1تولد
تروث یکی از ۱۰ یا ۱۲ فرزندی بود که برای جیمز و الیزابت بامفری (یا بومفری) به دنیا آمد. سرهنگ هاردنبرگ، جیمز و الیزابت بامفری را از تاجران برده خرید و خانواده آنها را در املاک خود در منطقهای تپهای بزرگ که به نام هلندی «سوارتکیل» (درست در شمال ریفتون امروزی) شناخته میشد، در شهر ایسوپوس، نیویورک، ۹۵ مایلی (۱۵۳ کیلومتری) شمال شهر نیویورک نگه داشت.
2مرگ چارلز هاردنبرگ
چارلز هاردنبرگ در سال ۱۸۰۶ درگذشت.
3به نزد جان نیلی
تروث نه ساله (که با نام بل شناخته میشد)، در یک حراجی به همراه گلهای گوسفند به قیمت ۱۰۰ دلار به جان نیلی، در نزدیکی کینگستون، نیویورک فروخته شد. تا آن زمان، تروث فقط به زبان هلندی صحبت میکرد. او بعدها نیلی را فردی ظالم و خشن توصیف کرد و تعریف کرد که چگونه او را روزانه و حتی یک بار با دستهای از ترکهها کتک میزد.
4به نزد مارتینوس شریور
در سال ۱۸۰۸، نیلی او را به قیمت ۱۰۵ دلار به مارتینوس شریور، صاحب میخانهای در پورت ایون، نیویورک فروخت که به مدت ۱۸ ماه مالک او بود.
5به نزد جان دومونت
شریور سپس تروث را در سال ۱۸۱۰ به جان دومونت از وست پارک، نیویورک فروخت. اگرچه این مالک چهارم نسبت به او خوشرفتار بود، اما تنش قابل توجهی بین تروث و همسر دومونت، الیزابت وارینگ دومونت، وجود داشت که او را آزار میداد و زندگی را برایش دشوارتر میکرد.
6تروث عاشق شد
حدود سال ۱۸۱۵، تروث با مردی برده به نام رابرت از مزرعهای همسایه آشنا شد و عاشق او شد. مالک رابرت (چارلز کاتن جونیور، یک نقاش منظره) رابطه آنها را ممنوع کرد؛ او نمیخواست افرادی که به بردگی گرفته بود با کسانی که او مالکشان نبود صاحب فرزند شوند، زیرا نمیخواست مالک آن فرزندان باشد. یک روز رابرت مخفیانه برای دیدن تروث رفت. وقتی کاتن و پسرش او را پیدا کردند، رابرت را به طرز وحشیانهای کتک زدند تا اینکه دومونت بالاخره مداخله کرد. تروث پس از آن روز دیگر هرگز رابرت را ندید و او چند سال بعد درگذشت.
7تروث به همراه دختر خردسالش سوفیا به آزادی گریخت
در اواخر سال ۱۸۲۶، تروث به همراه دختر خردسالش، سوفیا، به آزادی گریخت. او مجبور شد فرزندان دیگرش را پشت سر بگذارد زیرا آنها طبق حکم آزادی تا زمانی که به عنوان خدمتکار قراردادی تا بیست سالگی کار نمیکردند، از نظر قانونی آزاد نبودند. او بعدها گفت: «من فرار نکردم، چون فکر میکردم این کار شرورانه است، بلکه با پای پیاده رفتم، با این باور که این کار درست است.» او راه خود را به خانه آیزاک و ماریا ون واگنن در نیو پالتز پیدا کرد که او و کودکش را پذیرفتند. آیزاک پیشنهاد کرد که خدمات او را برای باقیمانده سال (تا زمانی که آزادی ایالتی اجرایی شود) بخرد، که دومونت با ۲۰ دلار آن را پذیرفت. او تا زمانی که قانون آزادی ایالت نیویورک یک سال بعد تصویب شد، در آنجا زندگی کرد.
8فرآیند آزادی بردگان در نیویورک تکمیل شد
در سال ۱۷۹۹، ایالت نیویورک شروع به قانونگذاری برای لغو بردهداری کرد، اگرچه فرآیند آزادی افرادی که در نیویورک به بردگی گرفته شده بودند تا ۴ ژوئیه ۱۸۲۷ کامل نشد. دومونت قول داده بود که یک سال قبل از آزادی ایالتی به تروث آزادیاش را بدهد، «اگر او خوب کار کند و وفادار باشد.» با این حال، او نظرش را تغییر داد و ادعا کرد که آسیبدیدگی دست، او را کمبازده کرده است. تروث خشمگین شد اما به کار خود ادامه داد و ۱۰۰ پوند پشم ریسید تا حس تعهد خود به او را برآورده کند.
