ پس از پیروزی‌های آتن به رهبری کلئون در پیلوس و اسفاکتریا تغییر جهت داد و اسپارت درخواست صلح کرد، اما آتنی‌ها این پیشنهاد را رد کردند. شکست آتن در بازپس‌گیری کنترل بویوتیا در دلیوم و موفقیت‌های براسیداس در شمال یونان در سال ۴۲۴ پیش از میلاد، موقعیت اسپارت را پس از اسفاکتریا بهبود بخشید.

27صلح نیکیاس

پس از مرگ کلئون و براسیداس، که قوی‌ترین طرفداران جنگ در هر دو طرف بودند، یک معاهده صلح در سال ۴۲۱ پیش از میلاد توسط نیکیاس، ژنرال آتنی، مذاکره شد.

28نبرد مانتینیا

با این حال، صلح پایدار نماند. در سال ۴۱۸ پیش از میلاد، نیروهای متحد آتن و آرگوس توسط اسپارت در مانتینیا شکست خوردند.

29آتن یک لشکرکشی دریایی بلندپروازانه را برای تسلط بر سیسیل آغاز کرد

در سال ۴۱۵ پیش از میلاد، آتن یک لشکرکشی دریایی بلندپروازانه را برای تسلط بر سیسیل آغاز کرد؛ این لشکرکشی در بندر سیراکوز به فاجعه ختم شد و تقریباً تمام ارتش کشته و کشتی‌ها نابود شدند.

30نبرد کیزیکوس

اندکی پس از شکست آتن در سیراکوز، متحدان ایونی آتن شروع به شورش علیه اتحادیه دلوس کردند، در حالی که ایران دوباره شروع به دخالت در امور یونان به نفع اسپارت کرد. در ابتدا، موقعیت آتن نسبتاً قوی باقی ماند و پیروزی‌های مهمی در کیزیکوس در سال ۴۱۰ پیش از میلاد به دست آورد.

31نبرد آرگینوس

نبرد دریایی آرگینوس در سال ۴۰۶ پیش از میلاد در طول جنگ پلوپونزی در نزدیکی شهر کانه در جزایر آرگینوس، در شرق جزیره لسبوس رخ داد. در این نبرد، ناوگان آتنی به فرماندهی هشت استراتگوس، ناوگان اسپارتی تحت فرماندهی کالیکراتیداس را شکست داد. این نبرد با پیروزی اسپارت آغاز شد که منجر به محاصره ناوگان آتنی به فرماندهی کونون در میتیلن گردید؛ برای نجات کونون، آتنی‌ها نیرویی متشکل از کشتی‌های تازه ساخته شده با خدمه بی‌تجربه گرد هم آوردند. این ناوگان بی‌تجربه از نظر تاکتیکی نسبت به اسپارتی‌ها ضعیف‌تر بود، اما فرماندهان آن توانستند با استفاده از تاکتیک‌های جدید و غیرمتعارف بر این مشکل غلبه کنند، که به آتنی‌ها اجازه داد پیروزی چشمگیر و غیرمنتظره‌ای کسب کنند. به بردگان و متیک‌هایی که در این نبرد شرکت کردند، شهروندی آتن اعطا شد.

32نبرد آیگوس‌پوتاموی

با این حال، در سال ۴۰۵ پیش از میلاد، لیساندر اسپارتی آتن را در نبرد آیگوس‌پوتاموی شکست داد و شروع به محاصره بندر آتن کرد؛ آتن که از گرسنگی رنج می‌برد، درخواست صلح کرد و پذیرفت که ناوگان خود را تسلیم کرده و به اتحادیه پلوپونزی به رهبری اسپارت بپیوندد.

