1مهاجرت خانواده

خانواده آیزنهاور (به آلمانی به معنای «آهن‌تراش/معدنچی») از کارلسبورن در ناسائو-زاربروکن به آمریکا مهاجرت کردند و ابتدا در سال ۱۷۴۱ در یورک، پنسیلوانیا ساکن شدند.

2نقل مکان خانواده به کانزاس

خانواده به کانزاس نقل مکان کردند.

3ازدواج دیوید و آیدا

نتیجه هانس، دیوید جیکوب آیزنهاور (۱۸۶۳–۱۹۴۲)، پدر آیزنهاور بود که با وجود اصرار پدرش جیکوب برای ماندن در مزرعه خانوادگی، مهندسی تحصیل‌کرده در دانشگاه بود. مادر آیزنهاور، آیدا الیزابت (استوور) آیزنهاور، متولد ویرجینیا و با تبار عمدتاً پروتستان آلمانی، از ویرجینیا به کانزاس نقل مکان کرد. او در ۲۳ سپتامبر ۱۸۸۵ در لکامپتون، کانزاس، در پردیس دانشگاه محل تحصیلشان، دانشگاه لین، با دیوید ازدواج کرد. تبار دوایت دیوید آیزنهاور همچنین شامل اجداد انگلیسی (از هر دو طرف) و اجداد اسکاتلندی (از طریق خط مادری‌اش) بود.

4تولد

دوایت دیوید آیزنهاور در ۱۴ اکتبر ۱۸۹۰ در دنیسون، تگزاس، به عنوان سومین فرزند از هفت پسر دیوید جی. آیزنهاور و آیدا استوور به دنیا آمد.

5نقل مکان خانواده به ابیلین

در سال ۱۸۹۲، خانواده به ابیلین، کانزاس نقل مکان کردند، جایی که آیزنهاور آن را زادگاه خود می‌دانست.

6فارغ‌التحصیلی آیزنهاور از دبیرستان ابیلین

آیزنهاور در دبیرستان ابیلین تحصیل کرد و در کلاس سال ۱۹۰۹ فارغ‌التحصیل شد. در سال اول، زانویش آسیب دید و دچار عفونت پا شد که به کشاله رانش سرایت کرد و پزشکش آن را تهدیدکننده زندگی تشخیص داد. پزشک اصرار داشت که پا قطع شود اما دوایت اجازه نداد و به طرز شگفت‌انگیزی بهبود یافت، اگرچه مجبور شد سال اول خود را تکرار کند. او و برادرش ادگار هر دو می‌خواستند به دانشگاه بروند، اگرچه بودجه کافی نداشتند. آن‌ها پیمان بستند که به نوبت سال‌های تحصیلی را در دانشگاه بگذرانند در حالی که دیگری برای تأمین شهریه کار می‌کرد.

7پذیرش آیزنهاور در وست پوینت

ادگار نوبت اول را در مدرسه گرفت و دوایت به عنوان سرپرست شب در کارخانه لبنیات بل اسپرینگز مشغول به کار شد. وقتی ادگار برای سال دوم درخواست کرد، دوایت موافقت کرد و سال دوم را نیز کار کرد. در آن زمان، یکی از دوستانش به نام «سوئد» هازلت برای آکادمی نیروی دریایی درخواست می‌داد و از دوایت خواست که برای آن مدرسه درخواست دهد، زیرا نیازی به شهریه نبود. آیزنهاور از سناتور آمریکایی خود، جوزف ال. بریستو، درخواست کرد که برای آناپولیس یا وست پوینت در نظر گرفته شود. اگرچه آیزنهاور در میان برندگان مسابقه آزمون ورودی بود، اما از محدودیت سنی برای آکادمی نیروی دریایی فراتر رفته بود. او سپس در سال ۱۹۱۱ پذیرش در وست پوینت را پذیرفت.

8فارغ‌التحصیلی آیزنهاور در میانه کلاس

آیزنهاور بعداً به عنوان مربی تیم فوتبال و تشویق‌کننده خدمت کرد. او در میانه کلاس سال ۱۹۱۵ فارغ‌التحصیل شد، کلاسی که به «کلاسی که ستارگان بر آن فرود آمدند» معروف شد، زیرا ۵۹ نفر از اعضای آن در نهایت به درجه ژنرالی رسیدند.

9خدمت اولیه آیزنهاور در تدارکات و سپس پیاده‌نظام در اردوگاه‌های مختلف

پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۹۱۵، ستوان دوم آیزنهاور درخواست مأموریت در فیلیپین کرد که رد شد. او در ابتدا در تدارکات و سپس در پیاده‌نظام در اردوگاه‌های مختلف در تگزاس و جورجیا تا سال ۱۹۱۸ خدمت کرد.

10آیزنهاور مربی فوتبال کالج سنت لوئیس بود

در سال ۱۹۱۶، زمانی که در فورت سم هیوستون مستقر بود، آیزنهاور مربی فوتبال کالج سنت لوئیس، دانشگاه سنت مری کنونی، بود.

11آیزنهاور از مامی داود خواستگاری کرد

زمانی که آیزنهاور در تگزاس مستقر بود، با مامی داود از بون، آیووا آشنا شد. آن‌ها بلافاصله به یکدیگر علاقه‌مند شدند. او در روز ولنتاین سال ۱۹۱۶ از او خواستگاری کرد.

12عروسی

تاریخ عروسی در نوامبر در دنور به دلیل ورود قریب‌الوقوع ایالات متحده به جنگ جهانی اول به اول ژوئیه جلو افتاد. آن‌ها در ۳۵ سال اول ازدواجشان بارها نقل مکان کردند.

13آیزنهاور مسئول آموزش در فورت اوگلتورپ بود

در اواخر سال ۱۹۱۷، زمانی که آیزنهاور مسئول آموزش در فورت اوگلتورپ در جورجیا بود.

14آیزنهاور به کمپ مید منتقل شد

در فوریه ۱۹۱۸، او با گردان ۶۵ مهندسی به کمپ مید در مریلند منتقل شد. واحد او بعداً به فرانسه اعزام شد، اما در کمال ناامیدی، او دستوراتی برای سپاه تانک جدید دریافت کرد، جایی که به درجه سرهنگ دوم موقت در ارتش ملی ارتقا یافت.

15سرگرد در سال ۱۹۱۹ به یک کاروان ارتش فراقاره‌ای برای آزمایش وسایل نقلیه و نشان دادن نیاز به بهبود جاده‌ها در کشور منصوب شد

پس از جنگ، آیزنهاور به درجه رسمی خود یعنی سروانی بازگشت و چند روز بعد به درجه سرگردی ارتقا یافت، درجه‌ای که ۱۶ سال آن را حفظ کرد. این سرگرد در سال ۱۹۱۹ به یک کاروان ارتش فراقاره‌ای برای آزمایش وسایل نقلیه و نشان دادن نیاز به بهبود جاده‌ها در کشور منصوب شد. در واقع، کاروان به طور متوسط تنها ۵ مایل در ساعت (۸.۰ کیلومتر در ساعت) از واشینگتن دی.سی. تا سانفرانسیسکو حرکت کرد؛ بعداً بهبود بزرگراه‌ها به یکی از مسائل اصلی آیزنهاور به عنوان رئیس‌جمهور تبدیل شد.

