1پدر، جوزف

پدر آدری، جوزف ویکتور آنتونی راستون (۲۱ نوامبر ۱۸۸۹ – ۱۶ اکتبر ۱۹۸۰)، تبعه بریتانیا بود که در آوشیتس، بوهم، اتریش-مجارستان متولد شد. او فرزند ویکتور جان جورج راستون، با پیشینه بریتانیایی و اتریشی، و آنا ولز بود که اصالتاً اتریشی بود و در کووارسه به دنیا آمد.

2مادر، الا

مادر هپبورن، بارونس الا ون هیمسترا (۱۲ ژوئن ۱۹۰۰ – ۲۶ اوت ۱۹۸۴)، یک نجیب‌زاده هلندی بود. او دختر بارون آرنود ون هیمسترا بود که از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ شهردار آرنهم و از ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۸ فرماندار سورینام هلند بود، و بارونس البریک ویلمین هنریت ون آس‌بک (۱۸۷۳–۱۹۳۹).

3الا با هندریک ازدواج کرده بود

الا در نوزده سالگی با یونکر هندریک گوستاف آدولف کوارلز ون اوفورد، مدیر اجرایی نفت مستقر در باتاویا، هند شرقی هلند، ازدواج کرد و آن‌ها متعاقباً در آنجا زندگی کردند.

4جوزف کنسول افتخاری بریتانیا در سمارانگ بود

در سال‌های ۱۹۲۳–۱۹۲۴، جوزف کنسول افتخاری بریتانیا در سمارانگ در هند شرقی هلند بود و پیش از ازدواج با مادر هپبورن، با کورنلیا بیشاپ، یک وارث هلندی، ازدواج کرده بود.

5الا طلاق گرفته بود

الا و هندریک پیش از طلاق در سال ۱۹۲۵، صاحب دو پسر به نام‌های یونکر آرنود رابرت الکساندر کوارلز ون اوفورد (۱۹۲۰–۱۹۷۹) و یونکر ایان ادگار بروس کوارلز ون اوفورد (۱۹۲۴–۲۰۱۰) بودند.

6جوزف و الا ازدواج کردند

والدین هپبورن در سپتامبر ۱۹۲۶ در باتاویا، هند شرقی هلند ازدواج کردند.

7والدین به انگلستان نقل مکان کردند

در آن زمان، راستون برای یک شرکت تجاری کار می‌کرد، اما مدت کوتاهی پس از ازدواج، این زوج به اروپا نقل مکان کردند، جایی که او شروع به کار برای یک شرکت وام‌دهی کرد؛ طبق گزارش‌ها، شرکت بازرگانی قلع مک‌لین، واتسون و شرکا در لندن و سپس بروکسل.

8والدین به بروکسل نقل مکان کردند

پس از یک سال در لندن، آن‌ها به بروکسل نقل مکان کردند، جایی که او مأمور افتتاح یک دفتر شعبه شده بود.

9تولد

هپبورن با نام آدری کاتلین راستون یا بعدها هپبورن-راستون در ۴ مه ۱۹۲۹ در شماره ۴۸ خیابان رو کینولد در ایکسل، بروکسل، بلژیک متولد شد. او در خانواده‌اش با نام آدریانچه شناخته می‌شد.

10خانواده در شهرداری حومه‌ای بروکسل، لینک‌بیک ساکن شدند

پس از سه سال سفر بین بروکسل، آرنهم، لاهه و لندن، خانواده در سال ۱۹۳۲ در شهرداری حومه‌ای بروکسل، لینک‌بیک ساکن شدند.

11دوران کودکی

دوران کودکی هپبورن تحت حمایت و در رفاه سپری شد. به دلیل پیشینه چندملیتی و سفرهای خانوادگی به خاطر شغل پدرش، او شش زبان آموخت: هلندی و انگلیسی از والدینش، و بعدها درجات مختلفی از فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی.

12والدین هپبورن برای اتحادیه فاشیست‌های بریتانیا نیرو جذب کرده و کمک مالی جمع‌آوری می‌کردند

در اواسط دهه ۱۹۳۰، والدین هپبورن برای اتحادیه فاشیست‌های بریتانیا نیرو جذب کرده و کمک مالی جمع‌آوری می‌کردند.

