1تولد اشترزمان
اشترزمان در ۱۰ مه ۱۸۷۸ در خیابان کوپنیکر شماره ۶۶ در جنوب شرقی برلین به دنیا آمد و کوچکترین فرزند از هفت فرزند خانواده بود. پدرش به عنوان بطریساز و توزیعکننده آبجو کار میکرد و همچنین یک بار کوچک در خانه خانوادگی اداره میکرد و برای کسب درآمد اضافی اتاقهایی را اجاره میداد.
2تحصیلات اولیه
در سن ۱۶ سالگی، گوستاو برای تحصیل به دبیرستان آندریاس پیوست. والدینش او را به کتاب علاقهمند کردند - او بهویژه به تاریخ علاقه داشت و معلمش آقای ولف در این زمینه تأثیرگذار بود. او به ناپلئون و یوهان ولفگانگ فون گوته علاقهمند شد که بعدها در اثر خود در سال ۱۹۲۴ با عنوان «گوته و ناپلئون: یک سخنرانی» درباره آنها نوشت.
3مرگ مادرش و نوشتن «نامههای برلین»
مادرش، ماتیلده، در سال ۱۸۹۵ درگذشت. از دسامبر ۱۸۹۵، گوستاو «نامههای برلین» را برای روزنامه «درسدنر فولکسسایتونگ» مینوشت که اغلب درباره سیاست بود و محافظهکاران پروس را هدف قرار میداد.
4پیوستن به دانشگاه برلین
در آوریل ۱۸۹۷، اشترزمان در دانشگاه برلین ثبتنام کرد، جایی که توسط یک تاجر متقاعد شد به جای ادبیات، اقتصاد سیاسی بخواند.
5عضویت در جنبش بورشنشافت
اشترزمان همچنین در جنبش انجمنهای دانشجویی بورشنشافت فعال شد.
6سردبیری مجله DUZ
اشترزمان در آوریل ۱۸۹۸ سردبیر «آلگماینه دویچه یونیورزیتاتس-سایتونگ» شد، روزنامهای که توسط کنراد کوستر، یکی از رهبران بخش لیبرال بورشنشافت اداره میشد. سرمقالههای او برای این روزنامه اغلب سیاسی بودند و اکثر احزاب سیاسی معاصر را به نوعی شکستخورده میدانستند.
7انتقال به دانشگاه لایپزیگ
در سال ۱۸۹۸، اشترزمان دانشگاه برلین را ترک کرد و به دانشگاه لایپزیگ منتقل شد تا بتواند دکترای خود را دنبال کند. او تاریخ، حقوق بینالملل و دورههای ادبیات را مطالعه کرد. تحت تأثیر دکتر مارتین کریل، او همچنین در دورههای اقتصاد شرکت کرد.
8تکمیل تحصیلات
اشترزمان تحصیلات خود را در ژانویه ۱۹۰۱ به پایان رساند و پایاننامهای درباره صنعت آبجوی بطری در برلین ارائه کرد که نمره نسبتاً بالایی گرفت، اما مورد تمسخر همکاران قرار گرفت. استاد راهنمای دکترای اشترزمان، اقتصاددان کارل بوخر بود.
9اشترزمان و ساکسونی
در سال ۱۹۰۲ او انجمن تولیدکنندگان ساکسونی را تأسیس کرد و تا سال ۱۹۱۱ نماینده آن بود.
10ازدواج
در سال ۱۹۰۳ گوستاو با کیته کلیفلد (۱۸۸۳–۱۹۷۰)، دختر یک تاجر ثروتمند یهودی برلینی و خواهر کورت فون کلیفلد، آخرین فردی که در آلمان به مقام اشرافی رسید (در سال ۱۹۱۸)، ازدواج کرد.
11شورای شهر درسدن
در سال ۱۹۰۶ گوستاو به عضویت شورای شهر درسدن انتخاب شد. اگرچه او در ابتدا در انجمنهای تجاری کار میکرد، اشترزمان به زودی به یکی از رهبران حزب ملی لیبرال در ساکسونی تبدیل شد.
