1تولد

هاینریش لویتپولد هیملر در ۷ اکتبر ۱۹۰۰ در مونیخ در یک خانواده کاتولیک رومی محافظه‌کار از طبقه متوسط به دنیا آمد. پدرش یوزف گبهارد هیملر (۱۷ مه ۱۸۶۵ – ۲۹ اکتبر ۱۹۳۶) معلم بود و مادرش آنا ماریا هیملر (نام خانوادگی پیش از ازدواج هیدر؛ ۱۶ ژانویه ۱۸۶۶ – ۱۰ سپتامبر ۱۹۴۱) یک کاتولیک رومی متدین بود. هاینریش دو برادر به نام‌های گبهارد لودویگ (۲۹ ژوئیه ۱۸۹۸ – ۲۲ ژوئن ۱۹۸۲) و ارنست هرمان (۲۳ دسامبر ۱۹۰۵ – ۲ مه ۱۹۴۵) داشت.

2علایق هیملر

دفتر خاطرات هیملر که از ۱۰ سالگی به صورت پراکنده آن را می‌نوشت، نشان می‌دهد که او علاقه زیادی به رویدادهای جاری، دوئل و «بحث‌های جدی درباره مذهب و مسائل جنسی» داشته است.

3آموزش در سنین پایین

در سال ۱۹۱۵، او آموزش خود را با سپاه کادت لاندسهوت آغاز کرد.

4داوطلب افسری

پدرش از ارتباطات خود با خانواده سلطنتی استفاده کرد تا هیملر را به عنوان داوطلب افسری بپذیرند و او در دسامبر ۱۹۱۷ در گردان ذخیره هنگ یازدهم باواریا نام‌نویسی کرد.

5ترخیص

در نوامبر ۱۹۱۸، در حالی که هیملر هنوز در حال آموزش بود، جنگ با شکست آلمان به پایان رسید و فرصت افسر شدن یا حضور در میدان نبرد را از او گرفت. پس از ترخیص در ۱۸ دسامبر، او به لاندسهوت بازگشت. پس از جنگ، هیملر تحصیلات دبیرستان خود را به پایان رساند.

6تحصیل در رشته کشاورزی

از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲، او پس از یک دوره کارآموزی کوتاه در مزرعه و یک بیماری متعاقب آن، در دانشگاه فنی مونیخ (Technische Hochschule) به تحصیل در رشته کشاورزی پرداخت.

7ملاقات با ارنست روم

در طول سال دوم دانشگاه، هیملر تلاش‌های خود را برای دنبال کردن یک حرفه نظامی دوچندان کرد. اگرچه موفق نبود، اما توانست فعالیت خود را در صحنه شبه‌نظامی مونیخ گسترش دهد. در همین زمان بود که برای اولین بار با ارنست روم، از اعضای اولیه حزب نازی و یکی از بنیان‌گذاران اس‌آ (Sturmabteilung؛ «گردان طوفان») ملاقات کرد. هیملر به دلیل اینکه روم یک سرباز جنگی باسابقه بود، او را تحسین می‌کرد و به پیشنهاد او، هیملر به گروه ملی‌گرای یهودستیز او، بوند رایشس‌کریگزفلگه (انجمن پرچم جنگ امپراتوری) پیوست.

8مسئله یهود

در سال ۱۹۲۲، هیملر به «مسئله یهود» علاقه‌مندتر شد، به طوری که یادداشت‌های روزانه‌اش حاوی تعداد فزاینده‌ای از اظهارات یهودستیزانه بود و بحث‌های متعددی را درباره یهودیان با همکلاسی‌هایش ثبت می‌کرد. فهرست‌های مطالعاتی او، همان‌طور که در دفتر خاطراتش ثبت شده، تحت سلطه جزوه‌های یهودستیزانه، اسطوره‌های آلمانی و متون غیبی بود.

9دیدگاه‌های سیاسی هیملر

پس از ترور والتر راتناو، وزیر امور خارجه در ۲۴ ژوئن، دیدگاه‌های سیاسی هیملر به سمت راست افراطی متمایل شد و او در تظاهرات علیه پیمان ورسای شرکت کرد.

