1اصل و نسب و تولد
بتهوون نوه لودویگ فان بتهوون (۱۷۱۲–۱۷۷۳)، موسیقیدانی از شهر مشلن در دوکنشین اتریشی برابانت (در منطقهای که اکنون منطقه فلاندر بلژیک است) بود که در ۲۱ سالگی به بن نقل مکان کرده بود. لودویگ به عنوان خواننده باس در دربار کلمنس آگوست، اسقف اعظم کلن استخدام شد و سرانجام در سال ۱۷۶۱ به مقام کاپلمایستر (مدیر موسیقی) رسید و به این ترتیب به موسیقیدان برجستهای در بن تبدیل شد. پرترهای که او در اواخر عمرش از خود سفارش داده بود، به عنوان یادگاری از میراث موسیقاییاش در اتاقهای نوهاش باقی ماند. لودویگ یک پسر به نام یوهان (۱۷۴۰–۱۷۹۲) داشت که به عنوان تنور در همان تشکیلات موسیقی کار میکرد و برای تأمین درآمد خود به تدریس کیبورد و ویولن میپرداخت. یوهان در سال ۱۷۶۷ با ماریا ماگدالنا کهریش ازدواج کرد؛ او دختر هاینریش کهریش (۱۷۰۱–۱۷۵۱) بود که سرآشپز دربار اسقفنشین تریر بود. بتهوون حاصل این ازدواج در بن بود. هیچ سند معتبری از تاریخ تولد او وجود ندارد؛ با این حال، گواهی غسل تعمید او در کلیسای کاتولیک سنت رمیگیوس در ۱۷ دسامبر ۱۷۷۰ باقی مانده است و رسم آن زمان در منطقه این بود که غسل تعمید ظرف ۲۴ ساعت پس از تولد انجام شود. اجماعی وجود دارد (که خود بتهوون نیز با آن موافق بود) که تاریخ تولد او ۱۶ دسامبر بوده است، اما هیچ مدرک مستندی برای آن وجود ندارد.
2اولین اجرای عمومی
اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. او بعداً معلمان محلی دیگری نیز داشت: نوازنده ارگ دربار ژیل فان دن ایدن (درگذشته ۱۷۸۲)، توبیاس فریدریش فایفر (دوست خانوادگی که آموزش کیبورد را بر عهده داشت) و فرانتس رووانتینی (از بستگان که به او نواختن ویولن و ویولا را آموزش داد). از همان ابتدا، برنامه آموزشی او که از پنج سالگی آغاز شد، خشن و فشرده بود و اغلب او را به گریه میانداخت؛ با دخالت فایفر که از بیخوابی رنج میبرد، جلسات نامنظم آخر شب برگزار میشد که در آن بتهوون جوان از تخت خواب به سمت کیبورد کشیده میشد. استعداد موسیقایی او در سنین پایین آشکار بود. یوهان که از موفقیتهای لئوپولد موتسارت در این زمینه (با پسرش ولفگانگ و دخترش نانرل) آگاه بود، تلاش کرد پسرش را به عنوان یک کودک نابغه تبلیغ کند و در پوسترهای اولین اجرای عمومی او در مارس ۱۷۷۸ ادعا کرد که بتهوون هفت ساله است.
3کریستین گوتلوب نیفه
در سال ۱۷۸۰ یا ۱۷۸۱، بتهوون تحصیلات خود را با مهمترین معلمش در بن، کریستین گوتلوب نیفه، آغاز کرد.
4شروع کار به عنوان دستیار نوازنده ارگ
بتهوون به زودی شروع به همکاری با نیفه به عنوان دستیار نوازنده ارگ کرد، ابتدا بدون حقوق (۱۷۸۲) و سپس به عنوان کارمند حقوقبگیر (۱۷۸۴) در کلیسای دربار.
