1تولد

سیمون بولیوار در ۲۴ ژوئیه ۱۷۸۳ در خانه‌ای در کاراکاس، کاپیتانی عمومی ونزوئلا به دنیا آمد.

2دون سیمون رودریگز مجبور به ترک کشور شد

هنگامی که بولیوار چهارده ساله بود، دون سیمون رودریگز پس از متهم شدن به دست داشتن در توطئه‌ای علیه دولت اسپانیا در کاراکاس، مجبور به ترک کشور شد. بولیوار سپس وارد آکادمی نظامی میلیسیاس د آراگوآ شد.

3بولیوار برای ادامه تحصیلات نظامی به مادرید در اسپانیا فرستاده شد

در سال ۱۸۰۰، او برای ادامه تحصیلات نظامی به مادرید در اسپانیا فرستاده شد و تا سال ۱۸۰۲ در آنجا ماند.

4ازدواج

در سال ۱۷۹۹، پس از مرگ زودهنگام پدرش خوان ویسنته (متوفی ۱۷۸۶) و مادرش کونسپسیون (که در سال ۱۷۹۲ درگذشت)، بولیوار در ۱۶ سالگی برای تکمیل تحصیلات خود به مکزیک، فرانسه و اسپانیا سفر کرد. در سال ۱۸۰۲، در دوران اقامت در مادرید و پس از دو سال آشنایی، با ماریا ترزا رودریگز دل تورو ای آلایزا ازدواج کرد که تنها همسر او بود. او با خانواده‌های اشرافی مارکی دل تورو در کاراکاس و مارکی د اینیسیو در مادرید نسبت داشت.

5بولیوار در فرانسه زندگی کرد

بولیوار که در سال ۱۸۰۴ به اروپا بازگشته بود، در فرانسه زندگی کرد و به کشورهای مختلفی سفر نمود.

6بولیوار شاهد تاج‌گذاری ناپلئون در نوتردام بود

بولیوار در دوران اقامت در پاریس، شاهد تاج‌گذاری ناپلئون در کلیسای نوتردام بود؛ رویدادی که تأثیر عمیقی بر او گذاشت. اگرچه او با تاج‌گذاری مخالف بود، اما نسبت به ستایش عمومی که آن قهرمان برانگیخته بود، بسیار حساس بود.

7بولیوار به ونزوئلا بازگشت

بولیوار در سال ۱۸۰۷ به ونزوئلا بازگشت. پس از کودتای ۱۹ آوریل ۱۸۱۰، ونزوئلا با تشکیل «خونتای عالی کاراکاس» و برکناری مدیران استعماری، به استقلال دوفاکتو دست یافت. خونتای عالی هیئتی را برای کسب به رسمیت شناخته شدن و دریافت کمک به بریتانیای کبیر فرستاد. این هیئت به ریاست بولیوار، شامل دو تن از چهره‌های برجسته آینده ونزوئلا، آندرس بلو و لوئیس لوپز مندز نیز بود. این سه نفر با فرانسیسکو د میراندا دیدار کردند و او را متقاعد کردند که به سرزمین مادری خود بازگردد.

8هیئتی از خونتای عالی و جمعی از مردم، میراندا را با شور و شوق در لا گوایرا استقبال کردند

در سال ۱۸۱۱، هیئتی از خونتای عالی که بولیوار نیز در آن حضور داشت، به همراه جمعی از مردم، میراندا را با شور و شوق در لا گوایرا استقبال کردند.

9بولیوار به فرماندهی پورتو کابیو منصوب شد

در طول جنگ شورشی به رهبری میراندا، بولیوار به درجه سرهنگی ارتقا یافت و سال بعد، ۱۸۱۲، به فرماندهی پورتو کابیو منصوب شد.

10بولیوار کنترل قلعه سان فلیپه و انبارهای مهمات آن را از دست داد

در حالی که کاپیتان ناو سلطنتی، دومینگو د مونته‌ورده، از غرب به سمت قلمرو جمهوری‌خواهان پیشروی می‌کرد، بولیوار در ۳۰ ژوئن ۱۸۱۲ کنترل قلعه سان فلیپه و انبارهای مهمات آن را از دست داد. بولیوار سپس به املاک خود در سان ماتئو عقب‌نشینی کرد.

11توافق با مونته‌ورده

میراندا آرمان جمهوری‌خواهان را شکست‌خورده دید و در ۲۵ ژوئیه توافق‌نامه تسلیم را با مونته‌ورده امضا کرد؛ اقدامی که بولیوار و دیگر افسران انقلابی آن را خیانت‌آمیز تلقی کردند. در یکی از بحث‌برانگیزترین اقدامات اخلاقی بولیوار، او و دیگران میراندا را دستگیر کرده و در بندر لا گوایرا به ارتش سلطنتی اسپانیا تحویل دادند.

