1تولد

فردریک آگوستوس واشینگتن بیلی در بردگی در ساحل شرقی خلیج چساپیک در شهرستان تالبوت، مریلند به دنیا آمد. مزرعه بین هیلزبورو و کوردووا قرار داشت؛ زادگاه او احتمالاً کلبه مادربزرگش بوده است.

2فردریک از پدربزرگ و مادربزرگش جدا شد

در سن ۶ سالگی، فردریک از پدربزرگ و مادربزرگش جدا شد و به مزرعه «وای هاوس» منتقل شد، جایی که آرون آنتونی به عنوان ناظر کار می‌کرد.

3فردریک برای خدمت به بالتیمور فرستاده شد

پس از مرگ آنتونی در سال ۱۸۲۶، داگلاس به لوکرشیا آولد، همسر توماس آولد داده شد، که او را برای خدمت به برادر توماس، هیو آولد، به بالتیمور فرستاد. لوکرشیا در شکل‌گیری شخصیت داگلاس نقش اساسی داشت، زیرا او تجربیاتش را شکل داد و از زمانی که داگلاس کودک بود، علاقه ویژه‌ای به او داشت و می‌خواست زندگی بهتری برایش فراهم کند.

4داگلاس الفبا را آموخت

هنگامی که داگلاس حدود ۱۲ ساله بود، سوفیا، همسر هیو آولد، شروع به آموزش الفبا به او کرد. از روزی که او وارد شد، سوفیا مراقب بود که داگلاس به درستی تغذیه و پوشانده شود و در تختی با ملافه و پتو بخوابد.

5داگلاس به ویلیام فریلند اجاره داده شد

هنگامی که داگلاس به ویلیام فریلند اجاره داده شد، او به بردگان دیگر در مزرعه آموزش داد که در یک مدرسه یکشنبه هفتگی، عهد جدید را بخوانند. با پخش شدن خبر، علاقه بردگان به یادگیری خواندن چنان زیاد شد که در هر هفته، بیش از ۴۰ برده در کلاس‌ها شرکت می‌کردند. برای حدود شش ماه، مطالعه آن‌ها نسبتاً مورد توجه قرار نگرفت. در حالی که فریلند نسبت به فعالیت‌های آن‌ها بی‌تفاوت بود، سایر صاحبان مزارع از آموزش دیدن بردگانشان خشمگین شدند. یک روز یکشنبه، آن‌ها با چوب و سنگ به محل تجمع هجوم بردند تا آن جماعت را برای همیشه متفرق کنند.

6گرویدن به مسیحیت

داگلاس در کودکی در معرض تعدادی از موعظه‌های مذهبی قرار گرفت و در جوانی، گاهی اوقات سوفیا آولد را در حال خواندن کتاب مقدس می‌شنید. به مرور زمان، او به سواد علاقه‌مند شد؛ شروع به خواندن و کپی کردن آیات کتاب مقدس کرد و در نهایت به مسیحیت گروید.

7توماس، داگلاس را برای کار نزد ادوارد کاوی فرستاد

در سال ۱۸۳۳، توماس آولد، داگلاس را از هیو پس گرفت (داگلاس بعداً نوشت: «به عنوان وسیله‌ای برای تنبیه هیو»). توماس، داگلاس را برای کار نزد ادوارد کاوی فرستاد، کشاورز فقیری که به عنوان «برده‌شکن» شهرت داشت. او چنان مرتب داگلاس را شلاق می‌زد که زخم‌هایش فرصت کمی برای بهبود داشتند. داگلاس بعداً گفت که شلاق‌های مکرر، بدن، روح و روان او را درهم شکست. با این حال، داگلاس ۱۶ ساله سرانجام علیه ضرب و شتم‌ها شورید و مقابله کرد. پس از اینکه داگلاس در یک درگیری فیزیکی پیروز شد، کاوی دیگر هرگز سعی نکرد او را کتک بزند.

8داگلاس با آنا موری آشنا شد و عاشق او شد

داگلاس ابتدا سعی کرد از فریلند که او را از صاحبش اجاره کرده بود فرار کند، اما موفق نشد. در سال ۱۸۳۷، داگلاس با آنا موری، یک زن سیاه‌پوست آزاد در بالتیمور که حدود پنج سال از او بزرگتر بود، آشنا شد و عاشق او شد. وضعیت آزاد او، باور داگلاس را به امکان دستیابی به آزادی خودش تقویت کرد. موری او را تشویق کرد و با کمک و پول از تلاش‌هایش حمایت کرد.

