1تولد

ادوارد در ۲۳ ژوئن ۱۸۹۴ در وایت لاج، ریچموند پارک، در حومه لندن و در دوران سلطنت مادربزرگ بزرگش، ملکه ویکتوریا، به دنیا آمد.

2غسل تعمید

او در ۱۶ ژوئیه ۱۸۹۴ در اتاق نقاشی سبز وایت لاج توسط ادوارد وایت بنسون، اسقف اعظم کانتربری، با نام ادوارد آلبرت کریستین جورج اندرو پاتریک دیوید غسل تعمید داده شد.

3مرگ ملکه ویکتوریا

ادوارد در خانه توسط هلن بریکا آموزش دید. هنگامی که والدینش پس از مرگ ملکه ویکتوریا در سال ۱۹۰۱ به مدت نه ماه به سراسر امپراتوری بریتانیا سفر کردند، ادوارد جوان و خواهر و برادرهایش در بریتانیا نزد پدربزرگ و مادربزرگشان، ملکه الکساندرا و پادشاه ادوارد هفتم ماندند که نوه هایشان را غرق در محبت کردند.

4کالج نیروی دریایی سلطنتی

ادوارد تا تقریباً سیزده سالگی تحت آموزش سخت‌گیرانه هانسل قرار داشت. معلمان خصوصی به او آلمانی و فرانسوی آموختند. ادوارد در آزمون ورود به کالج نیروی دریایی سلطنتی در آزبورن شرکت کرد و در سال ۱۹۰۷ تحصیل در آنجا را آغاز کرد. هانسل می‌خواست ادوارد زودتر وارد مدرسه شود، اما پدر شاهزاده با این موضوع مخالف بود.

5کالج نیروی دریایی سلطنتی در دارتموث

پس از دو سال تحصیل در کالج آزبورن که از آن لذت نمی‌برد، ادوارد به کالج نیروی دریایی سلطنتی در دارتموث منتقل شد.

6دوک کورن‌وال و دوک روثسی

ادوارد در ۶ مه ۱۹۱۰، زمانی که پدرش پس از مرگ ادوارد هفتم با نام جورج پنجم بر تخت نشست، به‌طور خودکار دوک کورن‌وال و دوک روثسی شد.

7شاهزاده ولز و ارل چستر

او یک ماه بعد در ۲۳ ژوئن ۱۹۱۰، در شانزدهمین سالگرد تولدش، به عنوان شاهزاده ولز و ارل چستر منصوب شد.

8انتصاب رسمی به عنوان شاهزاده ولز

ادوارد در ۱۳ ژوئیه ۱۹۱۱ طی مراسمی ویژه در قلعه کارنارفون رسماً به عنوان شاهزاده ولز منصوب شد.

9گارد گرانادیر

او در ژوئن ۱۹۱۴ به گارد گرانادیر پیوست و اگرچه ادوارد مایل بود در خط مقدم خدمت کند، لرد کیچنر، وزیر جنگ، با استناد به آسیب عظیمی که در صورت اسیر شدن وارث تاج و تخت توسط دشمن رخ می‌داد، از این کار جلوگیری کرد.

10جنگ جهانی اول

هنگامی که جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ آغاز شد، ادوارد به حداقل سن برای خدمت فعال رسیده بود و مشتاق مشارکت در جنگ بود.

11صلیب نظامی

ادوارد جنگ سنگری را از نزدیک دید و تا حد امکان از خط مقدم بازدید کرد، که به همین دلیل در سال ۱۹۱۶ نشان صلیب نظامی به او اعطا شد.

12رابطه عاشقانه

در سال ۱۹۱۷، در طول جنگ جهانی اول، ادوارد رابطه عاشقانه‌ای را با مارگریت آلیبر (بعدها فهمی)، زن پاریسی، آغاز کرد. آلیبر پس از آنکه ادوارد در سال ۱۹۱۸ رابطه را برای شروع رابطه‌ای جدید با فریدا دادلی وارد، وارث ثروتمند و متاهل انگلیسی، قطع کرد، مجموعه‌ای از نامه‌های بی‌پروا و خصوصی او را نزد خود نگه داشت.