10اولین شغل

ابر تورم بیداد می‌کرد و والدین هیملر دیگر نمی‌توانستند هزینه تحصیل هر سه پسرشان را بپردازند. هیملر که از شکست در ایجاد حرفه نظامی و ناتوانی والدینش در تأمین مالی تحصیلات دکترا ناامید شده بود، پس از دریافت مدرک کشاورزی مجبور شد یک شغل اداری کم‌درآمد بپذیرد. او تا سپتامبر ۱۹۲۳ در این سمت باقی ماند.

11پیوستن به حزب نازی

هیملر در اوت ۱۹۲۳ به حزب نازی (NSDAP) پیوست و شماره عضویت ۱۴۳۰۳ را دریافت کرد. به عنوان عضوی از واحد شبه‌نظامی روم، هیملر در کودتای آبجوفروشی شرکت داشت؛ تلاشی ناموفق توسط هیتلر و حزب نازی برای به دست گرفتن قدرت در مونیخ. این رویداد هیملر را وارد زندگی سیاسی کرد. او توسط پلیس در مورد نقشش در کودتا بازجویی شد اما به دلیل عدم شواهد کافی متهم نشد. با این حال، او شغل خود را از دست داد، نتوانست به عنوان مهندس کشاورزی شغلی پیدا کند و مجبور شد به خانه والدینش در مونیخ برگردد. او که از این شکست‌ها ناامید شده بود، بیش از پیش تحریک‌پذیر، تهاجمی و متعصب شد و دوستان و اعضای خانواده‌اش را از خود دور کرد.

12ترک کاتولیسیسم

در سال‌های ۱۹۲۳-۱۹۲۴، هیملر در حالی که به دنبال یک جهان‌بینی بود، کاتولیسیسم را رها کرد و بر علوم غیبی و یهودستیزی متمرکز شد. اسطوره‌شناسی ژرمنی، که با ایده‌های غیبی تقویت شده بود، برای او به یک مذهب تبدیل شد. هیملر حزب نازی را جذاب یافت زیرا مواضع سیاسی آن با دیدگاه‌های خودش همسو بود. در ابتدا، او تحت تأثیر کاریزمای هیتلر یا کیش پرستش پیشوا قرار نگرفت. با این حال، همان‌طور که از طریق مطالعه درباره هیتلر بیشتر آموخت، شروع به نگاه کردن به او به عنوان چهره‌ای مفید برای حزب کرد و بعداً او را تحسین و حتی پرستش کرد. برای تثبیت و پیشبرد موقعیت خود در حزب نازی، هیملر از آشفتگی حزب پس از دستگیری هیتلر در پی کودتای آبجوفروشی بهره برد.

13کار زیر نظر گرگور اشتراسر

از اواسط سال ۱۹۲۴، هیملر زیر نظر گرگور اشتراسر به عنوان منشی حزب و دستیار تبلیغاتی کار کرد. او با سفر به سراسر باواریا برای حزب فعالیت می‌کرد، سخنرانی می‌کرد و ادبیات حزبی توزیع می‌کرد.

14اولین نقش زیر نظر هیتلر

هیملر از اواخر سال ۱۹۲۴ توسط اشتراسر مسئول دفتر حزب در باواریای سفلی شد و زمانی که حزب در فوریه ۱۹۲۵ دوباره تأسیس شد، مسئول ادغام اعضای منطقه با حزب نازی تحت رهبری هیتلر بود.

15پیوستن به اس‌اس

هیملر به عنوان اس‌اس-فورر (رهبر اس‌اس) به اس‌اس (Schutzstaffel) پیوست؛ شماره اس‌اس او ۱۶۸ بود.

16اولین سمت رهبری هیملر در اس‌اس

اس‌اس که در ابتدا بخشی از اس‌آ بسیار بزرگ‌تر بود، در سال ۱۹۲۳ برای حفاظت شخصی هیتلر تشکیل شد و در سال ۱۹۲۵ به عنوان یک واحد نخبه از اس‌آ دوباره شکل گرفت. اولین سمت رهبری هیملر در اس‌اس، اس‌اس-گائوفورر (رهبر منطقه) در باواریای سفلی از سال ۱۹۲۶ بود.

