1قانون اساسی اسپانیا در سال ۱۸۱۲
قرن نوزدهم دورانی پرآشوب برای اسپانیا بود. کسانی که طرفدار اصلاح دولت اسپانیا بودند، برای قدرت سیاسی با محافظهکارانی که سعی در جلوگیری از اصلاحات داشتند، رقابت میکردند. برخی از لیبرالها، در سنتی که با قانون اساسی ۱۸۱۲ اسپانیا آغاز شد، به دنبال محدود کردن قدرت سلطنت اسپانیا و ایجاد یک دولت لیبرال بودند. اصلاحات سال ۱۸۱۲ زمانی که پادشاه فردیناند هفتم قانون اساسی را منحل کرد و به دولت «ترنیو لیبرال» پایان داد، لغو شد.
2دوازده کودتای موفق انجام شد
دوازده کودتای موفق بین سالهای ۱۸۱۴ و ۱۸۷۴ انجام شد.
3قیامهای مردمی منجر به سرنگونی ملکه ایزابل دوم شد
در سال ۱۸۶۸، قیامهای مردمی منجر به سرنگونی ملکه ایزابل دوم از خاندان بوربون شد. دو عامل متمایز منجر به این قیامها شد: مجموعهای از شورشهای شهری و یک جنبش لیبرال در میان طبقات متوسط و ارتش (به رهبری ژنرال خوان پریم) که نگران محافظهکاری افراطی سلطنت بودند.
4پادشاه آمادئو اول از خاندان ساووی
در سال ۱۸۷۳، جایگزین ایزابل، پادشاه آمادئو اول از خاندان ساووی، به دلیل فشارهای سیاسی فزاینده کنارهگیری کرد و جمهوری اول اسپانیا که عمر کوتاهی داشت، اعلام شد.
5بازگشت بوربونها
پس از بازگشت بوربونها در دسامبر ۱۸۷۴، کارلیستها و آنارشیستها در مخالفت با سلطنت ظهور کردند.
6سیاستمدار اسپانیایی و رهبر حزب جمهوریخواه رادیکال، به پیشبرد جمهوریخواهی در کاتالونیا کمک کرد
آلخاندرو لروکس، سیاستمدار اسپانیایی و رهبر حزب جمهوریخواه رادیکال، به پیشبرد جمهوریخواهی در کاتالونیا، جایی که فقر بهویژه شدید بود، کمک کرد. نارضایتی فزاینده از سربازگیری اجباری و ارتش در «هفته تراژیک» بارسلون در سال ۱۹۰۹ به اوج خود رسید.
7اسپانیا در جنگ جهانی اول بیطرف بود
اسپانیا در جنگ جهانی اول بیطرف بود. پس از جنگ، بخشهای وسیعی از جامعه اسپانیا، از جمله نیروهای مسلح، به امید برکناری دولت مرکزی فاسد متحد شدند، اما موفق نبودند. درک عمومی از کمونیسم به عنوان یک تهدید بزرگ در این دوره به طور قابل توجهی افزایش یافت.
8کودتای نظامی میگل پریمو د ریورا را به قدرت رساند
در سال ۱۹۲۳، یک کودتای نظامی میگل پریمو د ریورا را به قدرت رساند؛ در نتیجه، اسپانیا به حکومت دیکتاتوری نظامی تغییر وضعیت داد.
9نبرد خاراما
ادغام شبهنظامیان مختلف در ارتش جمهوریخواه از دسامبر ۱۹۳۶ آغاز شده بود. پیشروی اصلی ملیگرایان برای عبور از خاراما و قطع تدارکات مادرید از طریق جاده والنسیا، که نبرد خاراما نامیده شد، منجر به تلفات سنگین (۶۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ نفر) در هر دو طرف شد. هدف اصلی عملیات محقق نشد، اگرچه ملیگرایان مقدار کمی از قلمرو را به دست آوردند.
