1تولد

رُزا پارکس با نام رُزا لوئیز مک‌کالی در ۴ فوریه ۱۹۱۳ در تاسکیگی، آلاباما، از مادری به نام لئونا (با نام خانوادگی ادواردز)، که معلم بود، و پدری به نام جیمز مک‌کالی، که نجار بود، متولد شد.

2ازدواج

در سال ۱۹۳۲، رُزا با ریموند پارکس، آرایشگری از مونتگومری ازدواج کرد. او عضو انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان (NAACP) بود که در آن زمان در حال جمع‌آوری پول برای حمایت از دفاع از «پسران اسکاتسبورو» بود؛ گروهی از مردان سیاه‌پوست که به دروغ به تجاوز به دو زن سفیدپوست متهم شده بودند.

3فارغ‌التحصیلی

رُزا مشاغل متعددی را تجربه کرد، از کارگر خانگی تا دستیار بیمارستان. با تشویق همسرش، او تحصیلات دبیرستان خود را در سال ۱۹۳۳ به پایان رساند، در زمانی که کمتر از ۷ درصد از سیاه‌پوستان آمریکایی دارای مدرک دیپلم دبیرستان بودند.

4اولین حادثه اتوبوس

در سال ۱۹۰۰، مونتگومری یک فرمان شهری برای جداسازی مسافران اتوبوس بر اساس نژاد تصویب کرده بود. رانندگان اختیار داشتند که برای دستیابی به این هدف، صندلی‌ها را تعیین کنند. یک روز در سال ۱۹۴۳، پارکس سوار اتوبوس شد و کرایه را پرداخت کرد. او سپس به سمت صندلی خود رفت، اما راننده، جیمز اف. بلیک، به او گفت که از قوانین شهر پیروی کند و دوباره از در پشتی وارد اتوبوس شود. هنگامی که پارکس از وسیله نقلیه خارج شد، بلیک بدون او حرکت کرد. پارکس منتظر اتوبوس بعدی ماند و مصمم شد که دیگر هرگز با بلیک سوار نشود.

5پارکس در جنبش حقوق مدنی فعال شد

در دسامبر ۱۹۴۳، پارکس در جنبش حقوق مدنی فعال شد، به شاخه مونتگومری NAACP پیوست و به عنوان منشی انتخاب شد، در زمانی که این شغل زنانه تلقی می‌شد. او بعدها گفت: «من تنها زن آنجا بودم و آن‌ها به یک منشی نیاز داشتند و من آنقدر خجالتی بودم که نتوانم نه بگویم.» او تا سال ۱۹۵۷ به عنوان منشی به کار خود ادامه داد.

6رُزا در مورد تجاوز گروهی به ریسی تیلور تحقیق کرد

در سال ۱۹۴۴، در مقام منشی، او در مورد تجاوز گروهی به ریسی تیلور، زنی سیاه‌پوست از ابویل، آلاباما تحقیق کرد. پارکس و دیگر فعالان حقوق مدنی «کمیته عدالت برابر برای خانم ریسی تیلور» را سازماندهی کردند و آنچه را که شیکاگو دیفندر «قوی‌ترین کمپین برای عدالت برابر در یک دهه اخیر» نامید، آغاز کردند.

7رُزا مدت کوتاهی در پایگاه نیروی هوایی مکسول کار کرد

مدتی پس از سال ۱۹۴۴، او شغل کوتاهی در پایگاه نیروی هوایی مکسول داشت که با وجود موقعیتش در مونتگومری، آلاباما، به دلیل اینکه ملک فدرال بود، اجازه جداسازی نژادی را نمی‌داد.

8رُزا در ثبت‌نام برای رأی دادن موفق شد

در سال ۱۹۴۵، با وجود قوانین جیم کرو و تبعیض توسط مسئولان ثبت‌نام، او در سومین تلاش خود موفق شد برای رأی دادن ثبت‌نام کند.

9حضور در مدرسه مردمی هایلندر

پارکس به عنوان خانه‌دار و خیاط برای کلیفورد و ویرجینیا دور، یک زوج سفیدپوست، کار می‌کرد. دورها که از نظر سیاسی لیبرال بودند، دوستان او شدند. آن‌ها پارکس را تشویق کردند و در نهایت در تابستان ۱۹۵۵ به او کمک کردند تا در مدرسه مردمی هایلندر، یک مرکز آموزشی برای فعالیت در زمینه حقوق کارگران و برابری نژادی در مونتیگل، تنسی شرکت کند. در آنجا پارکس توسط سازمان‌دهنده کهنه‌کار، سپتیما کلارک، آموزش دید.