13پدر خانواده را ترک کرد

جوزف در سال ۱۹۳۵ پس از یک «صحنه‌سازی» در بروکسل، زمانی که آدریانچه (نام خانوادگی او) شش ساله بود، به طور ناگهانی خانواده را ترک کرد؛ او بعدها اغلب درباره تأثیر «رها شدن» بر یک کودک صحبت می‌کرد که «کودکان به دو والد نیاز دارند». جوزف به لندن نقل مکان کرد، جایی که عمیق‌تر در فعالیت‌های فاشیستی درگیر شد و هرگز دخترش را در خارج از کشور ملاقات نکرد. هپبورن بعدها اعتراف کرد که رفتن پدرش «تکان‌دهنده‌ترین رویداد زندگی من» بوده است.

14الا به همراه هپبورن به املاک خانوادگی‌شان در آرنهم نقل مکان کرد

در همان سال، الا به همراه هپبورن به املاک خانوادگی‌شان در آرنهم نقل مکان کرد؛ برادران ناتنی او، الکس و ایان (که در آن زمان ۱۵ و ۱۱ ساله بودند)، برای زندگی با اقوام به لاهه فرستاده شدند.

15آدری کوچک به انگلستان نقل مکان کرد

جوزف می‌خواست او در انگلستان تحصیل کند، بنابراین در سال ۱۹۳۷، هپبورن برای زندگی به کنت، انگلستان فرستاده شد، جایی که او با نام آدری راستون یا «آدری کوچک» در یک مدرسه مستقل کوچک در الهام تحصیل کرد.

16بازگشت به آرنهم

پس از اینکه بریتانیا در سپتامبر ۱۹۳۹ علیه آلمان اعلام جنگ کرد، مادر هپبورن دخترش را به آرنهم بازگرداند، به این امید که مانند جنگ جهانی اول، هلند بی‌طرف بماند و از حمله آلمان در امان بماند.

17شاگرد ستاره

هپبورن از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ در کنسرواتوار آرنهم تحصیل کرد. او در سال‌های آخر مدرسه شبانه‌روزی شروع به یادگیری رقص باله کرده بود و آموزش خود را در آرنهم زیر نظر وینجا مارووا ادامه داد و به «شاگرد ستاره» او تبدیل شد.

18«ادا ون هیمسترا»

پس از حمله آلمانی‌ها به هلند در سال ۱۹۴۰، هپبورن از نام ادا ون هیمسترا استفاده کرد، زیرا نامی که «صدای انگلیسی» داشت در دوران اشغال آلمان خطرناک تلقی می‌شد. خانواده او به شدت تحت تأثیر اشغال قرار گرفتند، به طوری که هپبورن بعدها گفت: «اگر می‌دانستیم که قرار است پنج سال در اشغال باشیم، شاید همه خودمان را می‌کشتیم. ما فکر می‌کردیم شاید هفته آینده تمام شود... شش ماه... سال آینده... این‌گونه بود که ما دوام آوردیم».

19اعدام عمو

در سال ۱۹۴۲، عمویش، اتو ون لیمبورگ استیروم (همسر خواهر بزرگتر مادرش، میش)، در تلافی یک اقدام خرابکارانه توسط جنبش مقاومت اعدام شد؛ اگرچه او در این اقدام دخالتی نداشت، اما به دلیل برجسته بودن خانواده‌اش در جامعه هلند هدف قرار گرفت. برادر ناتنی هپبورن، ایان، برای کار در اردوگاه کار اجباری آلمان به برلین تبعید شد و برادر ناتنی دیگرش، الکس، برای فرار از سرنوشت مشابه مخفی شد.

20زندگی با پدربزرگ

پس از مرگ عمویش، هپبورن، الا و میش آرنهم را ترک کردند تا با پدربزرگش، بارون آرنود ون هیمسترا، در ولپ در نزدیکی آنجا زندگی کنند. در آن زمان هپبورن اجراهای رقص خاموش انجام می‌داد تا برای تلاش‌های مقاومت هلند پول جمع‌آوری کند. مدت‌ها تصور می‌شد که او خود در مقاومت هلند شرکت داشته است.

