1اجداد
اجداد ناپلئون از اشرافزادگان کوچک ایتالیایی با اصالت توسکانی بودند که در قرن شانزدهم از لیگوریا به کورس آمده بودند. ناپلئون به میراث ایتالیایی خود میبالید و میگفت: «من از نژادی هستم که امپراتوریها را بنیان مینهد» و خود را «بیشتر ایتالیایی یا توسکانی تا کورسی» مینامید.
2جمهوری جنوا کورس را به فرانسه واگذار کرد
ناپلئون در همان سالی متولد شد که جمهوری جنوا، یکی از کمونهای سابق ایتالیا، کورس را به فرانسه واگذار کرد.
3تولد
ناپلئون در ۱۵ اوت ۱۷۶۹ متولد شد. والدین او، کارلو ماریا دی بوئوناپارته و ماریا لتیزیا رامولینو، خانهای اجدادی به نام «کازا بوئوناپارته» در آژاکسیو داشتند. ناپلئون چهارمین فرزند و سومین پسر آنها بود. یک پسر و یک دختر پیش از او به دنیا آمده بودند اما در نوزادی درگذشتند.
4پدرش وکیلی بود که بعدها به عنوان نماینده کورس در دربار لوئی شانزدهم منصوب شد
والدین ناپلئون حتی زمانی که ماریا به او باردار بود، برای حفظ استقلال با فرانسویها جنگیدند. پدرش وکیلی بود که بعدها در سال ۱۷۷۷ به عنوان نماینده کورس در دربار لوئی شانزدهم منصوب شد.
5ناپلئون به سرزمین اصلی فرانسه نقل مکان کرد
وقتی ناپلئون ۹ ساله شد، به سرزمین اصلی فرانسه نقل مکان کرد.
6ناپلئون در یک مدرسه مذهبی ثبتنام کرد
ناپلئون در ژانویه ۱۷۷۹ در یک مدرسه مذهبی در اوتون ثبتنام کرد.
7آکادمی نظامی در برین-لو-شاتو
در ماه مه، ناپلئون با دریافت بورسیه تحصیلی به یک آکادمی نظامی در برین-لو-شاتو منتقل شد.
8ناپلئون شروع به یادگیری زبان فرانسوی کرد
او در جوانی یک ملیگرای صریحاللهجه کورسی بود و از استقلال این ایالت از فرانسه حمایت میکرد. مانند بسیاری از کورسیها، ناپلئون به زبان کورسی (به عنوان زبان مادری) و ایتالیایی (به عنوان زبان رسمی کورس) صحبت میکرد و میخواند. ناپلئون در حدود ۱۰ سالگی شروع به یادگیری زبان فرانسوی در مدرسه کرد.
9ناپلئون به طور معمول توسط همسالانش به خاطر لهجهاش مورد آزار و اذیت قرار میگرفت
ناپلئون به طور معمول توسط همسالانش به خاطر لهجه، محل تولد، قد کوتاه، رفتارها و ناتوانی در صحبت کردن سریع به زبان فرانسوی مورد آزار و اذیت قرار میگرفت. بناپارت گوشهگیر و افسرده شد و خود را به مطالعه مشغول کرد.
10ناپلئون در اکول میلیتر پذیرفته شد
پس از پایان تحصیلاتش در برین در سال ۱۷۸۴، ناپلئون در اکول میلیتر (مدرسه نظامی) در پاریس پذیرفته شد.
11فارغالتحصیلی
پس از فارغالتحصیلی در سپتامبر ۱۷۸۵، بناپارت به عنوان ستوان دوم در هنگ توپخانه لا فر منصوب شد.
12ناپلئون به رهبر کورسی، پاسکوال پائولی نامه نوشت
در این زمان، ناپلئون یک ملیگرای پرشور کورسی بود و در مه ۱۷۸۹ به رهبر کورسی، پاسکوال پائولی نوشت: «زمانی که ملت در حال نابودی بود، من متولد شدم. سی هزار فرانسوی بر سواحل ما استفراغ شدند و تخت آزادی را در امواج خون غرق کردند. این منظره نفرتانگیزی بود که اولین چیزی بود که مرا تحت تأثیر قرار داد.»
13ناپلئون در والانس و اوسون خدمت کرد
ناپلئون تا پس از آغاز انقلاب در سال ۱۷۸۹ در والانس و اوسون خدمت کرد و در این دوره نزدیک به دو سال مرخصی در کورس و پاریس گرفت.
14ناپلئون به درجه سروانی ارتقا یافت
او سالهای اولیه انقلاب را در کورس گذراند و در یک مبارزه پیچیده سهجانبه میان سلطنتطلبان، انقلابیون و ملیگرایان کورسی جنگید. او حامی جنبش جمهوریخواه ژاکوبن بود، باشگاههایی را در کورس سازماندهی میکرد و فرماندهی یک گردان از داوطلبان به او سپرده شد. ناپلئون در ژوئیه ۱۷۹۲، با وجود اتمام مرخصی و رهبری شورش علیه نیروهای فرانسوی، به درجه سروانی در ارتش منظم ارتقا یافت.
15بناپارت و خانوادهاش به سرزمین اصلی فرانسه گریختند
ناپلئون با پائولی که تصمیم گرفته بود از فرانسه جدا شود و با جلوگیری از حمله فرانسویها به جزیره ساردنی لا مادالنا، در مشارکت کورس در لشکرکشی به ساردنی خرابکاری کند، دچار اختلاف شد. بناپارت و خانوادهاش در ژوئن ۱۷۹۳ به دلیل جدایی از پائولی به سرزمین اصلی فرانسه گریختند.
16شام در بوکر
در ژوئیه ۱۷۹۳، بناپارت جزوهای جمهوریخواهانه با عنوان «شام در بوکر» منتشر کرد که حمایت آگوستن روبسپیر، برادر کوچکتر رهبر انقلابی ماکسیمیلیان روبسپیر را برای او به ارمغان آورد.
17ناپلئون به درجه سرتیپی ارتقا یافت
ناپلئون طرحی را برای تصرف تپهای که توپهای جمهوریخواهان میتوانستند بر بندر شهر مسلط شوند و بریتانیاییها را مجبور به تخلیه کنند، اتخاذ کرد. حمله به این موقعیت منجر به تصرف شهر شد، اما در جریان آن بناپارت از ناحیه ران مجروح شد. ناپلئون در ۲۴ سالگی به درجه سرتیپی ارتقا یافت. او که توجه کمیته نجات ملی را جلب کرده بود، مسئولیت توپخانه ارتش ایتالیای فرانسه را بر عهده گرفت.
18ناپلئون مدتی را به عنوان بازرس استحکامات ساحلی در سواحل مدیترانه گذراند
ناپلئون در حالی که منتظر تأیید پست ارتش ایتالیا بود، مدتی را به عنوان بازرس استحکامات ساحلی در سواحل مدیترانه در نزدیکی مارسی گذراند. او طرحهایی برای حمله به پادشاهی ساردنی به عنوان بخشی از لشکرکشی فرانسه علیه ائتلاف اول تدوین کرد. آگوستن روبسپیر و سالیتی آماده بودند تا به حرفهای این ژنرال توپخانه که به تازگی ارتقا یافته بود، گوش دهند.
19نبرد سائورجیو
ارتش فرانسه طرح بناپارت را در نبرد سائورجیو در آوریل ۱۷۹۴ اجرا کرد و سپس برای تصرف اورمیا در کوهستان پیشروی کرد. از اورمیا، آنها به سمت غرب حرکت کردند تا موقعیتهای اتریش-ساردنی در اطراف سائورژ را دور بزنند. پس از این لشکرکشی، آگوستن روبسپیر، بناپارت را در مأموریتی به جمهوری جنوا فرستاد تا نیات آن کشور را نسبت به فرانسه مشخص کند.
20بناپارت با دزیره کلاری نامزد کرده بود
تا سال ۱۷۹۵، بناپارت با دزیره کلاری، دختر فرانسوا کلاری، نامزد کرده بود.