12بولیوار به سمت کوراسائو حرکت کرد

مونته‌ورده به دلیل خدمات ظاهری بولیوار به آرمان سلطنت‌طلبان، به او گذرنامه داد و بولیوار در ۲۷ اوت به سمت کوراسائو حرکت کرد.

13بولیوار فرماندهی نظامی در تونخا دریافت کرد

البته باید گفت که بولیوار به مقامات اسپانیایی اعتراض کرد که چرا میراندا را تحویل داده است، و اصرار داشت که او به پادشاهی خدمتی نکرده، بلکه یک خائن را مجازات کرده است. در سال ۱۸۱۳، او فرماندهی نظامی در تونخا، در نیو گرانادا (کلمبیای امروزی) را تحت هدایت کنگره استان‌های متحد نیو گرانادا، که از خونتاهای تشکیل‌شده در سال ۱۸۱۰ به وجود آمده بود، دریافت کرد.

14بولیوار وارد مریدا شد

این آغاز «کمپین تحسین‌برانگیز» بود. در ۲۴ مه، بولیوار وارد مریدا شد و در آنجا به عنوان «ال لیبرتادور» (آزادی‌بخش) اعلام شد.

15فرمان جنگ تا پای مرگ

این رویداد با اشغال تروخیو در ۹ ژوئن دنبال شد. شش روز بعد، در نتیجه کشتارهای اسپانیایی‌ها علیه حامیان استقلال، بولیوار فرمان معروف خود به نام «فرمان جنگ تا پای مرگ» را صادر کرد که اجازه کشتن هر اسپانیایی که فعالانه از استقلال حمایت نمی‌کرد را می‌داد.

16کاراکاس بازپس گرفته شد

کاراکاس در ۶ اوت ۱۸۱۳ بازپس گرفته شد و بولیوار به عنوان «ال لیبرتادور» تأیید شد و جمهوری دوم ونزوئلا را تأسیس کرد. سال بعد، به دلیل شورش خوزه توماس بووس و سقوط جمهوری، بولیوار به نیو گرانادا بازگشت و در آنجا فرماندهی نیرویی را برای استان‌های متحد بر عهده گرفت.

17نیروهای بولیوار وارد بوگوتا شدند

نیروهای بولیوار در سال ۱۸۱۴ وارد بوگوتا شدند و شهر را از نیروهای جمهوری‌خواه مخالف کوندینامارکا بازپس گرفتند. بولیوار قصد داشت به کارتاخنا لشکرکشی کند و از کمک نیروهای محلی برای تصرف شهر سلطنتی سانتا مارتا استفاده کند.

18بولیوار به جامائیکا گریخت

با این حال، در سال ۱۸۱۵، پس از تعدادی اختلافات سیاسی و نظامی با دولت کارتاخنا، بولیوار به جامائیکا گریخت، جایی که از حمایت او خودداری شد. پس از یک سوءقصد در جامائیکا، او به هائیتی گریخت و در آنجا تحت حمایت قرار گرفت. او با الکساندر پتیون، رئیس‌جمهور جمهوری تازه مستقل جنوبی (در مقابل پادشاهی هائیتی در شمال) دوست شد و از او درخواست کمک کرد.

19به وعده خود به پتیون برای آزادی بردگان آمریکای اسپانیایی عمل کرد

در سال ۱۸۱۶، بولیوار با سربازان هائیتی و حمایت‌های مادی حیاتی، در ونزوئلا پیاده شد و در ۲ ژوئن ۱۸۱۶ به وعده خود به پتیون برای آزادی بردگان آمریکای اسپانیایی عمل کرد.

20بولیوار پس از شکست ضدحمله میگل د لا توره، آنگوستورا را تصرف کرد

در ژوئیه ۱۸۱۷، در دومین لشکرکشی، بولیوار پس از شکست دادن ضدحمله میگل د لا توره، آنگوستورا را تصرف کرد. با این حال، ونزوئلا پس از پیروزی پابلو موریو در دومین نبرد لا پوئرتا در سال ۱۸۱۸، همچنان به عنوان یک کاپیتانی اسپانیا باقی ماند.

21دومین کنگره ملی ونزوئلا

در ۱۵ فوریه ۱۸۱۹، بولیوار توانست دومین کنگره ملی ونزوئلا را در آنگوستورا افتتاح کند که در آن به عنوان رئیس‌جمهور و فرانسیسکو آنتونیو زیا به عنوان معاون رئیس‌جمهور انتخاب شدند. بولیوار سپس تصمیم گرفت که ابتدا برای استقلال گرانادای جدید بجنگد تا منابع نایب‌السلطنه را به دست آورد و قصد داشت بعداً استقلال ونزوئلا را تثبیت کند.

