1تولد
دیوید بنگوریون در پلونسک در لهستان کنگره – که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود – به دنیا آمد.
2انقلاب روسیه
در سال ۱۹۰۵، به عنوان دانشجو در دانشگاه ورشو، او به حزب کارگران یهودی سوسیال-دموکرات – پوعالی صهیون پیوست. او در جریان انقلاب ۱۹۰۵ روسیه دو بار دستگیر شد.
3مهاجرت
در سال ۱۹۰۶ او به فلسطین عثمانی مهاجرت کرد.
4کشته شدن یک عرب از کفر کنا
در ۱۲ آوریل ۱۹۰۹، به دنبال یک تلاش برای سرقت که در آن یک عرب از کفر کنا کشته شد، بنگوریون در درگیریهایی شرکت داشت که طی آن یک نگهبان و یک کشاورز از سجریا کشته شدند.
5شهری یهودی که در جهان همتا ندارد
در ۷ نوامبر ۱۹۱۱، بنگوریون برای یادگیری زبان ترکی جهت تحصیل در رشته حقوق وارد سالونیک شد. این شهر که جامعه یهودی بزرگی داشت، بنگوریون را تحت تأثیر قرار داد و او آن را «شهری یهودی که در جهان همتا ندارد» نامید. او همچنین در آنجا دریافت که «یهودیان قادر به انجام هر نوع کاری هستند».
6به استانبول
در سال ۱۹۱۲، او به استانبول، پایتخت عثمانی، نقل مکان کرد تا در دانشگاه استانبول به همراه اسحاق بنزوی حقوق بخواند و نام عبری بنگوریون را برای خود برگزید که برگرفته از نام یوسف بن گوریون، شخصیت برجسته یهودی در شورش بزرگ یهودیان علیه رومیان بود. او همچنین به عنوان روزنامهنگار کار میکرد. بنگوریون آینده را وابسته به رژیم عثمانی میدید.
7ازدواج
او در سال ۱۹۱۵ در نیویورک ساکن شد و با پائولا مونویس که اصالتاً روسی بود آشنا شد. آنها در سال ۱۹۱۷ ازدواج کردند.
8اعلامیه بالفور
پس از اعلامیه بالفور در نوامبر ۱۹۱۷، وضعیت به طور چشمگیری تغییر کرد و در سال ۱۹۱۸ بنگوریون با در نظر گرفتن منافع صهیونیسم، تغییر موضع داد و به لژیون یهودی تازه تأسیس ارتش بریتانیا پیوست.
9خانه
خانهای که او از سال ۱۹۳۱ و پس از سال ۱۹۵۳ بخشی از هر سال را در آن زندگی میکرد، اکنون یک خانه-موزه تاریخی در تلآویو به نام «خانه بنگوریون» است.
10شورش اعراب در فلسطین ۱۹۳۶–۱۹۳۹
در طول شورش اعراب در فلسطین (۱۹۳۶–۱۹۳۹)، بنگوریون سیاست خویشتنداری («هاولاگاه») را در پیش گرفت که در آن هاگانا و سایر گروههای یهودی در برابر حملات اعراب به غیرنظامیان یهودی دست به تلافی نمیزدند و تنها بر دفاع از خود تمرکز میکردند. در سال ۱۹۳۷، کمیسیون پیل پیشنهاد تقسیم فلسطین به مناطق یهودی و عربی را داد و بنگوریون از این سیاست حمایت کرد. این امر منجر به درگیری با زئو ژابوتینسکی شد که با تقسیم مخالف بود و در نتیجه، حامیان ژابوتینسکی از هاگانا جدا شده و هاولاگاه را کنار گذاشتند.
11کتاب سفید بریتانیا در سال ۱۹۳۹
کتاب سفید بریتانیا در سال ۱۹۳۹ مقرر میداشت که مهاجرت یهودیان به فلسطین برای پنج سال اول به ۱۵۰۰۰ نفر در سال محدود شود و پس از آن منوط به رضایت اعراب باشد.
12اعلامیه استقلال اسرائیل
در ۱۴ مه ۱۹۴۸، در آخرین روز قیمومیت بریتانیا، بنگوریون استقلال کشور اسرائیل را اعلام کرد. در اعلامیه استقلال اسرائیل، او بیان کرد که ملت جدید «برابری کامل اجتماعی و سیاسی همه شهروندان خود را بدون تبعیض مذهبی یا نژادی حفظ خواهد کرد».
13کشته شدن ۲۳ سرباز اسرائیلی
در ۲۴ سپتامبر، تهاجم نیروهای نامنظم فلسطینی در منطقه لاترون (که منجر به کشته شدن ۲۳ سرباز اسرائیلی شد) بحثها را تشدید کرد.
14دیوید استدلال خود را برای حمله مجدد به لاترون به کابینه ارائه کرد
در ۲۶ سپتامبر، دیوید بنگوریون استدلال خود را برای حمله مجدد به لاترون و تسخیر تمام یا بخش بزرگی از کرانه باختری به کابینه ارائه کرد.
15نخستوزیر
پس از رهبری اسرائیل در طول جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل، بنگوریون زمانی که حزب ماپای (کارگر) او بیشترین تعداد کرسیهای کنست را در اولین انتخابات ملی که در ۱۴ فوریه ۱۹۴۹ برگزار شد به دست آورد، به عنوان نخستوزیر اسرائیل انتخاب شد.
16آغاز جنگ ششروزه
در ۵ ژوئن، جنگ ششروزه با عملیات کانون، یک حمله هوایی اسرائیل که نیروی هوایی مصر را نابود کرد، آغاز شد. سپس اسرائیل در مجموعهای از عملیاتها، شبهجزیره سینا و نوار غزه را از مصر، کرانه باختری (شامل بیتالمقدس شرقی) را از اردن و بلندیهای جولان را از سوریه تصرف کرد.
17مرگ
در ۱۸ نوامبر ۱۹۷۳، بنگوریون دچار خونریزی مغزی شد و به مرکز پزشکی شبا در تل هاشومر، رمت گن منتقل شد. در طول هفته اول پس از سکته، او پذیرای بسیاری از مقامات عالیرتبه از جمله نخستوزیر گلدا مایر بود. وضعیت او از ۲۳ نوامبر رو به وخامت گذاشت و در ۱ دسامبر در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