13اولین پرواز نظامی

او اولین پرواز نظامی خود را در سال ۱۹۱۸ انجام داد و بعداً گواهینامه خلبانی گرفت.

14سفر به کانادا

در سفری به کانادا در سال ۱۹۱۹، او مزرعه بدینگفیلد را در نزدیکی پکیسکو، آلبرتا خریداری کرد.

15مرگ برادر کوچک‌تر

کوچک‌ترین برادر ادوارد، شاهزاده جان، در ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ در سن ۱۳ سالگی پس از یک حمله صرع شدید درگذشت. ادوارد که ۱۱ سال از جان بزرگتر بود و به سختی او را می‌شناخت، مرگ او را «چیزی بیش از یک مزاحمت تاسف‌بار» نمی‌دانست.

16رئیس کمیته سازماندهی نمایشگاه پیشنهادی امپراتوری بریتانیا

در سال ۱۹۱۹، او پذیرفت که رئیس کمیته سازماندهی نمایشگاه پیشنهادی امپراتوری بریتانیا در ومبلی پارک، میدلسکس باشد. او مایل بود که این نمایشگاه شامل «یک زمین ورزشی ملی بزرگ» باشد و بدین ترتیب در ایجاد استادیوم ومبلی نقش داشت.

17عکاسی‌شده‌ترین سلبریتی زمان خود

در طول دهه ۱۹۲۰، ادوارد به عنوان شاهزاده ولز، در بسیاری از مواقع به نمایندگی از پدرش در داخل و خارج از کشور حضور یافت. مقام، سفرها، ظاهر جذاب و وضعیت تجرد او توجه عمومی زیادی را به خود جلب کرد و در اوج محبوبیتش، او عکاسی‌شده‌ترین سلبریتی زمان خود بود.

18نگرانی‌ها

رفتارهای زن‌باره و بی‌پروا ادوارد در طول دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، استنلی بالدوین (نخست‌وزیر)، پادشاه جورج پنجم و اطرافیان شاهزاده را نگران کرده بود. جورج پنجم از ناتوانی پسرش در سر و سامان دادن به زندگی‌اش ناامید بود، از روابط او با زنان متاهل بیزار بود و تمایلی نداشت که او وارث تاج و تخت شود. جورج گفت: «پس از مرگ من، این پسر در عرض دوازده ماه خودش را نابود خواهد کرد.»

19بومیان استرالیا

اگرچه ادوارد سفرهای زیادی کرده بود، اما نسبت به خارجی‌ها و بسیاری از اتباع امپراتوری دارای تعصبات نژادی بود و معتقد بود که سفیدپوستان ذاتاً برتر هستند. در سال ۱۹۲۰، در سفری به استرالیا، درباره بومیان استرالیا نوشت: «آنها منزجرکننده‌ترین نوع موجودات زنده‌ای هستند که تا به حال دیده‌ام!! آنها پایین‌ترین شکل شناخته‌شده از انسان‌ها هستند و نزدیک‌ترین چیز به میمون‌ها می‌باشند.»

20یک دعا

جورج پنجم پسر دومش آلبرت («برتی») و دختر آلبرت، الیزابت («لیلیبت») را که بعدها به ترتیب پادشاه جورج ششم و ملکه الیزابت دوم شدند، بیشتر دوست داشت. او به یکی از درباریان گفت: «من به درگاه خداوند دعا می‌کنم که پسر بزرگم هرگز ازدواج نکند و صاحب فرزند نشود، و هیچ چیز بین برتی و لیلیبت و تاج و تخت قرار نگیرد.»