22نبرد بویاکا

کمپین استقلال گرانادای جدید، که شامل عبور از رشته‌کوه آند بود و یکی از شاهکارهای نظامی تاریخ محسوب می‌شود، با پیروزی در نبرد بویاکا در ۷ اوت ۱۸۱۹ تثبیت شد. نبرد بویاکا (۱۸۱۹)، نبرد سرنوشت‌سازی بود که موفقیت کمپین بولیوار برای آزادسازی گرانادای جدید را تضمین کرد. نبرد بویاکا آغاز استقلال شمال آمریکای جنوبی در نظر گرفته می‌شود و از آن جهت مهم است که منجر به پیروزی‌های نبرد کارابوبو در ونزوئلا، پیچینچا در اکوادور، و خونین و آیاکوچو در پرو شد.

23بازگشت بولیوار به آنگوستورا

بولیوار به آنگوستورا بازگشت، زمانی که کنگره در ۱۷ دسامبر قانونی را برای تشکیل جمهوری بزرگ کلمبیا تصویب کرد و بولیوار را به عنوان رئیس‌جمهور و زیا را به عنوان معاون رئیس‌جمهور، فرانسیسکو د پائولا سانتاندر را به عنوان معاون رئیس‌جمهور در بخش گرانادای جدید و خوان خرمان روسیو را به عنوان معاون رئیس‌جمهور در بخش ونزوئلا تعیین کرد.

24موریو دو معاهده را با بولیوار تصویب کرد

موریو کنترل کاراکاس و ارتفاعات ساحلی را در دست داشت. پس از بازسازی قانون اساسی کادیز، موریو در ۲۵ نوامبر ۱۸۲۰ دو معاهده را با بولیوار تصویب کرد که خواستار آتش‌بس شش‌ماهه و به رسمیت شناختن بولیوار به عنوان رئیس‌جمهور جمهوری بود.

25ملاقات بولیوار و موریو در سان فرناندو د آپوره

بولیوار و موریو در ۲۷ نوامبر در سان فرناندو د آپوره با یکدیگر دیدار کردند، پس از آن موریو ونزوئلا را به مقصد اسپانیا ترک کرد و لا توره را به فرماندهی گماشت.

26ورود پیروزمندانه بولیوار به کاراکاس

بولیوار از پایگاه قدرت تازه تثبیت‌شده خود، کمپین‌های استقلال‌طلبانه را در ونزوئلا و اکوادور آغاز کرد. این کمپین‌ها با پیروزی در نبرد کارابوبو به پایان رسید و پس از آن بولیوار در ۲۹ ژوئن ۱۸۲۱ پیروزمندانه وارد کاراکاس شد.

27گران کلمبیا

در ۷ سپتامبر ۱۸۲۱، گران کلمبیا (کشوری که بخش بزرگی از کلمبیا، اکوادور، پاناما و ونزوئلای امروزی را در بر می‌گرفت) با ریاست‌جمهوری بولیوار و معاونت سانتاندر ایجاد شد.

28ورود بولیوار به کیتو، اکوادور

بولیوار با نبرد بومبونا و نبرد پیچینچا ادامه داد و پس از آن در ۱۶ ژوئن ۱۸۲۲ وارد کیتو شد.

29کنفرانس گوایاکیل

در ۲۶ و ۲۷ ژوئیه ۱۸۲۲، بولیوار کنفرانس گوایاکیل را با ژنرال آرژانتینی خوزه د سان مارتین برگزار کرد که در اوت ۱۸۲۱ پس از آزادسازی بخشی از پرو از دست اسپانیایی‌ها، عنوان «محافظ آزادی پرو» را دریافت کرده بود.

30کنگره پرو او را دیکتاتور پرو نامید

پس از آن، بولیوار وظیفه آزادسازی کامل پرو را بر عهده گرفت. کنگره پرو در ۱۰ فوریه ۱۸۲۴ او را دیکتاتور پرو نامید که به بولیوار اجازه داد تا مدیریت سیاسی و نظامی را به طور کامل سازماندهی کند. بولیوار با کمک آنتونیو خوزه د سوکره، سواره‌نظام اسپانیا را در نبرد خونین در ۶ اوت ۱۸۲۴ به طور قاطع شکست داد. سوکره بقایای نیروهای اسپانیایی را که هنوز از نظر عددی برتر بودند، در ۹ دسامبر ۱۸۲۴ در آیاکوچو نابود کرد.

31جمهوری بولیوی

در ۶ اوت ۱۸۲۵، در کنگره پرو علیا، «جمهوری بولیوی» ایجاد شد.

32بازگشت به بوگوتا

بنابراین بولیوار یکی از معدود افرادی است که کشوری به نام او نامگذاری شده است. بولیوار در ۱۲ ژانویه ۱۸۲۷ به کاراکاس و سپس به بوگوتا بازگشت.