33جنگ کورینت

یونان بدین ترتیب قرن چهارم پیش از میلاد را تحت هژمونی اسپارت آغاز کرد، اما از همان ابتدا مشخص بود که این هژمونی ضعیف است. کاهش شدید جمعیت به این معنی بود که اسپارت بیش از حد توان خود گسترش یافته بود و تا سال ۳۹۵ پیش از میلاد، آتن، آرگوس، تبای و کورینت احساس کردند که می‌توانند سلطه اسپارت را به چالش بکشند که منجر به جنگ کورینت (۳۹۵–۳۸۷ پیش از میلاد) شد. این جنگ نیز که به بن‌بست کشیده شد، پس از تهدید مداخله ایران به نفع اسپارتی‌ها، با بازگشت به وضعیت موجود پایان یافت.

34نبرد لئوکترا

هژمونی اسپارت ۱۶ سال دیگر ادامه یافت، تا اینکه اسپارتی‌ها هنگام تلاش برای تحمیل اراده خود بر تبایی‌ها، در سال ۳۷۱ پیش از میلاد در لئوکترا شکست خوردند. سپس اپامینونداس، ژنرال تبایی، نیروهای تبای را به پلوپونز هدایت کرد و در پی آن سایر دولت‌شهرها از آرمان اسپارت روی گرداندند. بدین ترتیب تبایی‌ها توانستند به مسنیا لشکرکشی کنند و جمعیت هلوت‌ها را آزاد سازند.

35نبرد مانتینیا (۳۶۲ پیش از میلاد)

اسپارت که از زمین و رعایای خود محروم شده بود، به یک قدرت درجه دوم تنزل یافت. هژمونی تبای که بدین ترتیب ایجاد شد، کوتاه مدت بود؛ در نبرد مانتینیا در سال ۳۶۲ پیش از میلاد، تبای رهبر کلیدی خود، اپامینونداس، و بخش بزرگی از نیروی انسانی خود را از دست داد، اگرچه آنها در نبرد پیروز شدند. در واقع، تلفات وارده به تمام دولت‌شهرهای بزرگ در مانتینیا چنان بود که هیچ‌کدام نتوانستند بر پیامدهای پس از آن مسلط شوند.

36ظهور مقدونیه

فرسودگی سرزمین اصلی یونان با ظهور مقدونیه به رهبری فیلیپ دوم همزمان شد. فیلیپ در عرض بیست سال، پادشاهی خود را متحد کرد، آن را به سمت شمال و غرب به هزینه قبایل ایلیری گسترش داد و سپس تسالی و تراکیه را فتح کرد. موفقیت او ناشی از اصلاحات نوآورانه او در ارتش مقدونیه بود. فیلیپ بارها در امور دولت‌شهرهای جنوبی مداخله کرد که به تهاجم او در سال ۳۳۸ پیش از میلاد انجامید.

37نبرد خارونیا (۳۳۸ پیش از میلاد)

او با شکست قاطع ارتش متحد تب و آتن در نبرد خارونیا (۳۳۸ پیش از میلاد)، عملاً به هژمون تمام یونان، به جز اسپارت، تبدیل شد. او اکثر دولت‌شهرها را مجبور کرد به اتحادیه کورنت بپیوندند، با او متحد شوند و صلح را در میان خود برقرار کنند.

38اسکندر مقدونی

اسکندر، پسر و جانشین فیلیپ، جنگ را ادامه داد. در مجموعه‌ای بی‌نظیر از لشکرکشی‌ها، اسکندر داریوش سوم ایران را شکست داد و امپراتوری هخامنشی را به طور کامل نابود کرد، آن را به مقدونیه ضمیمه کرد و لقب «کبیر» را برای خود به ارمغان آورد.

39ترور فیلیپ

فیلیپ سپس وارد جنگ علیه امپراتوری هخامنشی شد، اما در اوایل درگیری توسط پاوسانیاس از اورستیس ترور شد.