21اهدای جام شاهزاده ولز به لیگ ملی هاکی

در سال ۱۹۲۴، او جام شاهزاده ولز را به لیگ ملی هاکی اهدا کرد.

22مجموعه‌ای از زنان متاهل

او روابط خود را با مجموعه‌ای از زنان متاهل ادامه داد، از جمله فریدا دادلی وارد و لیدی فرنس، همسر آمریکایی یک نجیب‌زاده بریتانیایی، که شاهزاده را به دوست و هموطن آمریکایی‌اش والیس سیمپسون معرفی کرد. سیمپسون در سال ۱۹۲۷ از همسر اولش، وین اسپنسر، افسر نیروی دریایی آمریکا، طلاق گرفته بود. همسر دوم او، ارنست سیمپسون، یک تاجر بریتانیایی-آمریکایی بود. به طور کلی پذیرفته شده است که والیس سیمپسون و شاهزاده ولز در زمانی که لیدی فرنس به خارج از کشور سفر کرده بود، عاشق و معشوق شدند، اگرچه شاهزاده با اصرار به پدرش می‌گفت که با او رابطه ندارد و توصیف او به عنوان معشوقه‌اش مناسب نیست.

23رئیس انجمن بریتانیا برای پیشرفت علم

او علاقه ویژه‌ای به علم داشت و در سال ۱۹۲۶، زمانی که دانشگاه آکسفورد، محل تحصیل او، میزبان نشست سالانه انجمن بریتانیا برای پیشرفت علم بود، ریاست این انجمن را بر عهده داشت.

24۱۶ سفر

او از مناطق فقیرنشین بریتانیا بازدید کرد و بین سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۵، ۱۶ سفر به نقاط مختلف امپراتوری انجام داد.

25ملکه الیزابت

در سال ۱۹۲۹، مجله تایم گزارش داد که ادوارد، همسر آلبرت را که او نیز الیزابت نام داشت (و بعدها ملکه مادر شد)، با نام «ملکه الیزابت» دست می‌انداخت. این مجله پرسید که «آیا او گاهی به این فکر نمی‌کند که چقدر حقیقت در داستانی وجود دارد که ادوارد زمانی گفته بود در صورت مرگ جورج پنجم از حقوق خود صرف‌نظر خواهد کرد - که این امر باعث تحقق لقب او می‌شد».

26سفر سه روزه به معادن زغال‌سنگ کانتی دورام و نورث‌آمبرلند

در سال ۱۹۲۹، سر الکساندر لیث، از سیاستمداران برجسته محافظه‌کار در شمال انگلستان، او را متقاعد کرد که سفری سه روزه به معادن زغال‌سنگ کانتی دورام و نورث‌آمبرلند، جایی که بیکاری زیادی وجود داشت، انجام دهد.

27فورت بلودر

در سال ۱۹۳۰، جورج پنجم اجاره‌نامه فورت بلودر در ویندزور گریت پارک را به ادوارد واگذار کرد.

28سفری ۱۸ هزار مایلی

از ژانویه تا آوریل ۱۹۳۱، شاهزاده ولز و برادرش شاهزاده جورج، ۱۸ هزار مایل (۲۹ هزار کیلومتر) را در سفری به آمریکای جنوبی طی کردند. آن‌ها با کشتی اقیانوس‌پیمای اوروپسا حرکت کردند و از طریق پاریس و پرواز شرکت امپریال ایرویز از فرودگاه پاریس-لو بورژه که به‌طور ویژه در ویندزور گریت پارک فرود آمد، بازگشتند.

29درگذشت پادشاه جورج پنجم

پادشاه جورج پنجم در ۲۰ ژانویه ۱۹۳۶ درگذشت و ادوارد با عنوان پادشاه ادوارد هشتم بر تخت نشست.

30ادوارد سنت‌شکنی کرد

روز بعد، او با همراهی سیمپسون، با تماشای اعلام خبر جلوس خود بر تخت از پنجره کاخ سنت جیمز، سنت‌شکنی کرد.