21ناپلئون به ارتش غرب منصوب شد
در آوریل ۱۷۹۵، ناپلئون به ارتش غرب منصوب شد که درگیر جنگ در ونده (یک جنگ داخلی و ضدانقلاب سلطنتطلب) در ونده، منطقهای در غرب مرکز فرانسه در اقیانوس اطلس بود.
22کلیسون و اوژنی
ناپلئون رمان عاشقانه «کلیسون و اوژنی» را درباره یک سرباز و معشوقهاش نوشت که شباهت آشکاری به رابطه خود بناپارت با دزیره داشت.
23بناپارت از فهرست ژنرالهای در خدمت فعال حذف شد
در ۱۵ سپتامبر، بناپارت به دلیل امتناع از خدمت در لشکرکشی ونده، از فهرست ژنرالهای در خدمت فعال حذف شد.
24سلطنتطلبان علیه کنوانسیون ملی اعلام شورش کردند
در ۳ اکتبر، سلطنتطلبان در پاریس علیه کنوانسیون ملی اعلام شورش کردند.
25۱۴۰۰ سلطنتطلب کشته شدند و بقیه گریختند
ناپلئون به یک افسر جوان سوارهنظام به نام ژواکیم مورا دستور داد تا توپهای بزرگ را تصرف کند و از آنها برای دفع مهاجمان در ۵ اکتبر ۱۷۹۵ (۱۳ وندمییر سال چهارم در تقویم جمهوریخواه فرانسه) استفاده کرد؛ ۱۴۰۰ سلطنتطلب کشته شدند و بقیه گریختند.
26ناپلئون با ژوزفین دو بوهارنه ازدواج کرد
ناپلئون با ژوزفین دو بوهارنه، معشوقه سابق باراس، رابطه عاشقانه داشت. این زوج در ۹ مارس ۱۷۹۶ در یک مراسم مدنی ازدواج کردند.
27بناپارت پاریس را برای فرماندهی ارتش ایتالیا ترک کرد
دو روز پس از ازدواج، بناپارت پاریس را برای بر عهده گرفتن فرماندهی ارتش ایتالیا ترک کرد.
28محاصره مانتووا
فرانسویها سپس برای باقیمانده جنگ بر اتریشیها تمرکز کردند که نقطه اوج آن نبرد طولانی برای مانتووا بود. اتریشیها مجموعهای از حملات را علیه فرانسویها برای شکستن محاصره آغاز کردند، اما ناپلئون تمام تلاشهای امدادی را شکست داد و در نبردهای کاستیلیونه، باسانو، آرکوله و ریولی پیروز شد.
29نیروهای فرانسوی توسط آرشیدوک چارلز شکست خورده بودند
مرحله بعدی لشکرکشی شامل تهاجم فرانسه به قلب سرزمینهای هابسبورگ بود. نیروهای فرانسوی در جنوب آلمان در سال ۱۷۹۶ توسط آرشیدوک چارلز شکست خورده بودند، اما آرشیدوک پس از اطلاع از حمله ناپلئون، نیروهای خود را برای محافظت از وین عقب کشید.
30پیروزی قاطع فرانسویها در ریولی
پیروزی قاطع فرانسویها در ریولی در ژانویه ۱۷۹۷ منجر به فروپاشی موقعیت اتریش در ایتالیا شد. در ریولی، اتریشیها تا ۱۴۰۰۰ نفر را از دست دادند در حالی که فرانسویها حدود ۵۰۰۰ نفر تلفات داشتند.
31نبرد تارویس
در اولین رویارویی بین دو فرمانده، ناپلئون حریف خود را عقب راند و پس از پیروزی در نبرد تارویس در مارس ۱۷۹۷، به عمق قلمرو اتریش پیشروی کرد.
32معاهده لئوبن
اتریشیها از پیشروی فرانسویها که تا لئوبن، در حدود ۱۰۰ کیلومتری وین رسیده بود، نگران شدند و سرانجام تصمیم به درخواست صلح گرفتند.
معاهده لئوبن، که با معاهده جامعتر کامپو فورمیو دنبال شد، کنترل بیشتر شمال ایتالیا و کشورهای سفلی را به فرانسه داد و یک بند محرمانه، جمهوری ونیز را به اتریش وعده داد. بناپارت به سمت ونیز لشکرکشی کرد و آن را مجبور به تسلیم کرد که به ۱۱۰۰ سال استقلال آن پایان داد. او همچنین به فرانسویها اجازه داد تا گنجینههایی مانند اسبهای سنت مارک را غارت کنند.
33کودتای ۱۸ فروکتیدور
بناپارت ژنرال پیر اوژرو را به پاریس فرستاد تا در ۴ سپتامبر کودتایی را رهبری کرده و سلطنتطلبان را پاکسازی کند (کودتای ۱۸ فروکتیدور).
34معاهده کامپو فورمیو
این مذاکرات منجر به معاهده کامپو فورمیو شد.
35بناپارت به عنوان یک قهرمان به پاریس بازگشت
بناپارت در دسامبر به عنوان یک قهرمان به پاریس بازگشت.
36ناپلئون تصمیم به یک لشکرکشی نظامی برای تصرف مصر گرفت
بناپارت به این نتیجه رسید که قدرت دریایی فرانسه هنوز به اندازه کافی برای مقابله با نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا قوی نیست. ناپلئون تصمیم به یک لشکرکشی نظامی برای تصرف مصر گرفت تا از این طریق دسترسی بریتانیا به منافع تجاریاش در هند را تضعیف کند.
37بناپارت به عنوان عضو فرهنگستان علوم فرانسه انتخاب شد
در مه ۱۷۹۸، بناپارت به عنوان عضو فرهنگستان علوم فرانسه انتخاب شد.
38بناپارت به مالت رسید
بناپارت در ۹ ژوئن ۱۷۹۸ به مالت رسید که در آن زمان تحت کنترل شوالیههای هوسپیتالر بود. استاد بزرگ فردیناند فون هومپش زو بولهایم پس از مقاومتی نمادین تسلیم شد و بناپارت یک پایگاه دریایی مهم را تنها با از دست دادن سه نفر تصرف کرد.
39ناپلئون در اسکندریه پیاده شد
ژنرال بناپارت و لشکرکشیاش از تعقیب نیروی دریایی سلطنتی گریختند و در ۱ ژوئیه در اسکندریه پیاده شدند.
40نبرد شبراخیت
ناپلئون نبرد شبراخیت را علیه مملوکها، طبقه نظامی حاکم بر مصر، انجام داد.
41نبرد اهرام
ناپلئون در ۲۱ ژوئیه، نبرد اهرام را انجام داد.
42نبرد نیل
در ۱ اوت ۱۷۹۸، ناوگان بریتانیا به فرماندهی سر هوراشیو نلسون در نبرد نیل، تمام کشتیهای فرانسوی به جز دو فروند را تصرف یا نابود کرد و هدف بناپارت برای تقویت موقعیت فرانسه در مدیترانه را شکست داد.
43ناپلئون ارتشی را به استان دمشق عثمانی منتقل کرد
در اوایل ۱۷۹۹، ناپلئون ارتشی را به استان دمشق عثمانی (سوریه و جلیل) منتقل کرد. بناپارت این ۱۳۰۰۰ سرباز فرانسوی را در فتح شهرهای ساحلی عریش، غزه، یافا و حیفا رهبری کرد.
44محاصره یافا
حمله به یافا بسیار بیرحمانه بود. بناپارت متوجه شد که بسیاری از مدافعان، اسرای جنگی سابق هستند که ظاهراً با قول شرف آزاد شده بودند، بنابراین دستور داد پادگان و ۱۴۰۰ اسیر را برای صرفهجویی در گلوله، با سرنیزه یا غرق کردن اعدام کنند.
45محاصره عکا
ناپلئون در تسخیر قلعه عکا ناکام ماند، بنابراین در ماه مه ارتش خود را به مصر بازگرداند.
46نبرد ابوقیر (۱۷۹۹)
بناپارت پس از بازگشت به مصر در ۲۵ ژوئیه، یک تهاجم آبی-خاکی عثمانی را در ابوقیر شکست داد.