10رُزا پارکس در یک جلسه عمومی در کلیسای باپتیست خیابان دکستر شرکت کرد

در اوت ۱۹۵۵، نوجوان سیاه‌پوست امت تیل پس از گزارش‌هایی مبنی بر معاشقه با یک زن جوان سفیدپوست هنگام دیدار از بستگانش در می‌سی‌سی‌پی، به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسید. در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۵، چهار روز قبل از اینکه او در اتوبوس دست به اعتراض بزند، رُزا پارکس در یک جلسه عمومی در کلیسای باپتیست خیابان دکستر در مونتگومری شرکت کرد که به این پرونده و همچنین قتل‌های اخیر فعالان جورج دبلیو. لی و لامار اسمیت پرداخت. سخنران اصلی تی. آر. ام. هاوارد، رهبر حقوق مدنی سیاه‌پوستان از می‌سی‌سی‌پی بود که ریاست شورای منطقه‌ای رهبری سیاه‌پوستان را بر عهده داشت.

11پارکس دستگیر شد

هنگامی که پارکس از ترک صندلی خود امتناع کرد، یک افسر پلیس او را دستگیر کرد. همانطور که افسر او را می‌برد، به یاد می‌آورد که پرسید: «چرا ما را اذیت می‌کنید؟» او به یاد آورد که افسر گفت: «نمی‌دانم، اما قانون، قانون است و تو بازداشت هستی.» او بعدها گفت: «فقط می‌دانستم که در حالی که دستگیر می‌شدم، این آخرین باری بود که با چنین تحقیر و توهینی سوار اتوبوس می‌شدم...». پارکس به نقض فصل ۶، بخش ۱۱ قانون جداسازی کد شهر مونتگومری متهم شد، اگرچه از نظر فنی او صندلی مخصوص سفیدپوستان را اشغال نکرده بود؛ او در بخش رنگین‌پوستان بود. ادگار نیکسون، رئیس شاخه مونتگومری NAACP و رهبر اتحادیه باربران پولمن، و دوستش کلیفورد دور، همان شب پارکس را با وثیقه از زندان آزاد کردند.

12دومین حادثه اتوبوس

حدود ساعت ۶ بعد از ظهر، پنجشنبه، ۱ دسامبر ۱۹۵۵، در مرکز شهر مونتگومری. او کرایه خود را پرداخت کرد و در یک صندلی خالی در ردیف اول صندلی‌های عقب که برای سیاه‌پوستان در بخش «رنگین‌پوستان» رزرو شده بود، نشست. نزدیک وسط اتوبوس، ردیف او مستقیماً پشت ده صندلی رزرو شده برای مسافران سفیدپوست بود. در ابتدا، او متوجه نشد که راننده اتوبوس همان مرد، جیمز اف. بلیک است که در سال ۱۹۴۳ او را زیر باران رها کرده بود. همانطور که اتوبوس در مسیر عادی خود حرکت می‌کرد، تمام صندلی‌های مخصوص سفیدپوستان در اتوبوس پر شد. اتوبوس به سومین ایستگاه در مقابل تئاتر امپایر رسید و چندین مسافر سفیدپوست سوار شدند. بلیک متوجه شد که دو یا سه مسافر سفیدپوست ایستاده‌اند، زیرا جلوی اتوبوس پر شده بود. او تابلوی بخش «رنگین‌پوستان» را پشت سر پارکس جابجا کرد و خواست که چهار سیاه‌پوست صندلی‌های خود را در بخش میانی خالی کنند تا مسافران سفیدپوست بتوانند بنشینند. پارکس جابجا شد، اما به سمت صندلی کنار پنجره؛ او بلند نشد تا به بخش تعیین‌شده جدید برای رنگین‌پوستان برود. پارکس بعدها درباره درخواست برای رفتن به عقب اتوبوس گفت: «به امت تیل فکر کردم و فقط نتوانستم به عقب برگردم.» بلیک گفت: «چرا بلند نمی‌شوی؟» پارکس پاسخ داد: «فکر نمی‌کنم مجبور باشم بلند شوم.» بلیک با پلیس تماس گرفت تا پارکس را دستگیر کند.