31یک کلاهبردار ایرلندی

در ۱۶ ژوئیه ۱۹۳۶، یک کلاهبردار ایرلندی به نام جروم بانیگان، با نام مستعار جورج اندرو مک‌ماهون، هنگامی که ادوارد در کانستیتوشن هیل در نزدیکی کاخ باکینگهام اسب‌سواری می‌کرد، یک هفت‌تیر پر بیرون کشید. پلیس اسلحه را دید و به او حمله کرد؛ او به سرعت دستگیر شد. در دادگاه بانیگان، او ادعا کرد که «یک قدرت خارجی» برای کشتن ادوارد به او نزدیک شده است، که او طرح را به ام‌آی۵ اطلاع داده و صرفاً برای کمک به ام‌آی۵ در دستگیری مقصران اصلی، طرح را دنبال می‌کرده است. دادگاه این ادعاها را رد کرد و او را به جرم «قصد ایجاد هراس» به یک سال زندان محکوم کرد.

32ادوارد با اقدامات خود در محافل دولتی نگرانی ایجاد کرد

ادوارد با اقداماتی که به عنوان دخالت در امور سیاسی تفسیر می‌شد، در محافل دولتی نگرانی ایجاد کرد. اظهار نظر او در جریان بازدید از روستاهای محروم در ولز جنوبی مبنی بر اینکه «باید کاری انجام شود»

33ادوارد و سیمپسون در مدیترانه شرقی سفر کردند

در اوت و سپتامبر، ادوارد و سیمپسون با کشتی تفریحی بخار نالین در مدیترانه شرقی سفر کردند.

34پادشاه ادوارد هشتم قصد ازدواج با سیمپسون را داشت

تا اکتبر مشخص شده بود که پادشاه جدید قصد ازدواج با سیمپسون را دارد، به‌ویژه زمانی که مراحل طلاق بین سیمپسون‌ها در دادگاه ایپسویچ مطرح شد.

35ادوارد نخست‌وزیر بالدوین را دعوت کرد

در ۱۶ نوامبر ۱۹۳۶، ادوارد نخست‌وزیر بالدوین را به کاخ باکینگهام دعوت کرد و تمایل خود را برای ازدواج با سیمپسون پس از آزاد شدن او برای ازدواج مجدد ابراز کرد. بالدوین به او اطلاع داد که اتباعش این ازدواج را از نظر اخلاقی غیرقابل قبول می‌دانند، عمدتاً به این دلیل که ازدواج مجدد پس از طلاق توسط کلیسای انگلستان مخالف بود و مردم سیمپسون را به عنوان ملکه نمی‌پذیرفتند.

36ادوارد راه حل جایگزینی پیشنهاد کرد

ادوارد راه حل جایگزینی برای ازدواج مورگاناتیک پیشنهاد کرد که در آن او پادشاه باقی می‌ماند اما سیمپسون ملکه همسر نمی‌شد. در عوض، او از عنوان پایین‌تری برخوردار می‌شد و فرزندان احتمالی آن‌ها وارث تخت نمی‌شدند. این پیشنهاد در اصل توسط سیاستمدار ارشد وینستون چرچیل حمایت شد و برخی مورخان معتقدند که او طراح این نقشه بوده است.

37ادوارد اسناد کناره‌گیری از سلطنت را امضا کرد

ادوارد در ۱۰ دسامبر ۱۹۳۶ در فورت بلودر و در حضور برادران کوچکترش، شاهزاده آلبرت، دوک یورک (نفر بعدی در صف جانشینی)، شاهزاده هنری، دوک گلاستر و شاهزاده جورج، دوک کنت، اسناد کناره‌گیری از سلطنت را امضا کرد.