17معاون رئیس تبلیغات

اشتراسر در ژانویه ۱۹۲۷ هیملر را به عنوان معاون رئیس تبلیغات منصوب کرد. همان‌طور که در حزب نازی مرسوم بود، او آزادی عمل قابل توجهی در پست خود داشت که با گذشت زمان افزایش یافت. او شروع به جمع‌آوری آمار در مورد تعداد یهودیان، فراماسون‌ها و دشمنان حزب کرد و به دلیل نیاز شدیدش به کنترل، یک بوروکراسی پیچیده ایجاد کرد.

18معاون رایشس‌فورر-اس‌اس

در سپتامبر ۱۹۲۷، هیملر چشم‌انداز خود را برای تبدیل اس‌اس به یک واحد نخبه، وفادار، قدرتمند و از نظر نژادی خالص به هیتلر گفت. هیتلر که متقاعد شده بود هیملر فرد مناسب برای این کار است، او را با درجه اس‌اس-اوبرفورر به عنوان معاون رایشس‌فورر-اس‌اس منصوب کرد.

19اداره اس‌اس به عنوان یک سازمان مستقل

تا سال ۱۹۳۰، هیملر هیتلر را متقاعد کرده بود که اس‌اس را به عنوان یک سازمان مستقل اداره کند، اگرچه رسماً هنوز تابع اس‌آ بود.

20نماینده رایشس‌تاگ

در سپتامبر ۱۹۳۰، هیملر برای اولین بار به عنوان نماینده رایشس‌تاگ انتخاب شد.

21انتصاب راینهارد هایدریش

هوش سازمان‌یافته و کتاب‌خوان هیملر در زمانی که شروع به ایجاد بخش‌های مختلف اس‌اس کرد، به او کمک شایانی کرد. در سال ۱۹۳۱، او راینهارد هایدریش را به عنوان رئیس سرویس جدید آی‌سی (سرویس اطلاعاتی) منصوب کرد که در سال ۱۹۳۲ به زیخرهایتس‌دینست (اس‌دی: سرویس امنیتی) تغییر نام یافت. او بعداً رسماً هایدریش را به عنوان معاون خود منصوب کرد. این دو مرد رابطه کاری خوب و احترام متقابلی داشتند.

22اس‌اس-اوبرگروپن‌فورر

از اول ژانویه ۱۹۳۳، هیتلر هیملر را به درجه اس‌اس-اوبرگروپن‌فورر ارتقا داد که از نظر رتبه با فرماندهان ارشد اس‌آ برابر بود.

23رشد حزب نازی

به قدرت رسیدن حزب نازی فرصتی بی‌حد و حصر برای شکوفایی هیملر و اس‌اس فراهم کرد. تا سال ۱۹۳۳، تعداد اعضای اس‌اس به ۵۲۰۰۰ نفر رسید. شرایط سخت عضویت تضمین می‌کرد که همه اعضا از «هرن‌فولک» (نژاد برتر آریایی) هیتلر باشند. متقاضیان برای ویژگی‌های نوردیک بررسی می‌شدند - به قول هیملر، «مانند یک باغبان نهالستان که سعی می‌کند یک نژاد قدیمی خوب را که آلوده و پست شده است، بازتولید کند؛ ما از اصول انتخاب گیاه شروع کردیم و سپس کاملاً بی‌پروا اقدام به حذف مردانی کردیم که فکر نمی‌کردیم بتوانیم برای ساخت اس‌اس از آن‌ها استفاده کنیم.» کمتر کسی جرأت داشت اشاره کند که طبق استانداردهای خود هیملر، او با ایده‌آل‌های خودش مطابقت نداشت.

24هیملر اولین اردوگاه کار اجباری رسمی را تأسیس کرد

در مارس ۱۹۳۳، کمتر از سه ماه پس از به قدرت رسیدن نازی‌ها، هیملر اولین اردوگاه کار اجباری رسمی را در داخائو تأسیس کرد.

25رئیس پلیس مونیخ

در مارس ۱۹۳۳، فرانتس ریتر فون اپ، فرماندار رایش در باواریا، هیملر را به عنوان رئیس پلیس مونیخ منصوب کرد. هیملر، هایدریش را به عنوان فرمانده بخش چهارم، یعنی پلیس سیاسی، منصوب کرد. پس از آن، هیملر و هایدریش پلیس سیاسی ایالت به ایالت را تحت کنترل گرفتند؛ به زودی تنها پروس تحت کنترل گورینگ باقی ماند.

