لوگوی Historydraft
null
51 رویدادهای این خط زمانی
  1. تولد موتسارت

    سه‌شنبه ژانویه 27, 1756گترایدگاسه شماره ۹، سالزبورگ، اتریش

    ولفگانگ آمادئوس موتسارت در ۲۷ ژانویه ۱۷۵۶ از لئوپولد موتسارت (۱۷۱۹–۱۷۸۷) و آنا ماریا، با نام خانوادگی پرتل (۱۷۲۰–۱۷۷۸)، در گترایده‌گاسه ۹ در سالزبورگ متولد شد.

  2. اولین قطعه ساخته‌شده توسط موتسارت

    1761Salzburg, Austria

    در پنج سالگی، او شروع به ساخت قطعات کوچکی کرد که آن‌ها را برای پدرش می‌نواخت و پدرش آن‌ها را یادداشت می‌کرد. این قطعات اولیه، K. 1–5، در دفتر نت نانرل (Nannerl Notenbuch) ثبت شدند. بحث‌های علمی وجود دارد که آیا موتسارت چهار ساله بود یا پنج ساله که اولین ساخته‌های موسیقی خود را خلق کرد، اگرچه تردید کمی وجود دارد که موتسارت سه قطعه اول موسیقی خود را در عرض چند هفته از یکدیگر ساخته است: K. 1a، 1b و 1c.

  3. دو کودک نابغه در مونیخ

    ژوئیه, 1762مونیخ، بایرن، آلمان

    در حالی که ولفگانگ جوان بود، خانواده‌اش چندین سفر اروپایی انجام دادند که در آن‌ها او و نانرل به عنوان کودکان نابغه اجرا می‌کردند. این سفرها با نمایشی در سال ۱۷۶۲ در دربار شاهزاده-انتخابگر ماکسیمیلیان سوم باواریا در مونیخ آغاز شد.

  4. اولین سفر به وین

    اکتبر, 1762وین، اتریش

    در همان سال در ماه اکتبر، لئوپولد هر دو فرزندش را به وین برد. این شهر بزرگ، درست همان‌طور که امروز هست، قلب تپنده موسیقی در سرزمین‌های اتریش بود. جوانان بار دیگر توسط مقامات شنیده شدند و برای اجرا در دربار وین دعوت شدند، که این کار را در ۱۳ اکتبر انجام دادند.

  5. اولین بار نوازندگی ارگ

    1763واسربرگ آم این، بایرن، آلمان

    خانواده در اوایل تابستان ۱۷۶۳ راهی سفر شدند و در مسیر خود به مونیخ از واسربرگ بازدید کردند، جایی که لئوپولد نوشت موتسارت شروع به نواختن ارگ کرده است؛ به محض اینکه لئوپولد به طور مختصر توضیح داد که آن‌ها چه کار می‌کنند، موتسارت شروع به نواختن کرد، گویی ماه‌ها تمرین کرده بود.

  6. موتسارت با پادشاه لوئی پانزدهم در پاریس

    جمعه نوامبر 18, 1763پاریس، فرانسه

    در ۱۸ نوامبر، موتسارت به پاریس رسید. او و خانواده‌اش در نهایت ۵ ماه در آنجا زندگی کردند. به خانواده اجازه داده شد در خیابان سنت آنتوان در خانه کنت ماکسیمیلیان امانوئل فرانتس فون آیک زندگی کنند و در ۱ ژانویه ۱۷۶۴ کنسرتی برای لوئی پانزدهم اجرا کردند. شهرت موتسارت به دنبال آن‌ها بود و هر کجا که می‌رفتند توسط اشراف پذیرایی می‌شدند.

  7. اولین موسیقی منتشرشده

    1764پاریس، فرانسه

    یک رویداد مهم برای موسیقی کلاسیک در سال ۱۷۶۴ در پاریس رخ داد. یک سونات ویولن در پنج موومان منتشر شد: اولی سریع بود؛ دومی آرام؛ دو مینوئت به دنبال آن آمد و سپس یک موومان سریع نهایی. موتسارت هشت ساله از بازیگر به آهنگساز تبدیل شده بود. اولین موسیقی ثبت‌شده او همین اثر، یعنی اپوس ۱ او بود.

