1تولد
کریستوفر جانسون مککندلس در ال سگوندو، کالیفرنیا متولد شد. او اولین فرزند ویلهلمینا «بیلی» مککندلس (با نام خانوادگی جانسون) و والتر «والت» مککندلس بود. این زوج متعاقباً یک فرزند دیگر، دختری به نام کارین، داشتند. مککندلس همچنین شش خواهر و برادر ناتنی از ازدواج اول والت مککندلس داشت که با مادرشان در کالیفرنیا زندگی میکردند. جان کراکائر، نویسنده کتاب، بعدها حدس زد که گذار والت بین این دو ازدواج ممکن است عمیقاً بر جهانبینی مککندلس تأثیر گذاشته و آن را شکل داده باشد.
2نقل مکان به واشینگتن، دی.سی.
در سال ۱۹۷۶، خانواده به واشینگتن، دی.سی. نقل مکان کردند و در حومه شهر آناندیل، ویرجینیا ساکن شدند، زمانی که پدر مککندلس به عنوان متخصص آنتن برای سازمان ملی هوانوردی و فضایی (ناسا) استخدام شد؛ مادر مککندلس به عنوان منشی در شرکت هیوز ایرکرفت کار میکرد. این زوج سپس یک کسبوکار مشاوره موفق را از خانه خود راهاندازی کردند که در حوزه تخصصی والت فعالیت میکرد.
3فارغالتحصیلی از دبیرستان
مککندلس در سال ۱۹۸۶ از دبیرستان W.T. Woodson در فیرفکس، ویرجینیا فارغالتحصیل شد. او از نظر تحصیلی ممتاز بود، اگرچه تعدادی از معلمان و همکلاسیهایش معتقد بودند که او «ساز خودش را میزند». مککندلس همچنین کاپیتان تیم دو صحرانوردی بود، جایی که همتیمیهایش را تشویق میکرد تا دویدن را به عنوان یک تمرین معنوی در نظر بگیرند که در آن آنها «در برابر نیروهای تاریکی... تمام شرارتهای جهان و تمام نفرتها میدوند.»
4سفر به کالیفرنیای جنوبی
در تابستان ۱۹۸۶، مککندلس به کالیفرنیای جنوبی سفر کرد و با اقوام دور و دوستانش دوباره ارتباط برقرار کرد. در طول همین سفر بود که او متوجه شد پدرش زمانی که او و خواهرش کارین به دنیا آمدند، هنوز از همسر اولش طلاق نگرفته بود و ظاهراً پیش از نقل مکان به ویرجینیا، نوعی زندگی دوگانه داشته است. گمان میرود که این کشف تأثیر عمیقی بر مککندلس جوان گذاشته باشد.
5سفرها
تا پایان تابستان ۱۹۹۰، مککندلس با خودروی داتسون خود از آریزونا، کالیفرنیا و داکوتای جنوبی عبور کرده بود، جایی که در یک انبار غله در کارتیج کار میکرد. یک سیل ناگهانی باعث از کار افتادن خودروی او شد؛ در آن نقطه، او پلاکهای ماشین را برداشت، آنچه را که میتوانست حمل کند با خود برد و پیاده به مسیرش ادامه داد. خودروی او بعداً پیدا، تعمیر و به عنوان یک خودروی گشت نامحسوس برای اداره پلیس محلی به کار گرفته شد.
6فارغالتحصیلی از دانشگاه
مککندلس در مه ۱۹۹۰ با مدرک کارشناسی در دو رشته تاریخ و انسانشناسی از دانشگاه اموری فارغالتحصیل شد. پس از فارغالتحصیلی، مککندلس پسانداز دوران کالج خود به مبلغ ۲۴,۰۰۰ دلار را به سازمان آکسفام اهدا کرد و سبک زندگی آوارگی را در پیش گرفت و در صورت نیاز به عنوان کمکآشپز در رستوران و کارگر مزرعه کار میکرد. مککندلس که یک طبیعتگرد مشتاق بود، چندین سفر طولانی پیادهروی در طبیعت را به پایان رساند و با قایقرانی بخشی از رودخانه کلرادو را طی کرد، تا اینکه در آوریل ۱۹۹۲ با اتواستاپ به آلاسکا رفت.
7تمشکهای آبی زیبا
آخرین یادداشت مکتوب مککندلس در دفتر خاطراتش که به عنوان «روز ۱۰۷» ثبت شده، به سادگی نوشته شده بود: «تمشکهای آبی زیبا.» روزهای ۱۰۸ تا ۱۱۲ هیچ کلمهای نداشتند و تنها با خطوط مورب علامتگذاری شده بودند، در حالی که در روز ۱۱۳ هیچ یادداشتی وجود نداشت.