47ناپلئون به سمت فرانسه بادبان کشید
در ۲۴ اوت ۱۷۹۹، ناپلئون از خروج موقت کشتیهای بریتانیایی از بنادر ساحلی فرانسه استفاده کرد و با وجود اینکه هیچ دستور صریحی از پاریس دریافت نکرده بود، به سمت فرانسه حرکت کرد.
48کودتای ۹ نوامبر ۱۷۹۹
با وجود شکستها در مصر، ناپلئون با استقبالی قهرمانانه بازگشت. او اتحادی با امانوئل ژوزف سیس، برادرش لوسین، راجر دوکو رئیس شورای پانصد نفره، ژوزف فوشه مدیر و تالیران تشکیل داد و آنها در ۹ نوامبر ۱۷۹۹ (طبق تقویم انقلابی «۱۸ برومر») با یک کودتا، دیرکتوار را سرنگون کرده و شورای پانصد نفره را منحل کردند.
49کشف سنگ روزتا
اکتشافات هیئت اعزامی مصر شامل سنگ روزتا بود.
50قانون اساسی سال هشتم
ناپلئون پیشنویس قانون اساسی سال هشتم را تهیه کرد و انتخاب خود را به عنوان کنسول اول تضمین نمود و در تویلری ساکن شد.
51ناپلئون و نیروهایش از کوههای آلپ سوئیس به ایتالیا عبور کردند
در بهار ۱۸۰۰، ناپلئون و نیروهایش از کوههای آلپ سوئیس به سمت ایتالیا حرکت کردند تا ارتشهای اتریشی را که در زمان حضور ناپلئون در مصر، شبهجزیره را دوباره اشغال کرده بودند، غافلگیر کنند.
52محاصره جنوا
در حالی که یک ارتش فرانسه از شمال نزدیک میشد، اتریشیها مشغول ارتش دیگری بودند که در جنوا مستقر بود و توسط نیروی قابل توجهی محاصره شده بود.
مقاومت شدید این ارتش فرانسه تحت فرماندهی آندره ماسنا، به نیروی شمالی فرصت داد تا عملیات خود را با مداخله کمی انجام دهند.
53نبرد مارنگو
پس از چند روز جستجو برای یافتن یکدیگر، دو ارتش در ۱۴ ژوئن در نبرد مارنگو با هم برخورد کردند. ژنرال ملاس با حدود ۳۰,۰۰۰ سرباز اتریشی برتری عددی داشت، در حالی که ناپلئون فرماندهی ۲۴,۰۰۰ سرباز فرانسوی را بر عهده داشت.
نبرد مارنگو در ۱۴ ژوئن ۱۸۰۰ بین نیروهای فرانسوی به رهبری کنسول اول ناپلئون بناپارت و نیروهای اتریشی در نزدیکی شهر آلساندریا در پیمونت ایتالیا رخ داد.
اواخر بعدازظهر، یک لشکر کامل تحت فرماندهی لوئی دزِ به میدان رسید و جریان نبرد را تغییر داد. مجموعهای از حملات توپخانهای و یورشهای سوارهنظام، ارتش اتریش را که با ۱۴,۰۰۰ تلفات از رودخانه بورمیدا به سمت آلساندریا گریخت، درهم کوبید.
54کنوانسیون آلساندریا
ارتش اتریش با کنوانسیون آلساندریا موافقت کرد که بار دیگر شمال ایتالیا را ترک کند؛ این توافق در ازای واگذاری قلعههایشان در سراسر منطقه، به آنها اجازه عبور امن به خاک دوست را میداد.
55توطئه خنجرها
توطئه خنجرها (Conspiration des poignards) یا توطئه اپرا (Complot de l'Opéra) یک سوءقصد ادعایی علیه ناپلئون بناپارت بود. اعضای این توطئه به وضوح مشخص نشدند. مقامات وقت آن را به عنوان یک سوءقصد به ناپلئون در خروجی اپرای پاریس در ۱۸ وندمییر سال نهم (۱۰ اکتبر ۱۸۰۰) معرفی کردند که توسط نیروی پلیس ژوزف فوشه خنثی شد. با این حال، این روایت خیلی زود مورد تردید قرار گرفت.
56نبرد هوهنلیندن
بناپارت به ژنرال خود مورو دستور داد تا بار دیگر به اتریش حمله کند. مورو و فرانسویها با عبور از باواریا، در دسامبر ۱۸۰۰ پیروزی قاطعی در هوهنلیندن به دست آوردند.
57توطئه خیابان سن-نیکز
توطئه خیابان سن-نیکز، که به عنوان توطئه «ماشین جهنمی» نیز شناخته میشود، یک سوءقصد به جان کنسول اول فرانسه، ناپلئون بناپارت، در پاریس در ۲۴ دسامبر ۱۸۰۰ بود. این واقعه پس از توطئه خنجرها در ۱۰ اکتبر ۱۸۰۰ رخ داد و یکی از بسیاری از توطئههای سلطنتطلب و کاتولیک بود. اگرچه ناپلئون و همسرش ژوزفین به سختی از این سوءقصد جان سالم به در بردند، پنج نفر کشته و بیست و شش نفر دیگر زخمی شدند.
58معاهده لونویل
در نتیجه، اتریشیها تسلیم شدند و معاهده لونویل را در فوریه ۱۸۰۱ امضا کردند. این معاهده دستاوردهای قبلی فرانسه در کامپو فورمیو را تأیید و گسترش داد.
59توسن لوورتور خود را به عنوان دیکتاتور دوفاکتو منصوب کرد
صلح کوتاه در اروپا به ناپلئون اجازه داد تا بر مستعمرات فرانسه در خارج از کشور تمرکز کند. سن-دومینگ موفق شده بود در طول جنگهای انقلابی به سطح بالایی از خودمختاری سیاسی دست یابد و توسن لوورتور تا سال ۱۸۰۱ خود را به عنوان دیکتاتور دوفاکتو منصوب کرده بود.
60معاهده آمیان
فرانسه و بریتانیا در مارس ۱۸۰۲ معاهده آمیان را امضا کردند که به جنگهای انقلابی پایان داد. آمیان خواستار خروج نیروهای بریتانیایی از سرزمینهای استعماری تازه فتح شده و همچنین تضمینهایی برای محدود کردن اهداف توسعهطلبانه جمهوری فرانسه بود.
61همهپرسی قانون اساسی فرانسه در سال ۱۸۰۲
در یک همهپرسی جدید در بهار ۱۸۰۲، مردم فرانسه با تعداد بسیار زیاد برای تصویب قانون اساسی که کنسولگری را دائمی میکرد، رأی دادند و عملاً ناپلئون را به دیکتاتور مادامالعمر تبدیل کردند.
62بریتانیا اعلام جنگ کرد
صلح با بریتانیا ناپایدار و بحثبرانگیز بود.
بریتانیا طبق وعده، مالت را تخلیه نکرد و به الحاق پیمونت توسط بناپارت و قانون میانجیگری او که کنفدراسیون جدید سوئیس را ایجاد کرد، اعتراض نمود. هیچکدام از این سرزمینها تحت پوشش معاهده آمیان نبودند، اما تنشها را به شدت افزایش دادند.
این اختلاف در مه ۱۸۰۳ به اعلام جنگ توسط بریتانیا منجر شد؛ ناپلئون در پاسخ، اردوگاه تهاجمی در بولونی را دوباره تشکیل داد.
63ناپلئون تصمیم گرفت قلمرو لوئیزیانا را به ایالات متحده بفروشد
ناپلئون با مشاهده شکست تلاشهای استعماری خود، در سال ۱۸۰۳ تصمیم گرفت قلمرو لوئیزیانا را به ایالات متحده بفروشد که بلافاصله وسعت ایالات متحده را دو برابر کرد. قیمت فروش در خرید لوئیزیانا کمتر از سه سنت در هر جریب، یعنی در مجموع ۱۵ میلیون دلار بود.