  8. موتسارت با پادشاه جورج سوم در لندن دیدار می‌کند

    دوشنبه آوریل 23, 1764لندن، بریتانیا

    موتسارت، پسر شگفت‌انگیز، هر کسی را از اشراف تا خانواده سلطنتی مجذوب خود می‌کرد. لئوپولد توجه خود را آشکار کرد و بدون شک از پول نقدی که فرزندانش تولید می‌کردند سپاسگزار بود. پادشاه موسیقی‌هایی از واگن‌زایل، باخ، آبل و هندل به او ارائه داد و او در نگاه اول همه آن‌ها را نواخت. او ارگ خود پادشاه را چنان خوب نواخت که مردم گفتند نواختن ارگ او بهتر از نواختن پیانویش است. سپس او ملکه را در یک شعر همراهی کرد و نوازنده فلوت را در قطعه‌ای برای فلوت و پیانو همراهی نمود.

  9. موتسارت در باغ‌های رانلاگ

    جمعه ژوئن 29, 1764رویال هاسپیتال چلسی، لندن، بریتانیا

    برای کمک به یک بیمارستان زایمان که به تازگی تأسیس شده بود، موتسارت ساخته‌های خود را با هارپسیکورد و ارگ در یک کنسرت خیریه اجرا کرد. هزینه ورودی ۵ شیلینگ بود.

  10. موتسارت با جی. سی. باخ دیدار می‌کند

    1764لندن، بریتانیا

    باخ در سال ۱۷۶۴ با ولفگانگ آمادئوس موتسارت که در آن زمان هشت ساله بود و پدرش او را به لندن برده بود، ملاقات کرد. سپس باخ شروع به آموزش آهنگسازی به موتسارت به مدت پنج ماه کرد. برای کنسرتوهای کیبورد، موتسارت سه سونات از اپوس ۵ باخ را تنظیم کرد.

  11. ساخت اولین دو سمفونی خود

    یکشنبه اوت 5, 1764خیابان ایبری ۱۸۰، لندن، بریتانیا

    لئوپولد خانواده‌اش را جابه‌جا کرد تا از سرماخوردگی و گلودردی که در یک کنسرت فضای باز در خانه ارل تانت در میدان گروسونور در ۵ اوت ۱۷۶۴ گرفته بودند، بهبود یابند. یک پلاک آبی یادبود اقامت آن‌هاست. موتسارت دو سمفونی اول خود، K16 و K19 را نوشت تا خود را مشغول نگه دارد.

  12. اولین کنسرت تک‌نوازی

    سپتامبر, 1765لاهه، هلند

    نانرل در نتیجه حصبه روده بیمار شد، بنابراین موتسارت مجبور شد اولین کنسرت تک‌نوازی خود را اجرا کند. همه چیز به خوبی پیش رفت. او همچنین شش سونات ویولن منتشر کرد. تا آن زمان، و بدون شک با تشویق پدرش، او قبلاً نواختن این ساز را به خود آموخته بود.

  13. موتسارت و آبله

    دوشنبه اکتبر 26, 1767اولوموتس (اولوموتس امروزی)، جمهوری چک

    ولفگانگ اولین علائم آبله را نشان داده بود. به دلیل دوره نهفتگی بیماری (حدود ۱۲ روز)، می‌توان دانست که او قبلاً در وین به آن مبتلا شده بود. لئوپولد دکتر ولف را صدا کرد و به موتسارت گفته شد حداقل چند ماه استراحت کند. او چنان بیمار بود که تا نه روز چیزی نمی‌دید و پس از بهبودی مجبور بود چندین هفته از چشمانش مراقبت کند. موتسارت در دسامبر بسیار بهتر شد و خانواده به فکر سفر افتادند.