33بولیوار خواستار تشکیل کنوانسیون قانون اساسی شد

بولیوار در حفظ کنترل گران کلمبیای پهناور با مشکلات بزرگی روبرو بود. در سال ۱۸۲۶، اختلافات داخلی باعث ایجاد نارضایتی در سراسر کشور شد و قیام‌های منطقه‌ای در ونزوئلا شعله‌ور گردید. اتحادیه جدید آمریکای جنوبی شکنندگی خود را نشان داده بود و به نظر می‌رسید در آستانه فروپاشی است. برای حفظ اتحادیه، عفو عمومی اعلام شد و توافقی با شورشیان ونزوئلایی صورت گرفت، اما این امر باعث افزایش نارضایتی سیاسی در گرانادای جدید همسایه شد. بولیوار در تلاشی برای حفظ کشور به عنوان یک موجودیت واحد، در مارس ۱۸۲۸ خواستار تشکیل کنوانسیون قانون اساسی در اوکانیا شد.

34این اقدام در گرانادای جدید بحث‌برانگیز تلقی شد و یکی از دلایل مذاکرات بود

این اقدام در گرانادای جدید بحث‌برانگیز تلقی شد و یکی از دلایل مذاکراتی بود که از ۹ آوریل تا ۱۰ ژوئن ۱۸۲۸ برگزار شد. کنوانسیون تقریباً به پیش‌نویس سندی ختم شد که شکل رادیکال فدرالیستی از دولت را پیاده می‌کرد که قدرت‌های یک دولت مرکزی را به شدت کاهش می‌داد. جناح فدرالیست توانست اکثریت را برای پیش‌نویس قانون اساسی جدیدی که با وجود طرح ظاهراً متمرکز، ویژگی‌های فدرال مشخصی داشت، به دست آورد. نمایندگان طرفدار بولیوار که از نتیجه حاصله ناراضی بودند، از کنوانسیون خارج شدند و آن را به حالت تعلیق درآوردند.

35ونزوئلا مستقل اعلام شد

پس از این وقایع، بولیوار در محیطی محدود و تحت فشار اختلافات جناحی به حکومت خود ادامه داد. طی دو سال بعد، شورش‌هایی در گرانادای جدید، ونزوئلا و اکوادور رخ داد. جدایی‌طلبان او را به خیانت به اصول جمهوری‌خواهانه و تلاش برای برقراری دیکتاتوری دائمی متهم کردند. گران کلمبیا پس از آنکه رئیس‌جمهور، ژنرال لا مار، به گوایاکیل حمله کرد، علیه پرو اعلام جنگ کرد. او بعداً توسط مارشال آنتونیو خوزه د سوکره در نبرد پورته د تارکی در ۲۷ فوریه ۱۸۲۹ شکست خورد. سوکره در ۴ ژوئن ۱۸۳۰ کشته شد. ژنرال خوان خوزه فلورس قصد داشت بخش‌های جنوبی (کیتو، گوایاکیل و آسوای) را که به عنوان منطقه اکوادور شناخته می‌شد، از گران کلمبیا جدا کند تا کشوری مستقل تشکیل دهد و اولین رئیس‌جمهور آن شود. ونزوئلا در ۱۳ ژانویه ۱۸۳۰ اعلام استقلال کرد و خوزه آنتونیو پائز ریاست‌جمهوری آن کشور را بر عهده گرفت و بولیوار را تبعید کرد.

36فروپاشی رویا

در ۲۰ ژانویه ۱۸۳۰، در حالی که رویایش در حال فروپاشی بود، بولیوار آخرین سخنرانی خود را خطاب به ملت ایراد کرد و اعلام نمود که از ریاست‌جمهوری گران کلمبیا کناره‌گیری خواهد کرد. بولیوار در سخنرانی خود، با اندوه از مردم خواست که اتحاد را حفظ کنند و نسبت به نیات کسانی که طرفدار جدایی‌طلبی بودند، هوشیار باشند.

37بولیوار سرانجام از ریاست‌جمهوری استعفا داد

بولیوار سرانجام در ۲۷ آوریل ۱۸۳۰ از ریاست‌جمهوری استعفا داد و قصد داشت کشور را به مقصد تبعید در اروپا ترک کند. او قبلاً چندین صندوق حاوی وسایل و نوشته‌های خود را به اروپا فرستاده بود، اما پیش از آنکه بتواند از کارتاخنا با کشتی سفر کند، درگذشت.

38مرگ

در ۱۷ دسامبر ۱۸۳۰، سیمون بولیوار در سن ۴۷ سالگی بر اثر بیماری سل در کینتا د سان پدرو آلخاندrino در سانتا مارتا، گران کلمبیا (کلمبیای امروزی) درگذشت.