10ژنرال داماسو برنگر
حمایت از رژیم ریورا به تدریج کاهش یافت و میگل پریمو د ریورا در ژانویه ۱۹۳۰ استعفا داد. او با ژنرال داماسو برنگر جایگزین شد که او نیز به نوبه خود توسط دریاسالار خوان باوتیستا آسنار-کابانیاس جایگزین شد؛ هر دو مرد سیاست حکومت با فرمان را ادامه دادند. حمایت کمی از سلطنت در شهرهای بزرگ وجود داشت. در نتیجه، پادشاه آلفونسو سیزدهم در سال ۱۹۳۱ تسلیم فشار عمومی برای برقراری جمهوری شد و انتخابات شهرداریها را برای ۱۲ آوریل همان سال فراخواند. جمهوریخواهان سوسیالیست و لیبرال تقریباً تمام مراکز استانها را بردند و پس از استعفای دولت آسنار، پادشاه آلفونسو سیزدهم از کشور گریخت.
11جمهوری دوم اسپانیا
در این زمان، جمهوری دوم اسپانیا تشکیل شد. این جمهوری تا پایان جنگ داخلی اسپانیا در قدرت باقی ماند.
12دولت موقت
کمیته انقلابی به ریاست نیسِتو آلکالا-زامورا به دولت موقت تبدیل شد و آلکالا-زامورا به عنوان رئیسجمهور و رئیس دولت انتخاب شد. جمهوری از حمایت گسترده همه اقشار جامعه برخوردار بود.
13یک حادثه
در ماه مه، حادثهای که در آن یک راننده تاکسی در خارج از یک باشگاه سلطنتطلب مورد حمله قرار گرفت، باعث خشونتهای ضد روحانیت در سراسر مادرید و جنوب غربی اسپانیا شد. واکنش کند دولت، جناح راست را ناامید کرد و دیدگاه آنها را مبنی بر اینکه جمهوری مصمم به آزار و اذیت کلیسا است، تقویت کرد.
14کنفدراسیون ملی کار
در ماههای ژوئن و ژوئیه، کنفدراسیون ملی کار، معروف به CNT، چندین اعتصاب را فراخواند که منجر به یک حادثه خشونتآمیز بین اعضای CNT و گارد مدنی و سرکوب وحشیانه توسط گارد مدنی و ارتش علیه CNT در سویل شد. این امر باعث شد بسیاری از کارگران باور کنند که جمهوری دوم اسپانیا به اندازه سلطنت سرکوبگر است و CNT قصد خود را برای سرنگونی آن از طریق انقلاب اعلام کرد. انتخابات ژوئن ۱۹۳۱ اکثریت بزرگی از جمهوریخواهان و سوسیالیستها را به مجلس بازگرداند.
15مانوئل آثانیا نخستوزیر یک دولت اقلیت شد
مانوئل آثانیا جمهوریخواه در اکتبر ۱۹۳۱ نخستوزیر یک دولت اقلیت شد.
16دولت سعی کرد با برقراری روز کاری هشت ساعته و توزیع مجدد تصدی زمین به کارگران مزرعه به اسپانیای روستایی کمک کند
با شروع رکود بزرگ، دولت سعی کرد با برقراری روز کاری هشت ساعته و توزیع مجدد تصدی زمین به کارگران مزرعه به اسپانیای روستایی کمک کند.
17قانون اساسی اسپانیا در سال ۱۹۳۱
فاشیسم همچنان یک تهدید واکنشی باقی ماند که با اصلاحات بحثبرانگیز در ارتش تقویت میشد. در ماه دسامبر، یک قانون اساسی جدید اصلاحطلبانه، لیبرال و دموکراتیک اعلام شد. این قانون شامل مفاد محکمی بود که سکولاریزاسیون گسترده این کشور کاتولیک را اعمال میکرد، که شامل لغو مدارس و خیریههای کاتولیک بود؛ اقدامی که بسیاری از کاتولیکهای میانهرو و متعهد با آن مخالف بودند.
18انتخابات عمومی اسپانیا ۱۹۳۳
در سال ۱۹۳۳، احزاب راست در انتخابات عمومی پیروز شدند که دلیل اصلی آن امتناع آنارشیستها از رأی دادن، افزایش خشم جناح راست از دولت مستقر به دلیل فرمان بحثبرانگیز اجرای اصلاحات ارضی، حادثه کاساس ویخاس و تشکیل ائتلاف راستگرای «کنفدراسیون اسپانیایی گروههای راستگرای خودمختار» (CEDA) بود. عامل دیگر، اعطای حق رأی به زنان در آن زمان بود که اکثر آنها به احزاب راست میانه رأی دادند.