26نیروی پلیس مخفی پروس

گورینگ در سال ۱۹۳۳ یک نیروی پلیس مخفی پروس به نام گشتاپو (پلیس مخفی دولت) ایجاد کرده بود و رودولف دیلز را به عنوان رئیس آن منصوب کرد. گورینگ نگران بود که دیلز به اندازه کافی بی‌رحم نباشد تا از گشتاپو به طور مؤثر برای مقابله با قدرت اس‌آ استفاده کند.

27هیملر تئودور آیکه را منصوب کرد

هیتلر اعلام کرده بود که نمی‌خواهد این اردوگاه فقط یک زندان یا بازداشتگاه دیگر باشد. هیملر در ژوئن ۱۹۳۳ تئودور آیکه، یک مجرم محکوم و نازی پرشور را برای اداره اردوگاه منصوب کرد. آیکه سیستمی را ابداع کرد که به عنوان الگویی برای اردوگاه‌های آینده در سراسر آلمان استفاده شد. ویژگی‌های آن شامل جداسازی قربانیان از دنیای خارج، فراخوان‌های دقیق و جزئیات کاری، استفاده از زور و اعدام برای اطاعت، و یک کد انضباطی سخت‌گیرانه برای نگهبانان بود. برای زندانیان و نگهبانان لباس‌های متحدالشکل صادر شد؛ لباس‌های نگهبانان دارای نشان ویژه توتن‌کوف (جمجمه) روی یقه خود بودند.

28رایشس‌لایتر (رتبه‌ها پس از رتبه‌ها)

در ۲ ژوئن، هیملر به همراه رؤسای دو سازمان شبه‌نظامی دیگر نازی، یعنی اس‌آ و جوانان هیتلری، به عنوان رایشس‌لایتر، دومین رتبه سیاسی عالی در حزب نازی، نامیده شد.

29شب دشنه‌های بلند

هیتلر در ۲۱ ژوئن تصمیم گرفت که رم و رهبری اس‌آ باید حذف شوند. او گورینگ را در ۲۹ ژوئن به برلین فرستاد تا با هیملر و هایدریش برای برنامه‌ریزی این اقدام دیدار کند. هیتلر در مونیخ مسئولیت را بر عهده گرفت، جایی که رم دستگیر شد؛ او به رم حق انتخاب داد که خودکشی کند یا تیرباران شود. وقتی رم از خودکشی امتناع کرد، توسط دو افسر اس‌اس به ضرب گلوله کشته شد.

30هیتلر پیشوا شد

در اول اوت ۱۹۳۴، کابینه هیتلر قانونی را تصویب کرد که مقرر می‌داشت پس از مرگ فون هیندنبورگ، دفتر ریاست‌جمهوری لغو و اختیارات آن با اختیارات صدراعظم ادغام شود. فون هیندنبورگ صبح روز بعد درگذشت و هیتلر با عنوان پیشوا و صدراعظم رایش، هم رئیس دولت و هم رئیس حکومت شد.

31اس‌اس-توتن‌کوف‌وربنده

تا پایان سال ۱۹۳۴، هیملر کنترل اردوگاه‌ها را تحت نظارت اس‌اس به دست گرفت و یک بخش جداگانه به نام اس‌اس-توتن‌کوف‌وربنده ایجاد کرد.

32قوانین نورنبرگ

در ۱۵ سپتامبر ۱۹۳۵، هیتلر دو قانون را که به قوانین نورنبرگ معروف بودند، به رایشس‌تاگ ارائه کرد. این قوانین ازدواج بین آلمانی‌های غیر یهودی و یهودی را ممنوع کرد و استخدام زنان غیر یهودی زیر ۴۵ سال را در خانه‌های یهودیان ممنوع ساخت. این قوانین همچنین به اصطلاح «غیر آریایی‌ها» را از مزایای شهروندی آلمان محروم کرد. این قوانین از اولین اقدامات نژادمحور بودند که توسط رایش سوم وضع شد.