64هائیتی
ناپلئون هیئتی را تحت فرماندهی برادر همسرش، ژنرال لکلرک، برای بازپسگیری کنترل سن-دومینگ فرستاد. اگرچه فرانسویها موفق به دستگیری توسن لوورتور شدند، اما این اعزام زمانی شکست خورد که نرخ بالای بیماری ارتش فرانسه را فلج کرد و ژان-ژاک دسالین پیروزیهای پیاپی به دست آورد؛ ابتدا علیه لکلرک، و پس از مرگ او بر اثر تب زرد، علیه دوناتیان-ماری-ژوزف دو ویمور، ویسکونت دو روشامبو، که ناپلئون برای کمک به لکلرک با ۲۰,۰۰۰ نیروی دیگر فرستاده بود. در مه ۱۸۰۳، ناپلئون شکست را پذیرفت و ۸,۰۰۰ سرباز باقیمانده فرانسوی جزیره را ترک کردند و بردگان در سال ۱۸۰۴ جمهوری مستقلی را اعلام کردند که آن را هائیتی نامیدند.
65همهپرسی سال ۱۸۰۴ فرانسه
ناپلئون با برگزاری یک همهپرسی دیگر، با کسب بیش از ۹۹٪ آرا به عنوان امپراتور فرانسویها انتخاب شد.
66تاجگذاری ناپلئون
تاجگذاری ناپلئون که توسط پاپ پیوس هفتم انجام شد، در ۲ دسامبر ۱۸۰۴ در کلیسای نوتردام پاریس صورت گرفت.
67توافق انگلیس و سوئد اولین گام به سوی تشکیل ائتلاف سوم بود
در دسامبر ۱۸۰۴، توافقنامه انگلیس و سوئد اولین گام به سوی تشکیل ائتلاف سوم شد.
68طرح حمله ناپلئون به بریتانیا
ایده اصلی استراتژیک شامل فرار نیروی دریایی فرانسه از محاصره بریتانیا در تولون و برست و تهدید به حمله به هند غربی بود. امید میرفت که در مواجهه با این حمله، بریتانیاییها با اعزام کشتی به کارائیب، دفاع خود از رویکردهای غربی را تضعیف کنند و به ناوگان مشترک فرانسه و اسپانیا اجازه دهند تا کنترل کانال را برای مدت کافی جهت عبور ارتشهای فرانسه و حمله به دست بگیرند.
69بریتانیا همچنین با روسیه پیمان اتحاد امضا کرد
تا آوریل ۱۸۰۵، بریتانیا همچنین یک پیمان اتحاد با روسیه امضا کرده بود.
70ناپلئون همچنین به عنوان پادشاه ایتالیا تاجگذاری کرد
ناپلئون همچنین در ۲۶ مه ۱۸۰۵ در کلیسای جامع میلان با تاج آهنین لمباردی به عنوان پادشاه ایتالیا تاجگذاری کرد.
71ارتش بزرگ (Grande Armée) به نیرویی متشکل از ۳۵۰ هزار نفر رسیده بود
تا سال ۱۸۰۵، ارتش بزرگ به نیرویی متشکل از ۳۵۰ هزار نفر رسیده بود که به خوبی تجهیز شده، آموزش دیده و توسط افسران لایق رهبری میشدند.
72نبرد کیپ فینیستر (۱۸۰۵)
با این حال، این طرح پس از پیروزی بریتانیا در نبرد کیپ فینیستر در ژوئیه ۱۸۰۵ با شکست مواجه شد. دریاسالار فرانسوی ویلنوو سپس به جای پیوستن به نیروهای دریایی فرانسه در برست برای حمله به کانال مانش، به کادیس عقبنشینی کرد.
73۲۰۰ هزار سرباز فرانسوی شروع به عبور از رود راین کردند
در ۲۵ سپتامبر، پس از رازداری بسیار و راهپیماییهای پرشتاب، ۲۰۰ هزار سرباز فرانسوی شروع به عبور از رود راین در جبههای به طول ۲۶۰ کیلومتر (۱۶۰ مایل) کردند.
74نبرد اولم
فرمانده اتریشی کارل ماک بخش بزرگی از ارتش اتریش را در قلعه اولم در سوابیا جمع کرده بود. ناپلئون نیروهای خود را به سمت جنوب شرقی چرخاند و ارتش بزرگ یک حرکت چرخشی پیچیده را انجام داد که مواضع اتریشیها را دور زد.
مانور اولم ژنرال ماک را که با تأخیر متوجه شده بود ارتشش محاصره شده است، کاملاً غافلگیر کرد. پس از چند درگیری جزئی که به نبرد اولم ختم شد، ماک سرانجام پس از درک اینکه راهی برای خروج از محاصره فرانسه وجود ندارد، تسلیم شد. ناپلئون تنها با ۲ هزار تلفات فرانسوی، موفق شد در مجموع ۶۰ هزار سرباز اتریشی را از طریق راهپیماییهای سریع ارتش خود اسیر کند.
75پایان کارزار اولم
کارزار اولم عموماً یک شاهکار استراتژیک تلقی میشود و در توسعه طرح اشلیفن در اواخر قرن نوزدهم تأثیرگذار بود.
76نبرد اوسترلیتز
در این مقطع حساس، تزار الکساندر اول و امپراتور مقدس روم فرانسیس دوم، با وجود مخالفت برخی از زیردستانشان، تصمیم گرفتند با ناپلئون وارد نبرد شوند. ناپلئون ارتش خود را برای تعقیب متفقین به شمال فرستاد، اما سپس به نیروهایش دستور عقبنشینی داد تا بتواند ضعف شدیدی را وانمود کند.
در نبرد اوسترلیتز، در موراویا در ۲ دسامبر، او ارتش فرانسه را در زیر ارتفاعات پراتزن مستقر کرد و عمداً جناح راست خود را تضعیف کرد تا متفقین را به انجام یک حمله بزرگ در آنجا به امید درهم شکستن کل خط فرانسه ترغیب کند.
77صلح پرسبورگ (۱۸۰۵)
فاجعه متفقین در اوسترلیتز، ایمان امپراتور فرانسیس به تلاشهای جنگی تحت رهبری بریتانیا را به شدت متزلزل کرد. فرانسه و اتریش بلافاصله با آتشبس موافقت کردند و پیمان پرسبورگ مدت کوتاهی پس از آن در ۲۶ دسامبر منعقد شد.
78امپراتور عثمانی سلیم سوم، ناپلئون را به عنوان امپراتور به رسمیت شناخت
در فوریه ۱۸۰۶، امپراتور عثمانی سلیم سوم، ناپلئون را به عنوان امپراتور به رسمیت شناخت. او همچنین اتحاد با فرانسه را انتخاب کرد و فرانسه را «متحد صادق و طبیعی ما» نامید.
این تصمیم امپراتوری عثمانی را وارد جنگی شکستخورده علیه روسیه و بریتانیا کرد.
79کنفدراسیون راین
پس از اوسترلیتز، ناپلئون کنفدراسیون راین را در سال ۱۸۰۶ تأسیس کرد.
80نبرد ینا-اورشتت
ناپلئون با ۱۸۰ هزار سرباز به پروس حمله کرد و به سرعت در کرانه راست رود زاله پیشروی کرد. همانند کارزارهای قبلی، هدف اصلی او نابودی یک حریف قبل از رسیدن نیروهای کمکی از سوی دیگر بود که میتوانست توازن جنگ را تغییر دهد. پس از اطلاع از محل ارتش پروس، فرانسویها به سمت غرب چرخیدند و با نیرویی عظیم از رود زاله عبور کردند. در نبردهای دوقلوی ینا و اورشتت که در ۱۴ اکتبر رخ داد، فرانسویها به طور قاطع پروسیها را شکست دادند و تلفات سنگینی به آنها وارد کردند. با کشته یا ناتوان شدن چندین فرمانده ارشد، پادشاه پروس ناتوان از فرماندهی مؤثر ارتش بود که به سرعت شروع به فروپاشی کرد.
81فرمان برلین
پس از پیروزی، ناپلئون اولین عناصر سیستم قارهای را از طریق فرمان برلین که در نوامبر ۱۸۰۶ صادر شد، تحمیل کرد. سیستم قارهای که کشورهای اروپایی را از تجارت با بریتانیا منع میکرد، در طول سلطنت او به طور گسترده نقض میشد.