9داگلاس با سوار شدن به قطار به سمت شمال با موفقیت فرار کرد

در ۳ سپتامبر ۱۸۳۸، داگلاس با سوار شدن به قطار شمالی راه‌آهن فیلادلفیا، ویلمینگتون و بالتیمور با موفقیت فرار کرد.

10داگلاس به هاور دو گریس رسید

داگلاس جوان به هاور دو گریس، مریلند، در شهرستان هارفورد، در گوشه شمال شرقی ایالت، در امتداد ساحل جنوب غربی رودخانه ساسکوهانا که به خلیج چساپیک می‌ریخت، رسید. اگرچه این او را تنها حدود ۲۰ مایل (۳۲ کیلومتر) از خط ایالتی مریلند-پنسیلوانیا دور می‌کرد، اما ادامه مسیر با قطار از طریق دلاور، که یک ایالت برده‌دار دیگر بود، آسان‌تر بود. او که لباس ملوانانی را پوشیده بود که موری برایش فراهم کرده بود (کسی که بخشی از پس‌انداز خود را نیز برای پوشش هزینه‌های سفر به او داده بود)، مدارک شناسایی و مدارک حفاظتی را که از یک دریانورد سیاه‌پوست آزاد گرفته بود، همراه داشت.

11داگلاس به پریویل رسید

داگلاس رودخانه عریض ساسکوهانا را با کشتی بخار راه‌آهن در هاور دو گریس به سمت پریویل در ساحل مقابل، در شهرستان سیسیل، طی کرد و سپس با قطار از خط ایالتی به ویلمینگتون، دلاور، بندری بزرگ در سر خلیج دلاور، ادامه داد.

12داگلاس به شهر نیویورک «آزادی» رسید

از آنجا، چون خط راه‌آهن هنوز تکمیل نشده بود، با کشتی بخار در امتداد رودخانه دلاور به سمت شمال شرقی به «شهر کوئیکر» فیلادلفیا، پنسیلوانیا، که دژ ضد برده‌داری بود، رفت. او به خانه امن دیوید راگلز، لغو‌کننده برجسته برده‌داری در شهر نیویورک، ادامه مسیر داد. کل سفر او به سوی آزادی کمتر از ۲۴ ساعت طول کشید. فردریک داگلاس بعداً درباره ورودش به شهر نیویورک نوشت: «اغلب از من پرسیده شده که وقتی برای اولین بار خود را در خاک آزاد یافتم، چه احساسی داشتم. و خوانندگان من ممکن است همین کنجکاوی را داشته باشند. تقریباً هیچ چیزی در تجربه من وجود ندارد که نتوانم پاسخ رضایت‌بخش‌تری برای آن بدهم. دنیای جدیدی به روی من گشوده شده بود. اگر زندگی چیزی فراتر از نفس کشیدن و 'گردش سریع خون' باشد، من در یک روز بیش از یک سال از زندگی بردگی‌ام زندگی کردم. این زمانی از هیجان شادی‌بخش بود که کلمات تنها می‌توانند به شکلی ضعیف آن را توصیف کنند. در نامه‌ای که اندکی پس از رسیدن به نیویورک به دوستی نوشتم، گفتم: 'احساس کسی را داشتم که از لانه شیرهای گرسنه فرار کرده است.' اندوه و غم، مانند تاریکی و باران، ممکن است به تصویر کشیده شوند؛ اما شادی و سرور، مانند رنگین‌کمان، از مهارت قلم یا مداد می‌گریزند.»

13ازدواج

هنگامی که داگلاس به نیویورک رسید، برای موری پیام فرستاد تا به دنبال او به شمال و به نیویورک بیاید. او ملزومات ضروری برای تشکیل زندگی مشترک را با خود آورد. آن‌ها در ۱۵ سپتامبر ۱۸۳۸، تنها یازده روز پس از رسیدن داگلاس به نیویورک، توسط یک کشیش سیاه‌پوست پرسبیتری ازدواج کردند. داگلاس و آنا پنج فرزند داشتند: روزتا داگلاس، لوئیس هنری داگلاس، فردریک داگلاس جونیور، چارلز ریموند داگلاس و آنی داگلاس (که در ده سالگی درگذشت).