5اولین اشاره چاپی
در سال ۱۷۸۳، اولین اشاره چاپی به بتهوون در مجله موسیقی (Magazin der Musik) ظاهر شد: «لوئیس فان بتهوون، پسری ۱۱ ساله با استعدادی بسیار امیدوارکننده. او پیانو را بسیار ماهرانه و با قدرت مینوازد، نتخوانی را بسیار خوب انجام میدهد و قطعه اصلی که مینوازد، کلاویه خوشآهنگ اثر سباستین باخ است که آقای نیفه در اختیار او قرار داده است.»
6سه سونات پیانوی اول
سه سونات پیانوی اول او، WoO 47، که گاهی به دلیل تقدیم به انتخابگر ماکسیمیلیان فریدریش (۱۷۰۸–۱۷۸۴) به نام «کورفورست» («انتخابگر») شناخته میشوند، در سال ۱۷۸۳ منتشر شدند.
7اولین اثر منتشر شده
نیفه به بتهوون آهنگسازی آموخت؛ در مارس ۱۷۸۳ اولین اثر منتشر شده بتهوون، مجموعهای از واریاسیونهای کیبورد (WoO 63)، ظاهر شد.
8مرگ مادر
در دوره ۱۷۸۵–۹۰ تقریباً هیچ سندی از فعالیت بتهوون به عنوان آهنگساز وجود ندارد. این ممکن است به دلیل واکنش سردی باشد که اولین انتشارات او دریافت کرده بود و همچنین مشکلات مداوم در خانواده بتهوون. مادرش در سال ۱۷۸۷، اندکی پس از اولین سفر بتهوون به وین، جایی که حدود دو هفته اقامت داشت و تقریباً به طور قطع با موتسارت ملاقات کرد، درگذشت.
9بازنشستگی اجباری پدر
در سال ۱۷۸۹ پدر بتهوون به دلیل اعتیاد به الکل به اجبار از خدمت در دربار بازنشسته شد و دستور داده شد که نیمی از حقوق بازنشستگی پدرش مستقیماً برای حمایت از خانواده به او پرداخت شود. او با تدریس (که وگلر میگفت بتهوون «بیزاری فوقالعادهای» از آن داشت) و با نواختن ویولا در ارکستر دربار به درآمد خانواده کمک بیشتری کرد. این کار او را با انواع اپراها، از جمله آثار موتسارت، گلوک و پایزیلو آشنا کرد. در اینجا او همچنین با آنتون رایشا، آهنگساز، فلوتنواز و ویولنیست همسن خود که برادرزاده رهبر ارکستر دربار، یوزف رایشا بود، دوست شد.
10بتهوون و فون والدشتاین
او در این سالها با چندین نفر آشنا شد که در زندگیاش مهم شدند. او اغلب به دیدار خانواده فرهیخته فون برونینگ میرفت، جایی که به برخی از فرزندان پیانو درس میداد و خانم بیوه فون برونینگ دوستی مادرانهای به او پیشنهاد کرد. در اینجا او همچنین با فرانتس وگلر، دانشجوی جوان پزشکی آشنا شد که به دوستی مادامالعمر تبدیل شد (و قرار بود با یکی از دختران فون برونینگ ازدواج کند). محیط خانواده فون برونینگ جایگزینی برای زندگی خانگی او بود که به طور فزایندهای تحت تأثیر زوال پدرش قرار داشت. یکی دیگر از کسانی که به خانه فون برونینگ رفت و آمد داشت، کنت فردیناند فون والدشتاین بود که در دوران حضور بتهوون در بن، به دوست و حامی مالی او تبدیل شد. والدشتاین در سال ۱۷۹۱ اولین اثر بتهوون برای صحنه، باله «موسیقی برای یک رقص شوالیهای» (WoO 1) را سفارش داد.