40اولین (و تنها) شکست

ارونتوباتس و ممنون رودسی در هالیکارناس سنگر گرفتند. اسکندر جاسوسانی را برای ملاقات با مخالفان داخل شهر فرستاده بود که قول داده بودند دروازه‌ها را باز کنند و به اسکندر اجازه ورود دهند. اما وقتی جاسوسان او رسیدند، خبری از مخالفان نبود. نبرد کوچکی درگرفت و ارتش اسکندر موفق شد از دیوارهای شهر عبور کند. با این حال، ممنون منجنیق‌های خود را مستقر کرد و ارتش اسکندر عقب‌نشینی کرد. ممنون سپس پیاده‌نظام خود را مستقر کرد و اندکی پیش از آنکه اسکندر اولین (و تنها) شکست خود را متحمل شود، پیاده‌نظام او موفق شد از دیوارهای شهر عبور کند، نیروهای ایرانی را غافلگیر کرده و ارونتوباتس را بکشد. ممنون با درک اینکه شهر از دست رفته است، آن را به آتش کشید و با ارتش خود عقب‌نشینی کرد. باد شدیدی باعث شد که آتش بخش زیادی از شهر را نابود کند. اسکندر سپس حکومت کاریا را به آدا سپرد؛ و او نیز به نوبه خود، اسکندر را رسماً به عنوان پسر خود پذیرفت و اطمینان حاصل کرد که حکومت کاریا پس از مرگ او بدون قید و شرط به اسکندر برسد.

41محاصره هالیکارناس

محاصره هالیکارناس در سال ۳۳۴ پیش از میلاد انجام شد. اسکندر که نیروی دریایی ضعیفی داشت، دائماً توسط نیروی دریایی ایران تهدید می‌شد. آن‌ها دائماً سعی می‌کردند اسکندر را به درگیری بکشانند، اما او زیر بار نمی‌رفت. سرانجام، ناوگان ایران برای ایجاد یک دفاع جدید به سمت هالیکارناس حرکت کرد. آدا از کاریا، ملکه سابق هالیکارناس، توسط برادر غاصبش از تخت پادشاهی رانده شده بود. هنگامی که او درگذشت، داریوش، ارونتوباتس را به عنوان ساتراپ کاریا منصوب کرد که هالیکارناس را نیز در حوزه قضایی خود داشت. با نزدیک شدن اسکندر در سال ۳۳۴ پیش از میلاد، آدا که قلعه آلیندا را در اختیار داشت، آن را به اسکندر تسلیم کرد. به نظر می‌رسد اسکندر و آدا پیوند عاطفی برقرار کرده بودند.

42نبرد گرانیک

نبرد رود گرانیک در مه ۳۳۴ پیش از میلاد در شمال غربی آسیای صغیر (ترکیه امروزی)، نزدیک محل تروآ رخ داد.

43نبرد ایسوس

نبرد ایسوس در نوامبر ۳۳۳ پیش از میلاد رخ داد. پس از اینکه نیروهای اسکندر با موفقیت ایرانیان را در نبرد گرانیک شکست دادند، داریوش شخصاً فرماندهی ارتش خود را بر عهده گرفت، ارتشی بزرگ از اعماق امپراتوری گرد آورد و برای قطع خط تدارکات یونانی‌ها مانور داد، که اسکندر را مجبور کرد نیروهای خود را بازگرداند و صحنه را برای نبرد در نزدیکی دهانه رود پیناروس و جنوب روستای ایسوس آماده کند. داریوش ظاهراً نمی‌دانست که با تصمیم به برگزاری نبرد در ساحل رودخانه، برتری عددی ارتش خود نسبت به ارتش اسکندر را به حداقل می‌رساند. در نتیجه، اسکندر کنترل جنوب آسیای صغیر را به دست گرفت.

