1تولد
کارول یوزف وویتیوا در شهر وادوویتسه لهستان متولد شد. او کوچکترین فرزند از سه فرزند کارول وویتیوا (۱۸۷۹–۱۹۴۱)، یک لهستانیتبار، و امیلیا کاچوروفسکا (۱۸۸۴–۱۹۲۹) بود که نام خانوادگی دوشیزگی مادرش شولتز بود.
2اشغال لهستان توسط آلمان
در سال ۱۹۳۹، نیروهای اشغالگر آلمان نازی پس از حمله به لهستان، دانشگاه را تعطیل کردند.
3دانشگاه یاگیلونیا
در اواسط سال ۱۹۳۸، وویتیوا و پدرش وادوویتسه را ترک کردند و به کراکوف نقل مکان کردند، جایی که او در دانشگاه یاگیلونیا ثبتنام کرد. او در حین تحصیل در موضوعاتی مانند زبانشناسی و زبانهای مختلف، به عنوان کتابدار داوطلب کار میکرد و ملزم به شرکت در آموزش نظامی اجباری در لژیون دانشگاهی بود، اما از شلیک با سلاح خودداری کرد.
4تحصیل برای کشیشی
در اکتبر ۱۹۴۲، در حالی که جنگ ادامه داشت، او درِ کاخ اسقف در کراکوف را زد و درخواست کرد که برای کشیشی تحصیل کند. اندکی پس از آن، او دورههای خود را در حوزه علمیه مخفی زیرزمینی که توسط اسقف اعظم کراکوف، کاردینال آدام استفان ساپیها اداره میشد، آغاز کرد.
5تصادف با کامیون آلمانی
در ۲۹ فوریه ۱۹۴۴، وویتیوا با یک کامیون آلمانی تصادف کرد. افسران ورماخت آلمان به او رسیدگی کردند و او را به بیمارستان فرستادند. او دو هفته را در آنجا برای بهبودی از ضربه مغزی شدید و آسیبدیدگی شانه سپری کرد.
6یکشنبه سیاه
در ۶ اوت ۱۹۴۴، روزی که به «یکشنبه سیاه» معروف است، گشتاپو مردان جوان را در کراکوف جمعآوری کرد تا قیام آنجا را سرکوب کند، مشابه قیامی که اخیراً در ورشو رخ داده بود. وویتیوا با پنهان شدن در زیرزمین خانه عمویش در خیابان تینیِتسکا شماره ۱۰ فرار کرد، در حالی که نیروهای آلمانی در طبقه بالا جستجو میکردند. بیش از هشت هزار مرد و پسر در آن روز دستگیر شدند، در حالی که وویتیوا به کاخ اسقف اعظم گریخت و تا زمانی که آلمانیها آنجا را ترک کردند، در آنجا ماند.
7فرار آلمانیها از شهر
در شب ۱۷ ژانویه ۱۹۴۵، آلمانیها از شهر گریختند و دانشجویان حوزه علمیه ویرانشده را بازپس گرفتند. وویتیوا و یک طلبه دیگر داوطلب شدند تا تودههای مدفوع یخزده را از توالتها پاکسازی کنند. وویتیوا همچنین به یک دختر پناهنده یهودی ۱۴ ساله به نام ادیث زیرر که از اردوگاه کار اجباری نازیها در چستوهووا فرار کرده بود، کمک کرد.
8یک کشیش
پس از پایان تحصیلاتش در حوزه علمیه کراکوف، وویتیوا در روز عید همه مقدسین، ۱ نوامبر ۱۹۴۶، توسط اسقف اعظم کراکوف، کاردینال ساپیها، به مقام کشیشی منصوب شد.
9آتنائوم بینالمللی پاپی آنجلیکوم رم
ساپیها، وویتیوا را به آتنائوم بینالمللی پاپی آنجلیکوم در رم، که بعدها دانشگاه پاپی سنت توماس آکویناس شد، فرستاد تا از ۲۶ نوامبر ۱۹۴۶ زیر نظر دومینیکن فرانسوی، پدر رجینالد گاریگو-لاگرانژ تحصیل کند.
10دفاع موفقیتآمیز از پایاننامه دکترا
او در این مدت در کالج پاپی بلژیک، تحت ریاست مونسینیور ماکسیمیلیان دو فورستنبرگ اقامت داشت. وویتیوا در ژوئیه ۱۹۴۷ مدرک لیسانس گرفت، در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۸ امتحان دکترای خود را گذراند و در ۱۹ ژوئن ۱۹۴۸ با موفقیت از پایاننامه دکترای خود با عنوان «آموزه ایمان نزد سنت یوحنای صلیبی» در رشته فلسفه دفاع کرد.
11انتقال به محله سنت فلوریان
در مارس ۱۹۴۹، وویتیوا به محله سنت فلوریان در کراکوف منتقل شد. او در دانشگاه یاگیلونیا و متعاقباً در دانشگاه کاتولیک لوبلین اخلاق تدریس میکرد.
12جوانترین اسقف در لهستان
در ۴ ژوئیه ۱۹۵۸، در حالی که وویتیوا در تعطیلات کایاکسواری در منطقه دریاچههای شمال لهستان بود، پاپ پیوس دوازدهم او را به عنوان اسقف کمکی کراکوف منصوب کرد. سپس او به ورشو احضار شد تا با اسقف اعظم لهستان، اسقف سوفن و ووگا دیدار کند. در سن ۳۸ سالگی، وویتیوا جوانترین اسقف در لهستان شد.
13اسقف اعظم کراکوف
در ۱۳ ژانویه ۱۹۶۴، پاپ پل ششم او را به عنوان اسقف اعظم کراکوف منصوب کرد.
14ارتقا به کالج مقدس کاردینالها
در ۲۶ ژوئن ۱۹۶۷، پل ششم ارتقای اسقف اعظم کارول وویتیوا به کالج مقدس کاردینالها را اعلام کرد.
15درگذشت پاپ ژان پل اول
کنکلاو پاپی اکتبر ۱۹۷۸ با درگذشت پاپ ژان پل اول در ۲۸ سپتامبر، تنها ۳۳ روز پس از انتخابش در ۲۶ اوت، آغاز شد.
16یک پاپ
ژان پل دوم مراسم سنتی تاجگذاری پاپی را کنار گذاشت و در عوض در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۸ با یک مراسم تحلیف ساده پاپی، مقام کلیسایی خود را دریافت کرد. در طول مراسم تحلیف، هنگامی که کاردینالها قرار بود برای ادای سوگند و بوسیدن حلقه او در برابرش زانو بزنند، او ایستاد و مانع از بوسیدن حلقه توسط کاردینال لهستانی استفان ویشینسکی شد و به سادگی او را در آغوش گرفت.
17ترور نافرجام
در ۱۳ مه ۱۹۸۱، هنگامی که پاپ ژان پل دوم برای سخنرانی در میدان سنت پیتر وارد شد، توسط محمد علی آغجا، یک تیرانداز ماهر ترک که عضو گروه شبهنظامی فاشیست گرگهای خاکستری بود، هدف گلوله قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
18درگذشت
در روز شنبه، ۲ آوریل ۲۰۰۵، تقریباً در ساعت ۱۵:۳۰ به وقت تابستانی اروپای مرکزی، ژان پل دوم آخرین کلمات خود را به زبان لهستانی، «Pozwólcie mi odejść do domu Ojca» («اجازه دهید به خانه پدر بروم»)، به دستیارانش گفت و حدود چهار ساعت بعد به کما رفت.