16آیزنهاور افسر اجرایی ژنرال کانر در منطقه کانال پاناما شد

از سال ۱۹۲۰، آیزنهاور تحت نظر مجموعه‌ای از ژنرال‌های با استعداد - فاکس کانر، جان جی. پرشینگ، داگلاس مک‌آرتور و جورج مارشال - خدمت کرد. او ابتدا افسر اجرایی ژنرال کانر در منطقه کانال پاناما شد، جایی که با پیوستن مامی، تا سال ۱۹۲۴ خدمت کرد.

17پسر دوم

پسر دوم آن‌ها، جان آیزنهاور (۱۹۲۲–۲۰۱۳)، در دنور، کلرادو به دنیا آمد.

18آیزنهاور در کالج فرماندهی و ستاد ارتش تحصیل کرد

با توصیه کانر، در سال‌های ۱۹۲۵–۲۶ او در کالج فرماندهی و ستاد ارتش در فورت لیون‌ورث، کانزاس تحصیل کرد، جایی که به عنوان نفر اول در کلاس ۲۴۵ افسری فارغ‌التحصیل شد.

19آیزنهاور به عنوان فرمانده گردان در فورت بنینگ خدمت کرد

آیزنهاور سپس تا سال ۱۹۲۷ به عنوان فرمانده گردان در فورت بنینگ، جورجیا خدمت کرد.

20آیزنهاور از کالج جنگ ارتش فارغ‌التحصیل شد

آیزنهاور سپس به کالج جنگ ارتش منصوب شد و در سال ۱۹۲۸ فارغ‌التحصیل شد.

21آیزنهاور به عنوان افسر اجرایی ژنرال جورج وی. موزلی خدمت کرد

پس از یک سال مأموریت در فرانسه، آیزنهاور از سال ۱۹۲۹ تا فوریه ۱۹۳۳ به عنوان افسر اجرایی ژنرال جورج وی. موزلی، دستیار وزیر جنگ، خدمت کرد.

22آیزنهاور در پاکسازی اردوگاه «بونوس مارچ» در واشینگتن دی.سی. شرکت کرد

در سال ۱۹۳۲، آیزنهاور در پاکسازی اردوگاه «بونوس مارچ» در واشینگتن دی.سی. شرکت کرد. اگرچه او با اقدامات انجام‌شده علیه کهنه‌سربازان مخالف بود و قویاً به مک‌آرتور توصیه کرد که نقش عمومی در آن نداشته باشد، اما بعداً گزارش رسمی حادثه ارتش را نوشت و رفتار مک‌آرتور را تأیید کرد.

23آیزنهاور از دانشکده صنعتی ارتش فارغ‌التحصیل شد

سرگرد دوایت دی. آیزنهاور در سال ۱۹۳۳ از دانشکده صنعتی ارتش (واشینگتن دی.سی.) فارغ‌التحصیل شد و بعداً در هیئت علمی آن خدمت کرد (این دانشکده بعداً گسترش یافت و به دانشکده صنعتی نیروهای مسلح تبدیل شد و اکنون با نام مدرسه امنیت ملی و استراتژی منابع دوایت دی. آیزنهاور شناخته می‌شود).

24آیزنهاور مک‌آرتور را در سفر به فیلیپین همراهی کرد

در سال ۱۹۳۵، آیزنهاور مک‌آرتور را در سفر به فیلیپین همراهی کرد، جایی که به عنوان دستیار مشاور نظامی دولت فیلیپین در توسعه ارتش آن‌ها خدمت کرد. آیزنهاور اختلافات فلسفی شدیدی با مک‌آرتور در مورد نقش ارتش فیلیپین و ویژگی‌های رهبری که یک افسر ارتش آمریکا باید از خود نشان دهد و در زیردستانش پرورش دهد، داشت. خصومت حاصل میان آیزنهاور و مک‌آرتور تا پایان عمرشان ادامه یافت.

25آیزنهاور به درجه سرهنگ دوم دائم ارتقا یافت

آیزنهاور بعداً تأکید کرد که در مورد اختلافات با مک‌آرتور اغراق شده و یک رابطه مثبت همچنان برقرار بوده است. در زمانی که در مانیل بودند، مامی دچار یک بیماری معده تهدیدکننده زندگی شد اما به طور کامل بهبود یافت. آیزنهاور در سال ۱۹۳۶ به درجه سرهنگ دوم دائم ارتقا یافت. او همچنین خلبانی را آموخت و در سال ۱۹۳۷ یک پرواز انفرادی بر فراز فیلیپین انجام داد و در سال ۱۹۳۹ گواهینامه خلبانی خصوصی خود را در فورت لوئیس دریافت کرد. همچنین در همین دوران، از سوی دولت مشترک‌المنافع فیلیپین، یعنی مانوئل ال. کزون، رئیس‌جمهور وقت فیلیپین، با توصیه مک‌آرتور، به او پیشنهاد شد که رئیس پلیس پایتخت جدیدی شود که در حال برنامه‌ریزی بود (که اکنون شهر کزون نامیده می‌شود)، اما او این پیشنهاد را رد کرد.

26آیزنهاور به ایالات متحده بازگشت

آیزنهاور در دسامبر ۱۹۳۹ به ایالات متحده بازگشت و به عنوان فرمانده گردان یکم، هنگ ۱۵ پیاده‌نظام در فورت لوئیس، واشینگتن منصوب شد و بعداً به عنوان افسر اجرایی هنگ خدمت کرد.

27آیزنهاور به درجه سرهنگ ارتقا یافت

در مارس ۱۹۴۱، آیزنهاور به درجه سرهنگ ارتقا یافت و به عنوان رئیس ستاد سپاه نهم که به‌تازگی تحت فرماندهی سرلشکر کنیون جویس فعال شده بود، منصوب شد.

28آیزنهاور به عنوان رئیس ستاد ژنرال والتر کروگر منصوب شد

در ژوئن ۱۹۴۱، او به عنوان رئیس ستاد ژنرال والتر کروگر، فرمانده ارتش سوم، در فورت سم هیوستون در سن آنتونیو، تگزاس منصوب شد.

29آیزنهاور به درجه سرتیپ ارتقا یافت

پس از مشارکت موفقیت‌آمیز در مانورهای لوئیزیانا، او در ۳ اکتبر ۱۹۴۱ به درجه سرتیپ ارتقا یافت.

30آیزنهاور به ستاد کل ارتش در واشینگتن منصوب شد

پس از حمله ژاپن به پرل هاربر، آیزنهاور به ستاد کل ارتش در واشینگتن منصوب شد، جایی که تا ژوئن ۱۹۴۲ با مسئولیت ایجاد طرح‌های اصلی جنگ برای شکست ژاپن و آلمان خدمت کرد. او به عنوان معاون رئیس در امور دفاع از اقیانوس آرام تحت نظر رئیس بخش طرح‌های جنگ (WPD)، ژنرال لئونارد تی. گرو، منصوب شد و سپس جانشین گرو به عنوان رئیس بخش طرح‌های جنگ شد. پس از آن، او به عنوان دستیار رئیس ستاد در امور بخش عملیات جدید (که جایگزین WPD شد) تحت نظر رئیس ستاد، ژنرال جورج سی. مارشال، منصوب شد؛ کسی که استعدادها را شناسایی می‌کرد و بر اساس آن ترفیع می‌داد.

31آیزنهاور سپهبد هنری اچ. آرنولد را همراهی کرد

در پایان مه ۱۹۴۲، آیزنهاور سپهبد هنری اچ. آرنولد، فرمانده کل نیروی هوایی ارتش را برای ارزیابی اثربخشی فرمانده تئاتر عملیاتی در انگلستان، سرلشکر جیمز ای. چینی، به لندن همراهی کرد.