38آخرین اقدام سلطنت او، تایید سلطنتی قانون اعلامیه کناره‌گیری اعلیحضرت ۱۹۳۶ بود

روز بعد، آخرین اقدام سلطنت او، تایید سلطنتی قانون اعلامیه کناره‌گیری اعلیحضرت ۱۹۳۶ بود. همانطور که طبق قانون اساسی وست‌مینستر الزامی بود، تمام قلمروهای مشترک‌المنافع قبلاً با کناره‌گیری موافقت کرده بودند.

39یک شاهزاده

در شب ۱۱ دسامبر ۱۹۳۶، ادوارد که اکنون به عنوان شاهزاده بازگشته بود، تصمیم خود برای کناره‌گیری را در یک پخش رادیویی جهانی توضیح داد. او به طور مشهوری گفت: «من یافتم که حمل بار سنگین مسئولیت و انجام وظایفم به عنوان پادشاه آنطور که می‌خواهم، بدون کمک و حمایت زنی که دوستش دارم، غیرممکن است.» او افزود که «این تصمیم متعلق به من و تنها من بود... فرد دیگری که بیشترین ارتباط را داشت، تا آخرین لحظه تلاش کرد مرا متقاعد کند که مسیر دیگری را در پیش بگیرم».

40دوک ویندزور

در ۱۲ دسامبر ۱۹۳۶، در جلسه جلوس شورای سلطنتی بریتانیا، جورج ششم اعلام کرد که برادرش را با عنوان «دوک ویندزور» و با لقب والاحضرت همایونی منصوب خواهد کرد.

41اسناد رسمی امضا شدند

او می‌خواست این اولین اقدام سلطنتش باشد، اگرچه اسناد رسمی تا ۸ مارس سال بعد امضا نشدند. در این فاصله، ادوارد به طور جهانی به عنوان دوک ویندزور شناخته می‌شد. تصمیم جورج ششم برای اعطای عنوان دوک سلطنتی به ادوارد تضمین می‌کرد که او نه می‌تواند برای انتخابات مجلس عوام بریتانیا نامزد شود و نه در مجلس اعیان در مورد موضوعات سیاسی صحبت کند.

42یادداشت خلاصه

در ۱۴ آوریل ۱۹۳۷، دادستان کل، سر دونالد سامرویل، یادداشتی را به وزیر کشور، سر جان سایمون، تقدیم کرد که در آن دیدگاه‌های لرد ادووکیت تی. ام. کوپر، مشاور پارلمانی سر گرانویل رم و خود او خلاصه شده بود: ما به این دیدگاه متمایل هستیم که دوک ویندزور پس از کناره‌گیری از سلطنت، نمی‌توانست حق ادعای عنوان «والاحضرت همایونی» را داشته باشد. به عبارت دیگر، اگر پادشاه تصمیم می‌گرفت که حذف او از جانشینی مستقیم، او را از حق این عنوان که توسط «فرمان‌های ثبت‌شده» (Letters Patent) موجود اعطا شده بود محروم می‌کند، هیچ اعتراض معقولی نمی‌توانست وارد باشد. با این حال، این موضوع باید بر اساس این واقعیت در نظر گرفته شود که به دلایلی که به راحتی قابل درک است، او با تأیید صریح اعلیحضرت از این عنوان برخوردار است و در مناسبت‌ها و اسناد رسمی از او به عنوان والاحضرت همایونی یاد شده است. با توجه به رویه موجود، به نظر می‌رسد که همسر یک والاحضرت همایونی نیز از همان عنوان برخوردار است، مگر اینکه اقدام صریح و مناسبی برای سلب آن از او صورت گیرد. ما به این نتیجه رسیدیم که همسر او نمی‌تواند این حق را بر هیچ مبنای قانونی مطالبه کند. به نظر ما، حق استفاده از این سبک یا عنوان در حیطه اختیارات اعلیحضرت است و او قدرت دارد که آن را به طور کلی یا در شرایط خاص از طریق «فرمان‌های ثبت‌شده» تنظیم کند.

