1تلاشهای پیشین
از میان ۳۶ زندانی که در طول ۲۹ سال فعالیت آلکاتراز به عنوان زندان فدرال، ۱۴ تلاش برای فرار انجام دادند، بیست و سه نفر دستگیر شدند، شش نفر با شلیک گلوله کشته شدند، دو نفر غرق شدند و پنج نفر (سه نفر شامل موریس و برادران انگلین و دو نفر دیگر شامل تئودور کول و رالف رو) به عنوان «مفقود و احتمالاً غرقشده» فهرست شدهاند.
2گزارشهای مشاهده
از زمان فرار ظاهری این سه نفر، گزارشهای بسیاری از مشاهده آنها و همچنین سرنخهایی درباره محل اختفایشان ارائه شده است؛ برخی از این گزارشها رد شده و برخی دیگر جدی گرفته شدهاند.
یک روز پس از فرار، مردی که ادعا میکرد جان انگلین است، با یک وکیل به نام یوجینیا مکگوان در سانفرانسیسکو تماس گرفت تا قراری با دفتر مارشالهای ایالات متحده ترتیب دهد. وقتی مکگوان نپذیرفت، تماسگیرنده تلفن را قطع کرد. افبیآی این تماس را یک شوخی تلقی کرد. در ژانویه ۱۹۶۵، افبیآی شایعهای را بررسی کرد که کلارنس انگلین در برزیل زندگی میکند. این موضوع آنقدر مهم تلقی شد که مامورانی برای یافتن او به آمریکای جنوبی اعزام شدند. یک خبرچین مرد در سال ۱۹۶۷ با اداره تماس گرفت و ادعا کرد که با موریس هممدرسه بوده و ۳۰ سال او را میشناخته است. او گفت که در مریلند به او برخورد کرده و او را با ریش و سبیل کوچک توصیف کرد، اما از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کرد.
3طرح اولیه
این واقعیت که آنها از سالها قبل در زندان آتلانتا یکدیگر را میشناختند، به تضمین اعتماد متقابلشان کمک کرد. طی شش ماه بعد، این مردان مجاری تهویه زیر سینکهای خود را با استفاده از تیغههای اره دور ریخته شده در محوطه زندان، قاشقهای فلزی قاچاق شده از سالن غذاخوری و یک مته برقی که از موتور جاروبرقی ساخته شده بود، گشاد کردند. آنها پیشرفت سوراخهای خود را با دیوارهایی از مقوای رنگشده و صدای کارشان را با صدای بلندتر آکاردئون موریس در میان هیاهوی ساعت موسیقی پنهان میکردند.
4گردهمایی
چهار زندانی به محض اینکه در دسامبر ۱۹۶۱ در سلولهای مجاور قرار گرفتند، شروع به تدوین نقشه فرار با هم کردند، اگرچه همیشه تحت رهبری موریس، طراح اصلی و سازماندهنده یکجانبه نقشه بودند.
5مجسمهسازی آدمک
آنها غیبت خود را هنگام کار در خارج از سلولها و پس از خود فرار با ساخت سرهای آدمک از مخلوطی خانگی شبیه پاپیه ماشه شامل صابون، خمیر دندان، گرد و غبار بتن و کاغذ توالت پنهان کردند و با رنگ از کارگاه تعمیر و نگهداری و مو از کف آرایشگاه به آنها ظاهری واقعی دادند. با حولهها و لباسهایی که زیر پتوها در تختهایشان انباشته شده بود و سرهای آدمک که روی بالشها قرار داشتند، به نظر میرسید که آنها در خواب هستند.