44محاصره غزه

در طول محاصره غزه، اسکندر با استفاده از ماشین‌هایی که علیه صور به کار گرفته بود، موفق شد به دیوارها برسد. پس از سه حمله ناموفق، این دژ با یورش تصرف شد. با سقوط غزه، اسکندر به سمت مصر حرکت کرد. مصریان از ایرانیان متنفر بودند، تا حدی به این دلیل که ایران مصر را چیزی جز یک انبار غله نمی‌دانست. آن‌ها اسکندر را به عنوان پادشاه خود پذیرفتند، او را بر تخت فرعون‌ها نشاندند، تاج مصر علیا و سفلی را به او دادند و او را تجسم رع و اوزیریس نامیدند. او برنامه‌هایی را برای ساخت اسکندریه آغاز کرد و اگرچه درآمدهای مالیاتی آینده به او اختصاص می‌یافت، اما مصر را تحت مدیریت مصریان باقی گذاشت که این امر به جلب حمایت آن‌ها کمک کرد.

45محاصره صور

محاصره صور در سال ۳۳۲ پیش از میلاد رخ داد، زمانی که اسکندر برای فتح صور، یک پایگاه ساحلی استراتژیک، اقدام کرد. صور محل تنها بندر باقی‌مانده ایرانی بود که تسلیم اسکندر نشده بود. حتی تا این مرحله از جنگ، نیروی دریایی ایران همچنان تهدیدی بزرگ برای اسکندر محسوب می‌شد. صور، بزرگترین و مهم‌ترین دولت‌شهر فنیقیه، هم در ساحل مدیترانه و هم در جزیره‌ای در نزدیکی آن با دو بندر طبیعی در سمت خشکی واقع شده بود. در زمان محاصره، این شهر حدود ۴۰ هزار نفر جمعیت داشت، اگرچه زنان و کودکان به کارتاژ، یک کلونی باستانی فنیقی، تخلیه شده بودند.

46نبرد گوگمل

نبرد گوگمل در سال ۳۳۱ پیش از میلاد در جایی که اکنون کردستان عراق است، احتمالاً در نزدیکی اربیل، رخ داد و به پیروزی قاطع مقدونی‌ها انجامید. پس از محاصره غزه، اسکندر از سوریه به سمت قلب امپراتوری ایران پیشروی کرد و بدون هیچ مقاومتی از رودهای فرات و دجله گذشت. داریوش در حال ساخت ارتشی عظیم بود، مردانی را از دورترین نقاط امپراتوری خود فرا می‌خواند و قصد داشت با تکیه بر تعداد محض، اسکندر را درهم بکوبد. اگرچه اسکندر بخشی از امپراتوری ایران را فتح کرده بود، اما این امپراتوری همچنان از نظر وسعت و ذخایر نیروی انسانی بسیار گسترده بود و داریوش می‌توانست مردان بیشتری نسبت به آنچه اسکندر در خواب می‌دید، به خدمت بگیرد. همچنین در ارتش ایران، فیل‌های جنگی ترسناک حضور داشتند که نشانه‌ای از قدرت بسیار زیاد ایرانیان بود. با اینکه داریوش برتری قابل توجهی در تعداد سربازان داشت، بیشتر نیروهای او به اندازه نیروهای اسکندر سازمان‌یافته نبودند. در نتیجه، اسکندر بابل، نیمی از ایران و تمام بخش‌های دیگر بین‌النهرین را به دست آورد.

47نبرد دربند پارس

در زمستان ۳۳۰ پیش از میلاد، در نبرد دربند پارس در شمال شرقی یاسوج امروزی در ایران، آریوبرزن، ساتراپ پارسی، آخرین ایستادگی نیروهای ایرانی را رهبری کرد. در نتیجه، اسکندر کنترل نیمی از ایران را تثبیت کرد و مرکز سلسله‌ای آن را به تصرف درآورد.

48تسلیم شدن در برابر قدرت

پس از مرگ اسپیتامنس و ازدواجش با رکسانا (روشنک در زبان باختری) برای تحکیم روابطش با ساتراپی‌های جدید آسیای مرکزی، اسکندر سرانجام آزاد شد تا توجه خود را به شبه‌قاره هند معطوف کند. اسکندر از تمام رؤسای قبایل ساتراپی سابق گنداره، در شمال آنچه اکنون رودخانه جهلم در منطقه پاکستان (تاریخ مدرن) است، دعوت کرد تا نزد او بیایند و تسلیم قدرت او شوند. اومفیس، حاکم تاکسیلا که پادشاهی‌اش از سند تا هیداسپ گسترده بود، اطاعت کرد، اما رؤسای برخی از قبایل کوهستانی، از جمله بخش‌های آسپاسی و آساسنی از کامبوج‌ها (که در متون هندی به عنوان اشوایانا و اشواکایانا نیز شناخته می‌شوند)، از تسلیم شدن خودداری کردند.