  14. لا فینتا سمپلیچه (La finta semplice)

    1769Salzburg, Austria

    لئوپولد تلاش کرد پسرش را به عنوان یک آهنگساز اپرا مطرح کند. او روی سفارش پیشنهادی امپراتور جوزف دوم کار می‌کرد که پسر جوان باید اپرایی بنویسد، اما موسیقی‌دانان رقیب مشتاق نبودند که یک آهنگساز نوجوان از آن‌ها پیشی بگیرد. گزارش‌هایی وجود داشت که اپرا ساختگی است - یعنی اثر واقعاً توسط لئوپولد ساخته شده، نه ولفگانگ. افتتاحیه بارها به تعویق افتاد. سرانجام، لئوپولد تسلیم شد و پسرش را به سالزبورگ بازگرداند، جایی که پارتیتور سال بعد برای اولین بار اجرا شد.

  15. دریافت مقام کنسرت‌مایستر

    دوشنبه نوامبر 27, 1769Salzburg, Austria

    دنیای موتسارت به شکلی بسیار چشمگیر در حال تحول بود. او به مقام کنسرت‌مایستر در دربار سالزبورگ منصوب شد. اگرچه این موقعیت بدون حقوق بود، اما سخت است که اهمیت این فرصت را دست‌کم بگیریم. این یک پسر ۱۳ ساله بود که به عنوان آهنگساز و رهبر ارکستر برای اسقف-شاهزاده یکی از شاهزاده‌نشین‌های اصلی امپراتوری مقدس روم منصوب شده بود.

  16. دریافت نشان مهمیز طلایی

    پنجشنبه ژوئیه 26, 1770رم، ایتالیا

    موتسارت در نوجوانی به همراه پدرش به تورهای ایتالیا رفت. در طول اولین سفر، لئوپولد و ولفگانگ از رم (۱۷۷۰) بازدید کردند، جایی که پاپ کلمنت چهاردهم به ولفگانگ نشان مهمیز طلایی، نوعی شوالیه افتخاری، اعطا کرد. موتسارت نشان رسمی خود را روز بعد دریافت کرد که شامل «یک صلیب طلایی روی شال قرمز، شمشیر و مهمیز» بود که نشان‌دهنده شوالیه افتخاری است.

  17. موفقیت اپرایی در میلان

    اکتبر, 1770میلان، ایتالیا

    موتسارت کار بر روی دکلمه‌های خود را در اکتبر ۱۷۷۰ آغاز کرد. شب افتتاحیه در تئاتر رجیو دوکال در ۲۶ دسامبر، با رهبری خود موتسارت، تجربه‌ای حتی بهتر بود. نام این اپرا «میترادات، پادشاه پونتوس» (Mitridate, rè di Ponto) بود. این اثر اکنون تحت‌الشعاع آثار اپرایی بعدی موتسارت قرار گرفته و در نتیجه امروزه به ندرت اجرا می‌شود.

  18. آکادمی فیلارمونیک ورونا

    ژانویه, 1771ورونا، ایتالیا

    طعم موفقیت در سال جدید ۱۷۷۱ ادامه یافت. تنها چند روز پیش از پانزدهمین سالگرد تولدش، موتسارت افتخارات بیشتری کسب کرد که این بار شامل دیپلم افتخار از آکادمی فیلارمونیک ورونا در ایتالیا بود.

  19. لوچیو سیلا

    1772میلان، ایتالیا

    در اواخر اکتبر، موتسارت و لئوپولد به سمت میلان حرکت کردند و در اوایل نوامبر به آنجا رسیدند. دلیل سفر آن‌ها آغاز تمرینات برای اپرای جدیدی بود که سال قبل سفارش داده شده بود. نام آن «لوچیو سیلا» بود و در روز باکسینگ دی (Boxing Day) به نمایش درآمد. در ابتدا عملکرد بسیار خوبی داشت و در ماه اول ۲۰ اجرا را پشت سر گذاشت.