21شرایط زندگی بدتر شد

پس از پیاده‌سازی نیروهای متفقین در روز دی (D-Day)، شرایط زندگی بدتر شد و آرنهم متعاقباً در جریان عملیات مارکت گاردن به شدت آسیب دید. در طول قحطی هلند که در زمستان ۱۹۴۴ رخ داد، آلمانی‌ها مسیرهای تدارکاتی مواد غذایی و سوخت محدود مردم هلند را به تلافی اعتصابات راه‌آهن که برای کارشکنی در اشغال آلمان انجام شده بود، مسدود کردند. مانند دیگران، خانواده هپبورن به تهیه آرد از پیاز گل لاله برای پخت کیک و بیسکویت روی آوردند؛ او در نتیجه سوءتغذیه دچار کم‌خونی شدید، مشکلات تنفسی و ادم شد. خانواده ون هیمسترا نیز از نظر مالی به شدت تحت تأثیر اشغال قرار گرفتند، به طوری که بسیاری از املاک آن‌ها، از جمله عمارت اصلی‌شان در آرنهم، به شدت آسیب دید یا ویران شد.

22نقل مکان به آمستردام

پس از پایان جنگ در سال ۱۹۴۵، هپبورن به همراه مادر و خواهر و برادرانش به آمستردام نقل مکان کرد، جایی که آموزش باله را زیر نظر سونیا گاسکل، چهره برجسته باله هلند، و معلم روسی اولگا تاراسووا آغاز کرد.

23مادر به عنوان خانه‌دار کار می‌کرد

از آنجایی که ثروت خانواده در طول جنگ از بین رفته بود، الا با کار به عنوان آشپز و خانه‌دار برای یک خانواده ثروتمند، مخارج آن‌ها را تأمین می‌کرد.

24هلندی در هفت درس

هپبورن اولین حضور سینمایی خود را با بازی در نقش یک مهماندار هواپیما در فیلم «هلندی در هفت درس» (۱۹۴۸) تجربه کرد؛ یک فیلم آموزشی سفر که توسط چارلز ون در لیندن و هنری جوزفسون ساخته شد.

25هپبورن بورسیه باله را پذیرفت

هپبورن پس از پذیرش بورسیه باله در «باله رامبرت» که در آن زمان در ناتینگ هیل مستقر بود، به لندن نقل مکان کرد.

26دختر گروه کر در لندن

در حالی که الا برای تأمین مخارج آن‌ها به کارهای پست مشغول بود، هپبورن به عنوان دختر گروه کر در نمایش‌های موزیکال وست اند، از جمله «کفش‌های پاشنه‌بلند» (۱۹۴۸) در لندن هیپودروم، و نمایش‌های «سس تارتار» (۱۹۴۹) و «سس پیکانت» (۱۹۵۰) اثر سیسیل لاندو در تئاتر کمبریج ظاهر شد. در طول فعالیت‌های تئاتری‌اش، او برای تقویت صدایش نزد بازیگر فلیکس آیلمر کلاس‌های فن بیان گرفت.

27هپبورن به عنوان بازیگر آزاد در شرکت تصویر بریتانیا ثبت‌نام کرد

پس از اینکه هپبورن هنگام اجرای نمایش «سس پیکانت» توسط یک مدیر انتخاب بازیگر دیده شد، به عنوان بازیگر آزاد در شرکت تصویر بریتانیا (ABPC) ثبت‌نام کرد.

28نقش‌های فرعی

هپبورن در نقش‌های فرعی در فیلم‌های «یک جو دوسر وحشی»، «خنده در بهشت»، «داستان همسران جوان» و «دار و دسته لاوندر هیل» (همگی محصول ۱۹۵۱) ظاهر شد.

29دختر مونت کارلو

سپس به هپبورن نقش کوچکی در فیلمی پیشنهاد شد که به دو زبان انگلیسی و فرانسوی در مونت کارلو فیلم‌برداری می‌شد: «دختر مونت کارلو».

30اتفاقی

به طور اتفاقی، کولت، رمان‌نویس فرانسوی، در زمان فیلم‌برداری در هتل دو پاریس در مونت کارلو حضور داشت و تصمیم گرفت هپبورن را برای نقش اصلی در نمایش برادوی «ژی‌ژی» انتخاب کند.

31ژی‌ژی

هپبورن در حالی تمرینات را آغاز کرد که هرگز روی صحنه صحبت نکرده بود و نیاز به مربی خصوصی داشت. وقتی «ژی‌ژی» در ۲۴ نوامبر ۱۹۵۱ در تئاتر فولتون افتتاح شد، او با وجود انتقاداتی مبنی بر اینکه نسخه صحنه‌ای نسبت به اقتباس سینمایی فرانسوی ضعیف‌تر است، برای بازی‌اش مورد تحسین قرار گرفت. این نمایش ۲۱۹ بار اجرا شد و در ۳۱ مه ۱۹۵۲ به پایان رسید.