9تروث موضوع را به دادگاه کشاند
تروث متوجه شد که پسرش پیتر، که در آن زمان پنج ساله بود، به طور غیرقانونی توسط دومونت به مالکی در آلاباما فروخته شده است. با کمک خانواده ون واگنن، او موضوع را به دادگاه کشاند و در سال ۱۸۲۸، پس از ماهها دادرسی قانونی، پسرش را که توسط کسانی که او را به بردگی گرفته بودند مورد آزار قرار گرفته بود، پس گرفت. تروث به یکی از اولین زنان سیاهپوستی تبدیل شد که علیه یک مرد سفیدپوست به دادگاه رفت و در پرونده پیروز شد.
10تروث به شهر نیویورک نقل مکان کرد
تروث در طول اقامتش نزد خانواده ون واگنن یک تجربه مذهبی متحولکننده داشت و به یک مسیحی متدین تبدیل شد. در سال ۱۸۲۹ او به همراه پسرش پیتر به شهر نیویورک نقل مکان کرد، جایی که به عنوان خانهدار برای الایجا پیرسون، یک مبلغ مسیحی، کار کرد. در نیویورک، او با مری سیمپسون، یک خواربارفروش در خیابان جان که ادعا میکرد زمانی توسط جورج واشینگتن به بردگی گرفته شده بود، دوست شد. آنها علاقه مشترکی به خیریه برای فقرا داشتند و به دوستان صمیمی تبدیل شدند.
11ملاقات با رابرت متیوز
در سال ۱۸۳۲، سوجورنر تروث با رابرت متیوز، که به عنوان پیامبر ماتیاس نیز شناخته میشد، ملاقات کرد و به عنوان خانهدار در کلونی اشتراکی پادشاهی ماتیاس برای او شروع به کار کرد.
12پیتر شغلی پیدا کرد
در سال ۱۸۳۹، پیتر، پسر تروث، شغلی در یک کشتی شکار نهنگ به نام «زون آو نانتاکت» پیدا کرد. از سال ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۱، او سه نامه از او دریافت کرد، اگرچه در سومین نامه، پیتر به او گفت که پنج نامه فرستاده است. پیتر همچنین گفت که هرگز هیچکدام از نامههای او را دریافت نکرده است. وقتی کشتی در سال ۱۸۴۲ به بندر بازگشت، پیتر در کشتی نبود و تروث دیگر هرگز خبری از او نشنید.
13کنوانسیون لغو بردهداری
در دهه ۱۸۴۰، در بوستون، ماساچوست: ویلیام لوید گریسون از سوجورنر تروث دعوت کرد تا در یک کنوانسیون سالانه ضد بردهداری سخنرانی کند. قرار بود وندل فیلیپس بعد از او صحبت کند، که باعث عصبی شدن تروث شد زیرا او به عنوان یک سخنور بسیار خوب شناخته میشد. بنابراین تروث آهنگی به نام «من برای مردمم التماس میکنم» خواند که ساخته اصلی خودش بود و با آهنگ «اولد لنگ ساین» خوانده میشد.
14تروث شروع به شرکت در جلسات اردوگاهی میلریتیهای ادونتیست کرد
در آن زمان، تروث شروع به شرکت در جلسات اردوگاهی میلریتیهای ادونتیست کرد. میلریتیها از آموزههای ویلیام میلر از نیویورک پیروی میکردند که موعظه میکرد عیسی در سالهای ۱۸۴۳-۱۸۴۴ ظهور خواهد کرد و پایان جهان را به همراه خواهد داشت. بسیاری در جامعه میلریتیها از موعظه و آواز خواندن تروث بسیار قدردانی میکردند و او هنگام سخنرانی جمعیت زیادی را به خود جذب میکرد.
15تغییر نام داد
سال ۱۸۴۳ نقطه عطفی برای بامفری بود. او به مذهب متدیست گروید و در اول ژوئن، یکشنبه پنطیکاست، نام خود را به سوجورنر تروث تغییر داد. او این نام را انتخاب کرد زیرا شنید که روح خدا او را به موعظه حقیقت فرا میخواند. او به دوستانش گفت: «روح مرا میخواند و من باید بروم» و برای سفر و موعظه درباره لغو بردهداری راهی شد.