11عزیمت به وین
بتهوون در نوامبر ۱۷۹۲، در میان شایعات جنگ که از فرانسه به گوش میرسید، بن را به مقصد وین ترک کرد؛ او اندکی پس از ورودش مطلع شد که پدرش درگذشته است. در طول چند سال بعد، بتهوون با مطالعه آثار موتسارتِ تازه درگذشته و نوشتن آثاری با حال و هوای متمایز موتسارتی، به احساس گستردهای که او را جانشین موتسارت میدانست، پاسخ داد.
12انتصاب به عنوان نوازنده ارگ دربار
جانشین ماکسیمیلیان فریدریش به عنوان انتخابگر بن، ماکسیمیلیان فرانتس بود. او حمایتهایی از بتهوون به عمل آورد، او را به عنوان نوازنده ارگ دربار منصوب کرد و بخشی از هزینههای سفر او به وین در سال ۱۷۹۲ را پرداخت.
13انتظار برای بازگشت بتهوون به بن
با عزیمت هایدن به انگلستان در سال ۱۷۹۴، انتخابگر انتظار داشت که بتهوون به خانه خود در بن بازگردد. اما او تصمیم گرفت در وین بماند و آموزش کنترپوان خود را با یوهان آلبرشتسبرگر و دیگر معلمان ادامه دهد. در هر صورت، تا آن زمان برای کارفرمای او روشن شده بود که بن به دست فرانسویها خواهد افتاد، همانطور که در اکتبر ۱۷۹۴ اتفاق افتاد و عملاً بتهوون را بدون حقوق یا ضرورت بازگشت گذاشت. با این حال، تعدادی از اشراف وین توانایی او را تشخیص داده و به او پیشنهاد حمایت مالی دادند، از جمله شاهزاده یوزف فرانتس لوبکوویتس، شاهزاده کارل لیخنوفسکی و بارون گوتفرید فان سویتن.
14اولین اجرا در وین
اولین اجرای عمومی او در وین در مارس ۱۷۹۵ بود، جایی که برای اولین بار یکی از کنسرتوهای پیانوی خود را اجرا کرد. اندکی پس از این اجرا، او مقدمات انتشار اولین ساختههای خود را که به آنها شماره اپوس اختصاص داده بود، یعنی سه تریوی پیانو، اپوس ۱، فراهم کرد. این آثار به حامی او، شاهزاده لیخنوفسکی تقدیم شد و موفقیت مالی به همراه داشت؛ سود بتهوون تقریباً برای پوشش هزینههای زندگی او در یک سال کافی بود.
15آغاز ناشنوایی
بتهوون به پیانیست انگلیسی چارلز نیت (در سال ۱۸۱۵) گفت که آغاز کاهش شنواییاش را به حملهای که در سال ۱۷۹۸ در پی مشاجره با یک خواننده به او دست داد، نسبت میدهد. در طول زوال تدریجی شنوایی، وضعیت او با نوع شدیدی از وزوز گوش بیشتر مختل شد. در اوایل سال ۱۸۰۱، او به وگلر و دوست دیگرش کارل آمندا نامه نوشت و علائم خود و مشکلاتی که در محیطهای حرفهای و اجتماعی ایجاد میکرد را شرح داد (اگرچه احتمالاً برخی از دوستان نزدیکش قبلاً از این مشکلات آگاه بودند). علت احتمالاً اتواسکلروز بود که شاید با تحلیل رفتن عصب شنوایی همراه بود.
16پیروزی در دوئل پیانو
در سال ۱۷۹۹، بتهوون در یک «دوئل» پیانوی بدنام در خانه بارون رایموند وتزلار (حامی سابق موتسارت) علیه نوازنده چیرهدست یوزف ولفل شرکت کرد (و پیروز شد)، و در سال بعد، به همین ترتیب در سالن کنت موریتس فون فریس بر دانیل استایبلت پیروز شد.
17عاشق شدن
در مه ۱۷۹۹، او به دختران کنت مجارستانی، آنا برونسویک، پیانو درس میداد. در این دوران، او عاشق دختر کوچکتر، ژوزفین شد.