32اولین نقش مکمل اصلی (مردم مخفی)

آدری در اولین نقش مکمل اصلی خود در فیلم «مردم مخفی» (۱۹۵۲) ساخته تورولد دیکینسون، در نقش یک بالرین نابغه ظاهر شد و تمام سکانس‌های رقص خود را شخصاً اجرا کرد.

33یک تور

آدری به توری رفت که در ۱۳ اکتبر ۱۹۵۲ در پیتسبورگ آغاز شد و از کلیولند، شیکاگو، دیترویت، واشینگتن دی.سی. و لس‌آنجلس بازدید کرد و در ۱۶ مه ۱۹۵۳ در سان‌فرانسیسکو به پایان رسید.

34هپبورن با جیمز هانسون، صنعتگر، نامزد کرد

در سال ۱۹۵۲، هپبورن با جیمز هانسون، صنعتگری که از روزهای اول حضورش در لندن می‌شناخت، نامزد کرد. او آن را «عشق در نگاه اول» نامید، اما پس از پرو لباس عروس و تعیین تاریخ، تصمیم گرفت که این ازدواج موفق نخواهد بود زیرا تقاضاهای شغلی‌شان آن‌ها را بیشتر اوقات از هم دور نگه می‌داشت. او بیانیه‌ای عمومی درباره تصمیم خود صادر کرد و گفت: «وقتی ازدواج می‌کنم، می‌خواهم واقعاً متأهل باشم».

35تعطیلات رمی

هپبورن اولین نقش اصلی خود را در «تعطیلات رمی» (۱۹۵۳) ایفا کرد و در نقش پرنسس آن، شاهزاده‌ای اروپایی که از قید و بندهای سلطنتی می‌گریزد و شبی پرماجرا را با یک خبرنگار آمریکایی (گریگوری پک) می‌گذراند، ظاهر شد. تهیه‌کنندگان فیلم در ابتدا الیزابت تیلور را برای این نقش می‌خواستند، اما ویلیام وایلر، کارگردان فیلم، چنان تحت تأثیر تست بازیگری هپبورن قرار گرفت که او را انتخاب کرد.

36هپبورن روی جلد مجله تایم قرار گرفت

هپبورن در ۷ سپتامبر ۱۹۵۳ روی جلد مجله تایم قرار گرفت و همچنین به خاطر سبک شخصی‌اش شناخته شد.

37موفقیت تعطیلات رمی

«تعطیلات رمی» در گیشه موفق بود و هپبورن برای بازی خود مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و به طور غیرمنتظره‌ای برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن، جایزه بفتا برای بهترین بازیگر زن بریتانیایی در نقش اصلی و جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر زن فیلم درام در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ شد.

38اوندین

هپبورن همچنین در سال ۱۹۵۴ به صحنه تئاتر بازگشت و در نمایش فانتزی «اوندین» در برادوی، نقش یک پری دریایی را بازی کرد که عاشق یک انسان می‌شود.

39ازدواج

در طول تولید این نمایش، هپبورن و هم‌بازی‌اش، مل فرر، رابطه‌ای را آغاز کردند و در ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۴ در سوئیس ازدواج کردند.

40هپبورن در آن سال جایزه گلدن گلوب برای محبوب‌ترین بازیگر زن جهان را دریافت کرد

اگرچه او در سال ۱۹۵۵ در هیچ فیلم جدیدی ظاهر نشد، اما هپبورن در آن سال جایزه گلدن گلوب برای محبوب‌ترین بازیگر زن جهان را دریافت کرد.

41هپبورن دو برنامه رادیویی برای یونیسف روایت کرد

در دهه ۱۹۵۰، هپبورن دو برنامه رادیویی برای یونیسف روایت کرد که داستان‌های کودکان از جنگ را بازگو می‌کرد.

42ناتاشا روستوا در جنگ و صلح

او که به یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های گیشه هالیوود تبدیل شده بود، در باقی دهه در مجموعه‌ای از فیلم‌های موفق بازی کرد، از جمله نقش‌آفرینی نامزد جایزه بفتا و گلدن گلوب در نقش ناتاشا روستوا در «جنگ و صلح» (۱۹۵۶)، اقتباسی از رمان تولستوی که در دوران جنگ‌های ناپلئونی می‌گذرد و با بازی هنری فوندا و همسرش مل فرر همراه بود.