33اس‌اس به عنوان یک سازمان مبارز ضد بلشویک

در ابتدا، اردوگاه‌ها مخالفان سیاسی را در خود جای می‌دادند؛ با گذشت زمان، اعضای نامطلوب جامعه آلمان - جنایتکاران، ولگردها، منحرفان - نیز در اردوگاه‌ها قرار گرفتند. در سال ۱۹۳۶، هیملر در جزوه‌ای با عنوان «اس‌اس به عنوان یک سازمان مبارز ضد بلشویک» نوشت که اس‌اس باید علیه «انقلاب یهودی-بلشویکی زیردستان» مبارزه کند.

34رئیس پلیس آلمان و وزیر دولت در وزارت کشور

در ۱۷ ژوئن ۱۹۳۶، هیتلر فرمان اتحاد تمام نیروهای پلیس در رایش را صادر کرد و هیملر را به عنوان رئیس پلیس آلمان و وزیر دولت در وزارت کشور منصوب کرد.

35توسعه اردوگاه‌ها

فرمان هیتلر که در دسامبر ۱۹۳۷ صادر شد، اجازه حبس هر کسی را که توسط رژیم به عنوان یک عضو نامطلوب جامعه تلقی می‌شد، می‌داد. این شامل یهودیان، کولی‌ها، کمونیست‌ها و افرادی از هر وابستگی فرهنگی، نژادی، سیاسی یا مذهبی دیگر بود که توسط نازی‌ها به عنوان اونترمنش (زیر انسان) تلقی می‌شدند. بنابراین، اردوگاه‌ها به مکانیزمی برای مهندسی اجتماعی و نژادی تبدیل شدند. با شروع جنگ جهانی دوم در پاییز ۱۹۳۹، شش اردوگاه وجود داشت که حدود ۲۷۰۰۰ زندانی را در خود جای داده بود. آمار مرگ و میر بالا بود.

36تهاجم به لهستان

هنگامی که هیتلر و فرماندهان ارتش او در سال ۱۹۳۹ بهانه‌ای برای حمله به لهستان خواستند، هیملر، هایدریش و هاینریش مولر یک پروژه پرچم دروغین با نام رمز عملیات هیملر را طراحی و اجرا کردند. سربازان آلمانی با لباس‌های لهستانی، درگیری‌های مرزی را آغاز کردند که به شکلی فریبنده نشان‌دهنده تجاوز لهستان به آلمان بود. این حوادث سپس در تبلیغات نازی‌ها برای توجیه حمله به لهستان، که آغازگر جنگ جهانی دوم بود، مورد استفاده قرار گرفت.

37آینزاتس‌گروپن

با تأیید هیتلر، هیملر در آستانه حمله برنامه‌ریزی‌شده به اتحاد جماهیر شوروی، آینزاتس‌گروپن را دوباره تشکیل داد.

38دستورات هیملر

تا اوایل سال ۱۹۴۱، به دنبال دستورات هیملر، ده اردوگاه کار اجباری ساخته شد که در آن‌ها زندانیان به کار اجباری گماشته می‌شدند. یهودیان از سراسر آلمان و سرزمین‌های اشغالی به این اردوگاه‌ها تبعید یا در گتوها محبوس شدند.

39تیرباران ۱۰۰ یهودی در مینسک

در ابتدا، قربانیان با کامیون‌های گاز یا توسط جوخه‌های آتش کشته می‌شدند، اما این روش‌ها برای عملیاتی در این مقیاس غیرعملی بود. در اوت ۱۹۴۱، هیملر در تیرباران ۱۰۰ یهودی در مینسک حضور یافت. او که از این تجربه حالش بد شده و تکان خورده بود، نگران تأثیر چنین اقداماتی بر سلامت روان نیروهای اس‌اس خود بود. او تصمیم گرفت که باید روش‌های جایگزینی برای کشتار پیدا شود.

40راینهارد هایدریش

در اواخر سال ۱۹۴۱، هیتلر هایدریش را به عنوان معاون فرماندار رایش در «پروتکتورات بوهم و موراویا» که به تازگی تأسیس شده بود، منصوب کرد. هایدریش شروع به طبقه‌بندی نژادی چک‌ها کرد و بسیاری را به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاد. اعضای مقاومت که رو به افزایش بود، تیرباران شدند و این امر باعث شد هایدریش لقب «قصاب پراگ» را به دست آورد. این انتصاب همکاری بین هیملر و هایدریش را تقویت کرد و هیملر از اینکه اس‌اس کنترل یک ایالت را در دست داشت، افتخار می‌کرد. با وجود دسترسی مستقیم به هیتلر، وفاداری هایدریش به هیملر همچنان استوار باقی ماند.