  20. جوبیلاته

    یکشنبه ژانویه 17, 1773میلان، ایتالیا

    شخصی که نقش اصلی را در لوسیو سیلا (Lucio Silla) می‌خواند، یک کاستراتو به نام ونانزیو رائوزینی (Venanzio Rauzzini) بود که در اواخر دهه ۲۰ زندگی‌اش قرار داشت. موتسارت به‌ویژه مجذوب او شده بود و برایش یک موتت سه موومانی به نام «Exsultate, jubilate» نوشت که امروزه معمولاً توسط خوانندگان سوپرانو زن اجرا می‌شود. برای آهنگساز و هنرمند، موومان آخر کمی خودنمایی بود. موتسارت خود را به چالش کشید تا تنها یک عبارت را برای کل این بخش در نظر بگیرد: «Alleluia». رائوزینی حتماً عاشق آن با خط آوازی سریع و به‌طرز شگفت‌انگیزی جذابش شده بود. این اثر برای اولین بار در ۱۷ ژانویه ۱۷۷۳ در کلیسای تئاتین در میلان شنیده شد. «Exsultate, jubilate» برای موتسارت قطعه‌ای مهم است و یکی از معدود آثاری است که او پیش از بزرگسالی نوشته و همچنان در میان محبوب‌ترین کارهایش باقی مانده است.

  21. موتسارت و متاستازیو

    شنبه مه 1, 1773Salzburg, Austria

    موتسارت با پیرمرد بزرگ دنیای لیبرتو، شاعر ۷۴ ساله، متاستازیو (Metastasio) همراه شد. این یک اپرا نبود، یک اوراتوریو هم نبود، بلکه یک «سرناد دراماتیک» بود که با موفقیت در اول ماه مه همان سال در مراسم تاج‌گذاری اجرا شد. متأسفانه، اگرچه این اثر قطعاً از کیفیت بالایی برخوردار بود و در آن دوره اهمیت داشت، اما نتوانست در آزمون زمان پیروز شود تا جایگاهی در رپرتوار عمومی پیدا کند.

  22. کنسرتو فاگوت

    چهارشنبه آوریل 6, 1774Salzburg, Austria

    موتسارت کنسرتوی فاگوت را در ۱۸ سالگی نوشت و این اولین کنسرتوی او برای یک ساز بادی بود. در این قطعه، موتسارت به نوازنده فاگوت خود فرصت خودنمایی واقعی با ساز را داد، با پاساژهای سریع و پرزرق و برقی که هنوز هم با وجود سازهای بسیار نامناسب‌تر دهه ۱۷۷۰، چالشی بزرگ محسوب می‌شوند.

  23. لا فینتا جاردینیرا

    جمعه ژانویه 13, 1775مونیخ، آلمان

    اثر حاصل، زمانی که در همان سال سفارشی از مونیخ دریافت شد، «لا فینتا جاردینیرا» (یک اپرای بوفا) بسیار موفق‌تر از اثر کمدی قبلی او، «لا فینتا سمپلیچه» است. طبیعتاً این اثر توجیهی برای موتسارت فراهم کرد تا سالزبورگ را ترک کند. در ۶ دسامبر همان سال، او و پدرش برای شرکت در تمرینات اپرای جدید به مونیخ رسیدند.

  24. سرناد هافنر

    یکشنبه ژوئیه 21, 1776Salzburg, Austria

    زیگموند هافنر با درخواستی برای موسیقی عروسی خواهرش به آن‌ها مراجعه کرد و موتسارت با خوشحالی پذیرفت. هرچقدر هم که امروز تصور آن برایمان سخت باشد، «سرناد هافنر» حاصل، قرار بود در ۲۱ ژوئیه ۱۷۷۶ در عروسی ماری الیزابت هافنر برای مهمانانی که در حال صحبت، آشپزی و نوشیدن بودند، نواخته شود. بار دیگر، سرناد هافنر یکی از دستاوردهای اولیه موتسارت است؛ اثری درخشان، سرشار از پیچیدگی و تخیل، که با وجود این، در اولین اجرای خود توجه کمی از سوی مخاطبان دریافت کرد.

  25. ترک خانه به همراه مادر

    سه‌شنبه سپتامبر 23, 1777Salzburg, Austria

    سال ۱۷۷۷ آغازگر دوره‌ای بسیار طولانی از دوری از زندگی در سالزبورگ بود. موتسارت از زادگاهش عمیقاً ناراضی شد و دوباره درخواست مرخصی کرد. او از پیشنهاد دیگری برای مرخصی چنان برآشفت که هم موتسارت و هم لئوپولد را اخراج کرد، در حالی که موتسارت به هر حال با لحنی به‌طور معناداری کوتاه با ترک آنجا موافقت کرد. در نتیجه، کالسکه‌ای کرایه شد و او در ۲۳ سپتامبر - بدون پدرش اما این بار با مادرش - راهی شد و ابتدا به مونیخ و سپس به آوگسبورگ رفت.