13تحریم اتوبوس‌های مونتگومری

در روز یکشنبه، ۴ دسامبر ۱۹۵۵، برنامه‌های تحریم اتوبوس‌های مونتگومری در کلیساهای سیاه‌پوستان منطقه اعلام شد و مقاله‌ای در صفحه اول روزنامه «مونتگومری ادورتایزر» به گسترش این خبر کمک کرد. در گردهمایی کلیسا در آن شب، حاضران به اتفاق آرا توافق کردند که تحریم را تا زمانی که با سطح احترامی که انتظار داشتند با آن‌ها رفتار شود، رانندگان سیاه‌پوست استخدام شوند و صندلی‌های وسط اتوبوس بر اساس اولویت ورود مسافران مدیریت شود، ادامه دهند.

14پارکس به اتهام اخلال در نظم عمومی و نقض یک قانون محلی محاکمه شد

روز بعد، پارکس به اتهام اخلال در نظم عمومی و نقض یک قانون محلی محاکمه شد. محاکمه ۳۰ دقیقه طول کشید. پس از مجرم شناخته شدن و جریمه ۱۰ دلاری به اضافه ۴ دلار هزینه‌های دادگاه، پارکس به حکم خود اعتراض کرد و رسماً قانونی بودن تبعیض نژادی را به چالش کشید.

15بحث درباره اقدامات برای پاسخ به دستگیری پارکس

آن دوشنبه شب، ۵۰ تن از رهبران جامعه آفریقایی-آمریکایی گرد هم آمدند تا درباره اقدامات لازم برای پاسخ به دستگیری پارکس بحث کنند. ادگار نیکسون، رئیس NAACP، گفت: «خدای من، ببین تبعیض نژادی چه چیزی را به دست من داده است!» پارکس به عنوان شاکی ایده‌آل برای یک پرونده آزمایشی علیه قوانین تبعیض نژادی شهر و ایالت در نظر گرفته شد، زیرا او به عنوان زنی مسئولیت‌پذیر، بالغ و با شهرت خوب دیده می‌شد.

16بحث درباره استراتژی‌های تحریم

پس از موفقیت تحریم یک‌روزه، گروهی ۱۶ تا ۱۸ نفره در کلیسای «Mt. Zion AME Zion» گرد هم آمدند تا درباره استراتژی‌های تحریم بحث کنند. در آن زمان پارکس معرفی شد اما از او خواسته نشد که صحبت کند، با وجود اینکه جمعیت او را تشویق ایستاده کردند و خواستار سخنرانی او شدند؛ وقتی او پرسید که آیا باید چیزی بگوید، پاسخ این بود: «چرا، تو به اندازه کافی حرف زده‌ای.» گروه توافق کرد که اگر قرار است تحریم ادامه یابد، به یک سازمان جدید برای رهبری آن نیاز است. کشیش رالف ابرناتی نام «انجمن بهبود مونتگومری» (MIA) را پیشنهاد کرد. این نام پذیرفته شد و MIA تشکیل گردید. اعضای آن، مارتین لوتر کینگ جونیور را که تازه به مونتگومری آمده بود و کشیش جوان و عمدتاً ناشناخته کلیسای باپتیست خیابان دکستر بود، به عنوان رئیس خود انتخاب کردند.

17ریموند و رزا پارکس مونتگومری را به مقصد همپتون ترک کردند

در سال ۱۹۵۷، ریموند و رزا پارکس مونتگومری را به مقصد همپتون، ویرجینیا ترک کردند؛ عمدتاً به این دلیل که او نتوانست شغلی پیدا کند. او همچنین با کینگ و دیگر رهبران جنبش حقوق مدنی در حال مبارزه مونتگومری در مورد نحوه پیشبرد کار اختلاف نظر داشت و دائماً تهدید به مرگ می‌شد.

18مهاجرت به شمال به دیترویت

با اصرار برادر و زن‌برادرش در دیترویت، سیلوستر و دیزی مک‌کالی، رزا و ریموند پارکس به همراه مادرش به شمال نقل مکان کردند تا به آن‌ها بپیوندند. شهر دیترویت تلاش کرد تا شهرتی مترقی برای خود ایجاد کند، اما پارکس با نشانه‌های متعددی از تبعیض علیه آفریقایی-آمریکایی‌ها مواجه شد.