32آیزنهاور به واشینگتن بازگشت

آیزنهاور در ۳ ژوئن با ارزیابی بدبینانه‌ای به واشینگتن بازگشت و اظهار داشت که «احساس ناخوشایندی» نسبت به چینی و کارکنانش دارد.

33آیزنهاور به عنوان فرمانده کل تئاتر عملیاتی اروپا به لندن بازگشت

در ۲۳ ژوئن ۱۹۴۲، آیزنهاور به عنوان فرمانده کل تئاتر عملیاتی اروپا (ETOUSA) به لندن بازگشت. مقر او در لندن بود و خانه‌ای در کومب، کینگستون آپون تیمز داشت و فرماندهی ETOUSA را از چینی تحویل گرفت. او در ۷ ژوئیه به درجه سپهبد ارتقا یافت.

34آیزنهاور همچنین به عنوان فرمانده عالی نیروی اعزامی متفقین در تئاتر عملیاتی شمال آفریقا (NATOUSA) منصوب شد

در نوامبر ۱۹۴۲، آیزنهاور همچنین به عنوان فرمانده عالی نیروی اعزامی متفقین در تئاتر عملیاتی شمال آفریقا (NATOUSA) از طریق مقر عملیاتی جدید نیروی (اعزامی) متفقین (A(E)FHQ) منصوب شد. کلمه «اعزامی» به دلایل امنیتی مدت کوتاهی پس از انتصاب او حذف شد.

35رئیس‌جمهور روزولت تصمیم گرفت که آیزنهاور فرمانده عالی متفقین در اروپا باشد

در دسامبر ۱۹۴۳، رئیس‌جمهور روزولت تصمیم گرفت که آیزنهاور - نه مارشال - فرمانده عالی متفقین در اروپا باشد. ماه بعد، او فرماندهی ETOUSA را از سر گرفت و ماه بعد از آن به طور رسمی به عنوان فرمانده عالی متفقین در نیروی اعزامی متفقین (SHAEF) تعیین شد و تا پایان خصومت‌ها در اروپا در مه ۱۹۴۵ در نقشی دوگانه خدمت کرد.

36روز دی (D-Day)

پیاده‌سازی در نرماندی در روز دی (D-Day) در ۶ ژوئن ۱۹۴۴، پرهزینه اما موفقیت‌آمیز بود.

37تهاجم به جنوب فرانسه

دو ماه بعد (۱۵ اوت)، تهاجم به جنوب فرانسه صورت گرفت و کنترل نیروها در تهاجم جنوبی از AFHQ به SHAEF منتقل شد. بسیاری فکر می‌کردند که پیروزی در اروپا تا پایان تابستان حاصل خواهد شد، اما آلمانی‌ها تا نزدیک به یک سال بعد تسلیم نشدند.

38آیزنهاور به درجه ارتشبد (ژنرال ارتش) ارتقا یافت

به پاس جایگاه ارشد او در فرماندهی متفقین، در ۲۰ دسامبر ۱۹۴۴، او به درجه ارتشبد (General of the Army) ارتقا یافت که معادل درجه فیلدمارشال در اکثر ارتش‌های اروپایی است. آیزنهاور در این سمت و فرماندهی‌های عالی پیشین خود، استعدادهای بزرگش را در رهبری و دیپلماسی نشان داد. اگرچه او هرگز شخصاً در میدان نبرد حضور نیافته بود، اما احترام فرماندهان خط مقدم را به دست آورد. او با متحدانی همچون وینستون چرچیل، فیلدمارشال برنارد مونتگومری و ژنرال شارل دوگل به شکلی ماهرانه تعامل می‌کرد. او در مسائل استراتژیک اختلافات جدی با چرچیل و مونتگومری داشت، اما این اختلافات به ندرت روابط او را با آن‌ها تیره می‌کرد. او با مارشال ژوکوف، همتای روسی خود، تعامل داشت و آن‌ها به دوستان خوبی تبدیل شدند.

39آلمانی‌ها سرانجام تسلیم شدند

ارتش سرخ شوروی برلین را در یک نبرد خونین و بسیار گسترده تصرف کرد و آلمانی‌ها سرانجام در ۷ مه ۱۹۴۵ تسلیم شدند.

40آیزنهاور از طریق SHAEF، فرماندهی تمام نیروهای متفقین را بر عهده داشت و از طریق فرماندهی ETOUSA، فرماندهی اداری تمام نیروهای ایالات متحده در جبهه غربی در شمال آلپ را در اختیار داشت

از آن زمان تا پایان جنگ در اروپا در ۸ مه ۱۹۴۵، آیزنهاور از طریق SHAEF، فرماندهی تمام نیروهای متفقین را بر عهده داشت و از طریق فرماندهی ETOUSA، فرماندهی اداری تمام نیروهای ایالات متحده در جبهه غربی در شمال آلپ را در اختیار داشت. او همواره نسبت به تلفات اجتناب‌ناپذیر و رنجی که سربازان تحت فرمانش و خانواده‌هایشان در سطح فردی تجربه می‌کردند، آگاه بود. این موضوع باعث شد تا او بازدید از تک‌تک لشکرهای درگیر در تهاجم را در برنامه خود قرار دهد. حس مسئولیت‌پذیری آیزنهاور با پیش‌نویس بیانیه‌ای که برای انتشار در صورت شکست تهاجم آماده کرده بود، برجسته شد. این متن یکی از سخنرانی‌های بزرگ تاریخ نامیده شده است: فرود ما در منطقه شربورگ-هاور نتوانست جای پای رضایت‌بخشی ایجاد کند و من نیروها را عقب کشیده‌ام. تصمیم من برای حمله در این زمان و مکان بر اساس بهترین اطلاعات موجود بود. نیروها، نیروی هوایی و نیروی دریایی هر آنچه که شجاعت و تعهد به وظیفه می‌توانست انجام دهد، به کار بستند. اگر هرگونه سرزنش یا خطایی متوجه این تلاش باشد، تنها متعلق به من است.

41آیزنهاور حتی از ورشو بازدید کرد

آیزنهاور حتی در سال ۱۹۴۵ از ورشو بازدید کرد. او که توسط بولسواف بیروت دعوت شده بود و بالاترین نشان نظامی را دریافت کرد، از مقیاس ویرانی در شهر شوکه شد.

42آیزنهاور به واشنگتن بازگشت تا جایگزین مارشال به عنوان رئیس ستاد ارتش شود

در نوامبر ۱۹۴۵، آیزنهاور به واشنگتن بازگشت تا جایگزین مارشال به عنوان رئیس ستاد ارتش شود. نقش اصلی او غیرنظامی‌سازی سریع میلیون‌ها سرباز بود، کاری که به دلیل کمبود کشتی با تأخیر مواجه شد.

43آیزنهاور رئیس دانشگاه کلمبیا شد

در سال ۱۹۴۸، آیزنهاور رئیس دانشگاه کلمبیا، یکی از دانشگاه‌های آیوی لیگ در شهر نیویورک شد، جایی که او به عضویت انجمن فی بتا کاپا درآمد.

44هیئت امنای دانشگاه کلمبیا از پذیرش استعفای آیزنهاور خودداری کردند

هیئت امنای دانشگاه کلمبیا در دسامبر ۱۹۵۰، زمانی که او مرخصی طولانی‌مدتی از دانشگاه گرفت تا به عنوان فرمانده عالی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خدمت کند، از پذیرش استعفای آیزنهاور خودداری کردند و به او فرماندهی عملیاتی نیروهای ناتو در اروپا داده شد.