  26. ملاقات موتسارت با ماریا آنا

    اکتبر, 1777آوگسبورگ، آلمان

    موتسارت در آوگسبورگ با دخترعموی دور خود، ماریا آنا تکلا، که او را با محبت «بزله» (Bäsle) صدا می‌زد، ملاقات کرد. به نظر می‌رسد که او حس شوخ‌طبعی مشابهی با موتسارت داشته و آن‌ها خیلی زود دوستان خوبی برای هم شدند، شاید حتی عاشق یکدیگر. نامه‌های او به وی نشان‌دهنده تغییری در اوست که نشان می‌دهد از این نظر، او بیشتر شبیه هر جوان ۲۱ ساله دیگری بوده است. او سرانجام خود را از «بزله» جدا کرد و به همراه مادرش به مانهایم رفت.

  27. رفتن به مانهایم و ملاقات با خانواده وبر

    پنجشنبه اکتبر 30, 1777مانهایم، بادن-وورتمبرگ، آلمان

    او و مادرش به مانهایم رفتند، با نوازندگان مانهایم صمیمی شدند، به تدریس و نوازندگی پرداختند، سفارش موسیقی فلوت از یک جراح آلمانی را پذیرفتند و تا حدی انجام دادند، و عاشق آلویسیا وبر، خواننده سوپرانو و دومین دختر از چهار دختر یک نت‌نویس موسیقی، شدند. او همچنین سونات‌های متعددی برای پیانو، برخی به همراه ویولن، نوشت. او طرحی را برای سفر با خانواده ساده‌لوح و بی‌پروا وبر به ایتالیا به پدرش پیشنهاد داد که با واکنش خشمگینانه لئوپولد مواجه شد.

  28. اجرای نخست ایدومنه

    پنجشنبه ژانویه 29, 1778تئاتر کوویلیه، مونیخ، آلمان

    اولین تمرین لباس «ایدومِنئو» با بیست و پنجمین سالگرد تولد موتسارت همزمان بود. پدرش لئوپولد به همراه نانرل در فاصله‌ای بین آن زمان و شب افتتاحیه به مونیخ رسیده بودند. شب اول - که تنها شب موفق بود - بسیار خوب پیش رفت. موتسارت به محبوبیتی که آرزویش را داشت دست یافته بود، اما این اپرا تا ۵ سال دیگر دوباره اجرا نشد.

  29. ترک مانهایم به مقصد پاریس

    آوریل, 1778پاریس، فرانسه

    در بهار ۱۷۷۸، موتسارت سرانجام خود را از مانهایم جدا کرد و در اوایل آوریل به پاریس رسید، اگرچه موتسارت موفق به دریافت سفارشی از اپرای پاریس برای ساخت مقداری موسیقی باله جانبی شده بود. او در ماه مه روی «Les petits riens» کار کرد و در ۱۱ ژوئن شاهد اجرای آن بود. او در این دوران به‌ویژه توسط دوشس شابو به‌شدت بدرفتاری دید؛ کسی که به نظر می‌رسید او را چیزی بیش از یک کارگر اجیرشده نمی‌دید که برای کلاس هنری‌اش می‌نواخت، در حالی که او و مهمانانش اجراهای او را نادیده می‌گرفتند.

  30. ملاقات موتسارت با بتهوون

    سه‌شنبه آوریل 7, 1778وین، اتریش

    یک آهنگساز ۱۶ ساله در ۷ آوریل ۱۷۸۷ به تازگی وارد وین شد. طبق تمام شواهد، او از قبل با موسیقی موتسارت آشنا بود و برای ملاقات با او هیجان‌زده بود. گفته می‌شود که او با موتسارت موسیقی می‌نواخت و احتمالاً درس‌هایی نیز از او گرفته است. نام آن آهنگساز جوان لودویگ فان بتهوون بود.