49محاصره صخره سغدی

پس از اینکه اسکندر آخرین نیروهای امپراتوری هخامنشی را در سال ۳۲۸ پیش از میلاد شکست داد، لشکرکشی جدیدی را علیه پادشاهان مختلف هند در سال ۳۲۷ پیش از میلاد آغاز کرد. او می‌خواست تمام جهان شناخته شده را فتح کند که در زمان اسکندر، در انتهای شرقی هند به پایان می‌رسید. یونانیان زمان اسکندر هیچ اطلاعی از چین یا سرزمین‌های دیگر در شرق هند نداشتند. محاصره صخره سغدی، دژی واقع در شمال باکتریا در سغد، در سال ۳۲۷ پیش از میلاد رخ داد.

50نبرد هیداسپ

پس از به دست گرفتن کنترل ساتراپی سابق هخامنشی گنداره، از جمله شهر تاکسیلا، اسکندر به پنجاب پیشروی کرد، جایی که در نبرد علیه پادشاه منطقه‌ای پوروس درگیر شد. اسکندر او را در نبرد هیداسپ در سال ۳۲۶ پیش از میلاد شکست داد، اما چنان تحت تأثیر رفتار پادشاه قرار گرفت که به پوروس اجازه داد به حکومت بر پادشاهی خود به عنوان یک ساتراپ ادامه دهد. اگرچه نبرد هیداسپ پیروزمندانه بود، اما پرهزینه‌ترین نبردی بود که مقدونی‌ها انجام دادند. اکنون امپراتوری مقدونیه مناطق وسیعی از منطقه پنجاب را از هیداسپ تا هیفاسیس ضمیمه می‌کند.

51اسکندر شخصاً یک لشکرکشی را رهبری کرد

در زمستان ۳۲۷/۳۲۶ پیش از میلاد، اسکندر شخصاً لشکرکشی علیه این قبایل را رهبری کرد؛ آسپاسی‌ها در دره کونار، گورایی‌ها در دره گورائوس و آساسنی‌ها در دره‌های سوات و بونر.

52دو پادشاهی قدرتمند

در شرق پادشاهی پوروس، نزدیک رود گنگ، امپراتوری قدرتمند ناندا در ماگادها و امپراتوری گانگاریدای در بنگال قرار داشتند. طبق منابع یونانی، ارتش ناندا پنج برابر بزرگتر از ارتش مقدونیه بود. ارتش اسکندر که از چشم‌انداز رویارویی با ارتش‌های قدرتمند امپراتوری ناندا می‌ترسید و از سال‌ها لشکرکشی خسته شده بود، در رود هیفاسیس شورش کرد و از پیشروی بیشتر به سمت شرق خودداری کرد. بنابراین این رودخانه شرقی‌ترین حد فتوحات اسکندر را نشان می‌دهد.

53یک نظر

اسکندر با ارتش خود صحبت کرد و سعی کرد آن‌ها را متقاعد کند که به عمق هند پیشروی کنند، اما کوئنوس از او خواست که نظرش را تغییر دهد و بازگردد؛ او گفت که مردان «مشتاق دیدن دوباره والدین، همسران و فرزندان و میهن خود هستند». اسکندر با دیدن عدم تمایل مردانش موافقت کرد و مسیر را تغییر داد. در طول راه، ارتش او قبایل مالی (در مولتان امروزی) را فتح کرد.