82فروپاشی اتحاد
یک اتحاد فرانسوی-ایرانی نیز بین ناپلئون و امپراتوری ایران به رهبری فتحعلیشاه قاجار شکل گرفت. این اتحاد در سال ۱۸۰۷، زمانی که فرانسه و روسیه خود یک اتحاد غیرمنتظره تشکیل دادند، فروپاشید.
83نبرد ایلاو
ناپلئون از طریق لهستان به سمت ارتشهای پیشروی روسیه حرکت کرد و در فوریه ۱۸۰۷ در بنبست خونین نبرد ایلاو درگیر شد.
84نبرد هایلسبرگ
پس از یک دوره استراحت و تحکیم در هر دو طرف (نیروهای فرانسوی و نیروهای روسی)، جنگ در ژوئن با درگیری اولیه در هایلسبرگ که بینتیجه بود، دوباره آغاز شد.
85نبرد فریدلند
در ۱۴ ژوئن، ناپلئون پیروزی قاطعی بر روسها در نبرد فریدلند به دست آورد و اکثریت ارتش روسیه را در یک درگیری بسیار خونین نابود کرد. مقیاس شکست آنها، روسها را متقاعد کرد که با فرانسویها صلح کنند.
86تزار الکساندر فرستادهای را برای درخواست آتشبس نزد ناپلئون فرستاد
در ۱۹ ژوئن، تزار الکساندر فرستادهای را برای درخواست آتشبس نزد ناپلئون فرستاد. ناپلئون به فرستاده اطمینان داد که رود ویستولا مرز طبیعی بین نفوذ فرانسه و روسیه در اروپا است. بر این اساس، دو امپراتور پس از ملاقات بر روی یک قایق نمادین در رود نیمن، مذاکرات صلح را در شهر تیلسیت آغاز کردند. اولین جملهای که الکساندر به ناپلئون گفت احتمالاً بسیار حسابشده بود: «من هم به اندازه تو از انگلیسیها متنفرم».
87معاهدات تیلسیت
علاوه بر این، تظاهر الکساندر به دوستی با ناپلئون باعث شد که ناپلئون در نیت واقعی همتای روسی خود که در چند سال آینده مفاد متعددی از معاهده را نقض میکرد، به شدت دچار اشتباه شود. با وجود این مشکلات، معاهدات تیلسیت سرانجام به ناپلئون فرصتی برای استراحت از جنگ داد و به او اجازه داد به فرانسه بازگردد، کشوری که بیش از ۳۰۰ روز بود آن را ندیده بود.
88نیروهای فرانسوی از پیرنه عبور کردند
در ۱۷ اکتبر ۱۸۰۷، ۲۴۰۰۰ سرباز فرانسوی تحت فرماندهی ژنرال ژونو با همکاری اسپانیا از کوههای پیرنه عبور کردند و برای اجرای دستورات ناپلئون به سمت پرتغال حرکت کردند.
89معاهده فونتنبلو (اکتبر ۱۸۰۷)
ناپلئون که از این تغییر سیاست دولت پرتغال ناراضی بود، معاهدهای محرمانه با چارلز چهارم اسپانیا منعقد کرد و ارتشی را برای حمله به پرتغال فرستاد.
90وستفالیا
ناپلئون با وجود اصرارهای بیوقفه ملکه لوئیز، شرایط صلح بسیار سختی را به پروس دیکته کرد. ناپلئون با پاک کردن نیمی از قلمروهای پروس از نقشه، پادشاهی جدیدی به مساحت ۲۸۰۰ کیلومتر مربع (۱۱۰۰ مایل مربع) به نام وستفالیا ایجاد کرد و برادر جوانش ژروم را به عنوان پادشاه آن منصوب کرد. رفتار تحقیرآمیز با پروس در تیلسیت باعث ایجاد خصومتی عمیق و تلخ شد که با پیشرفت دوران ناپلئونی تشدید گردید.
91ناپلئون اعلام کرد که برای میانجیگری بین جناحهای سیاسی رقیب در کشور مداخله خواهد کرد
در طول زمستان ۱۸۰۸، مأموران فرانسوی به طور فزایندهای در امور داخلی اسپانیا درگیر شدند و تلاش کردند بین اعضای خانواده سلطنتی اسپانیا اختلاف ایجاد کنند.
در ۱۶ فوریه ۱۸۰۸، دسیسههای مخفیانه فرانسویها سرانجام زمانی که ناپلئون اعلام کرد برای میانجیگری بین جناحهای سیاسی رقیب در کشور مداخله خواهد کرد، آشکار شد.
92فرانسویها به مادرید رسیدند
مارشال مورا ۱۲۰۰۰۰ سرباز را وارد اسپانیا کرد. فرانسویها در ۲۴ مارس به مادرید رسیدند، جایی که تنها چند هفته بعد شورشهای شدیدی علیه اشغالگران درگرفت.
93ناپلئون برادرش را به عنوان پادشاه جدید اسپانیا منصوب کرد
ناپلئون در تابستان ۱۸۰۸ برادرش، ژوزف بناپارت، را به عنوان پادشاه جدید اسپانیا منصوب کرد.
94نبرد بایلن
شکست تکاندهنده فرانسویها در نبرد بایلن در ماه ژوئیه به دشمنان ناپلئون امید داد و تا حدی امپراتور فرانسه را متقاعد کرد که شخصاً مداخله کند.
95کنگره ارفورت
ناپلئون قبل از رفتن به ایبریا تصمیم گرفت به چندین مسئله حلنشده با روسها رسیدگی کند. در کنگره ارفورت در اکتبر ۱۸۰۸، ناپلئون امیدوار بود که روسیه را در طول مبارزات پیش رو در اسپانیا و در هرگونه درگیری احتمالی علیه اتریش در کنار خود نگه دارد.
دو طرف به توافقی به نام کنوانسیون ارفورت دست یافتند که از بریتانیا میخواست جنگ خود علیه فرانسه را متوقف کند، فتح فنلاند توسط روسیه از سوئد را به رسمیت میشناخت و حمایت روسیه از فرانسه در جنگ احتمالی علیه اتریش را «تا حد توان» تأیید میکرد.
96ناپلئون از رود ابرو عبور کرد
سپس ناپلئون به فرانسه بازگشت و برای جنگ آماده شد. ارتش بزرگ (Grande Armée)، تحت فرماندهی مستقیم امپراتور، در نوامبر ۱۸۰۸ به سرعت از رود ابرو عبور کرد و مجموعهای از شکستهای خردکننده را به نیروهای اسپانیایی تحمیل کرد.
97ناپلئون وارد مادرید شد
پس از پاکسازی آخرین نیروی اسپانیایی که از پایتخت در سوموسیرا محافظت میکرد، ناپلئون در ۴ دسامبر با ۸۰۰۰۰ سرباز وارد مادرید شد.
98نبرد کورونیا
سپس ناپلئون سربازان خود را علیه مور و نیروهای بریتانیایی رها کرد. بریتانیاییها به سرعت به سمت ساحل رانده شدند و پس از آخرین ایستادگی در نبرد کورونیا در ژانویه ۱۸۰۹، به طور کامل از اسپانیا عقبنشینی کردند.
99دولت امپراتوری مخفیانه تصمیم به رویارویی دیگری با فرانسویها گرفت
پس از چهار سال دوری از صحنه، اتریش به دنبال جنگ دیگری با فرانسه برای انتقام شکستهای اخیر خود بود. اتریش نمیتوانست روی حمایت روسیه حساب کند زیرا روسیه در سال ۱۸۰۹ در حال جنگ با بریتانیا، سوئد و امپراتوری عثمانی بود.
اگرچه آرشیدوک چارلز هشدار داد که اتریشیها برای رویارویی دیگری با ناپلئون آماده نیستند، موضعی که او را در گروه به اصطلاح «حزب صلح» قرار داد، اما او نمیخواست ارتش را نیز غیرفعال ببیند.
در ۸ فوریه ۱۸۰۹، طرفداران جنگ سرانجام پیروز شدند و دولت امپراتوری مخفیانه تصمیم به رویارویی دیگری با فرانسویها گرفت.