43صورت‌مضحک

هپبورن توانایی‌های رقص خود را در اولین فیلم موزیکال خود، «صورت‌مضحک» (۱۹۵۷) به نمایش گذاشت؛ جایی که فرد آستر، یک عکاس مد، یک فروشنده کتاب‌فروشی بیتنیک (هپبورن) را کشف می‌کند که با وسوسه یک سفر رایگان به پاریس، به یک مدل زیبا تبدیل می‌شود.

44عشق در بعدازظهر

هپبورن در یک کمدی رمانتیک دیگر به نام «عشق در بعدازظهر» (محصول ۱۹۵۷) در کنار گری کوپر و موریس شوالیه به ایفای نقش پرداخت.

45داستان راهبه

هپبورن در فیلم «داستان راهبه» (۱۹۵۹) نقش خواهر لوک را بازی کرد؛ فیلمی که بر تلاش این شخصیت برای موفقیت به عنوان یک راهبه تمرکز دارد و پیتر فینچ در آن هم‌بازی او بود.

46عمارت‌های سبز

پس از «داستان راهبه»، هپبورن برای بازی در کنار آنتونی پرکینز در فیلم ماجراجویی رمانتیک «عمارت‌های سبز» (۱۹۵۹) با استقبال سردی مواجه شد؛ فیلمی که در آن نقش ریما، دختری جنگلی که عاشق یک مسافر ونزوئلایی می‌شود را ایفا کرد.

47دومین جایزه بفتا

این نقش سومین نامزدی جایزه اسکار را برای هپبورن به ارمغان آورد و دومین جایزه بفتا را نصیب او کرد.

48نابخشوده

در فیلم «نابخشوده» (۱۹۶۰)، تنها فیلم وسترن او، در مقابل برت لنکستر و لیلیان گیش در داستانی درباره نژادپرستی علیه گروهی از بومیان آمریکا ظاهر شد.

49شان هپبورن فرر

شان هپبورن فرر، پسر هپبورن، در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۰ متولد شد.

50صبحانه در تیفانی

هپبورن سپس در نقش هالی گولایتلی نیویورکی در فیلم «صبحانه در تیفانی» (۱۹۶۱) به کارگردانی بلیک ادواردز بازی کرد؛ فیلمی که بر اساس رمان کوتاهی به همین نام اثر ترومن کاپوتی ساخته شده بود.

51ساعت بچه‌ها

در همان سال، هپبورن در درام «ساعت بچه‌ها» (۱۹۶۱) به کارگردانی ویلیام وایلر نیز بازی کرد که در آن او و شرلی مک‌لین نقش معلمانی را داشتند که پس از متهم شدن توسط دو دانش‌آموز به همجنس‌گرایی، زندگی‌شان دچار مشکل می‌شود.

52معما

هپبورن سپس در مقابل کری گرانت در کمدی مهیج «معما» (۱۹۶۳) ظاهر شد و نقش بیوه جوانی را بازی کرد که توسط چندین مرد که به دنبال ثروت دزدیده شده توسط شوهر مقتولش بودند، تعقیب می‌شد. گرانت ۵۹ ساله که پیش‌تر از بازی در نقش‌های اصلی مرد در «تعطیلات رومی» و «سابرینا» انصراف داده بود، نسبت به اختلاف سنی‌اش با هپبورن ۳۴ ساله حساس بود و از تعاملات رمانتیک احساس ناراحتی می‌کرد. برای رفع نگرانی‌های او، فیلم‌سازان توافق کردند که فیلم‌نامه را تغییر دهند تا شخصیت هپبورن به دنبال او باشد.

53پاریس وقتی می‌جوشد

هپبورن در فیلم «پاریس وقتی می‌جوشد» (۱۹۶۴) دوباره با هم‌بازی‌اش در «سابرینا»، ویلیام هولدن، هم‌تیمی شد؛ یک کمدی اسکروبال که در آن نقش دستیار جوان یک فیلم‌نامه‌نویس هالیوودی را بازی می‌کرد که با بازی کردن فانتزی‌های او از طرح‌های احتمالی، به رفع بن‌بست نویسندگی‌اش کمک می‌کرد.

54بانوی زیبای من

دومین فیلم هپبورن که در سال ۱۹۶۴ اکران شد، اقتباس سینمایی جورج کیوکر از تئاتر موزیکال «بانوی زیبای من» بود که در ماه اکتبر به نمایش درآمد.