43فرمان‌های ثبت‌شده (Letters Patent)

فرمان‌های ثبت‌شده مورخ ۲۷ مه ۱۹۳۷، «عنوان، سبک یا صفت والاحضرت همایونی» را دوباره به دوک اعطا کرد، اما به طور خاص تصریح کرد که «همسر و فرزندان او، در صورت وجود، نباید این عنوان یا صفت را داشته باشند». برخی از وزرای بریتانیایی معتقد بودند که این تأیید مجدد غیرضروری است، زیرا ادوارد به طور خودکار این سبک را حفظ کرده بود و علاوه بر آن، سیمپسون به طور خودکار رتبه همسر یک شاهزاده با سبک «والاحضرت همایونی» را به دست می‌آورد؛ دیگران معتقد بودند که او تمام رتبه‌های سلطنتی خود را از دست داده و به عنوان یک پادشاه مستعفی دیگر نباید هیچ عنوان یا سبک سلطنتی داشته باشد و باید صرفاً با نام «آقای ادوارد ویندزور» خطاب شود.

44ازدواج

دوک در ۳ ژوئن ۱۹۳۷ در یک مراسم خصوصی در شاتو دو کنده، نزدیک تور، فرانسه، با سیمپسون که نام خود را از طریق سند رسمی به والیس وارفیلد تغییر داده بود، ازدواج کرد. هنگامی که کلیسای انگلستان از تأیید این پیوند خودداری کرد، یک روحانی از کانتی دورهام به نام رابرت اندرسون جاردین (کشیش کلیسای سنت پل، دارلینگتون) پیشنهاد اجرای مراسم را داد و دوک پذیرفت. جورج ششم اعضای خانواده سلطنتی را از شرکت در این مراسم منع کرد که باعث رنجش طولانی‌مدت دوک و دوشس ویندزور شد. ادوارد به‌ویژه می‌خواست که برادرانش، دوک‌های گلاستر و کنت، و پسرعموی دومش لرد لوئیس مونت‌باتن در مراسم حضور داشته باشند.

45سفر ادوارد به آلمان نازی

در اکتبر ۱۹۳۷، دوک و دوشس برخلاف توصیه دولت بریتانیا به آلمان نازی سفر کردند و با آدولف هیتلر در اقامتگاه او در برگ‌هوف در باواریا دیدار کردند. این سفر توسط رسانه‌های آلمانی بسیار تبلیغ شد. در طول این سفر، دوک سلام نازی را به طور کامل انجام داد.

46پخش رادیویی NBC

در مه ۱۹۳۹، دوک توسط شبکه NBC مأمور شد تا در جریان بازدید از میدان‌های نبرد جنگ جهانی اول در وردون، یک سخنرانی رادیویی (اولین سخنرانی او پس از کناره‌گیری) انجام دهد. او در این سخنرانی خواستار صلح شد و گفت: «من عمیقاً از حضور جمع بزرگ مردگان آگاهم و متقاعد شده‌ام که اگر آن‌ها می‌توانستند صدای خود را به گوش برسانند، در آنچه می‌خواهم بگویم با من هم‌صدا بودند. من صرفاً به عنوان سرباز جنگ گذشته سخن می‌گویم که صادقانه‌ترین دعای او این است که چنین جنون بی‌رحمانه و ویرانگری هرگز دوباره بر بشریت چیره نشود. هیچ سرزمینی وجود ندارد که مردمش خواهان جنگ باشند.» این سخنرانی توسط میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شنیده شد.

47بازگشت به بریتانیا

با آغاز جنگ جهانی دوم در سپتامبر ۱۹۳۹، دوک و دوشس توسط لوئیس مونت‌باتن با کشتی اچ‌ام‌اس کلی به بریتانیا بازگردانده شدند و ادوارد، با وجود اینکه فیلد مارشال افتخاری بود، به عنوان سرلشکر وابسته به هیئت نظامی بریتانیا در فرانسه منصوب شد.