45آیزنهاور اختلافات خود را با دموکرات‌ها ابراز کرد و خود را جمهوری‌خواه اعلام کرد

رئیس‌جمهور ترومن تمایل گسترده‌ای را برای نامزدی آیزنهاور در انتخابات ریاست‌جمهوری حس کرد و دوباره در سال ۱۹۵۱ به او فشار آورد تا به عنوان یک دموکرات برای این مقام نامزد شود. اما آیزنهاور اختلافات خود را با دموکرات‌ها ابراز کرد و خود را جمهوری‌خواه اعلام کرد.

46آیزنهاور از خدمت فعال به عنوان ارتشبد بازنشسته شد

آیزنهاور در ۳ ژوئن ۱۹۵۲ از خدمت فعال به عنوان ارتشبد بازنشسته شد و ریاست خود بر دانشگاه کلمبیا را از سر گرفت.

47آیزنهاور از فرماندهی خود در ناتو استعفا داد

جنبش «دعوت از آیزنهاور» در حزب جمهوری‌خواه او را متقاعد کرد که برای مقابله با نامزدی سناتور غیرمداخله‌جو، رابرت ای. تفت، در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۵۲ اعلام نامزدی کند. این تلاش یک مبارزه طولانی بود؛ آیزنهاور باید متقاعد می‌شد که شرایط سیاسی وظیفه‌ای واقعی برای او ایجاد کرده است تا خود را به عنوان نامزد معرفی کند و تقاضایی عمومی برای ریاست‌جمهوری او وجود دارد. هنری کابوت لاج و دیگران موفق شدند او را متقاعد کنند و او در ژوئن ۱۹۵۲ از فرماندهی خود در ناتو استعفا داد تا تمام‌وقت به تبلیغات انتخاباتی بپردازد.

48آیزنهاور به نامزد حزب جمهوری‌خواه برای ریاست‌جمهوری ایالات متحده تبدیل شده بود

در همین حال، آیزنهاور به نامزد حزب جمهوری‌خواه برای ریاست‌جمهوری ایالات متحده تبدیل شده بود، رقابتی که او در ۴ نوامبر در آن پیروز شد.

49انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده

آیزنهاور با اختلاف زیاد، رقیب دموکرات خود، آدلای استیونسون دوم را با ۴۴۲ رأی الکترال در برابر ۸۹ رأی شکست داد که نشان‌دهنده اولین بازگشت جمهوری‌خواهان به کاخ سفید پس از ۲۰ سال بود. او همچنین اکثریت جمهوری‌خواه را با هشت رأی در مجلس نمایندگان و در سنا با تساوی آرا که با رأی معاون رئیس‌جمهور نیکسون به نفع جمهوری‌خواهان تمام شد، به همراه آورد.

50آیزنهاور استعفای خود را از ریاست دانشگاه کلمبیا تقدیم کرد

آیزنهاور استعفای خود را از ریاست دانشگاه کلمبیا در ۱۵ نوامبر ۱۹۵۲ تقدیم کرد که از ۱۹ ژانویه ۱۹۵۳، یک روز قبل از مراسم تحلیفش، اجرایی شد.

51آیزنهاور به کره رفت

در اواخر سال ۱۹۵۲، آیزنهاور به کره رفت و با یک بن‌بست نظامی و سیاسی مواجه شد. پس از به قدرت رسیدن، هنگامی که ارتش داوطلب خلق چین شروع به تقویت نیروها در منطقه امن کائسونگ کرد، او تهدید کرد که اگر آتش‌بسی منعقد نشود، از نیروی هسته‌ای استفاده خواهد کرد. شهرت نظامی پیشین او در اروپا بر کمونیست‌های چینی تأثیرگذار بود. شورای امنیت ملی، ستاد مشترک ارتش و فرماندهی استراتژیک هوایی (SAC) برنامه‌های دقیقی برای جنگ هسته‌ای علیه چین سرخ تدوین کردند.

52فرانسوی‌ها از آیزنهاور برای کمک در هندوچین فرانسه علیه کمونیست‌ها درخواست کردند

در اوایل سال ۱۹۵۳، فرانسوی‌ها از آیزنهاور برای کمک در هندوچین فرانسه علیه کمونیست‌هایی که از چین تأمین می‌شدند و در جنگ اول هندوچین می‌جنگیدند، درخواست کمک کردند. آیزنهاور، سپهبد جان دبلیو. «آیرون مایک» اودانیل را به ویتنام فرستاد تا نیروهای فرانسوی مستقر در آنجا را بررسی و ارزیابی کند. متیو ریجوی، رئیس ستاد مشترک ارتش، با ارائه برآوردی جامع از استقرار نظامی گسترده‌ای که لازم بود، رئیس‌جمهور را از مداخله منصرف کرد. آیزنهاور به شکلی پیشگویانه اظهار داشت که «این جنگ نیروهای ما را به صورت لشکری می‌بلعد». آیزنهاور بمب‌افکن‌ها و پرسنل غیررزمی را در اختیار فرانسه قرار داد. پس از چند ماه که فرانسوی‌ها به موفقیتی دست نیافتند، او هواپیماهای دیگری را برای پرتاب ناپالم جهت پاکسازی اضافه کرد. درخواست‌های بیشتر برای کمک از سوی فرانسوی‌ها پذیرفته شد، اما تنها با شرایطی که آیزنهاور می‌دانست برآورده کردن آن‌ها غیرممکن است؛ یعنی مشارکت متحدان و تأیید کنگره.

53سخنرانی فرصتی برای صلح

در سال ۱۹۵۳، جناح محافظه‌کار حزب جمهوری‌خواه با اصرار بر اینکه آیزنهاور توافق‌نامه‌های یالتا را به دلیل فراتر بودن از اختیارات قانونی قوه مجریه رد کند، او را در تنگنا قرار داد؛ با این حال، مرگ ژوزف استالین در مارس ۱۹۵۳ این موضوع را به یک مسئله بی‌اهمیت تبدیل کرد. در این زمان، آیزنهاور سخنرانی «فرصتی برای صلح» خود را ایراد کرد که در آن تلاش کرد، هرچند ناموفق، با پیشنهاد فرصت‌های متعدد ناشی از استفاده‌های صلح‌آمیز از مواد هسته‌ای، از مسابقه تسلیحات هسته‌ای با اتحاد جماهیر شوروی جلوگیری کند. استیون امبروز، زندگی‌نامه‌نویس، معتقد بود که این بهترین سخنرانی دوران ریاست‌جمهوری آیزنهاور بوده است. آیزنهاور به دنبال باز کردن بازارهای خارجی برای کسب‌وکارهای آمریکایی بود و می‌گفت که این «هدفی جدی و صریح در سیاست خارجی ما، یعنی تشویق فضایی مساعد برای سرمایه‌گذاری در کشورهای خارجی است».