16تروث به انجمن آموزش و صنعت نورثهمپتون پیوست
در سال ۱۸۴۴، او به انجمن آموزش و صنعت نورثهمپتون در فلورانس، ماساچوست پیوست. این سازمان که توسط طرفداران لغو بردهداری تأسیس شده بود، از حقوق زنان، تساهل مذهبی و همچنین صلحطلبی حمایت میکرد. در طول تاریخ چهار و نیم ساله آن، در مجموع ۲۴۰ عضو داشت، اگرچه در هیچ زمانی بیش از ۱۲۰ نفر نبودند. آنها در ۴۷۰ جریب (۱.۹ کیلومتر مربع) زمین زندگی میکردند، به پرورش دام، اداره یک کارخانه چوببری، یک آسیاب غلات و یک کارخانه ابریشمبافی مشغول بودند. تروث در این جامعه زندگی و کار میکرد و بر بخش رختشویخانه نظارت داشت و بر کار مردان و زنان سرپرستی میکرد. در آنجا، تروث با ویلیام لوید گریسون، فردریک داگلاس و دیوید راگلز ملاقات کرد. تروث که توسط این جامعه تشویق شده بود، اولین سخنرانی ضد بردهداری خود را در همان سال ایراد کرد.
17گردهمایی اردوگاهی نورثهمپتون
در سال ۱۸۴۴، در نورثهمپتون، ماساچوست: در یک گردهمایی مذهبی که او به عنوان یک واعظ دورهگرد در آن شرکت داشت، گروهی از «جوانان سرکش» نظم جلسه را برهم زدند، از ترک محل خودداری کردند و تهدید به آتش زدن چادرها نمودند. تروث که ترس حاکم بر عبادتکنندگان را حس کرده بود، پشت صندوقی در چادرش پنهان شد، با این تصور که چون تنها فرد سیاهپوست حاضر در آنجا است، اوباش ابتدا به او حمله خواهند کرد. با این حال، او با خود اندیشید و تصمیم گرفت کاری انجام دهد: در حالی که سر و صدای اوباش افزایش مییافت و یک واعظ زن «بر روی جایگاه واعظان میلرزید»، تروث به تپه کوچکی رفت و شروع به خواندن «سرود رستاخیز مسیح با پرشورترین حالت و با تمام قدرت صدای رسای خود» کرد. سرود او با عنوان «صبح زود بود»، شورشیان را به دور او جمع کرد و آنها را آرام ساخت. آنها از او خواستند که برای سرگرمیشان بخواند، موعظه کند و دعا کند. پس از حدود یک ساعت آواز خواندن و موعظه، تروث با آنها توافق کرد که پس از یک سرود نهایی، محل را ترک کنند. اوباش موافقت کردند و گردهمایی را ترک نمودند.
18سوجورنر تروث به خانواده جورج بنسون پیوست
در سال ۱۸۴۶، این گروه به دلیل ناتوانی در تأمین هزینههای خود منحل شد. در سال ۱۸۴۵، او به خانواده جورج بنسون، برادر زن ویلیام لوید گریسون، پیوست. در سال ۱۸۴۹، او پیش از آنکه جان دومونت به غرب نقل مکان کند، به دیدار او رفت.
19روایت سوجورنر تروث: یک برده شمالی
تروث شروع به دیکته کردن خاطرات خود برای دوستش اولیو گیلبرت کرد و در سال ۱۸۵۰ ویلیام لوید گریسون کتاب او را با عنوان «روایت سوجورنر تروث: یک برده شمالی» به صورت خصوصی منتشر کرد.
20تروث در اولین کنوانسیون حقوق زنان سخنرانی کرد
سوجورنر تروث خانهای را در فلورانس به قیمت ۳۰۰ دلار خریداری کرد و در اولین کنوانسیون حقوق زنان در ووستر، ماساچوست سخنرانی کرد. در سال ۱۸۵۴، او با عواید حاصل از فروش کتاب روایت و کارتهای ویزیت با عنوان «من سایه را میفروشم تا از اصل حمایت کنم»، وام مسکن خود را که توسط دوستش از جامعه، ساموئل ال. هیل، نگهداری میشد، تسویه کرد.
21آیا من یک زن نیستم؟
در سال ۱۸۵۱، تروث به جورج تامپسون، یک لغوکننده بردهداری و سخنران، در یک تور سخنرانی در مرکز و غرب ایالت نیویورک پیوست. در ماه مه، او در کنوانسیون حقوق زنان اوهایو در آکرون، اوهایو شرکت کرد و در آنجا سخنرانی بداهه معروف خود را در مورد حقوق زنان ایراد کرد که بعداً با عنوان «آیا من یک زن نیستم؟» شناخته شد.