6روشهای اجرایی
هنگامی که سوراخها به اندازه کافی برای عبور بزرگ شدند، فراریان هر شب به راهروی تاسیساتی که مستقیماً پشت ردیف سلولهایشان بدون نگهبان بود دسترسی پیدا میکردند و به طبقه بالای خالی بلوک سلولها میرفتند، جایی که کارگاهی مخفیانه بدون اطلاع کارکنان زندان برپا کرده بودند. در اینجا، با بیش از پنجاه بارانی و سایر مواد دزدیده شده و اهدایی، آنها جلیقههای نجات ساختند که بر اساس طرحی بود که یکی از آنها اتفاقی در مجله پاپیولار مکانیکس پیدا کرده بود، و همچنین یک قایق لاستیکی شش در چهارده فوتی که درزهای آن با دقت با دست دوخته شده و با گرمای لولههای بخار مهر و موم شده بود. پس از ساخت قایق، آنها آن را با یک آکاردئون که به طرز مبتکرانهای برای استفاده به عنوان دمنده تنظیم شده بود، باد کردند و پاروهای لازم را از ضایعات چوب و پیچهای دزدیده شده ساختند. در نهایت، آنها از یک کانال تهویه به سمت پشتبام بالا رفتند و با یافتن یک دریچه فن سنگین در مسیر، پرچهای نگهدارنده آن را باز کردند.
7آغاز فرار
در شب ۱۱ ژوئن ۱۹۶۲، با آماده بودن تمام تدارکات، مردان فرار خود را آغاز کردند. با این حال، سیمانی که برای تقویت بتن در حال فروپاشی اطراف دریچه وست استفاده شده بود، سفت شده بود، اندازه سوراخ را کاهش داد و دریچه را در جای خود ثابت کرد. تا زمانی که او موفق شد دریچه را بردارد و سوراخ را برای خروج دوباره گشاد کند، دیگران قبلاً رفته بودند، همانطور که به زودی متوجه شد؛ او به پشتبام زندان زد اما حوالی طلوع آفتاب به سلول خود بازگشت و به خواب رفت. وست در ادامه با بازرسان همکاری کامل کرد و شرح مفصلی از نقشه فرار به آنها داد، که در نتیجه آن به خاطر نقشش در آن مجازات نشد.
8زندانیان
فرانک لی موریس (۱ سپتامبر ۱۹۲۶ – ناپدید شده در ۱۱ ژوئن ۱۹۶۲) در واشینگتن دی.سی. متولد شد. او در دوران کودکی توسط پدر و مادرش رها شد و در ۱۱ سالگی یتیم شد. برادران انگلین، جان ویلیام (۲ مه ۱۹۳۰ – ناپدید شده در ۱۱ ژوئن ۱۹۶۲) و کلارنس (۱۱ مه ۱۹۳۱ – ناپدید شده در ۱۱ ژوئن ۱۹۶۲) در خانوادهای با سیزده فرزند در دونالسونویل، جورجیا متولد شدند. والدین آنها، جورج رابرت انگلین و ریچل ون میلر انگلین، کارگران فصلی مزرعه بودند؛ در اوایل دهه ۱۹۴۰، آلن کلیتون وست (۲۵ مارس ۱۹۲۹ – ۲۱ دسامبر ۱۹۷۸) در شهر نیویورک متولد شد. او در سال ۱۹۵۵ به جرم سرقت خودرو زندانی شد، ابتدا در زندان آتلانتا و سپس در زندان ایالتی فلوریدا. پس از یک تلاش ناموفق برای فرار از مرکز فلوریدا، او در سال ۱۹۵۷ به آلکاتراز منتقل شد و به زندانی AZ1335 تبدیل شد.
9اجرای نقشه
موریس و برادران انگلین از راهروی خدمات، از شفت تهویه بالا رفتند تا به پشتبام برسند. نگهبانان صدای برخورد بلندی را هنگام خروج آنها از شفت شنیدند، اما چون صدای دیگری شنیده نشد، منبع صدا بررسی نشد. آنها در حالی که تجهیزات خود را به همراه داشتند، با سر خوردن از لوله تهویه آشپزخانه، ۵۰ فوت (۱۵ متر) تا زمین پایین آمدند و سپس از دو حصار سیمخاردار ۱۲ فوتی (۳.۷ متری) در محیط زندان عبور کردند. در خط ساحلی شمال شرقی، نزدیک نیروگاه برق—که نقطه کوری در شبکه نورافکنها و برجهای دیدهبانی زندان بود—آنها قایق خود را با آکاردئون (دمنده) باد کردند. بازرسان تخمین زدند که آنها مدتی پس از ساعت ۱۰ شب سوار قایق شده، آن را به آب انداخته و به سمت هدف خود، جزیره انجل، در دو مایلی شمال حرکت کردند.