12عضویت در رایشستاگ
در سال ۱۹۰۷، اشترزمان به عضویت رایشستاگ انتخاب شد، جایی که به زودی به یکی از نزدیکان ارنست باسرمن، رئیس حزب، تبدیل شد.
13از دست دادن کرسیها
حمایت اشترزمان از گسترش برنامههای رفاه اجتماعی با برخی از اعضای محافظهکارتر حزب سازگار نبود و او در سال ۱۹۱۲ کرسی خود را در کمیته اجرایی حزب از دست داد. اواخر همان سال، او هم کرسی رایشستاگ و هم کرسی شورای شهر خود را از دست داد.
14انجمن اقتصادی آلمان و آمریکا
اشترزمان به تجارت بازگشت و انجمن اقتصادی آلمان و آمریکا را تأسیس کرد و به یکی از شناختهشدهترین رهبران اقتصاد آلمان تبدیل شد.
15رهبر دوفاکتوی ملی لیبرالها
در سال ۱۹۱۴ او به رایشستاگ بازگشت. او به دلیل وضعیت بد سلامتی از خدمت سربازی معاف شد. با دور ماندن باسرمن از رایشستاگ به دلیل بیماری یا خدمت نظامی، اشترزمان به زودی به رهبر دوفاکتوی ملی لیبرالها تبدیل شد. پس از مرگ باسرمن در سال ۱۹۱۷، اشترزمان به عنوان رهبر حزب جانشین او شد.
16پیوستن به حزب دموکرات آلمان
پس از جنگ، اشترزمان برای مدت کوتاهی به حزب دموکرات آلمان پیوست که از ادغام مترقیها با جناح چپ ملی لیبرالها تشکیل شده بود. با این حال، او به دلیل ارتباطش با جناح راست به سرعت اخراج شد.
17تشکیل حزب مردم آلمان
سپس اشترزمان بدنه اصلی حزب ملی لیبرال قدیمی - شامل اکثر جناحهای مرکز و راست آن - را در حزب مردم آلمان گرد هم آورد و خود به عنوان رئیس آن انتخاب شد. بیشتر حمایت این حزب از طبقه متوسط و پروتستانهای طبقه بالا بود.
18صدراعظمی و وزارت امور خارجه
در ۱۳ اوت ۱۹۲۳، اشترزمان در به اصطلاح سال بحرانها (۱۹۲۳) به عنوان صدراعظم و وزیر امور خارجه یک دولت ائتلافی بزرگ منصوب شد. در سیاست اجتماعی، سیستم جدیدی از داوری الزامآور در اکتبر ۱۹۲۳ معرفی شد که در آن یک داور خارجی حرف آخر را در اختلافات صنعتی میزد.
19مقاومت منفی در برابر اشغال
در ۲۶ سپتامبر ۱۹۲۳، اشترزمان پایان مقاومت منفی در برابر اشغال روهر توسط فرانسویها و بلژیکیها را اعلام کرد، که همزمان با اعلام وضعیت اضطراری طبق ماده ۴۸ (قانون اساسی وایمار) توسط رئیسجمهور ابرت بود که تا فوریه ۱۹۲۴ ادامه داشت.
20برکناری دولتهای SPD/KPD
در اکتبر ۱۹۲۳، دولت اشترزمان از ماده ۴۸ برای جایگزینی دولت ائتلافی قانونی سوسیال دموکرات-کمونیست ساکسونی در ۲۹ اکتبر و تورینگن در ۶ نوامبر توسط کمیسرها استفاده کرد. تا این زمان، اشترزمان متقاعد شده بود که پذیرش جمهوری و رسیدن به تفاهم با متفقین در مورد مسئله غرامت، تنها راه برای آلمان جهت به دست آوردن فضای تنفس لازم برای بازسازی اقتصاد آسیبدیدهاش است.