14این زوج در نیو بدفورد ساکن شدند

این زوج در سال ۱۸۳۸ در نیو بدفورد، ماساچوست (مرکز لغو برده‌داری، مملو از بردگان سابق) ساکن شدند.

15نام «داگلاس»

پس از ملاقات و اقامت نزد نیتن و مری جانسون، آن‌ها نام خانوادگی داگلاس را به عنوان نام خانوادگی مشترک خود برگزیدند: داگلاس با نام خانوادگی مادرش، بیلی، بزرگ شده بود؛ پس از فرار از بردگی، نام خانوادگی خود را ابتدا به استنلی و سپس به جانسون تغییر داده بود. در نیو بدفورد، نام جانسون چنان رایج بود که او نامی متمایزتر می‌خواست و از نیتن جانسون خواست تا نام خانوادگی مناسبی برایش انتخاب کند. نیتن پس از خواندن شعر «بانوی دریاچه» اثر والتر اسکات، که در آن دو شخصیت اصلی نام خانوادگی «داگلاس» داشتند، این نام را پیشنهاد کرد.

16داگلاس مشترک روزنامه هفتگی «لیبراتور» اثر ویلیام لوید گریسون شد

داگلاس همچنین به چندین سازمان در نیو بدفورد پیوست و به طور منظم در جلسات لغو برده‌داری شرکت می‌کرد. او مشترک روزنامه هفتگی ویلیام لوید گریسون، «لیبراتور» شد. داگلاس بعدها گفت که «هیچ چهره و شکلی به اندازه ویلیام لوید گریسون، چنین احساساتی [از نفرت نسبت به برده‌داری] را در من ایجاد نکرد.» این تأثیر چنان عمیق بود که داگلاس در آخرین زندگی‌نامه‌اش اعتراف کرد «روزنامه او در قلب من جایگاهی داشت که تنها پس از کتاب مقدس قرار می‌گرفت». گریسون نیز به همان اندازه تحت تأثیر داگلاس قرار گرفت و از اوایل سال ۱۸۳۹ در «لیبراتور» درباره مواضع ضد استعماری او نوشت.

17داگلاس به عنوان واعظ دارای مجوز شناخته شد

داگلاس به فکر پیوستن به یک کلیسای متدیست سفیدپوستان بود، اما از همان ابتدا با دیدن اینکه کلیسا تفکیک نژادی دارد، ناامید شد. بعداً، او به کلیسای اسقفی متدیست آفریقایی صهیون پیوست، یک فرقه مستقل سیاه‌پوستان که برای اولین بار در شهر نیویورک تأسیس شد و افرادی مانند سوجورنر تروث و هریت تابمن از اعضای آن بودند. او در سال ۱۸۳۹ به عنوان واعظ دارای مجوز شناخته شد که به او کمک کرد مهارت‌های سخنوری خود را تقویت کند. او سمت‌های مختلفی از جمله مباشر، سرپرست مدرسه یکشنبه و خادم کلیسا را بر عهده داشت.

18داگلاس در المیرا سخنرانی کرد

در سال ۱۸۴۰، داگلاس در المیرا، نیویورک، که در آن زمان ایستگاهی در راه‌آهن زیرزمینی بود، سخنرانی کرد. سال‌ها بعد، یک جماعت سیاه‌پوست در آنجا شکل گرفت که تا سال ۱۹۴۰ به بزرگترین کلیسای منطقه تبدیل شد.

19داگلاس در همایش سالانه انجمن ضد برده‌داری ماساچوست سخنرانی کرد

در سال ۱۸۴۱، داگلاس برای اولین بار گریسون را در جلسه‌ای از انجمن ضد برده‌داری بریستول شنید. در جلسه دیگری، داگلاس به طور غیرمنتظره‌ای برای سخنرانی دعوت شد. پس از بیان داستان خود، داگلاس تشویق شد تا به یک سخنران ضد برده‌داری تبدیل شود. چند روز بعد، داگلاس در همایش سالانه انجمن ضد برده‌داری ماساچوست در نانتاکت سخنرانی کرد. داگلاس که در آن زمان ۲۳ ساله بود، بر اضطراب خود غلبه کرد و سخنرانی شیوایی درباره زندگی سخت خود به عنوان یک برده ایراد کرد.

20این زوج به لین نقل مکان کردند

این زوج سپس در سال ۱۸۴۱ به لین، ماساچوست نقل مکان کردند.