48سفیر آلمان در لاهه

در فوریه ۱۹۴۰، سفیر آلمان در لاهه، کنت جولیوس فون زک-بورکرس‌رودا، ادعا کرد که دوک نقشه‌های جنگی متفقین برای دفاع از بلژیک را لو داده است، که دوک بعداً آن را تکذیب کرد.

49حمله آلمان به شمال فرانسه

هنگامی که آلمان در مه ۱۹۴۰ به شمال فرانسه حمله کرد، ویندزورها به جنوب گریختند، ابتدا به بیاریتز و سپس در ژوئن به اسپانیای فرانکوئیست رفتند. در ژوئیه، این زوج به پرتغال نقل مکان کردند، جایی که ابتدا در خانه ریکاردو اسپیریتو سانتو، یک بانکدار پرتغالی که با بریتانیا و آلمان ارتباط داشت، زندگی کردند. تحت نام رمز «عملیات ویلی»، مأموران نازی، عمدتاً والتر شلنبرگ، به طور ناموفق توطئه کردند تا دوک را متقاعد کنند که پرتغال را ترک کرده و به اسپانیا بازگردد و در صورت لزوم او را بربایند.

50انتصاب به عنوان فرماندار باهاما

در ژوئیه ۱۹۴۰، ادوارد به عنوان فرماندار باهاما منصوب شد.

51ترک لیسبون

دوک و دوشس در ۱ اوت لیسبون را با کشتی بخار «اکسکالیبور» متعلق به شرکت امریکن اکسپورت لاینز ترک کردند که به طور ویژه از مسیر مستقیم معمول خود به نیویورک منحرف شد تا بتوانند در تاریخ ۹ اوت در برمودا پیاده شوند.

52ورود به ناسائو

آن‌ها در ۱۵ اوت برمودا را با کشتی بخار کانادایی «لیدی سامرز» به مقصد ناسائو ترک کردند و دو روز بعد به آنجا رسیدند.

53سفر به فلوریدا

متفقین به قدری از توطئه‌های آلمان پیرامون دوک نگران شدند که پرزیدنت روزولت دستور نظارت مخفیانه بر دوک و دوشس را هنگام بازدید آن‌ها از پالم بیچ، فلوریدا، در آوریل ۱۹۴۱ صادر کرد.

54استعفا

او در ۱۶ مارس ۱۹۴۵ از این سمت استعفا داد.

55بازگشت ادوارد به فرانسه

در پایان جنگ، این زوج به فرانسه بازگشتند و باقی عمر خود را اساساً در بازنشستگی سپری کردند، زیرا دوک دیگر هرگز نقش رسمی دیگری بر عهده نگرفت. مکاتبات بین دوک و کنت دو کورتسی، مربوط به سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹، در سال ۲۰۰۹ در یک کتابخانه در ایالات متحده کشف شد.

56داستان یک پادشاه

در سال ۱۹۵۱، دوک خاطراتی را که توسط نویسنده دیگری نوشته شده بود با عنوان «داستان یک پادشاه» منتشر کرد که در آن مخالفت خود را با سیاست‌های لیبرال ابراز کرد.

57اقامتگاه ییلاقی آخر هفته

در سال ۱۹۵۲، آن‌ها یک اقامتگاه ییلاقی برای آخر هفته به نام «لو مولن دو لا تویلری» در ژی-سور-ایوت خریدند و بازسازی کردند؛ این تنها ملکی بود که این زوج تا به حال خودشان مالک آن بودند.

58ادوارد در مراسم خاکسپاری جورج در سال ۱۹۵۲ شرکت کرد

خانواده سلطنتی هرگز دوشس را به طور کامل نپذیرفتند. ملکه مری از پذیرفتن رسمی او خودداری کرد. با این حال، ادوارد گاهی با مادرش و برادرش، جورج ششم، ملاقات می‌کرد؛ او در مراسم خاکسپاری جورج در سال ۱۹۵۲ شرکت کرد. پادشاه جورج در ۶ فوریه ۱۹۵۲ درگذشت.