18پاتتیک
هشتمین سونات پیانوی بتهوون، «پاتتیک» (اپوس ۱۳) که در سال ۱۷۹۹ منتشر شد، توسط موسیقیشناس بری کوپر به عنوان اثری توصیف شده که «از نظر قدرت شخصیت، عمق احساسات، سطح اصالت و نبوغ در دستکاری موتیفیک و تونال، از تمام ساختههای قبلی او پیشی میگیرد.»
19تحصیل در وین
او بلافاصله برای تثبیت خود به عنوان آهنگساز اقدام نکرد، بلکه خود را وقف مطالعه و اجرا کرد. او با کار تحت هدایت هایدن، به دنبال تسلط بر کنترپوان بود. او همچنین ویولن را نزد ایگناتس شوپانتسیگ آموخت. در اوایل این دوره، او همچنین شروع به دریافت آموزشهای گاهبهگاه از آنتونیو سالیری کرد که عمدتاً در سبک آهنگسازی آوازی ایتالیایی بود؛ این رابطه حداقل تا سال ۱۸۰۲ و احتمالاً تا سال ۱۸۰۹ ادامه داشت.
20مخلوقات پرومتئوس
در بهار ۱۸۰۱، او «مخلوقات پرومتئوس»، یک باله را به پایان رساند. این اثر در سالهای ۱۸۰۱ و ۱۸۰۲ اجراهای متعددی داشت و او برای بهرهبرداری از محبوبیت اولیهاش، با عجله یک تنظیم پیانو از آن را منتشر کرد.
21سمفونی دوم
در بهار ۱۸۰۲، او سمفونی دوم را که برای اجرا در کنسرتی که لغو شد در نظر گرفته شده بود، به پایان رساند. این سمفونی در عوض در یک کنسرت اشتراکی در آوریل ۱۸۰۳ در تئاتر آن در وین، جایی که او به عنوان آهنگساز مقیم منصوب شده بود، برای اولین بار اجرا شد. علاوه بر سمفونی دوم، این کنسرت شامل سمفونی اول، کنسرتو پیانوی سوم و اوراتوریوی «مسیح در کوه زیتون» نیز بود. نقدها متفاوت بود، اما کنسرت از نظر مالی موفقیتآمیز بود؛ او توانست سه برابر هزینه یک بلیت کنسرت معمولی را دریافت کند.
22وصیتنامه هایلیگناشتات
به توصیه پزشکش، او از آوریل تا اکتبر ۱۸۰۲ به شهر کوچک هایلیگناشتات در اتریش، درست خارج از وین، نقل مکان کرد تا با وضعیت خود کنار بیاید. در آنجا او سندی را نوشت که اکنون به عنوان «وصیتنامه هایلیگناشتات» شناخته میشود، نامهای به برادرانش که افکار او در مورد خودکشی به دلیل ناشنوایی فزایندهاش و تصمیم او برای ادامه زندگی برای هنر و از طریق هنر را ثبت میکند. این نامه هرگز ارسال نشد و پس از مرگش در میان اوراق آهنگساز کشف شد. نامههای او به وگلر و آمندا چندان ناامیدانه نبودند؛ در آنها، بتهوون همچنین به موفقیتهای حرفهای و مالی مداوم خود در این دوره و عزمش، همانطور که به وگلر گفت، برای «گرفتن گلوی سرنوشت؛ که قطعاً مرا کاملاً در هم نخواهد شکست» اشاره کرد. در سال ۱۸۰۶، بتهوون در طرحهای موسیقی خود نوشت: «بگذار ناشنواییات دیگر یک راز نباشد - حتی در هنر.»