54آتش‌بس با تقسیم کره در امتداد همان مرز سال ۱۹۵۰ اجرایی شد

در ژوئیه ۱۹۵۳، آتش‌بسی با تقسیم کره در امتداد تقریباً همان مرز سال ۱۹۵۰ اجرایی شد. این آتش‌بس و مرز همچنان پابرجاست. این آتش‌بس که با وجود مخالفت وزیر امور خارجه دالس، رئیس‌جمهور کره جنوبی سینگمان ری و همچنین در داخل حزب آیزنهاور منعقد شد، توسط امبروز، زندگی‌نامه‌نویس، به عنوان بزرگترین دستاورد دولت توصیف شده است. آیزنهاور این بینش را داشت که درک کند جنگ نامحدود در عصر هسته‌ای غیرقابل تصور و جنگ محدود غیرقابل پیروزی است.

55فرمان اجرایی ۱۰۴۵۰

دولت آیزنهاور با صدور فرمان اجرایی ۱۰۴۵۰ توسط رئیس‌جمهور آیزنهاور در سال ۱۹۵۳، به «وحشت اسطوخودوسی» (Lavender Scare) دوران مک‌کارتیسم کمک کرد. در دوران ریاست‌جمهوری آیزنهاور، هزاران متقاضی همجنس‌گرا از استخدام فدرال منع شدند و بیش از ۵۰۰۰ کارمند فدرال به ظن همجنس‌گرا بودن اخراج شدند.

56پیمان مادرید

پیمان مادرید که در ۲۳ سپتامبر ۱۹۵۳ توسط اسپانیای فرانکوئیست و ایالات متحده امضا شد، تلاشی مهم برای شکستن انزوای بین‌المللی اسپانیا پس از جنگ جهانی دوم، همراه با کنکوردات ۱۹۵۳ بود. این تحول در زمانی رخ داد که سایر متحدان پیروز جنگ جهانی دوم و بخش بزرگی از جهان همچنان نسبت به یک رژیم فاشیستی که با آرمان‌های قدرت‌های محور سابق همدردی می‌کرد و با کمک نازی‌ها تأسیس شده بود، خصمانه برخورد می‌کردند (برای محکومیت رژیم فرانکو توسط سازمان ملل در سال ۱۹۴۶، به «مسئله اسپانیا» مراجعه کنید). این توافق به شکل سه توافق‌نامه اجرایی جداگانه بود که ایالات متحده را متعهد به ارائه کمک‌های اقتصادی و نظامی به اسپانیا می‌کرد. در مقابل، به ایالات متحده اجازه داده شد تا پایگاه‌های هوایی و دریایی را در خاک اسپانیا بسازد و از آن‌ها استفاده کند (پایگاه دریایی روتا، پایگاه هوایی مورون، پایگاه هوایی تورخون و پایگاه هوایی ساراگوسا).

57نگاه نو

سخنرانی سازمان ملل با استقبال خوبی مواجه شد، اما شوروی‌ها به دلیل نگرانی کلی از ذخایر بزرگتر سلاح‌های هسته‌ای در زرادخانه ایالات متحده، هرگز بر اساس آن عمل نکردند. در واقع، آیزنهاور به اتکای بیشتر بر استفاده از سلاح‌های هسته‌ای روی آورد، در حالی که نیروهای متعارف و به تبع آن بودجه کلی دفاعی را کاهش داد؛ سیاستی که در نتیجه «پروژه سولاریوم» تدوین شد و در سند NSC 162/2 بیان گردید. این رویکرد به «نگاه نو» (New Look) معروف شد و با کاهش بودجه دفاعی در اواخر سال ۱۹۵۳ آغاز گردید.

58نظریه دومینو

در سال ۱۹۵۴، آیزنهاور نظریه دومینو را در دیدگاه خود نسبت به کمونیسم در آسیای جنوب شرقی و همچنین آمریکای مرکزی بیان کرد. او معتقد بود که اگر اجازه داده شود کمونیست‌ها در ویتنام پیروز شوند، این امر باعث سقوط زنجیره‌ای کشورها به دامان کمونیسم خواهد شد، از لائوس گرفته تا مالزی و اندونزی و در نهایت هند. به همین ترتیب، سقوط گواتمالا به سقوط مکزیک همسایه منجر خواهد شد.

59دژ فرانسوی دین بین فو به دست کمونیست‌های ویتنامی سقوط کرد

هنگامی که دژ فرانسوی دین بین فو در مه ۱۹۵۴ به دست کمونیست‌های ویتنامی سقوط کرد، آیزنهاور با وجود اصرار رئیس ستاد مشترک، معاون رئیس‌جمهور و رئیس NCS، از مداخله خودداری کرد.

60آیزنهاور همچنین کنگره را وادار به ایجاد صندوق اضطراری برای امور بین‌الملل کرد

در آن سال، از دست دادن ویتنام شمالی به دست کمونیست‌ها و رد پیشنهاد او برای جامعه دفاعی اروپا (EDC) شکست‌های جدی بودند، اما او همچنان در مخالفت خود با گسترش کمونیسم خوش‌بین بود و می‌گفت: «چهره‌های عبوس جنگ را نمی‌برند». همان‌طور که فرانسوی‌ها را در رد EDC تهدید کرده بود، پس از آن برای بازگرداندن آلمان غربی به عنوان شریک کامل ناتو اقدام کرد. در سال ۱۹۵۴، او همچنین کنگره را وادار کرد تا یک صندوق اضطراری برای امور بین‌الملل ایجاد کند تا از استفاده آمریکا از دیپلماسی فرهنگی برای تقویت روابط بین‌الملل در سراسر اروپا در طول جنگ سرد حمایت کند.

61ارتش آزادی‌بخش خلق شروع به گلوله‌باران جزایر کمن و ماتسو کرد

آیزنهاور سیاست ترومن مبنی بر به رسمیت شناختن جمهوری چین (تایوان) به عنوان دولت قانونی چین، و نه رژیم پکن (بیجینگ) را ادامه داد. هنگامی که ارتش آزادی‌بخش خلق در سپتامبر ۱۹۵۴ شروع به گلوله‌باران جزایر کینمن و ماتسو کرد، درگیری‌های محلی رخ داد. آیزنهاور توصیه‌هایی دریافت کرد که شامل هر نوع واکنشی به تجاوز کمونیست‌های چینی بود. او معتقد بود که با گسترش بحران، داشتن تمام گزینه‌های ممکن برای او ضروری است.

62آیزنهاور می‌خواست نظارت در داخل اتحاد جماهیر شوروی را افزایش دهد

با رهبری آیزنهاور و هدایت دالس، فعالیت‌های سیا تحت لوای مقاومت در برابر گسترش کمونیسم در کشورهای فقیرتر افزایش یافت؛ سیا تا حدی رهبران ایران را در عملیات آژاکس، گواتمالا را از طریق عملیات پی‌بی‌ساکسس (Pbsuccess) و احتمالاً جمهوری تازه استقلال‌یافته کنگو (لئوپولدویل) را برکنار کرد. در سال ۱۹۵۴، آیزنهاور می‌خواست نظارت در داخل اتحاد جماهیر شوروی را افزایش دهد. با توصیه دالس، او مجوز استقرار سی فروند هواپیمای لاکهید یو-۲ را با هزینه ۳۵ میلیون دلار (معادل ۳۳۳.۲۲ میلیون دلار در سال ۲۰۱۹) صادر کرد. دولت آیزنهاور همچنین حمله به خلیج خوک‌ها را برای سرنگونی فیدل کاسترو در کوبا برنامه‌ریزی کرد که اجرای آن بر عهده جان اف. کندی گذاشته شد.