55چگونه یک میلیون دلار بدزدیم

با گذشت دهه، هپبورن در ژانرهای مختلفی از جمله کمدی سرقت «چگونه یک میلیون دلار بدزدیم» (۱۹۶۶) ظاهر شد که در آن نقش دختر یک مجموعه‌دار مشهور آثار هنری را بازی می‌کرد که کلکسیونش کاملاً از آثار جعلی تشکیل شده بود. او که از افشای کار پدرش می‌ترسید، با کمک مردی که پیتر اوتول نقش او را بازی می‌کرد، تصمیم می‌گیرد یکی از مجسمه‌های «بی‌قیمت» او را بدزدد.

56دو تا برای جاده

هپبورن در «دو تا برای جاده» ظاهر شد، یک درام-کمدی بریتانیایی غیرخطی و نوآورانه که مسیر ازدواج پرمشکل یک زوج را دنبال می‌کند. استنلی دانن، کارگردان فیلم، گفت که هپبورن در این فیلم آزادتر و شادتر از همیشه بود و این را مدیون هم‌بازی‌اش آلبرت فینی دانست.

57تا تاریکی صبر کن

آدری همچنین در «تا تاریکی صبر کن» ظاهر شد، یک فیلم مهیج که در آن هپبورن با بازی در نقش یک زن نابینای وحشت‌زده، دامنه بازیگری خود را به نمایش گذاشت. این فیلم که در آستانه طلاق او فیلم‌برداری شد، برایش دشوار بود، زیرا همسرش مل فرر تهیه‌کننده آن بود. او تحت فشار پانزده پوند وزن کم کرد، اما در کنار هم‌بازی‌اش ریچارد کرنا و کارگردان ترنس یانگ آرامش یافت.

58پایان ازدواج ۱۴ ساله

با وجود اصرار ستون‌های شایعات مبنی بر اینکه ازدواج آن‌ها دوام نخواهد داشت، هپبورن ادعا کرد که او و فرر جدایی‌ناپذیر و در کنار هم خوشحال هستند، اگرچه اعتراف کرد که او بدخلق است. شایعه شده بود که فرر بیش از حد کنترل‌گر است و دیگران او را «سوانگالی» او می‌نامیدند - اتهامی که هپبورن با خنده از آن گذشت. ویلیام هولدن گفته بود: «فکر می‌کنم آدری به مل اجازه می‌دهد فکر کند که بر او تأثیر می‌گذارد.» پس از ۱۴ سال ازدواج، این زوج در سال ۱۹۶۸ طلاق گرفتند.

59ازدواج آندره‌آ دوتی با هپبورن

هپبورن دومین همسرش، روان‌پزشک ایتالیایی آندره‌آ دوتی، را در ژوئن ۱۹۶۸ در یک سفر دریایی در مدیترانه با دوستانش ملاقات کرد. او معتقد بود که فرزندان بیشتری خواهد داشت و احتمالاً کار را کنار می‌گذارد. آن‌ها در ۱۸ ژانویه ۱۹۶۹ ازدواج کردند.

60لوکا آندره‌آ دوتی

لوکا آندره‌آ دوتی، پسر آدری، در ۸ فوریه ۱۹۷۰ متولد شد.

61رابین و ماریان

پس از سال ۱۹۶۷، هپبورن تصمیم گرفت زمان بیشتری را به خانواده‌اش اختصاص دهد و در دهه‌های بعد تنها گهگاه بازی می‌کرد. او با بازی در نقش ماریان در فیلم تاریخی «رابین و ماریان» (۱۹۷۶) در کنار شان کانری در نقش رابین هود، بازگشتی را تجربه کرد که تا حدودی موفقیت‌آمیز بود.

62خط خون

هپبورن در تولید فیلم «خط خون» (۱۹۷۹) دوباره با کارگردان ترنس یانگ همکاری کرد و در کنار بن گازارا، جیمز میسون و رومی اشنایدر به ایفای نقش پرداخت.

63آن‌ها همگی خندیدند

آخرین نقش اصلی هپبورن در یک فیلم بلند، در مقابل گازارا در کمدی «آن‌ها همگی خندیدند» (۱۹۸۱) به کارگردانی پیتر باگدانوویچ بود. این فیلم تحت‌الشعاع قتل یکی از ستارگانش، دوروتی استراتن، قرار گرفت و تنها اکران محدودی داشت.

64انحلال ازدواج دوتی-هپبورن

ازدواج دوتی-هپبورن سیزده سال به طول انجامید و در سال ۱۹۸۲ منحل شد.