100ناپلئون پس از لشکرکشی ۱۸۰۸ هرگز به اسپانیا بازنگشت
ناپلئون در نهایت ایبریا را ترک کرد تا با اتریشیها در اروپای مرکزی مقابله کند، اما جنگ شبهجزیره مدتها پس از غیبت او ادامه یافت. او پس از لشکرکشی ۱۸۰۸ هرگز به اسپانیا بازنگشت. چند ماه پس از کورونیا، بریتانیاییها ارتش دیگری را تحت فرماندهی دوک ولینگتون آینده به شبهجزیره فرستادند. جنگ سپس به یک بنبست استراتژیک پیچیده و نامتقارن تبدیل شد که در آن همه طرفها برای به دست آوردن دست بالا تلاش میکردند. نقطه عطف این درگیری، جنگ چریکی وحشیانهای بود که بخش زیادی از حومه اسپانیا را فرا گرفت. هر دو طرف در این مرحله از درگیری، بدترین جنایات جنگهای ناپلئونی را مرتکب شدند.
101ارتش اتریش از رود این عبور کرد و به باواریا حمله کرد
در اوایل صبح ۱۰ آوریل، عناصر پیشرو ارتش اتریش از رود این عبور کردند و به باواریا حمله کردند.
102ناپلئون به دوناوورت رسید
ناپلئون در ۱۷ آوریل به دوناوورت رسید و ارتش بزرگ را در موقعیت خطرناکی یافت، در حالی که دو جناح آن ۱۲۰ کیلومتر (۷۵ مایل) از هم جدا شده و توسط یک خط نازک از نیروهای باواریایی به هم متصل بودند.
چارلز به جناح چپ ارتش فرانسه فشار آورد و مردان خود را به سمت سپاه سوم مارشال داووت پرتاب کرد. در پاسخ، ناپلئون نقشهای برای قطع راه اتریشیها در مانور معروف لاندسهوت طراحی کرد.
103نبرد اکمول
ناپلئون محور ارتش خود را تغییر داد و سربازانش را به سمت شهر اکمول (Eckmühl) هدایت کرد. فرانسویها در نبرد متعاقب اکمول به پیروزی قاطعی دست یافتند و چارلز را مجبور کردند نیروهایش را از رود دانوب به سمت بوهم عقب بکشد.
104وین برای دومین بار در چهار سال سقوط کرد
در ۱۳ مه، وین برای دومین بار در چهار سال سقوط کرد، اگرچه جنگ ادامه یافت زیرا بیشتر ارتش اتریش از درگیریهای اولیه در جنوب آلمان جان سالم به در برده بود.
105چارلز بخش عمده نیروهای خود را چندین کیلومتر دورتر از ساحل رودخانه نگه داشت به این امید که آنها را در نقطهای که ناپلئون تصمیم به عبور داشت، متمرکز کند
تا ۱۷ مه، ارتش اصلی اتریش تحت فرماندهی چارلز به مارشفلد (Marchfeld) رسیده بود. چارلز بخش عمده نیروهای خود را چندین کیلومتر دورتر از ساحل رودخانه نگه داشت به این امید که آنها را در نقطهای که ناپلئون تصمیم به عبور داشت، متمرکز کند.
106نبرد اسپرن-اسلینگ
در ۲۱ مه، فرانسویها اولین تلاش بزرگ خود را برای عبور از دانوب انجام دادند که منجر به نبرد اسپرن-اسلینگ شد. اتریشیها در طول نبرد از برتری عددی قابل توجهی نسبت به فرانسویها برخوردار بودند.
در روز اول، چارلز ۱۱۰,۰۰۰ سرباز را در برابر تنها ۳۱,۰۰۰ سرباز تحت فرمان ناپلئون قرار داد. تا روز دوم، نیروهای کمکی تعداد فرانسویها را به ۷۰,۰۰۰ نفر رساند.
این اولین شکستی بود که ناپلئون در یک نبرد بزرگ و تعیینکننده متحمل شد و در بسیاری از نقاط اروپا هیجان ایجاد کرد، زیرا ثابت کرد که او در میدان نبرد شکستناپذیر نیست.
107شرح مصر (Description de l'Égypte)
هیئت اعزامی مصر در سال ۱۸۰۹ کتاب «شرح مصر» (Description de l'Égypte) را منتشر کرد.
108فرانسویها دوباره از دانوب عبور کردند
از ۳۰ ژوئن تا روزهای ابتدایی ژوئیه، فرانسویها با قدرت دوباره از دانوب عبور کردند و بیش از ۱۸۰,۰۰۰ سرباز در حال حرکت از مارشفلد به سمت اتریشیها بودند. چارلز با ۱۵۰,۰۰۰ نفر از نیروهای خود به استقبال فرانسویها رفت.
109نبرد واگرام
در نبرد متعاقب واگرام که آن هم دو روز به طول انجامید، ناپلئون نیروهای خود را در بزرگترین نبرد دوران حرفهایاش تا آن زمان فرماندهی کرد.
ناپلئون نبرد را با یک حمله مرکزی متمرکز به پایان رساند که شکافی در ارتش اتریش ایجاد کرد و چارلز را مجبور به عقبنشینی نمود.
110ترک مخاصمه زنایم
فرانسویها برای تعقیب فوری اتریشیها بسیار خسته بودند، اما ناپلئون سرانجام در زنایم (Znaim) به چارلز رسید و دومی در ۱۲ ژوئیه یک آتشبس را امضا کرد.
111ارتش بریتانیا تنها در والخرن پیاده شد
در پادشاهی هلند، بریتانیاییها عملیات والخرن را برای گشودن جبهه دوم در جنگ و کاهش فشار بر اتریشیها آغاز کردند. ارتش بریتانیا تنها در ۳۰ ژوئیه در والخرن پیاده شد، زمانی که اتریشیها قبلاً شکست خورده بودند.
112معاهده شونبرون
معاهده حاصل از آن یعنی معاهده شونبرون در اکتبر ۱۸۰۹، سختگیرانهترین معاهدهای بود که فرانسه در حافظه اخیر بر اتریش تحمیل کرده بود.
113تب والخرن
عملیات والخرن با درگیریهای اندک اما تلفات سنگین به دلیل آنچه که به طور عامیانه «تب والخرن» نامیده میشد، مشخص شد. بیش از ۴۰۰۰ سرباز بریتانیایی در یک عملیات ناموفق از دست رفتند و بقیه در دسامبر ۱۸۰۹ عقبنشینی کردند.
114ناپلئون از ژوزفین طلاق گرفت
ناپلئون پس از جنگ تمرکز خود را به امور داخلی معطوف کرد. امپراتریس ژوزفین هنوز فرزندی از ناپلئون به دنیا نیاورده بود و ناپلئون نگران آینده امپراتوری خود پس از مرگش بود. ناپلئون که ناامیدانه به دنبال یک وارث قانونی بود، در ۱۰ ژانویه ۱۸۱۰ از ژوزفین طلاق گرفت و شروع به جستجو برای همسر جدیدی کرد.
115ناپلئون با ماری لوئیز ازدواج کرد
ناپلئون در ۱۱ مارس ۱۸۱۰ در کلیسای آگوستینی وین با ماری لوئیز، دوشس پارما و دختر فرانسیس دوم که در آن زمان ۱۸ ساله بود، ازدواج کرد.
116ناپلئون دوم
در ۲۰ مارس ۱۸۱۱، ماری لوئیز پسری به دنیا آورد که ناپلئون او را وارث بلافصل خود کرد و عنوان پادشاه رم را به او اعطا نمود. پسرش هرگز واقعاً بر امپراتوری حکومت نکرد، اما با توجه به حکومت اسمی کوتاه او و نامگذاری بعدی پسرعمویش لوئی-ناپلئون به عنوان ناپلئون سوم، مورخان اغلب از او به عنوان ناپلئون دوم یاد میکنند.
117ناپلئون ارتش بزرگ (Grande Armée) خود را به بیش از ۴۵۰,۰۰۰ نفر افزایش داد
تا سال ۱۸۱۲، مشاوران الکساندر احتمال حمله به امپراتوری فرانسه و بازپسگیری لهستان را پیشنهاد کردند. ناپلئون با دریافت گزارشهای اطلاعاتی از تدارکات جنگی روسیه، ارتش بزرگ (Grande Armée) خود را به بیش از ۴۵۰,۰۰۰ نفر افزایش داد.