23حامیان
در اوایل دهه ۱۸۰۰، درآمد او از انتشار آثارش، اجرای آنها و حامیان مالیاش تأمین میشد؛ کسانی که برای آنها اجراهای خصوصی انجام میداد و نسخههایی از آثاری را که سفارش داده بودند، برای مدتی انحصاری پیش از انتشار عمومی در اختیارشان میگذاشت. برخی از حامیان اولیه او، از جمله شاهزاده لوبکوویتس و شاهزاده لیخنووسکی، علاوه بر سفارش آثار و خرید کارهای منتشر شده، به او مستمری سالانه میپرداختند. شاید مهمترین حامی اشرافی او آرشیدوک رودولف اتریش، اسقف اعظم اولوموتس و کاردینال-کشیش، و کوچکترین پسر امپراتور لئوپولد دوم بود که در سال ۱۸۰۳ یا ۱۸۰۴ شروع به یادگیری پیانو و آهنگسازی نزد او کرد. آنها با هم دوست شدند و دیدارهایشان تا سال ۱۸۲۴ ادامه یافت. بتهوون ۱۴ اثر خود را به رودولف تقدیم کرد، از جمله تریوی آرشیدوک اپوس ۹۷ (۱۸۱۱) و میسا سولمنیس اپوس ۱۲۳ (۱۸۲۳).
24نوشتن اروئیکا
بازگشت بتهوون به وین از هایلیگناشتات با تغییری در سبک موسیقی او همراه بود و اکنون اغلب به عنوان آغاز دوره میانی یا «قهرمانانه» او شناخته میشود که با بسیاری از آثار بدیع در مقیاسی بزرگ مشخص میشود. به گفته کارل چرنی، بتهوون گفت: «من از کاری که تا به حال انجام دادهام راضی نیستم. از این پس قصد دارم راه جدیدی را در پیش بگیرم.» یکی از آثار مهم اولیه که از این سبک جدید بهره میبرد، سمفونی سوم در می بمل ماژور اپوس ۵۵، معروف به اروئیکا بود که در سالهای ۱۸۰۳-۱۸۰۴ نوشته شد. ایده خلق سمفونی بر اساس زندگی ناپلئون ممکن است در سال ۱۷۹۸ توسط کنت برنادوت به بتهوون پیشنهاد شده باشد.
25انتشار اروئیکا
بتهوون که با آرمانهای رهبر انقلابی قهرمان همدردی میکرد، در ابتدا عنوان «بناپارت» را برای سمفونی انتخاب کرد، اما پس از ناامیدی از اعلام امپراتوری ناپلئون در سال ۱۸۰۴، نام ناپلئون را از صفحه عنوان نسخه خطی پاک کرد و سمفونی در سال ۱۸۰۶ با عنوان فعلی و زیرعنوان «برای بزرگداشت یاد یک مرد بزرگ» منتشر شد. اروئیکا از نظر وسعت، طولانیتر و بزرگتر از هر سمفونی قبلی بود. زمانی که در اوایل سال ۱۸۰۵ برای اولین بار اجرا شد، با استقبال متفاوتی روبرو شد. برخی از شنوندگان به طول آن اعتراض داشتند یا ساختار آن را درک نکردند، در حالی که برخی دیگر آن را یک شاهکار میدانستند.
26جلب توجه
بتهوون همچنان به جلب توجه ادامه داد. در سال ۱۸۰۷، موسیقیدان و ناشر، موتسیو کلمنتی، حقوق انتشار آثار او در انگلستان را به دست آورد و حامی سابق هایدن، شاهزاده استرهازی، یک مس (مس در دو ماژور، اپوس ۸۶) را برای روز نام همسرش سفارش داد. اما او نمیتوانست تنها به چنین شناختی تکیه کند. یک کنسرت خیریه بزرگ که او در دسامبر ۱۸۰۸ سازماندهی کرد و به طور گسترده تبلیغ شد، شامل اولین اجرای سمفونیهای پنجم و ششم (پاستورال)، کنسرتو پیانو چهارم، بخشهایی از مس در دو ماژور، صحنه و آریا «آه! پرفیدو» اپوس ۶۵ و فانتزی کرال اپوس ۸۰ بود. مخاطبان زیادی حضور داشتند (از جمله چرنی و ایگناز موشلز جوان). اما تمرین کافی انجام نشده بود، شامل توقفها و شروعهای مکرر بود و در طول فانتزی، بتهوون با فریاد بر سر نوازندگان گفت: «بد نواخته شد، اشتباه است، دوباره!» نتیجه مالی آن مشخص نیست.