41هیملر مسئول نابودی یهودیان

سیاست‌های نژادی نازی‌ها، از جمله این باور که افراد از نظر نژادی پست‌تر حق زندگی ندارند، به اولین روزهای تشکیل حزب بازمی‌گردد؛ هیتلر در کتاب «نبرد من» (Mein Kampf) به این موضوع پرداخته است. در حدود زمانی که آلمان در دسامبر ۱۹۴۱ به ایالات متحده اعلام جنگ کرد، هیتلر سرانجام تصمیم گرفت که یهودیان اروپا باید «نابود» شوند.

42طرح جامع شرق (Generalplan Ost)

آلمان متعاقباً به دانمارک، نروژ، هلند و فرانسه حمله کرد و بمباران بریتانیا را در آماده‌سازی برای «عملیات شیر دریایی»، یعنی حمله برنامه‌ریزی‌شده به بریتانیا، آغاز کرد. در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۱، یک روز قبل از حمله به اتحاد جماهیر شوروی، هیملر دستور تهیه «طرح جامع شرق» (Generalplan Ost) را صادر کرد؛ این طرح در ژوئیه ۱۹۴۲ نهایی شد. این طرح خواستار فتح کشورهای بالتیک، لهستان، غرب اوکراین و بلاروس و اسکان ده میلیون شهروند آلمانی در آن مناطق بود.

43فولکس‌اشتورم

در ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۴، هیتلر به هیملر دستور داد تا واحدهای ویژه ارتش به نام «فولکس‌اشتورم» (طوفان مردمی یا ارتش مردمی) را ایجاد کند. تمام مردان ۱۶ تا ۶۰ ساله واجد شرایط خدمت در این شبه‌نظامیان بودند، که با اعتراض آلبرت اشپر، وزیر تسلیحات، مواجه شد؛ او خاطرنشان کرد که کارگران ماهر و غیرقابل جایگزین در حال خروج از خط تولید تسلیحات هستند. هیتلر با اطمینان معتقد بود که می‌توان شش میلیون نفر را بسیج کرد و واحدهای جدید «جنگ مردمی علیه متجاوز را آغاز خواهند کرد».

44فرمانده کل گروه ارتش راین علیا

در ۶ ژوئن ۱۹۴۴، ارتش‌های متفقین غربی در جریان «عملیات اورلرد» در شمال فرانسه پیاده شدند. در پاسخ، گروه ارتش راین علیا (Heeresgruppe Oberrhein) برای مقابله با ارتش هفتم ایالات متحده (تحت فرماندهی ژنرال الکساندر پچ) و ارتش اول فرانسه (به رهبری ژنرال ژان دو لاتره دو تاسینی) در منطقه آلزاس در امتداد کرانه غربی رود راین تشکیل شد. در اواخر سال ۱۹۴۴، هیتلر هیملر را به عنوان فرمانده کل گروه ارتش راین علیا منصوب کرد.

45عملیات باد شمال

در ۱ ژانویه ۱۹۴۵، هیتلر و ژنرال‌هایش «عملیات باد شمال» را آغاز کردند. هدف این بود که خطوط ارتش هفتم آمریکا و ارتش اول فرانسه شکسته شود تا از حمله جنوبی در نبرد آردن، که آخرین حمله بزرگ آلمان در جنگ بود، پشتیبانی شود. پس از دستاوردهای اولیه محدود توسط آلمانی‌ها، آمریکایی‌ها این حمله را متوقف کردند. تا ۲۵ ژانویه، عملیات باد شمال رسماً پایان یافت.

46فرمانده گروه ارتش ویستولا که با عجله تشکیل شد

در ۲۵ ژانویه ۱۹۴۵، با وجود عدم تجربه نظامی هیملر، هیتلر او را به عنوان فرمانده گروه ارتش ویستولا (Heeresgruppe Weichsel) که با عجله تشکیل شده بود، منصوب کرد تا جلوی حمله ویستولا-اودر ارتش سرخ شوروی به پومرانی را بگیرد. هیملر مرکز فرماندهی خود را در اشنایدمول (Schneidemühl) مستقر کرد و از قطار ویژه خود، «زوندرزوگ اشتایرمارک» (Sonderzug Steiermark)، به عنوان مقر فرماندهی استفاده کرد.