65عشق میان دزدان

هپبورن در یک فیلم تلویزیونی جنایی به نام «عشق میان دزدان» (۱۹۸۷) با رابرت واگنر هم‌بازی شد.

66هپبورن از یک یتیم‌خانه در مکله بازدید کرد

اولین ماموریت میدانی هپبورن برای یونیسف در سال ۱۹۸۸ در اتیوپی بود. او از یتیم‌خانه‌ای در مکله بازدید کرد که ۵۰۰ کودک گرسنه را در خود جای داده بود و باعث شد یونیسف برای آن‌ها غذا بفرستد. او درباره این سفر گفت: «قلبم شکسته است. احساس ناامیدی می‌کنم. نمی‌توانم این فکر را تحمل کنم که دو میلیون نفر در خطر قریب‌الوقوع مرگ بر اثر گرسنگی هستند، که بسیاری از آن‌ها کودک هستند، [و] نه به این دلیل که تن‌ها غذا در بندر شمالی شوا وجود ندارد. این غذا قابل توزیع نیست. بهار گذشته، به کارکنان صلیب سرخ و یونیسف دستور داده شد که به دلیل دو جنگ داخلی همزمان، استان‌های شمالی را ترک کنند... من به مناطق شورشی رفتم و مادرانی را دیدم که به همراه فرزندانشان ده روز و حتی سه هفته پیاده‌روی کرده بودند تا به دنبال غذا بگردند و در کف بیابان در اردوگاه‌های موقتی که ممکن بود در آن بمیرند، ساکن شده بودند. وحشتناک است. آن تصویر برای من بیش از حد است. «جهان سوم» اصطلاحی است که خیلی دوست ندارم، چون همه ما یک جهان هستیم. می‌خواهم مردم بدانند که بخش بزرگی از بشریت در حال رنج کشیدن است.»

67سفر هپبورن به ترکیه

در اوت ۱۹۸۸، هپبورن برای یک کمپین واکسیناسیون به ترکیه رفت. او ترکیه را «زیباترین نمونه» از توانمندی‌های یونیسف نامید. او درباره این سفر گفت: «ارتش کامیون‌های خود را در اختیار ما قرار داد، ماهی‌فروشان گاری‌های خود را برای حمل واکسن‌ها دادند و وقتی تاریخ تعیین شد، ده روز طول کشید تا کل کشور واکسینه شود. بد نبود.»

68معجزه، یونیسف است

در ماه اکتبر، هپبورن به آمریکای جنوبی رفت. هپبورن درباره تجربیات خود در ونزوئلا و اکوادور به کنگره ایالات متحده گفت: «من دیدم که جوامع کوچک کوهستانی، محله‌های فقیرنشین و حلبی‌آبادها برای اولین بار با یک معجزه صاحب سیستم‌های آبرسانی شدند – و آن معجزه یونیسف است. من تماشا کردم که پسرها با آجر و سیمانی که یونیسف فراهم کرده بود، مدرسه خود را می‌ساختند.»

69تور هپبورن در آمریکای مرکزی

هپبورن در فوریه ۱۹۸۹ به آمریکای مرکزی سفر کرد و با رهبران هندوراس، السالوادور و گواتمالا دیدار کرد.

70سفر هپبورن به سودان

در ماه آوریل، هپبورن به همراه ولدرز به عنوان بخشی از ماموریتی به نام «عملیات خط زندگی» از سودان بازدید کرد. به دلیل جنگ داخلی، ارسال غذا توسط آژانس‌های امدادی قطع شده بود. هدف این ماموریت رساندن غذا به جنوب سودان بود. هپبورن گفت: «من تنها یک حقیقت آشکار را دیدم: این‌ها بلایای طبیعی نیستند، بلکه فجایع انسانی هستند که تنها یک راه حل انسانی برای آن‌ها وجود دارد – صلح.»

71سفر هپبورن و ولدرز به بنگلادش

در اکتبر ۱۹۸۹، هپبورن و ولدرز به بنگلادش رفتند. جان آیزاک، عکاس سازمان ملل، گفت: «اغلب بچه‌ها پر از مگس بودند، اما او فقط می‌رفت و آن‌ها را در آغوش می‌گرفت. من هرگز چنین چیزی ندیده بودم. دیگران تردید داشتند، اما او فقط آن‌ها را در آغوش می‌گرفت. بچه‌ها فقط می‌آمدند تا دستش را بگیرند، او را لمس کنند – او مثل نوازنده فلوت هاملین بود.»