21داگلاس و دوستش جیمز ان. بافوم از قطار راه‌آهن شرقی بیرون انداخته شدند

هنگام زندگی در لین، داگلاس در اعتراضات اولیه علیه حمل‌ونقل تفکیک‌شده شرکت کرد. در سپتامبر ۱۸۴۱، در ایستگاه میدان مرکزی لین، داگلاس و دوستش جیمز ان. بافوم از قطار راه‌آهن شرقی بیرون انداخته شدند، زیرا داگلاس از نشستن در واگن تفکیک‌شده راه‌آهن خودداری کرد.

22داگلاس به سایر سخنرانان در پروژه «صد همایش» انجمن ضد برده‌داری آمریکا پیوست

در سال ۱۸۴۳، داگلاس به سایر سخنرانان در پروژه «صد همایش» انجمن ضد برده‌داری آمریکا پیوست، که یک تور شش‌ماهه در سالن‌های اجتماعات در سراسر شرق و غرب میانه ایالات متحده بود. در طول این تور، حامیان برده‌داری بارها به داگلاس حمله کردند. در یک سخنرانی در پندلتون، ایندیانا، یک گروه خشمگین داگلاس را تعقیب و کتک زدند تا اینکه یک خانواده کوئیکر محلی به نام هاردی‌ها او را نجات دادند. دست او در این حمله شکست؛ دستش به درستی جوش نخورد و تا پایان عمر او را آزار داد.

23یک برده آمریکایی

شناخته‌شده‌ترین اثر داگلاس، اولین زندگی‌نامه او با عنوان «روایت زندگی فردریک داگلاس، یک برده آمریکایی» است که در دوران اقامتش در لین، ماساچوست نوشته و در سال ۱۸۴۵ منتشر شد.

24داگلاس به مقصد لیورپول بادبان کشید «احساسات»

دوستان و مربیان داگلاس می‌ترسیدند که این شهرت توجه مالک سابقش، هیو آلد، را جلب کند که ممکن بود سعی کند «دارایی» خود را پس بگیرد. آن‌ها داگلاس را تشویق کردند که به ایرلند سفر کند، همان‌طور که بسیاری از بردگان سابق انجام داده بودند. داگلاس در ۱۶ اوت ۱۸۴۵ با کشتی کامبریا به مقصد لیورپول، انگلستان حرکت کرد. او در زمانی که قحطی سیب‌زمینی ایرلند آغاز شده بود، در ایرلند سفر کرد. احساس آزادی از تبعیض نژادی آمریکایی، داگلاس را شگفت‌زده کرد: یازده روز و نیم گذشته است و من سه هزار مایل از اعماق خطرناک دریا را طی کرده‌ام. به جای یک دولت دموکراتیک، من تحت یک دولت سلطنتی هستم. به جای آسمان آبی و درخشان آمریکا، من با مه خاکستری و ملایم جزیره زمرد [ایرلند] پوشیده شده‌ام. نفس می‌کشم و ببین! کالا [برده] به یک انسان تبدیل می‌شود. بیهوده به اطراف نگاه می‌کنم تا کسی را بیابم که انسانیت برابر مرا زیر سوال ببرد، مرا به عنوان برده خود ادعا کند یا به من توهین کند. تاکسی می‌گیرم - در کنار سفیدپوستان می‌نشینم - به هتل می‌رسم - از همان در وارد می‌شوم - به همان سالن هدایت می‌شوم - پشت همان میز غذا می‌خورم - و هیچ‌کس آزرده نمی‌شود... می‌بینم که در هر قدم با مهربانی و احترامی که به سفیدپوستان می‌شود، با من رفتار می‌شود. وقتی به کلیسا می‌روم، با بینی‌های بالا گرفته و لب‌های پر از تحقیر مواجه نمی‌شوم که به من بگویند: «ما اینجا کاکاسیاه‌ها را راه نمی‌دهیم!» او همچنین با ناسیونالیست ایرلندی، دنیل اوکانل، ملاقات کرد و با او دوست شد که الهام‌بخش بزرگی برای او بود.

25سخنرانی پذیرایی لندن

داگلاس دو سال را در ایرلند و بریتانیای کبیر گذراند و در آنجا سخنرانی‌های بسیاری در کلیساها و نمازخانه‌ها ایراد کرد. استقبال از او به قدری بود که برخی از مکان‌ها «ازدحام خفه‌کننده‌ای» داشتند. یک نمونه، سخنرانی بسیار محبوب او در پذیرایی لندن بود که داگلاس در مه ۱۸۴۶ در کلیسای فینزبری الکساندر فلچر ایراد کرد. داگلاس خاطرنشان کرد که در انگلستان با او نه «به عنوان یک رنگین‌پوست، بلکه به عنوان یک انسان» رفتار می‌شد.