21ابر تورم و ارز جدید
ابر تورم در جمهوری وایمار در نوامبر ۱۹۲۳ به اوج خود رسید. اشترزمان ارز جدیدی به نام رنتنمارک را برای پایان دادن به ابر تورم معرفی کرد. او همچنین فرانسویها را متقاعد کرد که در ازای وعده از سرگیری پرداخت غرامت، از روهر عقبنشینی کنند. این بخشی از استراتژی بزرگتر او برای «تحقق» بود.
22استعفای کابینه اشترزمان
در اوایل نوامبر ۱۹۲۳، تا حدودی به دلیل واکنش به سرنگونی دولتهای SPD/KPD در زاکسن و تورینگن، سوسیال دموکراتها از دولت ترمیمشده او خارج شدند و پس از اینکه طرح عدم اعتماد در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۳ رأی آورد، استرسمن و کابینهاش استعفا دادند.
23پذیرش سمت وزیر امور خارجه
استرسمن در دولت جانشین خود، ویلهلم مارکس از حزب مرکزی، به عنوان وزیر امور خارجه باقی ماند. او تا پایان عمرش در هشت دولت متوالی که از راست میانه تا چپ میانه متغیر بودند، وزیر امور خارجه باقی ماند.
24طرح داوز
اولین دستاورد قابل توجه او طرح داوز در سال ۱۹۲۴ بود که مسئله غرامتهای جنگ جهانی اول را که آلمان باید میپرداخت، با موفقیت حل کرد. این طرح به بحران دیپلماسی اروپا پس از جنگ جهانی اول و معاهده ورسای پایان داد، تعهد کلی غرامت آلمان را کاهش داد و رایشسبانک را سازماندهی مجدد کرد.
25پیشنهاد توافق با فرانسه
در سال ۱۹۲۵، زمانی که او برای اولین بار پیشنهاد توافقی با فرانسه را داد، به صراحت اعلام کرد که با این کار قصد دارد «دست خود را برای تضمین تغییر مسالمتآمیز مرزها در شرق باز بگذارد و بر الحاق بعدی سرزمینهای آلمانی در شرق تمرکز کند».
26جنگ تجاری علیه لهستان
در همان سال، در حالی که لهستان در وضعیت بحران سیاسی و اقتصادی قرار داشت، استرسمن یک جنگ تجاری علیه این کشور آغاز کرد. استرسمن به تشدید بحران لهستان امید داشت، که به آلمان امکان میداد سرزمینهای واگذار شده به لهستان پس از جنگ جهانی اول را بازپس گیرد، و او میخواست آلمان بازار بزرگتری برای محصولات خود در آنجا به دست آورد. بنابراین استرسمن از مشارکت در هرگونه همکاری بینالمللی که میتوانست اقتصاد لهستان را «زودتر از موعد» تثبیت کند، خودداری کرد.
27معاهدات لوکارنو
استرسمن گفت که آلمان به تنهایی نباید برای صلح فداکاری کند؛ کشورهای اروپایی باید مستعمرات خود را به آلمان واگذار کنند؛ کمیسیون کنترل خلع سلاح باید آلمان را ترک کند؛ اشغال راینلند توسط انگلیس و فرانسه باید پایان یابد؛ و بریتانیا و فرانسه باید همانطور که آلمان انجام داده بود، خلع سلاح شوند. این معاهدات در اکتبر ۱۹۲۵ در لوکارنو امضا شد. آلمان برای اولین بار مرز غربی پس از جنگ جهانی اول را به طور رسمی به رسمیت شناخت و صلح با فرانسه تضمین شد و وعده پذیرش در جامعه ملل و تخلیه آخرین نیروهای اشغالگر متفقین از راینلند داده شد.
28جایزه نوبل
استرسمن برنده مشترک جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۲۶ بود.
29مرگ استرسمن
گوستاو استرسمن در ۳ اکتبر ۱۹۲۹ در سن ۵۱ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت. محل دفن او در گورستان لوئیزناشتات در زوداشترن در کروزبرگ برلین واقع شده است و شامل اثری از مجسمهساز آلمانی هوگو لدرر است.