  31. مرگ پدرش

    پنجشنبه مه 28, 1778Salzburg, Austria

    لئوپولد موتسارت درگذشت. پس از رسیدگی به تمام امور او، موتسارت ۱۰۰۰ گولدن از میراث پدرش دریافت کرد. این یک کمک مالی بسیار ضروری بود.

  32. استعفای موتسارت

    دوشنبه ژوئن 8, 1778وین، اتریش

    این آهنگساز در ماه مارس سال بعد به وین فراخوانده شد، جایی که کارفرمای او، اسقف اعظم کولورِدو، در جشن‌های مربوط به جلوس یوزف دوم بر تخت سلطنت اتریش شرکت می‌کرد. موتسارت که تازه از تحسین‌های مونیخ بازگشته بود، وقتی کولورِدو با او مانند یک خدمتکار ساده رفتار کرد، آزرده‌خاطر شد؛ به‌ویژه زمانی که اسقف اعظم او را از اجرا در خانه کنتس تون در حضور امپراتور، با دستمزدی معادل نیمی از حقوق سالانه او در سالزبورگ، منع کرد. در ماه مه، مشاجره‌ای که در پی آن رخ داد به اوج رسید؛ موتسارت تلاش کرد استعفا دهد اما درخواستش رد شد. ماه بعد اجازه خروج صادر شد، اما این آهنگساز به شیوه‌ای بسیار توهین‌آمیز توسط مباشر اسقف اعظم، کنت آرکو، اخراج شد. موتسارت تصمیم گرفت به عنوان نوازنده و آهنگساز مستقل در وین ساکن شود.

  33. مرگ مادرش

    جمعه ژوئیه 3, 1778پاریس، فرانسه

    پس از مانهایم، او ناخوش بود و از گلودرد و عفونت گوش شکایت داشت، و با اینکه مشتاق بود به سفر ادامه دهند، لئوپولد اجازه بازگشت او به خانه برای بهبودی را نداد. اوضاع در پاریس به سرعت بدتر شد. او دچار لرز و تب همراه با سردردهای مداوم شد و در ۳ ژوئیه درگذشت.

  34. سمفونی پاریس

    دوشنبه ژوئیه 13, 1778پاریس، فرانسه

    در ۱۲ ژوئن، سمفونی شماره ۳۱ او در گام ر ماژور — که بعدها به «سمفونی پاریس» معروف شد — که همان ماه نوشته شده بود، در خانه یکی دیگر از بزرگان محلی، کنت زیکینگن، اجرا شد.

  35. دریافت سفارش برای ایدومِنئو

    نوامبر, 1778Salzburg, Austria

    تنها چیزی که در سال ۱۷۷۹ برای موتسارت امیدبخش بود، سفارش یک اپرای جدید از مونیخ بود. او اکنون ۲۴ ساله بود. ایدومِنئو، که اکنون در مونیخ اقامت داشت، به عنوان سفارشی از سوی انتخابگر باواریا آمده بود. موتسارت احتمالاً پیش از ترک خانه، رسیتاتیوها را تمام کرده بود. سپس او تنها پس از ملاقات با خوانندگان و تمرین، به مونیخ سفر کرد تا آریاها را تکمیل کند. موتسارت همیشه مشتاق بود قبل از نوشتن آریا برای کسی، صدای او را بشنود.

  36. موتسارت در دوئل مقابل کلمنتی پیروز می‌شود

    دوشنبه دسامبر 24, 1781وین، اتریش

    موتسارت آنقدر مشهور بود که تا دسامبر به یک دوئل دعوت شد. پیانیست دیگری به شهر آمده بود؛ خود کلمنتی پیانیستی بسیار مورد احترام بود و به مناسبت جشن‌های عمومی حضور دوک بزرگ و دوشس روسیه به دربار دعوت شده بود. از موتسارت و کلمنتی خواسته شد تا برای سرگرمی دربار به گلادیاتورهای موسیقی تبدیل شوند و در یک مسابقه نوازندگی پیانو شرکت کنند. موتسارت پیروز شد و این قطعاً باعث افزایش اعتبار او شد.