26پس از بازگشت به ایالات متحده

پس از بازگشت به ایالات متحده در سال ۱۸۴۷، داگلاس با استفاده از ۵۰۰ پوند (معادل ۴۶,۰۳۰ دلار در سال ۲۰۱۹) که حامیان انگلیسی به او داده بودند، شروع به انتشار اولین روزنامه لغو برده‌داری خود به نام «نور شمال» (North Star) از زیرزمین کلیسای یادبود AME صهیون در روچستر، نیویورک کرد.

27توضیح فردریک به گریسون

در سال ۱۸۴۷، فردریک داگلاس به گریسون توضیح داد: «من هیچ عشقی به آمریکا به این شکل ندارم؛ من هیچ میهن‌پرستی‌ای ندارم. من هیچ کشوری ندارم. چه کشوری دارم؟ نهادهای این کشور مرا نمی‌شناسند—مرا به عنوان یک انسان به رسمیت نمی‌شناسند».

28داگلاس تنها آفریقایی-آمریکایی حاضر در کنوانسیون سنکا فالز بود

در سال ۱۸۴۸، داگلاس تنها آفریقایی-آمریکایی بود که در کنوانسیون سنکا فالز، اولین کنوانسیون حقوق زنان، در شمال ایالت نیویورک شرکت کرد. الیزابت کدی استانتون از مجمع خواست تا قطعنامه‌ای را برای درخواست حق رأی زنان تصویب کند. بسیاری از حاضران، از جمله کوئیکرهای با نفوذ، جیمز و لوکرتیا مات، با این ایده مخالفت کردند. داگلاس ایستاد و با فصاحت به نفع حق رأی زنان سخن گفت؛ او گفت که نمی‌تواند به عنوان یک مرد سیاه‌پوست حق رأی را بپذیرد اگر زنان نتوانند همان حق را مطالبه کنند. او پیشنهاد کرد که اگر زنان در حوزه سیاسی مشارکت داشته باشند، جهان مکان بهتری خواهد بود. در این انکار حق مشارکت در حکومت، نه تنها تحقیر زن و تداوم یک بی‌عدالتی بزرگ رخ می‌دهد، بلکه نیمی از قدرت اخلاقی و فکری حکومت جهان نیز ناقص و طرد می‌شود. پس از سخنان قدرتمند داگلاس، شرکت‌کنندگان قطعنامه را تصویب کردند.

29داگلاس نامه‌ای سرگشاده خطاب به ارباب سابقش، توماس آلد، منتشر کرد

در سپتامبر ۱۸۴۸، داگلاس نامه‌ای سرگشاده خطاب به ارباب سابقش، توماس آلد، منتشر کرد و او را به خاطر رفتارش سرزنش کرد و در مورد اعضای خانواده‌اش که هنوز در اسارت آلد بودند، پرس‌وجو کرد.

30داگلاس خواستار اقدام قضایی برای بازگشایی تمام مدارس برای همه کودکان شد

مانند بسیاری از لغوکنندگان برده‌داری، داگلاس معتقد بود که آموزش برای بهبود زندگی آفریقایی-آمریکایی‌ها حیاتی است. این امر باعث شد داگلاس به یکی از مدافعان اولیه رفع تبعیض در مدارس تبدیل شود. در دهه ۱۸۵۰، داگلاس مشاهده کرد که امکانات و آموزش نیویورک برای کودکان آفریقایی-آمریکایی بسیار پایین‌تر از سفیدپوستان است. داگلاس خواستار اقدام قضایی برای بازگشایی تمام مدارس برای همه کودکان شد. او گفت که گنجاندن کامل در سیستم آموزشی، نیازی مبرم‌تر برای آفریقایی-آمریکایی‌ها نسبت به مسائل سیاسی مانند حق رأی است.

31داگلاس روزنامه «نور شمال» را با «روزنامه حزب آزادی» گریت اسمیت ادغام کرد

در همین حال، در سال ۱۸۵۱، داگلاس «نور شمال» را با «روزنامه حزب آزادی» گریت اسمیت ادغام کرد تا «روزنامه فردریک داگلاس» را تشکیل دهد که تا سال ۱۸۶۰ منتشر می‌شد.