19تأثیر سیاست‌های دولت بر دیترویت

مانند بسیاری از سیاه‌پوستان دیترویت، پارکس به‌ویژه نگران مسائل مسکن بود. او خود در محله‌ای به نام «ویرجینیا پارک» زندگی می‌کرد که به دلیل ساخت بزرگراه و نوسازی شهری آسیب دیده بود. تا سال ۱۹۶۲، این سیاست‌ها ۱۰,۰۰۰ سازه را در دیترویت تخریب کرده و ۴۳,۰۹۶ نفر را آواره کرده بود که ۷۰ درصد آن‌ها آفریقایی-آمریکایی بودند. پارکس تنها یک مایل دورتر از کانون شورشی که در سال ۱۹۶۷ در دیترویت رخ داد زندگی می‌کرد و او تبعیض در مسکن را عامل اصلی تحریک این ناآرامی‌ها می‌دانست.

20رزا در یک «دادگاه مردمی» برای تحقیق درباره قتل سه مرد جوان خدمت کرد

پارکس با اعضای «لیگ کارگران انقلابی سیاه‌پوست» و «جمهوری آفریقای جدید» در افزایش آگاهی درباره سوءاستفاده پلیس در طول این درگیری همکاری کرد. او در ۳۰ اوت ۱۹۶۷ در یک «دادگاه مردمی» برای تحقیق درباره قتل سه مرد جوان توسط پلیس در جریان قیام ۱۹۶۷ دیترویت، که به حادثه «متل الجزایر» معروف شد، خدمت کرد.

21پارکس برای آزادی زندانیان سیاسی در ایالات متحده سازماندهی کرد

در دهه ۱۹۷۰، پارکس برای آزادی زندانیان سیاسی در ایالات متحده، به‌ویژه پرونده‌هایی که شامل مسائل دفاع از خود بود، سازماندهی کرد.

22مرگ همسرش

همسرش در ۱۹ اوت ۱۹۷۷ بر اثر سرطان گلو درگذشت و برادرش، تنها خواهر و برادر او، در نوامبر همان سال بر اثر سرطان فوت کرد. مصائب شخصی او باعث شد که از جنبش حقوق مدنی فاصله بگیرد.

23نقل مکان با مادرش به آپارتمانی برای سالمندان

او تصمیم گرفت با مادرش به آپارتمانی برای سالمندان نقل مکان کند. در آنجا او از مادرش لئونا در مراحل پایانی سرطان و زوال عقل سالمندی پرستاری کرد تا اینکه او در سال ۱۹۷۹ در سن ۹۲ سالگی درگذشت.

24پارکس بنیاد بورسیه رزا ال. پارکس را تأسیس کرد

در سال ۱۹۸۰، پارکس که بیوه شده بود و خانواده نزدیکی نداشت، خود را وقف سازمان‌های حقوق مدنی و آموزشی کرد. او «بنیاد بورسیه رزا ال. پارکس» را برای دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان که قصد ورود به دانشگاه داشتند تأسیس کرد و بیشتر حق‌الزحمه‌های سخنرانی خود را به آن اهدا نمود.

25پارکس مؤسسه توسعه فردی رزا و ریموند پارکس را تأسیس کرد

در فوریه ۱۹۸۷، او به همراه الین ایسون استیل، «مؤسسه توسعه فردی رزا و ریموند پارکس» را تأسیس کرد؛ مؤسسه‌ای که تورهای اتوبوس «مسیرهای آزادی» را اجرا می‌کند و جوانان را با مکان‌های مهم حقوق مدنی و «راه‌آهن زیرزمینی» در سراسر کشور آشنا می‌سازد.

26پارکس کتاب «رزا پارکس: داستان من» را منتشر کرد

در سال ۱۹۹۲، پارکس کتاب «رزا پارکس: داستان من» را منتشر کرد، یک خودزندگینامه که برای خوانندگان جوان‌تر نوشته شده و زندگی او را تا زمان تصمیمش برای ماندن در صندلی اتوبوس روایت می‌کند. چند سال بعد، او کتاب «قدرت آرام» (۱۹۹۵) را منتشر کرد، خاطراتی که بر ایمان او تمرکز دارد.