59تاج و مردم

او برای نوشتن مقالاتی درباره این مراسم برای ساندی اکسپرس و وومنز هوم کامپنیون، و همچنین کتاب کوتاهی با عنوان «تاج و مردم، ۱۹۰۲–۱۹۵۳» دستمزد دریافت کرد.

60تاج‌گذاری ملکه الیزابت دوم

در ژوئن ۱۹۵۳، دوک و دوشس به جای شرکت در مراسم تاج‌گذاری برادرزاده‌اش، ملکه الیزابت دوم، در لندن، این مراسم را از طریق تلویزیون در پاریس تماشا کردند. دوک گفت که حضور یک پادشاه یا پادشاه سابق در مراسم تاج‌گذاری دیگری، برخلاف رویه معمول است.

61ادوارد با رئیس‌جمهور دوایت دی. آیزنهاور دیدار کرد

در سال ۱۹۵۵، آن‌ها با رئیس‌جمهور دوایت دی. آیزنهاور در کاخ سفید دیدار کردند.

62آلبوم خانوادگی

ادوارد کتاب نسبتاً ناشناخته‌ای به نام «آلبوم خانوادگی» نوشت که عمدتاً درباره مد و عادات خانواده سلطنتی در طول زندگی‌اش، از زمان ملکه ویکتوریا تا زمان پدربزرگ و پدرش، و همچنین سلیقه‌های شخصی خودش بود.

63ادوارد به لندن بازگشت

در سال ۱۹۶۵، دوک و دوشس به لندن بازگشتند. آن‌ها توسط الیزابت دوم، خواهرزاده‌اش پرنسس مارینا، دوشس کنت، و خواهرش مری، پرنسس رویال و کنتس هاروود ملاقات شدند. یک هفته بعد، پرنسس رویال درگذشت و آن‌ها در مراسم یادبود او شرکت کردند.

64صدمین سالگرد تولد ملکه مری

در سال ۱۹۶۷، آن‌ها برای صدمین سالگرد تولد ملکه مری به خانواده سلطنتی پیوستند.

65آخرین مراسم سلطنتی که دوک در آن شرکت کرد

آخرین مراسم سلطنتی که دوک در آن شرکت کرد، مراسم خاکسپاری پرنسس مارینا در سال ۱۹۶۸ بود.

66رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون از ادوارد به عنوان مهمان افتخاری برای شام دعوت کرد

رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون از آن‌ها به عنوان مهمانان افتخاری برای صرف شام در کاخ سفید دعوت کرد.

67ملکه الیزابت دوم با ویندزورها دیدار کرد

در ۱۸ مه ۱۹۷۲، ملکه الیزابت دوم در جریان سفر رسمی خود به فرانسه با ویندزورها دیدار کرد؛ او پانزده دقیقه با دوک صحبت کرد، اما تنها دوشس برای عکس گرفتن با گروه سلطنتی ظاهر شد، زیرا دوک بسیار بیمار بود.

68مرگ

در ۲۸ مه ۱۹۷۲، ده روز پس از دیدار ملکه، دوک در خانه خود در پاریس، کمتر از یک ماه پیش از تولد ۷۸ سالگی‌اش درگذشت. پیکر او به بریتانیا بازگردانده شد و در کلیسای سنت جورج در قلعه ویندزور قرار گرفت.

69مراسم خاکسپاری

مراسم خاکسپاری در ۵ ژوئن در کلیسا با حضور ملکه، خانواده سلطنتی و دوشس ویندزور که در طول سفرش در کاخ باکینگهام اقامت داشت، برگزار شد. او در زمین دفن سلطنتی در پشت آرامگاه سلطنتی ملکه ویکتوریا و شاهزاده آلبرت در فراگمور به خاک سپرده شد.