  37. دستبرد از حرمسرا

    سه‌شنبه ژوئیه 16, 1782بورگ‌تئاتر، وین، اتریش

    تا ۱۶ ژوئیه ۱۷۸۲، اپرای جدید، «دستبرد از حرمسرا»، آماده بود و در حضور امپراتور در بورگ‌تئاتر به روی صحنه رفت که برای موتسارت ۱۰۰ دوکات بسیار ضروری به همراه داشت.

  38. موتسارت با کنستانزه ازدواج می‌کند

    یکشنبه اوت 4, 178209:03:00 ب.ظ.کلیسای جامع سنت استفان، وین، اتریش

    روز عروسی موتسارت ۴ اوت ۱۷۸۲ بود. او و کنستانزه در کلیسای باشکوه سنت استفان ازدواج کردند، ساختمانی بسیار بزرگ که کلیسای محلی آن‌ها محسوب می‌شد.

  39. سفر به سالزبورگ با همسرش

    1783Salzburg, Austria

    در سال ۱۷۸۳، موتسارت و همسرش برای دیدار با خانواده‌اش در سالزبورگ بودند. پدر و خواهرش با کنستانزه مهربان بودند، با این حال این سفر الهام‌بخش یکی از قطعات بزرگ مذهبی موتسارت، «مس در گام دو مینور» شد. این اثر، هرچند ناقص، در سالزبورگ با تک‌خوانی کنستانزه اجرا شد.

  40. اولین پسرش و تراژدی

    سه‌شنبه ژوئن 17, 178302 ب.ظ.وین، اتریش

    کنستانزه پسری به نام ریموند لئوپولد به دنیا آورد، اما موتسارت‌ها برای دیدن لئوپولد به سالزبورگ سفر کردند و ریموند لئوپولد را به عنوان نوزادی در وین تنها گذاشتند. پسرشان در زمانی که آن‌ها دور بودند درگذشت، بنابراین موتسارت‌ها به وین بازگشتند.

  41. موتسارت با هایدن ملاقات می‌کند

    1784وین، اتریش

    موتسارت حدود سال ۱۷۸۴ در وین با یوزف هایدن ملاقات کرد و این دو آهنگساز با هم دوست شدند. وقتی هایدن به وین می‌آمد، گاهی اوقات با هم در یک کوارتت زهی بداهه می‌نواختند. شش کوارتت موتسارت که به هایدن تقدیم شده‌اند (K. 387, K. 421, K. 428, K. 458, K. 464, و K. 465) مربوط به سال‌های ۱۷۸۲ تا ۱۷۸۵ هستند.

  42. نوزادی جدید و خانه‌ای جدید

    سه‌شنبه سپتامبر 21, 1784وین، اتریش

    کنستانزه دومین فرزندشان، کارل توماس، را در ۲۱ سپتامبر به دنیا آورد. برخلاف برادرش ریموند، کارل توماس تا سن ۷۴ سالگی عمر کرد. والدینش در اوایل کودکی او دوباره خانه را عوض کردند. این بار به خیابان دومگاسه نقل مکان کردند که بسیار خوش‌آب‌وهواتر بود. و این خوش‌آب‌وهوایی هزینه‌هایی هم داشت، به طوری که اجاره آپارتمان برای موتسارت‌ها سالانه ۴۵۰ گیلدر بود.

  43. فراماسون شدن

    سه‌شنبه دسامبر 14, 1784وین، اتریش

    در ۱۴ دسامبر ۱۷۸۴، موتسارت به عضویت فراماسونری درآمد و وارد لژ «Zur Wohltätigkeit» (نیکوکاری) شد. فراماسونری نقش مهمی در باقی عمر موتسارت ایفا کرد: او در جلسات شرکت می‌کرد، تعدادی از دوستانش ماسون بودند و در مناسبت‌های مختلف، موسیقی ماسونی ساخت، مانند «موسیقی سوگواری ماسونی» (Maurerische Trauermusik).