63ژنرال جی. لاوتون کالینز به عنوان سفیر در «ویتنام آزاد» منصوب شد

در اواخر سال ۱۹۵۴، ژنرال جی. لاوتون کالینز به عنوان سفیر در «ویتنام آزاد» (اصطلاح ویتنام جنوبی در سال ۱۹۵۵ رایج شد) منصوب شد که عملاً این کشور را به وضعیت حاکمیت ارتقا داد. دستورالعمل‌های کالینز حمایت از رهبر، نگو دین دیم، در مبارزه با کمونیسم از طریق کمک به او برای ساخت ارتش و انجام یک عملیات نظامی بود.

64پیمان دفاع متقابل چین و آمریکا

پیمان دفاع متقابل چین و آمریکا با جمهوری چین در دسامبر ۱۹۵۴ امضا شد.

65آیزنهاور «قطعنامه چین آزاد» را از کنگره درخواست و دریافت کرد

آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۵ «قطعنامه چین آزاد» را از کنگره درخواست و دریافت کرد که به او قدرت بی‌سابقه‌ای می‌داد تا از قبل برای استفاده از نیروی نظامی در هر سطحی که انتخاب می‌کند، در دفاع از چین آزاد و پسکادورس اقدام کند. این قطعنامه روحیه ملی‌گرایان چینی را تقویت کرد و به پکن نشان داد که ایالات متحده متعهد به حفظ خط دفاعی است.

66عملیات قوری (Operation Teapot)

آیزنهاور آشکارا کمونیست‌های چینی را به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای تهدید کرد و مجوز مجموعه‌ای از آزمایش‌های بمب با نام عملیات قوری را صادر کرد. با این وجود، او کمونیست‌های چینی را در مورد ماهیت دقیق واکنش هسته‌ای خود در ابهام گذاشت. این به آیزنهاور اجازه داد تا به تمام اهداف خود دست یابد؛ پایان دادن به این تجاوز کمونیستی، حفظ جزایر توسط ملی‌گرایان چینی و تداوم صلح. دفاع از جمهوری چین در برابر تهاجم، همچنان یکی از سیاست‌های اصلی آمریکا باقی مانده است.

67آیزنهاور اولین سربازان آمریکایی را به عنوان مشاور نظامی به ارتش دیم به ویتنام اعزام کرد

در فوریه ۱۹۵۵، آیزنهاور اولین سربازان آمریکایی را به عنوان مشاور نظامی به ارتش دیم به ویتنام اعزام کرد. پس از اینکه دیم تشکیل جمهوری ویتنام (RVN، که معمولاً به عنوان ویتنام جنوبی شناخته می‌شود) را در اکتبر اعلام کرد، آیزنهاور بلافاصله دولت جدید را به رسمیت شناخت و کمک‌های نظامی، اقتصادی و فنی ارائه کرد.

68آسمان‌های باز

در سال ۱۹۵۵، سیاست تسلیحات هسته‌ای آمریکا عمدتاً با هدف کنترل تسلیحات به جای خلع سلاح دنبال شد. شکست مذاکرات بر سر تسلیحات تا سال ۱۹۵۵ عمدتاً به دلیل امتناع روس‌ها از اجازه دادن به هر نوع بازرسی بود. در مذاکراتی که همان سال در لندن برگزار شد، آن‌ها تمایل خود را برای بحث در مورد بازرسی‌ها ابراز کردند؛ سپس ورق به نفع آیزنهاور برگشت، زمانی که او با عدم تمایل ایالات متحده برای اجازه دادن به بازرسی‌ها پاسخ داد. در ماه مه همان سال، روس‌ها با امضای معاهده‌ای برای اعطای استقلال به اتریش موافقت کردند و راه را برای اجلاس ژنو با حضور آمریکا، بریتانیا و فرانسه هموار کردند. در کنفرانس ژنو، آیزنهاور پیشنهادی به نام «آسمان‌های باز» را برای تسهیل خلع سلاح ارائه کرد که شامل برنامه‌هایی برای روسیه و آمریکا بود تا دسترسی متقابل به آسمان‌های یکدیگر برای نظارت آزاد بر زیرساخت‌های نظامی فراهم کنند. نیکیتا خروشچف، رهبر روسیه، این پیشنهاد را بلافاصله رد کرد.

69آیزنهاور در اواخر سپتامبر ۱۹۵۵ در حال بهبودی از حمله قلبی بود

آیزنهاور در ابتدا قصد داشت تنها یک دوره خدمت کند، اما در صورتی که جمهوری‌خواهان برجسته از او می‌خواستند دوباره نامزد شود، انعطاف‌پذیر باقی ماند. او در اواخر سپتامبر ۱۹۵۵ در حال بهبودی از حمله قلبی بود که با نزدیک‌ترین مشاورانش برای ارزیابی نامزدهای احتمالی حزب جمهوری‌خواه ملاقات کرد؛ این گروه به این نتیجه رسیدند که دوره دوم توصیه می‌شود و او در فوریه ۱۹۵۶ اعلام کرد که دوباره نامزد خواهد شد.

70حمله قلبی جدی

آیزنهاور اولین رئیس‌جمهوری بود که اطلاعات مربوط به سلامت و سوابق پزشکی خود را در دوران تصدی منتشر کرد، اما اطرافیانش عمداً افکار عمومی را در مورد سلامت او گمراه کردند. در ۲۴ سپتامبر ۱۹۵۵، هنگام تعطیلات در کلرادو، او دچار حمله قلبی جدی شد. دکتر هاوارد اسنایدر، پزشک شخصی او، علائم را به اشتباه سوءهاضمه تشخیص داد و نتوانست کمکی را که فوراً مورد نیاز بود، فرا بخواند. اسنایدر بعداً سوابق خود را جعل کرد تا اشتباه خود را بپوشاند و از نیاز آیزنهاور برای نشان دادن اینکه به اندازه کافی برای انجام وظیفه‌اش سالم است، محافظت کند.

71آر‌دی‌اس-۳۷ (RDS-37)

با این وجود، جنگ سرد در دوران ریاست جمهوری او تشدید شد. هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی در اواخر نوامبر ۱۹۵۵ با موفقیت یک بمب هیدروژنی را آزمایش کرد، آیزنهاور برخلاف توصیه دالس، تصمیم گرفت یک پیشنهاد خلع سلاح به شوروی ارائه دهد. در تلاشی برای دشوارتر کردن امتناع آن‌ها، او پیشنهاد کرد که هر دو طرف توافق کنند که مواد شکافت‌پذیر را از سلاح‌ها به سمت استفاده‌های صلح‌آمیز، مانند تولید برق، اختصاص دهند. این رویکرد «اتم برای صلح» نامیده شد.

72جراحی روده

رئیس‌جمهور همچنین از بیماری کرون، یک وضعیت التهابی مزمن روده، رنج می‌برد که در ۹ ژوئن ۱۹۵۶ منجر به جراحی برای انسداد روده شد. برای درمان انسداد روده، جراحان حدود ده اینچ از روده کوچک او را کنار زدند. دیدار برنامه‌ریزی‌شده او با جواهر لعل نهرو، نخست‌وزیر هند، به تعویق افتاد تا او بتواند در مزرعه‌اش بهبود یابد. او در زمان بحران سوئز همچنان در حال بهبودی از این عمل بود.

73آیزنهاور از لایحه‌ای که مجوز سیستم بزرگراه‌های بین‌ایالتی را صادر می‌کرد، حمایت کرد و آن را امضا نمود

آیزنهاور در سال ۱۹۵۶ از لایحه‌ای که مجوز سیستم بزرگراه‌های بین‌ایالتی را صادر می‌کرد، حمایت کرد و آن را امضا نمود.

74انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۵۶

انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۵۶ در ۶ نوامبر ۱۹۵۶ برگزار شد. آیزنهاور، رئیس‌جمهور محبوب وقت، با موفقیت برای انتخاب مجدد نامزد شد. این انتخابات تکرار رقابت سال ۱۹۵۲ بود، زیرا رقیب او در سال ۱۹۵۶ استیونسون، فرماندار سابق ایلینوی بود که آیزنهاور چهار سال قبل او را شکست داده بود. در مقایسه با انتخابات ۱۹۵۲، آیزنهاور ایالت‌های کنتاکی، لوئیزیانا و ویرجینیای غربی را از استیونسون گرفت، در حالی که میزوری را از دست داد. رأی‌دهندگان او کمتر به سوابق رهبری‌اش اشاره می‌کردند. در عوض، آنچه این بار برجسته بود، «واکنش به ویژگی‌های شخصی او بود - به صداقت، درستکاری و حس وظیفه‌شناسی، فضیلت او به عنوان یک مرد خانواده، اعتقادات مذهبی و محبوبیت خالص او».

75آیزنهاور به تهاجم مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر پایان داد

در نوامبر ۱۹۵۶، آیزنهاور در واکنش به بحران سوئز، به تهاجم مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر پایان داد و مورد تحسین جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر قرار گرفت. همزمان، او تهاجم وحشیانه شوروی به مجارستان در واکنش به انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان را محکوم کرد.

76اسپوتنیک ۱

در مجموع، حمایت آیزنهاور از برنامه فضایی نوپای کشور تا زمان پرتاب اسپوتنیک توسط شوروی در سال ۱۹۵۷ که اعتبار عظیمی برای دشمن دوران جنگ سرد در سراسر جهان به ارمغان آورد، رسماً ناچیز بود. او سپس یک کمپین ملی را راه‌اندازی کرد که نه تنها بودجه اکتشافات فضایی، بلکه تقویت عمده علوم و آموزش عالی را تأمین می‌کرد. دولت آیزنهاور تصمیم گرفت سیاستی غیرتهاجمی اتخاذ کند که به «فضاپیماهای هر کشوری اجازه دهد بر فراز همه کشورها پرواز کنند، منطقه‌ای عاری از ژست‌های نظامی و پرتاب ماهواره‌های زمین برای اکتشاف فضا». سیاست «آسمان‌های باز» او تلاش کرد تا پروازهای غیرقانونی لاکهید یو-۲ و پروژه ژنتریکس را مشروعیت بخشد و در عین حال راه را برای فناوری ماهواره‌های جاسوسی برای گردش بر فراز قلمروهای حاکمیتی هموار کند، با این حال، نیکلای بولگانین و نیکیتا خروشچف پیشنهاد آیزنهاور را در کنفرانس ژنو در ژوئیه ۱۹۵۵ رد کردند.

77آیزنهاور و سیا می‌دانستند که روسیه توانایی پرتاب یک محموله کوچک به مدار را دارد و احتمالاً ظرف یک سال این کار را انجام خواهد داد

آیزنهاور و سیا حداقل از ژانویه ۱۹۵۷، نه ماه قبل از اسپوتنیک، می‌دانستند که روسیه توانایی پرتاب یک محموله کوچک به مدار را دارد و احتمالاً ظرف یک سال این کار را انجام خواهد داد. او همچنین ممکن است به صورت خصوصی از ماهواره شوروی به دلیل پیامدهای حقوقی آن استقبال کرده باشد: با پرتاب یک ماهواره، اتحاد جماهیر شوروی در واقع تأیید کرده بود که فضا برای هر کسی که بتواند به آن دسترسی داشته باشد باز است، بدون اینکه نیازی به اجازه از سایر کشورها باشد.

78ایالت آرکانزاس از اجرای حکم دادگاه فدرال برای ادغام سیستم مدارس دولتی خود که ناشی از تصمیم براون بود، خودداری کرد

در سال ۱۹۵۷، ایالت آرکانزاس از اجرای حکم دادگاه فدرال برای ادغام سیستم مدارس دولتی خود که ناشی از تصمیم براون بود، خودداری کرد. آیزنهاور از اوروال فابوس، فرماندار آرکانزاس خواست که از حکم دادگاه اطاعت کند. هنگامی که فابوس سرپیچی کرد، رئیس‌جمهور گارد ملی آرکانزاس را تحت کنترل فدرال قرار داد و لشکر ۱۰۱ هوابرد را اعزام کرد. آن‌ها ورود نه دانش‌آموز سیاه‌پوست به دبیرستان مرکزی لیتل راک، یک مدرسه دولتی تماماً سفیدپوست، را همراهی و محافظت کردند که این اولین بار از دوران بازسازی بود که دولت فدرال از نیروهای فدرال در جنوب برای اجرای قانون اساسی ایالات متحده استفاده می‌کرد. مارتین لوتر کینگ جونیور در نامه‌ای به آیزنهاور از اقدامات او تشکر کرد و نوشت: «اکثریت قریب به اتفاق جنوبی‌ها، سیاه‌پوست و سفیدپوست، قاطعانه پشت اقدام قاطع شما برای بازگرداندن قانون و نظم در لیتل راک ایستاده‌اند».

79رئیس‌جمهور ویتنام جنوبی برای یک سفر ده روزه به ایالات متحده آمد

در سال‌های بعد، آیزنهاور تعداد مشاوران نظامی ایالات متحده در ویتنام جنوبی را به ۹۰۰ نفر افزایش داد. این به دلیل حمایت ویتنام شمالی از «قیام‌ها» در جنوب و نگرانی از سقوط این کشور بود. در مه ۱۹۵۷، دیم، رئیس‌جمهور وقت ویتنام جنوبی، برای یک سفر ده روزه به ایالات متحده آمد. رئیس‌جمهور آیزنهاور قول حمایت مستمر خود را داد و رژه‌ای به افتخار دیم در شهر نیویورک برگزار شد. اگرچه دیم در ملاء عام مورد ستایش قرار گرفت، اما جان فاستر دالس، وزیر امور خارجه، در خلوت اذعان کرد که دیم به این دلیل انتخاب شده است که جایگزین بهتری وجود نداشت.

80آیزنهاور لایحه حقوق مدنی ۱۹۵۷ و ۱۹۶۰ را به کنگره پیشنهاد کرد

آیزنهاور به مقامات منطقه کلمبیا گفت که واشینگتن را به الگویی برای بقیه کشور در ادغام دانش‌آموزان سیاه‌پوست و سفیدپوست مدارس دولتی تبدیل کنند. او لایحه حقوق مدنی ۱۹۵۷ و ۱۹۶۰ را به کنگره پیشنهاد کرد و آن قوانین را امضا کرد. قانون ۱۹۵۷ برای اولین بار یک دفتر دائمی حقوق مدنی در داخل وزارت دادگستری و یک کمیسیون حقوق مدنی برای شنیدن شهادت در مورد سوءاستفاده از حقوق رأی ایجاد کرد. اگرچه هر دو قانون بسیار ضعیف‌تر از قوانین حقوق مدنی بعدی بودند، اما اولین قانون مهم حقوق مدنی از سال ۱۸۷۵ را تشکیل می‌دادند.

81سکته خفیف

در نتیجه حمله قلبی، آیزنهاور دچار آنوریسم بطن چپ شد که به نوبه خود علت سکته خفیف در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۷ بود.