10کشف فرار
فرار تا صبح روز ۱۲ ژوئن ۱۹۶۲ به دلیل ترفند موفقیتآمیز استفاده از سر آدمک کشف نشد. در زمان فرار، رئیس زندان، اولین جی. بلکول، در تعطیلات در دریاچه بریسا در شهرستان ناپا، کالیفرنیا بود و باور نداشت که آن مردان بتوانند از آبها جان سالم به در ببرند و به ساحل برسند. در یک تلاش مشترک، چندین سازمان نظامی و انتظامی طی ۱۰ روز بعد، جستجوی گستردهای را در هوا، دریا و خشکی انجام دادند. در ۱۴ ژوئن، یک کشتی گارد ساحلی پارویی را پیدا کرد که در حدود ۲۰۰ یاردی (۱۸۰ متری) ساحل جنوبی جزیره انجل شناور بود.
11تحقیقات
در همان روز و در همان محدوده کلی، کارگران قایقی دیگر، یک کیف پول پیچیده شده در پلاستیک پیدا کردند که حاوی نامها، آدرسها و عکسهایی از دوستان و بستگان خانواده انگلین بود. در ۲۱ ژوئن، تکههایی از جنس بارانی که گمان میرفت بقایای قایق نجات باشد، در ساحلی نه چندان دور از پل گلدن گیت پیدا شد. روز بعد، یک قایق زندان یک جلیقه نجات خالی از باد ساخته شده از همان جنس را در ۵۰ یاردی (۴۶ متری) جزیره آلکاتراز از آب گرفت. هیچ مدرک فیزیکی دیگری از سرنوشت آن مردان هرگز پیدا نشد. طبق گزارش نهایی افبیآی، قایق نجات فراریان هرگز بازیابی نشد.
12پیامدهای تلاش برای فرار
در ۱۶ دسامبر ۱۹۶۲، زندانی جان پل اسکات موفق شد مسافت ۲.۷ مایل دریایی (۵.۰ کیلومتر؛ ۳.۱ مایل) را از آلکاتراز تا فورت پوینت، در انتهای جنوبی پل گلدن گیت، شنا کند. او در آنجا توسط نوجوانانی در حالی که از هیپوترمی و خستگی رنج میبرد، پیدا شد. پس از بهبودی در بیمارستان عمومی لترمن، او بلافاصله به آلکاتراز بازگردانده شد. این تنها مورد اثباتشده از یک زندانی آلکاتراز است که با شنا به ساحل رسیده است. فرار اسکات، که در شرایطی کمی نامساعدتر از شرایطی که موریس و برادران انگلین با آن روبرو بودند انجام شد و با استفاده از وسیلهای برای شناوری که بسیار ضعیفتر از قایق ساختهشده توسط موریس و برادران انگلین بود (اسکات با باد کردن دستکشهای لاستیکی دزدیده شده، بازوبند شنا درست کرده بود)، این استدلال را که موریس و برادران انگلین احتمالاً غرق شدهاند، متزلزل کرد. امروزه، تعداد زیادی از ورزشکاران همان مسیر آلکاتراز تا فورت پوینت را به عنوان بخشی از یکی از دو رویداد سالانه سهگانه شنا میکنند.