72سفیر حسن نیت یونیسف

در سال ۱۹۸۹، هپبورن به عنوان سفیر حسن نیت یونیسف منصوب شد. او در زمان انتصابش اظهار داشت که از دریافت کمک‌های بین‌المللی پس از تحمل اشغال آلمان در دوران کودکی سپاسگزار است و می‌خواهد قدردانی خود را به این سازمان نشان دهد.

73شادترین نه سال

از سال ۱۹۸۰ تا زمان مرگش، هپبورن با بازیگر هلندی رابرت ولدرز، همسر بیوه بازیگر مرل اوبرون، در رابطه بود. او ولدرز را از طریق یک دوست در سال‌های پایانی ازدواج دومش ملاقات کرده بود. در سال ۱۹۸۹، او نه سالی را که با او گذرانده بود، شادترین سال‌های زندگی‌اش نامید و اظهار داشت که آن‌ها را زن و شوهر می‌داند، فقط نه به صورت رسمی.

74همیشه

آدری آخرین نقش سینمایی خود را به پایان رسانده بود – یک حضور کوتاه به عنوان فرشته در فیلم «همیشه» (۱۹۸۹) ساخته استیون اسپیلبرگ.

75سفر هپبورن به ویتنام

در اکتبر ۱۹۹۰، هپبورن در تلاشی برای همکاری با دولت برای برنامه‌های ملی واکسیناسیون و آب سالم با حمایت یونیسف، به ویتنام رفت.

76باغ‌های جهان با آدری هپبورن

هپبورن تنها دو پروژه دیگر مرتبط با سرگرمی را به پایان رساند که هر دو مورد تحسین منتقدان قرار گرفتند. «باغ‌های جهان با آدری هپبورن» یک مجموعه مستند شبکه پی‌بی‌اس بود که در بهار و تابستان ۱۹۹۰ در هفت کشور فیلم‌برداری شد. یک ویژه برنامه یک ساعته در مارس ۱۹۹۱ پیش از آن پخش شد و خود مجموعه یک روز پس از مرگ او، ۲۱ ژانویه ۱۹۹۳، شروع به پخش کرد. برای قسمت اول، هپبورن پس از مرگ برنده جایزه امی ۱۹۹۳ برای دستاورد فردی برجسته – برنامه‌سازی اطلاعاتی شد.

77سفر هپبورن به سومالی

در سپتامبر ۱۹۹۲، چهار ماه قبل از مرگش، هپبورن به سومالی رفت. او با توصیف آن به عنوان «آخرالزمانی» گفت: «من وارد یک کابوس شدم. من قحطی را در اتیوپی و بنگلادش دیده‌ام، اما چیزی شبیه به این ندیده‌ام – بسیار بدتر از آنچه می‌توانستم تصور کنم. من برای این آماده نبودم.»

78قصه‌های مسحورکننده آدری هپبورن

پروژه دیگر یک آلبوم صوتی به نام «قصه‌های مسحورکننده آدری هپبورن» بود که شامل خوانش داستان‌های کلاسیک کودکان است و در سال ۱۹۹۲ ضبط شد. این آلبوم برای او یک جایزه گرمی پس از مرگ برای بهترین آلبوم صوتی کودکان به ارمغان آورد.

79مدال آزادی ریاست جمهوری

رئیس‌جمهور ایالات متحده، جورج اچ. دابلیو. بوش، مدال آزادی ریاست جمهوری را به پاس خدمات هپبورن با یونیسف به او اهدا کرد.

80مرگ

در عصر ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳، هپبورن در خواب در خانه درگذشت. پس از مرگ او، گریگوری پک جلوی دوربین رفت و با چشمان اشک‌بار شعر مورد علاقه او، «عشق بی‌پایان» اثر رابیندرانات تاگور را خواند.

81مراسم خاکسپاری

مراسم خاکسپاری در کلیسای روستای تولوشنا در ۲۴ ژانویه ۱۹۹۳ برگزار شد.

82روح آدری

در سال ۲۰۰۲، در نشست ویژه سازمان ملل متحد در مورد کودکان، یونیسف میراث فعالیت‌های بشردوستانه هپبورن را با رونمایی از مجسمه‌ای به نام «روح آدری» در مقر یونیسف در نیویورک گرامی داشت. خدمات او به کودکان همچنین از طریق انجمن آدری هپبورن در صندوق ایالات متحده برای یونیسف به رسمیت شناخته شده است.