8آلاسکا
در آوریل ۱۹۹۲، مککندلس از کارتاژ، داکوتای جنوبی، با اتواستاپ به فیربنکس، آلاسکا رفت. همانطور که کراکائر اشاره کرده است، مککندلس آخرین بار در ۲۸ آوریل ۱۹۹۲ در ابتدای مسیر استمپید توسط یک برقکار محلی به نام جیم گالین زنده دیده شد. گالین، مککندلس را از فیربنکس تا ابتدای مسیر ناهموار درست در خارج از شهر کوچک هیلی رسانده بود. گالین بعداً گفت که پس از مشاهده کولهپشتی سبک، تجهیزات حداقلی، جیره غذایی ناچیز و عدم تجربه آشکار مککندلس (که خود را «الکس» معرفی کرده بود)، به شدت نگران امنیت او بوده است. گالین گفت که تردیدهای عمیقی در مورد توانایی «الکس» برای زنده ماندن در طبیعت خشن و بیرحم آلاسکا داشته است.
9اتوبوس متروکه
پس از پیادهروی در امتداد مسیر پوشیده از برف Stampede Trail، مککندلس به اتوبوسی متروکه (در حدود ۲۸ مایلی (۴۵ کیلومتری) غرب هیلی در مختصات 63°52′5.96″N 149°46′8.39″W) در کنار بخشی از مسیر که بیش از حد رشد کرده بود در نزدیکی پارک ملی دنالی برخورد کرد. طبق کتاب «بهسوی طبیعت وحشی»، مککندلس تلاش کرد به «حرکت به سمت غرب تا رسیدن به دریای برینگ» ادامه دهد. با این حال، او توسط بوتهزارهای انبوه آلاسکا منصرف شد و به اتوبوس بازگشت، جایی که اردو زد و سعی کرد از طریق منابع طبیعی زندگی کند. او ۴.۵ کیلوگرم (۹.۹ پوند) برنج، یک تفنگ نیمهخودکار رمینگتون با ۴۰۰ فشنگ کالیبر .22LR هالوپوینت، تعدادی کتاب از جمله کتابی درباره گیاهان محلی، برخی وسایل شخصی و چند قلم تجهیزات کمپینگ داشت. عکسهای سلفپرتره و یادداشتهای روزانه نشان میدهند که او به دنبال گیاهان خوراکی میگشت و شکار میکرد. مککندلس جوجهتیغی، سنجاب و پرندگانی مانند باقرقره و غاز کانادایی شکار میکرد. در ۹ ژوئن ۱۹۹۲، او یک گوزن شمالی را تعقیب و شکار کرد. با این حال، گوشت آن ظرف چند روز به دلیل عدم نگهداری صحیح توسط مککندلس فاسد شد.
10کشف جسد
در ۶ سپتامبر ۱۹۹۲، چندین شکارچی که به دنبال پناهگاهی برای شب بودند، به اتوبوس تغییر کاربری دادهشدهای که مککندلس در آن اقامت داشت، برخورد کردند. پس از ورود، آنها بویی شبیه به غذای فاسد استشمام کردند و «تودهای» را در یک کیسه خواب کشف کردند. شکارچیان بهسرعت به پلیس اطلاع دادند و پلیس روز بعد به محل رسید. آنها بقایای در حال تجزیه مککندلس را در کیسه خواب پیدا کردند. نظریهای وجود دارد که او دو هفته پیش از کشف جسد، بر اثر گرسنگی جان باخته است.
11به سوی طبیعت وحشی
«بهسوی طبیعت وحشی» یک فیلم درام ماجراجویی زندگینامهای محصول سال ۲۰۰۷ آمریکا است که توسط شان پن نوشته، تهیهکنندگی مشترک و کارگردانی شده است. این فیلم اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته جان کراکائر است و داستان کریستوفر مککندلس را روایت میکند؛ مردی که در اوایل دهه ۱۹۹۰ در سراسر آمریکای شمالی تا حیات وحش آلاسکا پیادهروی کرد. در این فیلم امیل هرش در نقش مککندلس، مارسیا گی هاردن و ویلیام هرت در نقش والدین او بازی میکنند و جنا مالون، کاترین کینر، برایان دیرکر، وینس وان، کریستن استوارت و هال هالبروک در آن به ایفای نقش پرداختهاند.