27جنگ به وین رسید
نزدیکی جنگ به خود وین در اوایل سال ۱۸۰۹ احساس میشد. در آوریل، بتهوون نوشتن کنسرتو پیانو شماره ۵ در می بمل ماژور، اپوس ۷۳ را به پایان رسانده بود که آلفرد اینشتین، موسیقیشناس، آن را «تجلی مفهوم نظامی» در موسیقی بتهوون توصیف کرده است. آرشیدوک رودولف در اوایل ماه مه پایتخت را به همراه خانواده امپراتوری ترک کرد که باعث شد بتهوون سونات پیانو «وداع» (سونات شماره ۲۶، اپوس ۸۱a) را بنویسد که در واقع بتهوون آن را به آلمانی «Das Lebewohl» («وداع») نامیده بود و موومان نهایی آن، «Das Wiedersehen» («بازگشت»)، در نسخه خطی با تاریخ بازگشت رودولف به خانه در ۳۰ ژانویه ۱۸۱۰ ثبت شده است.
28اگمونت
در پایان سال ۱۸۰۹، بتهوون مأمور شد تا موسیقی متن برای نمایشنامه اگمونت اثر گوته بنویسد.
29گیرنده «برای الیز»
مالفاتی برادرزاده پزشک بتهوون بود و او در سال ۱۸۱۰ از وی خواستگاری کرده بود. او ۴۰ ساله و دختر ۱۹ ساله بود. این پیشنهاد رد شد. او اکنون به عنوان گیرنده قطعه پیانویی «برای الیز» در یادها مانده است.
30معشوق جاودان
هنگامی که او در سال ۱۸۱۲ در تپلیتس بود، یک نامه عاشقانه ده صفحهای برای «معشوق جاودان» خود نوشت که هرگز آن را برای گیرندهاش نفرستاد. هویت گیرنده مورد نظر مدتها موضوع بحث بود، اگرچه مینارد سالومون، موسیقیشناس، به طور مؤثری ثابت کرده است که گیرنده مورد نظر باید آنتونی برنتانو بوده باشد؛ نامزدهای دیگر شامل ژولیت گیچیاردی، ترز مالفاتی و ژوزفین برونسویک بودهاند.
31کاهش آهنگسازی
در اوایل سال ۱۸۱۳، بتهوون ظاهراً یک دوره عاطفی دشوار را پشت سر گذاشت و خروجی آهنگسازی او کاهش یافت. ظاهر شخصی او که معمولاً مرتب بود، رو به زوال رفت، همانطور که رفتارش در مکانهای عمومی، به ویژه هنگام صرف غذا، تغییر کرد.
32بازگشت به کار
بتهوون سرانجام در ژوئن ۱۸۱۳ انگیزه یافت تا دوباره آهنگسازی جدی را آغاز کند، زمانی که خبر شکست ناپلئون در نبرد ویتوریا توسط ائتلافی به رهبری دوک ولینگتون رسید. مخترع ملزل او را متقاعد کرد تا اثری برای بزرگداشت این رویداد برای ساز مکانیکیاش، پانهارمونیکون، بنویسد.