82آیزنهاور ۱۵۰۰۰ تفنگدار دریایی و سرباز را به لبنان اعزام کرد

آیزنهاور این دکترین را در سال‌های ۱۹۵۷-۵۸ با اعطای کمک‌های اقتصادی برای تقویت پادشاهی اردن و تشویق همسایگان سوریه به بررسی عملیات نظامی علیه آن، به کار بست. در اقدامی چشمگیرتر، در ژوئیه ۱۹۵۸، او ۱۵۰۰۰ تفنگدار دریایی و سرباز را به عنوان بخشی از عملیات «خفاش آبی» (Operation Blue Bat) به لبنان فرستاد؛ یک مأموریت صلح‌بانی غیررزمی برای تثبیت دولت غرب‌گرا و جلوگیری از گسترش یک انقلاب رادیکال در آن کشور.

83آیزنهاور ناسا را به عنوان یک آژانس فضایی غیرنظامی ایجاد کرد

در واکنش به پرتاب اسپوتنیک در اکتبر ۱۹۵۷، آیزنهاور در اکتبر ۱۹۵۸ ناسا را به عنوان یک آژانس فضایی غیرنظامی تأسیس کرد، یک قانون مهم آموزش علوم را امضا کرد و روابط با دانشمندان آمریکایی را بهبود بخشید.

84آیزنهاور در اولین پرواز هواپیمای «ایر فورس وان» حضور داشت

در ۲۶ اوت ۱۹۵۹، آیزنهاور در اولین پرواز هواپیمای «ایر فورس وان» که جایگزین هواپیمای «کلمباین» به عنوان هواپیمای ریاست‌جمهوری شده بود، حضور داشت.

85از سرگیجه شکایت کرد و مجبور شد فشار خونش را چک کند

مشکلات سلامتی آیزنهاور او را مجبور کرد سیگار را ترک کند و تغییراتی در عادات غذایی خود ایجاد کند، اما او همچنان به مصرف الکل ادامه می‌داد. در طول سفر به انگلستان، او در ۲۹ اوت ۱۹۵۹ از سرگیجه شکایت کرد و مجبور شد فشار خونش را چک کند؛ با این حال، پزشک او، ژنرال هاوارد اسنایدر، به یاد می‌آورد که قبل از شام در «چکرز» در روز بعد، آیزنهاور «چند جین-تونیک و یک یا دو جین خالص ... و سه یا چهار لیوان شراب همراه شام نوشید».

86هواپیمای جاسوسی تک‌نفره U-2 آمریکا گزارش شد که در ارتفاع بالا بر فراز حریم هوایی شوروی سرنگون شده است

در ۱ مه ۱۹۶۰، گزارش شد که یک هواپیمای جاسوسی تک‌نفره U-2 آمریکا در ارتفاع بالا بر فراز حریم هوایی شوروی سرنگون شده است. این پرواز برای کسب اطلاعات تصویری پیش از افتتاحیه برنامه‌ریزی‌شده کنفرانس سران شرق و غرب که قرار بود ۱۵ روز بعد در پاریس برگزار شود، انجام شده بود.

87ماجرای احمقانه U-2

نشست چهار قدرت در پاریس در مه ۱۹۶۰ با حضور آیزنهاور، نیکیتا خروشچف، هارولد مک‌میلان و شارل دوگل به دلیل این حادثه شکست خورد. آیزنهاور از پذیرش خواسته‌های خروشچف مبنی بر عذرخواهی خودداری کرد. بنابراین، خروشچف در نشست شرکت نکرد. تا پیش از این رویداد، آیزنهاور احساس می‌کرد که در حال پیشرفت به سوی روابط بهتر با اتحاد جماهیر شوروی است. قرار بود در این نشست درباره کاهش تسلیحات هسته‌ای و برلین بحث شود. آیزنهاور اظهار داشت که همه چیز به خاطر آن «ماجرای احمقانه U-2» خراب شده است.

88چوب‌پنبه در بطری

پس از انتخابات نوامبر ۱۹۶۰، آیزنهاور در جلسه‌ای توجیهی با جان اف. کندی، تهدید کمونیستی در آسیای جنوب شرقی را به عنوان موضوعی که نیازمند اولویت‌بندی در دولت بعدی است، مطرح کرد. آیزنهاور به کندی گفت که لائوس را از نظر تهدید منطقه‌ای، «چوب‌پنبه در بطری» می‌داند.

89آخرین سخنرانی تلویزیونی

در ۱۷ ژانویه ۱۹۶۱، آیزنهاور آخرین سخنرانی تلویزیونی خود را برای ملت از دفتر بیضی شکل ایراد کرد. در سخنرانی خداحافظی‌اش، آیزنهاور موضوع جنگ سرد و نقش نیروهای مسلح ایالات متحده را مطرح کرد. او جنگ سرد را این‌گونه توصیف کرد: «ما با ایدئولوژی خصمانه‌ای روبرو هستیم که از نظر دامنه جهانی، از نظر ماهیت بی‌خدا، از نظر هدف بی‌رحم و از نظر روش موذیانه است...» و نسبت به آنچه که پیشنهادهای هزینه‌های دولتی غیرموجه می‌دید، هشدار داد و با این هشدار ادامه داد که «ما باید در برابر کسب نفوذ غیرموجه، چه خواسته و چه ناخواسته، توسط مجتمع نظامی-صنعتی مراقب باشیم.» او توضیح داد: «ما نیاز مبرم به این توسعه را به رسمیت می‌شناسیم... پتانسیل ظهور فاجعه‌بار قدرت نابجا وجود دارد و باقی خواهد ماند... تنها شهروندان هوشیار و آگاه می‌توانند درهم‌تنیدگی مناسب ماشین‌آلات عظیم صنعتی و نظامی دفاعی را با روش‌ها و اهداف صلح‌آمیز ما الزامی کنند، تا امنیت و آزادی بتوانند در کنار هم شکوفا شوند.»

90حمله قلبی شدید

یک حمله قلبی شدید در اوت ۱۹۶۵ تا حد زیادی به مشارکت او در امور عمومی پایان داد.

91آیزنهاور تحت عمل جراحی قرار گرفت

در اوت ۱۹۶۶، آیزنهاور شروع به نشان دادن علائم التهاب کیسه صفرا کرد که به همین دلیل در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۶ تحت عمل جراحی قرار گرفت و کیسه صفرای او که حاوی ۱۶ سنگ صفرا بود، برداشته شد.

92روزی برای شادی

در ۲۰ ژانویه ۱۹۶۹، روزی که نیکسون به عنوان رئیس‌جمهور سوگند یاد کرد، آیزنهاور بیانیه‌ای صادر کرد و از معاون سابق خود تمجید کرد و آن را «روزی برای شادی» خواند.

93مرگ

در صبح روز ۲۸ مارس ۱۹۶۹، آیزنهاور در واشینگتن دی.سی. بر اثر نارسایی احتقانی قلب در مرکز پزشکی ارتش والتر رید در سن ۷۸ سالگی درگذشت. روز بعد، پیکر او به کلیسای بیت‌لحم در کلیسای جامع ملی واشینگتن منتقل شد، جایی که به مدت ۲۸ ساعت در آنجا قرار داشت.

94مراسم خاکسپاری

مراسم خاکسپاری رسمی در ۳۱ مارس در کلیسای جامع ملی واشینگتن برگزار شد.