32چهارم ژوئیه برای برده چیست؟

در ۵ ژوئیه ۱۸۵۲، داگلاس سخنرانی‌ای برای بانوان انجمن خیاطی ضد برده‌داری روچستر ایراد کرد. این سخنرانی در نهایت به عنوان «چهارم ژوئیه برای برده چیست؟» شناخته شد؛ یکی از زندگی‌نامه‌نویسان آن را «شاید بزرگترین سخنرانی ضد برده‌داری که تا به حال ایراد شده» نامید.

33بندگی من و آزادی من

در سال ۱۸۵۵، داگلاس کتاب «بندگی من و آزادی من» را منتشر کرد.

34داگلاس با لغوکنندگان رادیکال برده‌داری دیدار کرد

در ۱۲ مارس ۱۸۵۹، داگلاس با لغوکنندگان رادیکال برده‌داری، جان براون، جورج دباپتیست و دیگران در خانه ویلیام وب در دیترویت دیدار کرد تا در مورد رهایی بحث کنند.

35داگلاس گزارشی از اولین نبرد بول ران منتشر کرد

داگلاس و لغوکنندگان برده‌داری استدلال می‌کردند که چون هدف جنگ داخلی پایان دادن به برده‌داری بود، آفریقایی-آمریکایی‌ها باید اجازه می‌یافتند در مبارزه برای آزادی خود شرکت کنند. داگلاس این دیدگاه را در روزنامه‌ها و چندین سخنرانی خود تبلیغ کرد. در اوت ۱۸۶۱، داگلاس گزارشی از اولین نبرد بول ران منتشر کرد که در آن اشاره شده بود برخی از سیاه‌پوستان قبلاً در صفوف کنفدراسیون حضور داشتند.

36اعلامیه آزادی بردگان

اعلامیه آزادی بردگان رئیس‌جمهور لینکلن، که از اول ژانویه ۱۸۶۳ اجرایی شد، آزادی تمام بردگان در قلمرو تحت کنترل کنفدراسیون را اعلام کرد.

37داگلاس با رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن مشورت کرد

داگلاس در سال ۱۸۶۳ در مورد رفتار با سربازان سیاه‌پوست با رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن و در مورد موضوع حق رأی سیاه‌پوستان با رئیس‌جمهور اندرو جانسون مشورت کرد.

38داگلاس از جان سی. فریمونت حمایت کرد

در طول انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۸۶۴ ایالات متحده، داگلاس از جان سی. فریمونت، که نامزد حزب دموکراسی رادیکال لغو برده‌داری بود، حمایت کرد. داگلاس ناامید بود که رئیس‌جمهور لینکلن به طور علنی از حق رأی برای بردگان آزاد شده سیاه‌پوست حمایت نکرد. داگلاس معتقد بود که از آنجایی که مردان آفریقایی-آمریکایی برای اتحادیه در جنگ داخلی آمریکا می‌جنگیدند، شایسته حق رأی بودند.

39متمم سیزدهم برده‌داری را غیرقانونی کرد

تصویب متمم سیزدهم پس از جنگ (۱۸۶۵) برده‌داری را غیرقانونی کرد. متمم چهاردهم تابعیت و حمایت برابر تحت قانون را فراهم کرد. متمم پانزدهم از همه شهروندان در برابر تبعیض در رأی‌گیری به دلیل نژاد محافظت کرد.

40سه صندوق

در سخنرانی‌ای که در ۱۵ نوامبر ۱۸۶۷ ایراد شد، داگلاس گفت: «حقوق یک انسان در سه صندوق نهفته است. صندوق رأی، صندوق هیئت منصفه و صندوق فشنگ. اجازه ندهید هیچ مردی به خاطر رنگ پوستش از صندوق رأی دور نگه داشته شود. اجازه ندهید هیچ زنی به خاطر جنسیتش از صندوق رأی دور نگه داشته شود».

41داگلاس از کمپین انتخاباتی یولیسیز اس. گرانت حمایت کرد

در تلاشی برای مبارزه با این اقدامات، داگلاس در سال ۱۸۶۸ از کمپین ریاست‌جمهوری یولیسیز اس. گرانت حمایت کرد.