118ناپلئون برای یک عملیات تهاجمی علیه روسیه آماده شد
ناپلئون توصیههای مکرر علیه حمله به قلب روسیه را نادیده گرفت و برای یک عملیات تهاجمی آماده شد؛ در ۲۴ ژوئن ۱۸۱۲ تهاجم آغاز گردید.
119نبرد اسمولنسک (۱۸۱۲)
روسها از هدف ناپلئون برای یک درگیری تعیینکننده اجتناب کردند و در عوض به عمق روسیه عقبنشینی کردند. تلاش مختصری برای مقاومت در اسمولنسک در ماه اوت صورت گرفت؛ روسها در یک سری نبردها شکست خوردند و ناپلئون پیشروی خود را از سر گرفت.
120نبرد بورودینو
روسها سرانجام در ۷ سپتامبر در خارج از مسکو تن به نبرد دادند: نبرد بورودینو منجر به کشته، زخمی یا اسیر شدن حدود ۴۴,۰۰۰ روس و ۳۵,۰۰۰ فرانسوی شد و ممکن است خونینترین روز نبرد در تاریخ تا آن زمان بوده باشد.
اگرچه فرانسویها پیروز شده بودند، اما ارتش روسیه نبرد بزرگی را که ناپلئون امیدوار بود تعیینکننده باشد، پذیرفته و در برابر آن ایستادگی کرده بود. روایت خود ناپلئون این بود: «وحشتناکترین نبرد من، نبرد قبل از مسکو بود. فرانسویها خود را شایسته پیروزی نشان دادند، اما روسها خود را شایسته شکستناپذیری نشان دادند».
121شب ۸/۹ نوامبر
ناپلئون و ارتشش آنجا را ترک کردند. در اوایل نوامبر، ناپلئون پس از کودتای ماله در سال ۱۸۱۲، نگران از دست دادن کنترل در فرانسه شد. ارتش او در برف تا زانو راه میرفت و تنها در شب ۸/۹ نوامبر، نزدیک به ۱۰,۰۰۰ نفر و اسب بر اثر یخزدگی جان باختند.
122کمتر از ۴۰,۰۰۰ نفر از رودخانه برزینا عبور کردند
فرانسویها در جریان یک عقبنشینی ویرانگر، از جمله به دلیل سختی زمستان روسیه، آسیب دیدند. ارتش با بیش از ۴۰۰,۰۰۰ سرباز خط مقدم شروع شده بود و کمتر از ۴۰,۰۰۰ نفر در نوامبر ۱۸۱۲ از رودخانه برزینا عبور کردند. روسها ۱۵۰,۰۰۰ نفر در نبرد و صدها هزار غیرنظامی را از دست داده بودند.
123ناپلئون ارتش را با سورتمه ترک کرد
پس از نبرد برزینا، ناپلئون موفق به فرار شد اما مجبور شد بخش بزرگی از توپخانه و کاروان تدارکاتی باقیمانده را رها کند. در ۵ دسامبر، اندکی پیش از رسیدن به ویلنیوس، ناپلئون ارتش را با یک سورتمه ترک کرد.
124نبرد درسدن
در طول زمستان ۱۸۱۲–۱۸۱۳، در حالی که روسها و فرانسویها نیروهای خود را بازسازی میکردند، وقفهای در جنگ ایجاد شد؛ ناپلئون توانست ۳۵۰,۰۰۰ سرباز را به میدان بیاورد.
پروس که از شکست فرانسه در روسیه دلگرم شده بود، به اتریش، سوئد، روسیه، بریتانیای کبیر، اسپانیا و پرتغال در یک ائتلاف جدید پیوست. ناپلئون فرماندهی را در آلمان بر عهده گرفت و مجموعهای از شکستها را به ائتلاف (اتریش، روسیه و پروس) تحمیل کرد که در نهایت به نبرد درسدن در اوت ۱۸۱۳ منجر شد.
125پیشنهادات فرانکفورت
متحدین در نوامبر ۱۸۱۳ شرایط صلح را در پیشنهادات فرانکفورت ارائه کردند. ناپلئون به عنوان امپراتور فرانسه باقی میماند، اما قلمرو آن به «مرزهای طبیعی» خود کاهش مییافت. این بدان معنا بود که فرانسه میتوانست کنترل بلژیک، ساووا و راینلند (کرانه غربی رود راین) را حفظ کند، در حالی که از کنترل تمام مناطق دیگر، از جمله تمام اسپانیا و هلند، و بخش بزرگی از ایتالیا و آلمان دست میکشید. مترنیخ به ناپلئون گفت که این بهترین شرایطی است که متحدین احتمالاً ارائه میدهند؛ پس از پیروزیهای بیشتر، شرایط سختتر و سختتر خواهد شد. انگیزه مترنیخ حفظ فرانسه به عنوان موازنهای در برابر تهدیدات روسیه و در عین حال پایان دادن به مجموعهای از جنگهای بسیار بیثباتکننده بود.
126متحدین پیشنهاد را پس گرفته بودند
ناپلئون که انتظار پیروزی در جنگ را داشت، بیش از حد تعلل کرد و این فرصت را از دست داد؛ تا دسامبر، متفقین پیشنهاد خود را پس گرفته بودند. هنگامی که او در سال ۱۸۱۴ در تنگنا قرار گرفت، تلاش کرد مذاکرات صلح را بر اساس پذیرش پیشنهادات فرانکفورت از سر بگیرد. متفقین اکنون شرایط جدید و سختگیرانهتری داشتند که شامل عقبنشینی فرانسه به مرزهای سال ۱۷۹۱ بود، که به معنای از دست دادن بلژیک بود. ناپلئون همچنان امپراتور باقی میماند، اما او این شرط را رد کرد. بریتانیاییها خواهان برکناری دائمی ناپلئون بودند و در نهایت پیروز شدند، اما ناپلئون سرسختانه مخالفت کرد.
127رهبران پاریس تسلیم ائتلاف شدند
ناپلئون به داخل فرانسه عقبنشینی کرد، ارتش او به ۷۰,۰۰۰ سرباز و تعداد کمی سوارهنظام کاهش یافته بود؛ او با بیش از سه برابر این تعداد از نیروهای متفقین روبرو بود. فرانسویها محاصره شده بودند: ارتشهای بریتانیا از جنوب فشار میآوردند و سایر نیروهای ائتلاف برای حمله از ایالتهای آلمان موضع گرفته بودند.
ناپلئون در «کمپین شش روزه» مجموعهای از پیروزیها را به دست آورد، اگرچه این پیروزیها به اندازهای نبودند که جریان جنگ را تغییر دهند. رهبران پاریس در مارس ۱۸۱۴ تسلیم ائتلاف شدند.
128الکساندر خطاب به سنای محافظهکار سخنرانی کرد
در ۱ آوریل، الکساندر خطاب به سنای محافظهکار (Sénat conservateur) سخنرانی کرد. این سنا که مدتها مطیع ناپلئون بود، تحت تحریک تالیران علیه او موضع گرفته بود. الکساندر به سنا گفت که متفقین علیه ناپلئون میجنگند، نه فرانسه، و اگر ناپلئون از قدرت برکنار شود، آنها آماده ارائه شرایط صلح شرافتمندانه هستند.
129سند خلع امپراتور
سنا «قانون برکناری امپراتور» (Acte de déchéance de l'Empereur) را تصویب کرد که طی آن ناپلئون از سلطنت خلع شد. ناپلئون تا فونتنبلو پیشروی کرده بود که متوجه شد پاریس از دست رفته است. هنگامی که ناپلئون پیشنهاد کرد ارتش به سمت پایتخت حرکت کند، افسران ارشد و مارشالهایش علیه او شورش کردند.
130آنها با ناپلئون روبرو شدند
در ۴ آوریل، آنها به رهبری میشل نی با ناپلئون روبرو شدند. ناپلئون ادعا کرد که ارتش از او پیروی خواهد کرد، اما نی پاسخ داد که ارتش از ژنرالهایش پیروی میکند. در حالی که سربازان عادی و افسران هنگ مایل به ادامه جنگ بودند، بدون حضور هیچ افسر ارشد یا مارشالی، هرگونه تهاجم احتمالی به پاریس غیرممکن بود.