47برنامه‌ریزی برای مذاکرات صلح مخفیانه

در اوایل سال ۱۹۴۵، تلاش‌های جنگی آلمان در آستانه فروپاشی بود و رابطه هیملر با هیتلر رو به وخامت گذاشته بود. هیملر به فکر مذاکره مستقل برای یک توافق صلح افتاد. ماساژور او، فلیکس کرستن، که به سوئد نقل مکان کرده بود، به عنوان واسطه در مذاکرات با کنت فولکه برنادوت، رئیس صلیب سرخ سوئد، عمل کرد. نامه‌هایی بین این دو نفر رد و بدل شد و جلسات مستقیمی توسط والتر شلنبرگ از اداره اصلی امنیت رایش (RSHA) ترتیب داده شد.

48آخرین دیدار

هیملر و هیتلر برای آخرین بار در ۲۰ آوریل ۱۹۴۵ - روز تولد هیتلر - در برلین ملاقات کردند و هیملر سوگند وفاداری تزلزل‌ناپذیر به هیتلر یاد کرد. در یک جلسه توجیهی نظامی در آن روز، هیتلر اعلام کرد که با وجود پیشروی‌های شوروی، برلین را ترک نخواهد کرد. هیملر به همراه گورینگ، بلافاصله پس از جلسه توجیهی، شهر را ترک کردند.

49آزادی زندانیان یهودی اردوگاه کار اجباری

در ۲۱ آوریل، هیملر با نوربرت ماسور، نماینده سوئدی کنگره جهانی یهودیان، دیدار کرد تا در مورد آزادی زندانیان یهودی اردوگاه‌های کار اجباری گفتگو کند.

50هیملر مستقیماً با برنادوت دیدار کرد

در ۲۳ آوریل، هیملر مستقیماً با برنادوت در کنسولگری سوئد در لوبک دیدار کرد. او که خود را به عنوان رهبر موقت آلمان معرفی می‌کرد، ادعا کرد که هیتلر ظرف چند روز آینده خواهد مرد. هیملر با این امید که بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها در کنار بقایای ورماخت با شوروی بجنگند، از برنادوت خواست تا به ژنرال دوایت آیزنهاور اطلاع دهد که آلمان مایل است تسلیم متفقین غربی شود و نه اتحاد جماهیر شوروی.

51نماینده اس‌اس هیملر دستگیر و به پیشوا-پناهگاه بازگردانده شد

در ۲۷ آوریل، هرمان فگلین، نماینده اس‌اس هیملر در ستاد فرماندهی هیتلر در برلین، در حالی که لباس غیرنظامی پوشیده بود و قصد فرار داشت، دستگیر و به پیشوا-پناهگاه (Führerbunker) بازگردانده شد.

52مذاکرات با متفقین غربی

در عصر ۲۸ آوریل، بی‌بی‌سی گزارش خبری رویترز را درباره تلاش هیملر برای مذاکره با متفقین غربی پخش کرد. هیتلر مدت‌ها هیملر را پس از یوزف گوبلز، وفادارترین فرد می‌دانست؛ او هیملر را «هاینریش وفادار» می‌نامید.

53هیملر و گورینگ خائن هستند

در ۲۹ آوریل - یک روز پیش از خودکشی‌اش - هیتلر هم هیملر و هم گورینگ را خائن اعلام کرد. او هیملر را از تمام مناصب حزبی و دولتی‌اش خلع و او را از حزب نازی اخراج کرد.

54هیملر دستگیر شد

در ۲۱ مه، هیملر و دو تن از دستیارانش در یک ایست بازرسی در برمرورده که توسط اسرای جنگی سابق شوروی ایجاد شده بود، متوقف و بازداشت شدند. در طول دو روز بعد، او به چندین اردوگاه منتقل شد.

55مرگ هیملر

هیملر یک قرص سیانور پتاسیم پنهان را گاز زد و روی زمین افتاد. او در عرض ۱۵ دقیقه جان باخت. اندکی پس از آن، جسد هیملر در قبری بی‌نام و نشان در نزدیکی لونبورگ دفن شد. محل این قبر همچنان ناشناخته باقی مانده است.