42متمم پانزدهم

پس از جنگ داخلی، هنگامی که متمم پانزدهم قانون اساسی که به سیاه‌پوستان حق رأی می‌داد در حال بحث بود، داگلاس از جناح جنبش حقوق زنان به رهبری استنتون جدا شد. داگلاس از این متمم که به مردان سیاه‌پوست حق رأی می‌داد، حمایت کرد. استنتون با متمم پانزدهم مخالفت کرد زیرا گسترش حق رأی را تنها به مردان سیاه‌پوست محدود می‌کرد؛ او پیش‌بینی کرد که تصویب آن، آرمان حق رأی زنان را برای دهه‌ها به تأخیر می‌اندازد. استنتون استدلال کرد که زنان آمریکایی و مردان سیاه‌پوست باید برای مبارزه جهت حق رأی همگانی با هم متحد شوند و با هر لایحه‌ای که این مسائل را از هم جدا می‌کرد، مخالفت کرد.

43داگلاس آخرین روزنامه خود «عصر جدید ملی» را راه‌اندازی کرد

در سال ۱۸۷۰، داگلاس آخرین روزنامه خود به نام «عصر جدید ملی» (New National Era) را راه‌اندازی کرد و تلاش نمود تا کشورش را به تعهدش نسبت به برابری پایبند نگه دارد.

44گرانت قانون حقوق مدنی ۱۸۷۱ را امضا کرد

پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، گرانت قانون حقوق مدنی ۱۸۷۱ (که به قانون کلان نیز معروف است) و دومین و سومین قانون اجرایی را امضا کرد.

45اولین آمریکایی آفریقایی‌تبار نامزد معاونت ریاست جمهوری ایالات متحده

در سال ۱۸۷۲، داگلاس به عنوان اولین آمریکایی آفریقایی‌تبار نامزد معاونت ریاست جمهوری ایالات متحده شد و به عنوان هم‌تیمی ویکتوریا وودهال در فهرست حزب حقوق برابر قرار گرفت. او بدون اطلاع خودش نامزد شده بود. داگلاس نه برای این فهرست تبلیغات کرد و نه تأیید کرد که نامزد شده است.

46داگلاس انتخاب‌کننده ریاست جمهوری در ایالت نیویورک بود

داگلاس انتخاب‌کننده ریاست جمهوری در ایالت نیویورک بود و آرای آن ایالت را به واشینگتن دی.سی. برد.

47بانک پس‌انداز فریدمن ورشکست شد

بانک پس‌انداز فریدمن در ۲۹ ژوئن ۱۸۷۴، تنها چند ماه پس از اینکه داگلاس در اواخر مارس به ریاست آن رسید، ورشکست شد.

48داگلاس سخنرانی اصلی را در مراسم رونمایی از یادبود آزادی ایراد کرد

در ۱۴ آوریل ۱۸۷۶، داگلاس سخنرانی اصلی را در مراسم رونمایی از یادبود آزادی در پارک لینکلن واشینگتن ایراد کرد. در آن سخنرانی، داگلاس صادقانه درباره لینکلن صحبت کرد و به آنچه که ویژگی‌های مثبت و منفی رئیس‌جمهور فقید می‌دانست، اشاره کرد. داگلاس با خواندن لینکلن به عنوان «رئیس‌جمهور مرد سفیدپوست»، از تأخیر لینکلن در پیوستن به آرمان آزادی بردگان انتقاد کرد و خاطرنشان ساخت که لینکلن در ابتدا با گسترش برده‌داری مخالف بود اما از حذف آن حمایت نمی‌کرد. اما داگلاس همچنین پرسید: «آیا هیچ مرد رنگین‌پوستی، یا هیچ مرد سفیدپوستی که دوستدار آزادی همه انسان‌ها باشد، می‌تواند شبی را که پس از اولین روز ژانویه ۱۸۶۳ آمد، فراموش کند؛ زمانی که جهان قرار بود ببیند آیا آبراهام لینکلن به قول خود عمل می‌کند یا خیر؟» داگلاس همچنین گفت: «اگرچه آقای لینکلن تعصبات هم‌وطنان سفیدپوست خود علیه سیاه‌پوستان را داشت، اما نیازی به گفتن نیست که او در اعماق قلبش از برده‌داری متنفر بود و بیزار بود...»

49داگلاس با توماس آلد دیدار کرد

در سال ۱۸۷۷، داگلاس با توماس آلد که در آن زمان در بستر مرگ بود، دیدار کرد و این دو مرد با هم آشتی کردند.