  44. همکاری با دا پونته

    اکتبر, 1785وین، اتریش

    موتسارت در اواخر سال ۱۷۸۵ از نوشتن برای کیبورد فاصله گرفت و همکاری اپرایی مشهور خود را با لیبرتونویس، لورنتزو دا پونته، آغاز کرد. در سال ۱۷۸۶، اجرای محبوب «عروسی فیگارو» در وین جشن گرفته شد. اواخر همان سال، استقبال از آن در پراگ حتی گرم‌تر بود.

  45. یوزف دوم و ساخت اپرای مدیر تئاتر

    شنبه فوریه 11, 1786قصر شون‌برون، وین، اتریش

    در ژانویه ۱۷۸۶، موتسارت سفارش جدیدی برای اپرا پذیرفت. بدون شک تصمیم او تحت تأثیر درخواستی بود که از سوی خود امپراتور، به یاد خواهرش، مطرح شده بود. مبلغ ۵۰ دوکات توسط خود امپراتور یوزف دوم به او اهدا شد. علاوه بر این، موتسارت اپرایی به نام «مدیر تئاتر» (The Impresario) ساخت.

  46. کار به عنوان موسیقی‌دان دربار امپراتور

    اکتبر, 1787وین، اتریش

    به او شغل جدیدی داده شده بود: موسیقی‌دان دربار امپراتور. این شغل از کسی به بزرگی موتسارت کار زیادی نمی‌خواست، اما درآمد ثابت ۸۰۰ گولدن را برای او تضمین می‌کرد.

  47. سفر با شاهزاده لیخنووسکی

    1789آلمان

    بین آوریل و ژوئن امسال، موتسارت شاهزاده لیخنوفسکی را در سفرهایش به آلمان همراهی کرد. آن‌ها در طول مسیر در مکان‌های مختلفی از جمله درسدن، لایپزیگ، پوتسدام و برلین توقف کردند. در درسدن، موتسارت پرتره خود را نقاشی کرد.

  48. روی برگرداندن از یک فرصت مالی

    1789برلین، آلمان

    فریدریش ویلهلم دوم به او پیشنهاد پست کاپل‌مایستر ارشد در برلین را با حقوقی داد که تقریباً به طور قطع می‌توانست به مشکلات مالی او پایان دهد. پاسخی که موتسارت داد، رد کردن آن بود. او در نامه‌ای به یکی از دوستانش نوشت: «من وین را دوست دارم... امپراتور با من خوب است و من چندان نگران پول نیستم.»

  49. احساس بیماری

    سه‌شنبه سپتامبر 6, 1791پراگ، امپراتوری اتریش-مجارستان (جمهوری چک کنونی)

    موتسارت در دوران اقامتش در پراگ برای اولین اجرای اپرای خود «لا کلمنزا دی تیتو» در ۶ سپتامبر ۱۷۹۱ که در همان سال به سفارش جشن‌های تاج‌گذاری امپراتور نوشته شده بود، بیمار شد. وضعیت سلامتی او در ۲۰ نوامبر رو به وخامت گذاشت و در آن زمان زمین‌گیر شد و از تورم، درد و استفراغ رنج می‌برد.

  50. آخرین اپرای موتسارت

    جمعه سپتامبر 30, 1791تئاتر آن در وین، وین

    «فلوت سحرآمیز» آخرین اپرایی بود که موتسارت ساخت؛ این اپرا در ۳۰ سپتامبر ۱۷۹۱ - تقریباً سه ماه قبل از مرگش - برای اولین بار به اجرا درآمد. خود موتسارت ارکستر را رهبری کرد، در حالی که امانوئل شیکاندر، نویسنده لیبرتو، نقش پاپاگنو را ایفا کرد.

  51. مرگ موتسارت

    دوشنبه دسامبر 5, 179112:55:00 ق.ظ.وین، اتریش

    موتسارت در دوران بیماری نهایی‌اش توسط همسرش و کوچک‌ترین خواهر او پرستاری می‌شد و پزشک خانواده، توماس فرانتس کلوسِت، بر بالین او حاضر بود. او ذهنش درگیر تکمیل «رکوییم» بود. علت مرگ موتسارت را نمی‌توان با قطعیت دانست. موتسارت در ۵ دسامبر ۱۷۹۱ (در ۳۵ سالگی) در ساعت ۱۲:۵۵ بامداد در خانه‌اش درگذشت.