13تعطیلی ندامتگاه
از آنجایی که هزینه اداره این ندامتگاه بسیار بیشتر از سایر زندانها بود (نزدیک به ۱۰ دلار برای هر زندانی در روز، در مقایسه با ۳ دلار برای هر زندانی در روز در آتلانتا) و نیم قرن اشباع با آب شور، ساختمانها را به شدت فرسوده کرده بود، دادستان کل وقت، رابرت اف. کندی، دستور تعطیلی ندامتگاه را در ۲۱ مارس ۱۹۶۳ صادر کرد.
14فرار از آلکاتراز (فیلم)
فرار از آلکاتراز یک فیلم مهیج زندان آمریکایی محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی دان سیگل است. این فیلم اقتباسی از کتاب غیرداستانی سال ۱۹۶۳ با همین نام اثر جی. کمبل بروس است و فرار زندانیان در سال ۱۹۶۲ از زندان فوق امنیتی جزیره آلکاتراز را به تصویر میکشد. در این فیلم کلینت ایستوود به ایفای نقش پرداخته و پاتریک مکگوئن، فرد وارد، جک تیبو و لری هنکین در آن حضور دارند. دنی گلاور اولین حضور سینمایی خود را در این فیلم تجربه میکند. فرار از آلکاتراز پنجمین و آخرین همکاری بین سیگل و ایستوود است که پس از فیلمهای «کوگان» (۱۹۶۸)، «دو قاطر برای خواهر سارا» (۱۹۷۰)، «فریبخورده» (۱۹۷۱) و «هری کثیف» (۱۹۷۱) ساخته شد.
15بستن پروندههای افبیآی
افبیآی پرونده خود را در ۳۱ دسامبر ۱۹۷۹، پس از ۱۷ سال تحقیقات بست. یافته رسمی آنها این بود که زندانیان به احتمال زیاد هنگام تلاش برای رسیدن به جزیره انجل در آبهای سرد خلیج غرق شدهاند، چرا که با وجود جریانهای شدید اقیانوسی و دمای آب دریا که بین ۵۰ تا ۵۵ درجه فارنهایت بود، بعید به نظر میرسید که آنها بتوانند مسافت ۱.۲۵ مایلی تا ساحل را طی کنند. آنها بقایای یافتشده از قایق و همچنین وسایل شخصی مردان را به عنوان شواهدی برای تقویت این دیدگاه رسمی ذکر کردند که قایق پس از حرکت از آلکاتراز در نقطهای متلاشی و غرق شده و سه محکوم تلاش کردهاند شنا کنند، اما قطعاً تسلیم هیپوترمی شده و اجسادشان توسط جریانهای سریع خلیج سانفرانسیسکو به دریا برده شده است. با این حال، افبیآی تحقیقات را به سرویس مارشالهای ایالات متحده واگذار کرد که از آن زمان تاکنون پرونده خود را نبستهاند. همانطور که معاون مارشال ایالات متحده، مایکل دایک، در سال ۲۰۰۹ به انپیآر گفت: «یک حکم فعال وجود دارد و سرویس مارشالها از جستجو برای افراد دست نمیکشد.» دایک همچنین اشاره کرد که اجساد دو نفر از هر سه نفری که در خلیج سانفرانسیسکو مفقود میشوند، در نهایت پیدا میشوند.
16کتی
در سال ۱۹۸۹، زنی که تنها خود را «کتی» معرفی کرد، با خط تلفن برنامه «معماهای حلنشده» تماس گرفت و گزارش داد که عکس کلارنس انگلین را به عنوان مردی که در مزرعهای در نزدیکی ماریانا، فلوریدا زندگی میکرد، شناسایی کرده است. این برادران همچنین توسط زنی دیگر به این منطقه مرتبط شدند؛ او نیز عکس کلارنس انگلین را شناسایی کرد و گفت که او در نزدیکی ماریانا زندگی میکرد. او رنگ چشم، قد و سایر ویژگیهای فیزیکی او را به درستی تشخیص داد. شاهد دیگری نیز طرحی از فرانک موریس را شناسایی کرد و گفت که شباهت خیرهکنندهای به مردی دارد که او در آن منطقه دیده بود.