131ناپلئون سپس مجبور شد کنارهگیری بیقید و شرط خود را اعلام کند
ناپلئون که تسلیم ناگزیر شده بود، در ۴ آوریل به نفع پسرش و با نایبالسلطنتی ماری لوئیز از سلطنت کنارهگیری کرد. با این حال، متفقین تحت فشار الکساندر که میترسید ناپلئون بهانهای برای بازپسگیری تاج و تخت پیدا کند، از پذیرش این موضوع خودداری کردند. ناپلئون سپس مجبور شد تنها دو روز بعد کنارهگیری بیقید و شرط خود را اعلام کند.
132معاهده فونتنبلو (۱۸۱۴)
در پیمان فونتنبلو، متفقین ناپلئون را به البا تبعید کردند؛ جزیرهای با ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت در دریای مدیترانه که در ۲۰ کیلومتری (۱۲ مایلی) ساحل توسکانی قرار داشت. آنها حاکمیت جزیره را به او دادند و اجازه دادند عنوان امپراتور را حفظ کند. ناپلئون پس از آنکه در جریان عقبنشینی از مسکو تقریباً توسط روسها اسیر شده بود، با قرصی که همراه داشت اقدام به خودکشی کرد. با این حال، قدرت آن قرص با گذشت زمان کاهش یافته بود و او زنده ماند تا تبعید شود، در حالی که همسر و پسرش به اتریش پناه بردند.
133مرگ ژوزفین
چند ماه پس از تبعید، ناپلئون باخبر شد که همسر سابقش ژوزفین در فرانسه درگذشته است. او از شنیدن این خبر ویران شد، خود را در اتاقش حبس کرد و به مدت دو روز از بیرون آمدن خودداری کرد.
134ورود ناپلئون به پورتوفرایو
ناپلئون توسط ناخدا توماس آشر با کشتی اچاماس آندانتد (۱۸۰۷) به جزیره منتقل شد و در ۳۰ مه ۱۸۱۴ به پورتوفرایو رسید.
135فرار ناپلئون به فرانسه
ناپلئون در ۲۶ فوریه ۱۸۱۵ با کشتی اینکانستنت و به همراه ۷۰۰ نفر از البا فرار کرد. دو روز بعد، او در خاک اصلی فرانسه در گولف-ژوان پیاده شد و به سمت شمال حرکت کرد.
136من اینجا هستم. اگر میخواهید، امپراتور خود را بکشید
هنگ پنجم برای رهگیری ناپلئون اعزام شد و در ۷ مارس ۱۸۱۵ در جنوب گرونوبل با او تماس برقرار کرد. ناپلئون به تنهایی به سمت هنگ رفت، از اسب پیاده شد و هنگامی که در تیررس قرار گرفت، با فریاد به سربازان گفت: «من اینجا هستم. اگر میخواهید، امپراتور خود را بکشید.»
سربازان به سرعت پاسخ دادند: «زنده باد امپراتور!»
نی، که به پادشاه بازگشته بوربون، لوئی هجدهم، لاف زده بود که ناپلئون را در قفسی آهنین به پاریس خواهد آورد، با محبت امپراتور سابق خود را بوسید و سوگند وفاداری خود به پادشاه بوربون را فراموش کرد. سپس آن دو با ارتشی که رو به افزایش بود، به سمت پاریس حرکت کردند. لوئی هجدهم که محبوبیتی نداشت، پس از آنکه دریافت حمایت سیاسی چندانی ندارد، به بلژیک گریخت.
137کنگره وین ناپلئون را یاغی اعلام کرد
در ۱۳ مارس، قدرتهای حاضر در کنگره وین، ناپلئون را یاغی اعلام کردند. چهار روز بعد، بریتانیای کبیر، روسیه، اتریش و پروس هر کدام متعهد شدند که ۱۵۰,۰۰۰ سرباز را برای پایان دادن به حکومت او به میدان بفرستند.
138صد روز
ناپلئون در ۲۰ مارس وارد پاریس شد و دورهای را که اکنون «صد روز» نامیده میشود، حکومت کرد.
139نبرد واترلو
نیروهای ناپلئون در ۱۸ ژوئن ۱۸۱۵ در نبرد واترلو با دو ارتش ائتلافی به فرماندهی دوک ولینگتون بریتانیایی و شاهزاده بلوشر پروسی جنگیدند. ارتش ولینگتون در برابر حملات مکرر فرانسویها ایستادگی کرد و آنها را از میدان بیرون راند، در حالی که پروسیها با نیروی کامل رسیدند و جناح راست ناپلئون را درهم شکستند.
140ناپلئون در ۲۲ ژوئن به نفع پسرش کنارهگیری کرد
ناپلئون به پاریس بازگشت و دریافت که هم مجلس و هم مردم علیه او شدهاند. او با درک اینکه موقعیتش غیرقابل دفاع است، در ۲۲ ژوئن به نفع پسرش از سلطنت کنارهگیری کرد.
141نیروهای ائتلاف پاریس را درنوردیدند
ناپلئون سه روز بعد پاریس را ترک کرد و در کاخ سابق ژوزفین در مالمزون (در کرانه غربی رود سن، حدود ۱۷ کیلومتری غرب پاریس) ساکن شد. حتی در حالی که ناپلئون به سمت پاریس در حرکت بود، نیروهای ائتلاف فرانسه را درنوردیدند (و در ۲۹ ژوئن به نزدیکی پاریس رسیدند) و هدف اعلامشدهشان بازگرداندن لوئی هجدهم به تخت سلطنت فرانسه بود.
142ناپلئون تسلیم کاپیتان فردریک میتلند شد
ناپلئون شنید که نیروهای پروسی دستور دارند او را زنده یا مرده دستگیر کنند، بنابراین به روشفور گریخت و به فکر فرار به ایالات متحده افتاد. کشتیهای بریتانیایی تمام بنادر را مسدود کرده بودند. ناپلئون در ۱۵ ژوئیه ۱۸۱۵ در کشتی اچاماس بلروفون تسلیم کاپیتان فردریک میتلند شد.
143ناپلئون به لانگوود هاوس منتقل شد
بریتانیاییها ناپلئون را در جزیره سنت هلن در اقیانوس اطلس، در ۱,۸۷۰ کیلومتری ساحل غربی آفریقا نگه داشتند. آنها همچنین برای احتیاط، پادگانی از سربازان را به جزیره غیرمسکونی اسنشن که بین سنت هلن و اروپا قرار داشت، فرستادند.
ناپلئون در دسامبر ۱۸۱۵ به لانگوود هاوس در سنت هلن منتقل شد؛ این مکان رو به ویرانی گذاشته بود و محیطی مرطوب، بادگیر و ناسالم داشت.
144مرگ
در فوریه ۱۸۲۱، سلامت ناپلئون به سرعت رو به وخامت گذاشت و او با کلیسای کاتولیک آشتی کرد. او در ۵ مه ۱۸۲۱، پس از اعتراف، تدهین نهایی و عشای ربانی در حضور پدر آنژ وینیالی درگذشت. آخرین کلمات او این بود: «فرانسه، ارتش، رئیس ارتش، ژوزفین» (France, l'armée, tête d'armée, Joséphine).
145مراسم خاکسپاری
در سال ۱۸۴۰، لوئی فیلیپ اول از بریتانیاییها اجازه گرفت تا بقایای ناپلئون را به فرانسه بازگرداند. در ۱۵ دسامبر ۱۸۴۰، یک مراسم خاکسپاری دولتی برگزار شد. تابوت از طاق پیروزی به سمت شانزهلیزه، از میدان کنکورد به سمت محوطه انولید و سپس به گنبد کلیسای سنت ژروم منتقل شد، جایی که تا زمان تکمیل مقبره طراحیشده توسط لوئی ویسکونتی باقی ماند.
146بقایای ناپلئون
در سال ۱۸۶۱، بقایای ناپلئون در یک تابوت سنگی از جنس سنگ سماق در سرداب زیر گنبد انولید دفن شد.