54درگیری

پس از مرگ اسکندر، امپراتوری او پس از درگیری‌های بسیار، بین ژنرال‌هایش تقسیم شد که منجر به تشکیل پادشاهی بطلمیوسی (مصر و شمال آفریقای مجاور)، امپراتوری سلوکی (شامات، بین‌النهرین و ایران) و سلسله آنتیگونید (مقدونیه) گردید. در این دوره میانی، پولیس‌های یونان توانستند بخشی از آزادی خود را بازپس گیرند، اگرچه هنوز به طور اسمی تابع مقدونیه بودند.

55مرگ اسکندر

در ۱۰ یا ۱۱ ژوئن ۳۲۳ پیش از میلاد، اسکندر در کاخ نبوکدنصر دوم در بابل در سن ۳۲ سالگی درگذشت.

56دو اتحادیه

دولت‌شهرهای یونان خود را به دو اتحادیه تقسیم کردند؛ اتحادیه آخایی (شامل تب، کورنت و آرگوس) و اتحادیه ایتولی (شامل اسپارت و آتن). برای بخش بزرگی از این دوره تا زمان فتح روم، این اتحادیه‌ها در حال جنگ بودند و اغلب در درگیری‌های بین دیادوخوی (دولت‌های جانشین امپراتوری اسکندر) شرکت می‌کردند.

57اولین جنگ مقدونیه

پادشاهی آنتیگونید در اواخر قرن سوم درگیر جنگی با جمهوری روم شد. اگرچه اولین جنگ مقدونیه بی‌نتیجه بود، رومیان طبق روال معمول خود، به جنگ با مقدونیه ادامه دادند تا زمانی که به طور کامل در جمهوری روم ادغام شد (تا سال ۱۴۹ پیش از میلاد).

58دومین جنگ مقدونیه

دومین جنگ مقدونیه (۲۰۰–۱۹۷ پیش از میلاد) بین مقدونیه به رهبری فیلیپ پنجم و روم که با پرگامون و رودس متحد شده بود، درگرفت. فیلیپ شکست خورد و مجبور شد تمام دارایی‌های خود در جنوب یونان، تراکیه و آسیای صغیر را رها کند. در طول مداخله آن‌ها، اگرچه رومیان «آزادی یونانیان» را در برابر حکومت پادشاهی مقدونیه اعلام کردند، اما این جنگ مرحله مهمی در افزایش مداخله روم در امور مدیترانه شرقی بود که در نهایت منجر به فتح کل منطقه توسط روم شد. در نتیجه، مقدونیه تمام دارایی‌ها و دولت‌های تحت‌الحمایه خود در جنوب یونان، تراکیه و آناتولی را واگذار کرد.

59سومین جنگ مقدونیه

سومین جنگ مقدونیه (۱۷۱–۱۶۸ پیش از میلاد) جنگی بود که بین جمهوری روم و پادشاه پرسئوس مقدونیه درگرفت. در سال ۱۷۹ پیش از میلاد، فیلیپ پنجم پادشاه مقدونیه درگذشت و پسر جاه‌طلبش پرسئوس جانشین او شد. او ضد رومی بود و احساسات ضد رومی را در سراسر مقدونیه برانگیخت. تنش‌ها بالا گرفت و روم علیه مقدونیه اعلام جنگ کرد.

60سقوط

اتحادیه ایتولی نسبت به دخالت روم در یونان بدبین شد و در جنگ روم و سلوکیان با سلوکیان متحد شد؛ هنگامی که رومیان پیروز شدند، این اتحادیه عملاً در جمهوری روم ادغام شد. اگرچه اتحادیه آخایی از هر دو اتحادیه ایتولی و مقدونیه بیشتر دوام آورد، اما آن نیز به زودی در سال ۱۴۶ پیش از میلاد شکست خورد و توسط رومیان جذب شد که به استقلال یونان پایان داد.

61پادشاهی بطلمیوسی توسط رومیان فتح شد

پادشاهی بطلمیوسی تا سال ۳۰ پیش از میلاد در مصر ادامه یافت، زمانی که آن نیز توسط رومیان فتح شد.