22کنوانسیون اوباش
در ۷ سپتامبر ۱۸۵۳: در این گردهمایی، مردان جوان با «طوفانی تمامعیار» و با هیس کشیدن و نالیدن از او استقبال کردند. در پاسخ، تروث گفت: «شما میتوانید هر چقدر که میخواهید هیس بکشید، اما زنان به هر حال به حقوق خود خواهند رسید. شما نمیتوانید جلوی ما را بگیرید.» سوجورنر، مانند دیگر سخنرانان عمومی، اغلب سخنرانیهای خود را با نحوه واکنش مخاطبان تطبیق میداد. سوجورنر در سخنرانی خود از حقوق زنان دفاع میکند. او ارجاعات مذهبی، بهویژه داستان استر را در سخنانش میگنجاند. سپس ادامه میدهد که درست مانند زنان در متون مقدس، زنان امروز نیز برای حقوق خود میجنگند. علاوه بر این، سوجورنر جمعیت را به خاطر هیس کشیدن و رفتار بیادبانهشان سرزنش میکند و به آنها یادآوری میکند که خداوند میگوید: «پدر و مادر خود را احترام نما.»
23تروث یک قطعه زمین همسایه در نورثهمپتون خرید
در سال ۱۸۵۶، تروث یک قطعه زمین همسایه در نورثهمپتون خرید، اما ملک جدید را برای مدت طولانی نگه نداشت.
24تروث تمام داراییهایش را فروخت
در ۳ سپتامبر ۱۸۵۷، او تمام داراییهای جدید و قدیمی خود را به دنیل آیوز فروخت و به بتل کریک، میشیگان نقل مکان کرد، جایی که دوباره به اعضای سابق جنبش میلریتی که کلیسای ادونتیستهای روز هفتم را تشکیل داده بودند، پیوست. جنبشهای ضد بردهداری از اوایل در میشیگان و اوهایو آغاز شده بود.
25تروث توسط انجمن ملی امداد آزادیخواهان استخدام شد
در سال ۱۸۶۴، تروث توسط انجمن ملی امداد آزادیخواهان در واشینگتن دی.سی. استخدام شد، جایی که او با جدیت برای بهبود شرایط آفریقایی-آمریکاییها تلاش کرد. در اکتبر همان سال، او با رئیسجمهور آبراهام لینکلن دیدار کرد.
26تروث برای کمک به اجبار در رفع تبعیض نژادی، سوار ترامواها شد
در سال ۱۸۶۵، در حالی که در بیمارستان فریدمن در واشینگتن دی.سی. کار میکرد، تروث برای کمک به اجبار در رفع تبعیض نژادی، سوار ترامواها شد.
27تروث به بتل کریک، میشیگان در همان نزدیکی نقل مکان کرد
از سال ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۷، تروث در روستای هارمونیا، میشیگان، که یک آرمانشهر معنویگرا بود، زندگی میکرد. او سپس به بتل کریک، میشیگان در همان نزدیکی نقل مکان کرد و تا زمان مرگش در سال ۱۸۸۳ در خانهاش در خیابان کالج شماره ۳۸ زندگی کرد.
28دومین کنوانسیون سالانه انجمن حق رأی زنان آمریکا
در بوستون، ۱۸۷۱: تروث در سخنرانی کوتاهی استدلال کرد که حقوق زنان نه تنها برای رفاه خودشان، بلکه «برای بهرهمندی کل آفرینش، نه تنها زنان، بلکه همه مردان روی زمین ضروری است، زیرا آنها مادرانشان بودند.»
29مرگ
چند روز پیش از درگذشت سوجورنر تروث، خبرنگاری از نشریه «گرند رپیدز ایگل» برای مصاحبه با او آمد. «چهرهاش تکیده و لاغر بود و ظاهراً درد شدیدی را تحمل میکرد. چشمانش بسیار درخشان و ذهنش هوشیار بود، اگرچه صحبت کردن برایش دشوار بود.» تروث در ۲۶ نوامبر ۱۸۸۳ در خانهاش در بتل کریک درگذشت.
30مراسم خاکسپاری
در ۲۸ نوامبر، مراسم خاکسپاری او در کلیسای کنگرهای-پرسبیتری به رهبری کشیش آن، رید استوارت، برگزار شد. برخی از شهروندان برجسته بتل کریک وظیفه حمل تابوت را بر عهده داشتند. تروث در گورستان اوک هیل در همان شهر به خاک سپرده شد.
31یواساناس سوجورنر تروث (T-AO 210)
در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸، ری مابوس، وزیر نیروی دریایی ایالات متحده، نام آخرین کشتی از قرارداد ساخت شش واحدی را «یواساناس سوجورنر تروث (T-AO 210)» اعلام کرد.