33آخرین حضور عمومی به عنوان تکنواز
از دست دادن شنوایی بتهوون مانع از آهنگسازی او نشد، اما اجرای کنسرتها - که منبع مهم درآمد در این مرحله از زندگی او بود - را به طور فزایندهای دشوار کرد. (این همچنین به طور قابل توجهی به انزوای اجتماعی او کمک کرد.) چرنی خاطرنشان کرد که بتهوون تا سال ۱۸۱۲ هنوز میتوانست گفتار و موسیقی را به طور عادی بشنود. اما در آوریل و مه ۱۸۱۴، با نواختن در تریوی پیانو خود، اپوس ۹۷ (معروف به «آرشیدوک»)، آخرین حضور عمومی خود را به عنوان تکنواز انجام داد. آهنگساز لوئیس اشپور خاطرنشان کرد: «پیانو به شدت از کوک خارج بود، که بتهوون اهمیت کمی به آن میداد زیرا آن را نمیشنید؛ تقریباً چیزی از چیرهدستی هنرمند باقی نمانده بود، من عمیقاً غمگین شدم.» از سال ۱۸۱۴ به بعد، بتهوون برای گفتگو از شیپورهای شنوایی طراحی شده توسط یوهان نپوموک ملزل استفاده میکرد و تعدادی از آنها در خانه بتهوون در بن به نمایش گذاشته شده است.
34تب التهابی
بین سالهای ۱۸۱۵ و ۱۸۱۹، خروجی آثار بتهوون دوباره به سطحی کاهش یافت که در دوران بلوغ هنری او بینظیر بود. او بخشی از این موضوع را به بیماری طولانیمدتی نسبت داد (که آن را «تب التهابی» مینامید) که بیش از یک سال، از اکتبر ۱۸۱۶، به آن مبتلا بود.
35احیا
در سال ۱۸۱۹، بتهوون کار بر روی «واریاسیونهای دیابلی» و «میسا سولمنیس» را آغاز کرد و در طول چند سال بعد، سوناتهای پیانو و باگاتلهایی را برای برآورده کردن خواستههای ناشران و نیاز به درآمد ساخت. او در سال ۱۸۲۱ دوباره برای مدتی طولانی بیمار شد و «میسا» را در سال ۱۸۲۳، سه سال پس از موعد مقرر اصلیاش، به پایان رساند. حدود سال ۱۸۲۲، برادرش یوهان شروع به کمک به او در امور تجاریاش کرد، از جمله اینکه در ازای مالکیت برخی از آثارش، به او پول قرض میداد.
36سمفونی نهم
دو سفارش در سال ۱۸۲۲ چشمانداز مالی بتهوون را بهبود بخشید. انجمن فیلارمونیک لندن سفارشی برای یک سمفونی ارائه کرد و شاهزاده نیکولاس گلیتسین از سن پترزبورگ پیشنهاد داد که قیمت بتهوون را برای سه کوارتت زهی بپردازد. اولین مورد از این سفارشها او را بر آن داشت تا سمفونی نهم را به پایان برساند که برای اولین بار، همراه با «میسا سولمنیس»، در ۷ مه ۱۸۲۴ با استقبال بسیار زیاد در تئاتر کرنتنتور (Kärntnertortheater) اجرا شد.
37بستری شدن
او آخرین کوارتتها را در حالی نوشت که سلامتیاش رو به افول بود. در آوریل ۱۸۲۵، او زمینگیر شد و حدود یک ماه بیمار ماند. این بیماری - یا دقیقتر بگوییم، بهبودی او از آن - به دلیل ایجاد موومان آهسته و عمیق کوارتت پانزدهم به یاد مانده است که او آن را «سرود مقدس شکرگزاری (Heiliger Dankgesang) به الوهیت، از کسی که شفا یافته است» نامید. او سپس کوارتتهایی را که اکنون با شمارههای سیزدهم، چهاردهم و شانزدهم شناخته میشوند، تکمیل کرد. آخرین اثری که بتهوون تکمیل کرد، موومان نهایی جایگزین برای کوارتت سیزدهم بود که جایگزین «گروسه فوگه» (Große Fuge) دشوار شد. اندکی پس از آن، در دسامبر ۱۸۲۶، بیماری دوباره با دورههای استفراغ و اسهال بازگشت که تقریباً به زندگی او پایان داد.