27مجلس قانون‌گذاری میسوری رأی داد که بخش بزرگراه را «بزرگراه رزا پارکس» نام‌گذاری کند

در سال ۱۹۹۴، «کو کلاکس کلان» درخواست کرد تا بخشی از بزرگراه بین‌ایالتی ۵۵ ایالات متحده در شهرستان سنت لوئیس و شهرستان جفرسون، میسوری، نزدیک سنت لوئیس را برای پاکسازی حمایت مالی کند (که به آن‌ها اجازه می‌داد تابلوهایی داشته باشند که نشان می‌داد این بخش از بزرگراه توسط این سازمان نگهداری می‌شود). از آنجایی که ایالت نمی‌توانست حمایت مالی KKK را رد کند، مجلس قانون‌گذاری میسوری رأی داد که آن بخش از بزرگراه را «بزرگراه رزا پارکس» نام‌گذاری کند. وقتی از او پرسیده شد که درباره این افتخار چه احساسی دارد، گزارش شده که گفته است: «همیشه خوب است که به یاد آدم باشند.»

28پارکس در خانه‌اش مورد سرقت و حمله قرار گرفت

در ۳۰ اوت ۱۹۹۴، پارکس در ۸۱ سالگی در خانه‌اش در مرکز دیترویت مورد سرقت و حمله قرار گرفت. مهاجم، جوزف اسکیپر، در را شکست اما ادعا کرد که یک مزاحم را فراری داده است. او درخواست پاداش کرد و وقتی پارکس به او پول داد، مبلغ بیشتری طلب کرد. پارکس امتناع کرد و او به وی حمله کرد. پارکس که آسیب دیده و به‌شدت شوکه شده بود، با دوستی تماس گرفت و او پلیس را خبر کرد. جستجوی محلی منجر به دستگیری اسکیپر و گزارش‌هایی مبنی بر ضرب و شتم او شد.

29آخرین حضور او در فیلم

در سال ۱۹۹۹، پارکس در یک نقش کوتاه برای مجموعه تلویزیونی «Touched by an Angel» بازی کرد. این آخرین حضور او در فیلم بود؛ پارکس به دلیل کهولت سن دچار مشکلات سلامتی شده بود.

30پارکس اخطاریه تخلیه دریافت کرد

در سال ۲۰۰۲، پارکس به دلیل عدم پرداخت اجاره‌بها، اخطاریه تخلیه آپارتمان ۱۸۰۰ دلاری خود در ماه را دریافت کرد. پارکس در آن زمان به دلیل زوال جسمی و روانی ناشی از کهولت سن، قادر به مدیریت امور مالی خود نبود. اجاره‌بهای او از طریق کمک‌های جمع‌آوری شده توسط کلیسای باپتیست هارتفورد مموریال در دیترویت پرداخت شد.

31مرگ

پارکس در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۵ در سن ۹۲ سالگی به مرگ طبیعی در آپارتمانش در شرق دیترویت درگذشت.

32رزرو صندلی‌های جلوی اتوبوس‌های شهری با روبان‌های سیاه به افتخار پارکس

مقامات شهری در مونتگومری و دیترویت در ۲۷ اکتبر ۲۰۰۵ اعلام کردند که صندلی‌های جلوی اتوبوس‌های شهری‌شان تا زمان مراسم خاکسپاری، با روبان‌های سیاه به افتخار پارکس رزرو خواهد شد.

33تابوت پارکس به مونتگومری منتقل شد

تابوت پارکس با هواپیما به مونتگومری منتقل شد و با یک کالسکه نعش‌کش اسبی به کلیسای سنت پل آفریقایی متدیست اسقفی (AME) برده شد، جایی که در ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ در حالی که لباس خادم کلیسا را بر تن داشت، در محراب قرار گرفت. صبح روز بعد مراسم یادبودی در آنجا برگزار شد.

34تابوت به واشینگتن، دی.سی. منتقل شد

در عصر همان روز، تابوت به واشینگتن، دی.سی. منتقل شد و با اتوبوسی مشابه اتوبوسی که او در آن اعتراض خود را انجام داده بود، حمل شد تا در روتوندای ساختمان کنگره ایالات متحده برای ادای احترام قرار گیرد.

35مراسم خاکسپاری او

پس از بازگشت پیکر و تابوت او به دیترویت، پارکس به مدت دو روز در موزه تاریخ آفریقایی-آمریکایی چارلز اچ. رایت قرار گرفت. مراسم خاکسپاری او هفت ساعت به طول انجامید و در ۲ نوامبر ۲۰۰۵ در کلیسای گریت گریس تمپل در دیترویت برگزار شد.

36خانه رزا در دیترویت تا حدی بازسازی شد

در سال ۲۰۱۶، خانه رزا در دیترویت دمونتاژ، به برلین منتقل و تا حدی بازسازی شد.