50زندگی و زمانه فردریک داگلاس

در سال ۱۸۸۱، پس از جنگ داخلی، داگلاس کتاب «زندگی و زمانه فردریک داگلاس» را منتشر کرد که در سال ۱۸۹۲ آن را بازنگری نمود.

51آنا درگذشت

آنا، همسرش، در سال ۱۸۸۲ درگذشت.

52داگلاس به سفر رفت

داگلاس همچنین به فعالیت‌های سخنرانی و سفرهای خود، هم در ایالات متحده و هم در خارج از کشور ادامه داد. داگلاس به همراه همسر جدیدش، هلن، از سال ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۷ به انگلستان، ایرلند، فرانسه، ایتالیا، مصر و یونان سفر کرد. داگلاس همچنین به دلیل حمایت از خودمختاری ایرلند و پشتیبانی از چارلز استوارت پارنل در ایرلند شناخته شد.

53داگلاس اولین آمریکایی آفریقایی‌تبار شد که رأیی برای ریاست جمهوری ایالات متحده دریافت کرد

در کنوانسیون ملی جمهوری‌خواهان در سال ۱۸۸۸، داگلاس اولین آمریکایی آفریقایی‌تبار شد که در رأی‌گیری نهایی یک حزب بزرگ، رأیی برای ریاست جمهوری ایالات متحده دریافت کرد.

54رئیس‌جمهور هریسون، داگلاس را به عنوان وزیر مقیم و سرکنسول ایالات متحده در جمهوری هائیتی منصوب کرد

رئیس‌جمهور هریسون در سال ۱۸۸۹، داگلاس را به عنوان وزیر مقیم و سرکنسول ایالات متحده در جمهوری هائیتی و کاردار سانتو دومینگو منصوب کرد.

55داگلاس استعفا داد

داگلاس در ژوئیه ۱۸۹۱ از این سمت استعفا داد.

56داگلاس پلیس

در سال ۱۸۹۲، داگلاس خانه‌های اجاره‌ای برای سیاه‌پوستان ساخت که اکنون به نام «داگلاس پلیس» در منطقه فلز پوینت بالتیمور شناخته می‌شود. این مجموعه هنوز وجود دارد و در سال ۲۰۰۳ در فهرست ملی مکان‌های تاریخی ثبت شد.

57مرگ

در ۲۰ فوریه ۱۸۹۵، داگلاس در جلسه‌ای از شورای ملی زنان در واشینگتن دی.سی. شرکت کرد. در طول آن جلسه، او به جایگاه دعوت شد و مورد تشویق ایستاده حضار قرار گرفت. اندکی پس از بازگشت به خانه، داگلاس بر اثر حمله قلبی شدید درگذشت. او ۷۷ ساله بود. تابوت داگلاس به روچستر، نیویورک، جایی که ۲۵ سال در آن زندگی کرده بود (طولانی‌تر از هر جای دیگری در زندگی‌اش)، بازگردانده شد. او در کنار آنا در قطعه خانوادگی داگلاس در گورستان مونت هوپ به خاک سپرده شد و هلن نیز در سال ۱۹۰۳ به آن‌ها پیوست.

58پلاک‌های تاریخی بر روی ساختمان‌ها نصب شد

در قرن بیست و یکم، پلاک‌های تاریخی بر روی ساختمان‌هایی در کورک و واترفورد ایرلند و لندن برای بزرگداشت بازدید داگلاس نصب شد: اولین پلاک در هتل امپریال در کورک قرار دارد و در ۳۱ اوت ۲۰۱۲ رونمایی شد؛ دومی بر نمای تالار شهر واترفورد قرار دارد و در ۷ اکتبر ۲۰۱۳ رونمایی شد. این پلاک یادآور سخنرانی او در آنجا در ۹ اکتبر ۱۸۴۵ است. سومین پلاک بر روی خانه نل گوین در کنزینگتون جنوبی لندن نصب شده است، جایی که داگلاس با جورج تامپسون، لغوکننده برده‌داری بریتانیایی، اقامت داشت. پلاکی در گیلمور پلیس در ادینبورگ نیز اقامت او در آنجا در سال ۱۸۴۶ را نشان می‌دهد.

59ازدواج دوم

داگلاس دوباره با هلن پیتس، یک فعال حقوق زنان و لغوکننده برده‌داری سفیدپوست از هانیوی، نیویورک ازدواج کرد. پیتس دختر گیدئون پیتس جونیور، همکار لغوکننده برده‌داری و دوست داگلاس بود.