38اولین اجرای چرخهای سمفونیها
در سال ۱۸۲۵، نه سمفونی او برای اولین بار به صورت چرخهای توسط ارکستر گواندهاوس لایپزیگ به رهبری یوهان فیلیپ کریستین شولتز اجرا شد. این کار در سال ۱۸۲۶ تکرار شد.
39مرگ
بتهوون بیشتر ماههای باقیمانده عمرش را در بستر بیماری گذراند و دوستان بسیاری به دیدارش آمدند. او در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ در سن ۵۶ سالگی در حین یک طوفان تندری درگذشت. دوستش آنسلم هوتنبرنر که در آن زمان حضور داشت، گفت که در لحظه مرگ صدای رعد و برقی شنیده شد. کالبدشکافی آسیب قابل توجهی به کبد را نشان داد که ممکن است ناشی از مصرف زیاد الکل بوده باشد. همچنین اتساع قابل توجهی در اعصاب شنوایی و سایر اعصاب مرتبط مشاهده شد.
40مراسم خاکسپاری
در مراسم تشییع جنازه بتهوون در ۲۹ مارس ۱۸۲۷، حدود ۲۰,۰۰۰ نفر شرکت کردند. فرانتس شوبرت که سال بعد درگذشت و در کنار او دفن شد، یکی از مشعلداران بود. او پس از یک مراسم عشای ربانی در کلیسای تثلیث مقدس (Dreifaltigkeitskirche)، در قبری اختصاصی در گورستان ورینگ، در شمال غربی وین به خاک سپرده شد. بقایای او در سال ۱۸۶۲ برای مطالعه نبش قبر شد و در سال ۱۸۸۸ به گورستان مرکزی وین (Zentralfriedhof) منتقل گردید. در سال ۲۰۱۲، سردابه او بررسی شد تا مشخص شود که آیا دندانهایش در جریان مجموعهای از سرقتهای قبور سایر آهنگسازان مشهور وین به سرقت رفته است یا خیر.
41کاملترین اثر تکی او
بتهوون سپس به نوشتن کوارتتهای زهی برای گلیتسین روی آورد. از میان این «کوارتتهای متأخر»، کوارتت چهاردهم، اپوس ۱۳۱ در دو دیز مینور، محبوبترین اثر بتهوون بود که آن را کاملترین اثر تکی خود میدانست. آخرین آرزوی موسیقایی شوبرت شنیدن کوارتت اپوس ۱۳۱ بود که در ۱۴ نوامبر ۱۸۲۸، پنج روز قبل از مرگش، به آن دست یافت.
42مجسمه سالزبورگ
مجسمه موتسارت در سال ۱۸۴۲ در سالزبورگ اتریش رونمایی شده بود.
43بتهوونفست
موزهای به نام «خانه بتهوون»، محل تولد او، در مرکز بن وجود دارد. همین شهر از سال ۱۸۴۵ میزبان یک جشنواره موسیقی به نام «بتهوونفست» بوده است. این جشنواره در ابتدا نامنظم بود اما از سال ۲۰۰۷ به صورت سالانه برگزار میشود.
44بنای یادبود بتهوون
بنای یادبود بتهوون در بن در اوت ۱۸۴۵، به افتخار هفتاد و پنجمین سالگرد تولد او رونمایی شد. این اولین مجسمه یک آهنگساز بود که در آلمان ساخته شد و جشنواره موسیقی که همراه با رونمایی برگزار شد، انگیزهای برای ساخت بسیار شتابزده «بتهوونهاله» اصلی در بن بود (که با اصرار فرانتس لیست، در کمتر از یک ماه طراحی و ساخته شد).
45مجسمه وین
وین تا سال ۱۸۸۰ بتهوون را با مجسمهای گرامی نداشت.