19دو سال سیاه
رویدادهای دوره پس از نوامبر ۱۹۳۳ که «دو سال سیاه» نامیده میشود، احتمال وقوع جنگ داخلی را بیشتر کرد. آلخاندرو لروکس از حزب جمهوریخواه رادیکال (RRP) دولتی تشکیل داد که تغییرات دولت قبلی را معکوس کرد و به همدستان قیام ناموفق ژنرال خوزه سانخورخو در اوت ۱۹۳۲ عفو عمومی داد.
20آسانیا در بارسلونا بود
در ۵ اکتبر ۱۹۳۴، در واکنش به دعوت از CEDA برای مشارکت در دولت، «آکسیون رپوبلیکانا» و سوسیالیستها (PSOE) و کمونیستها تلاش کردند یک شورش عمومی چپگرایانه به راه بیندازند. این شورش در آستوریاس و بارسلونا موفقیت موقتی داشت، اما در عرض دو هفته پایان یافت. آسانیا در آن روز در بارسلونا بود و دولت لروکس-CEDA سعی کرد او را درگیر ماجرا کند. او دستگیر و به همدستی متهم شد.
شورش اکتبر ۱۹۳۴ توسط مورخان به عنوان آغاز افول جمهوری اسپانیا و دولت و اجماع قانون اساسی در نظر گرفته میشود، زیرا سوسیالیستها و جمهوریخواهان چپ بخشی جداییناپذیر از سیستم جدید بودند و دو سال حکومت کرده بودند، اما اکنون سوسیالیستها در حال تلاش برای شورش علیه سیستم دموکراتیک بودند و جمهوریخواهان چپ نوعی حمایت منفعلانه از آنها ارائه میکردند.
21دو فروپاشی دولت
در ماههای پایانی سال ۱۹۳۴، دو فروپاشی دولت باعث شد اعضای CEDA وارد دولت شوند. دستمزد کارگران کشاورزی به نصف کاهش یافت و ارتش از اعضای جمهوریخواه پاکسازی شد.
22خشونت علیه کارگران کشاورزی و سوسیالیستها
معکوس شدن اصلاحات ارضی منجر به این شد که مناطق روستایی مرکزی و جنوبی در سال ۱۹۳۵ شاهد اخراجها، برکناریها و تغییرات خودسرانه در شرایط کاری باشند، به طوری که رفتار زمینداران گاهی به «ظلم واقعی» و خشونت علیه کارگران کشاورزی و سوسیالیستها میرسید که منجر به چندین مرگ شد. یک مورخ استدلال کرد که رفتار جناح راست در مناطق روستایی جنوبی یکی از دلایل اصلی نفرت در طول جنگ داخلی و احتمالاً حتی خودِ جنگ داخلی بوده است.
23ائتلاف جبهه خلق سازماندهی شد
زمینداران کارگران را مسخره میکردند و میگفتند اگر گرسنه هستند، «بروید جمهوری را بخورید!» کارفرمایان کارگران چپگرا را اخراج و فعالان اتحادیههای کارگری و سوسیالیست را زندانی کردند و دستمزدها به «حقوق گرسنگی» کاهش یافت. یک ائتلاف جبهه خلق سازماندهی شد که با اختلاف کمی در انتخابات ۱۹۳۶ پیروز شد.
24گروههای مختلفی از افسران برای بحث در مورد احتمال کودتا گرد هم آمدند
اندکی پس از پیروزی انتخاباتی جبهه خلق، گروههای مختلفی از افسران، چه فعال و چه بازنشسته، گرد هم آمدند تا در مورد احتمال کودتا بحث کنند. تنها در پایان آوریل بود که ژنرال امیلیو مولا به عنوان رهبر یک شبکه توطئه ملی ظاهر شد. دولت جمهوریخواه برای برکناری ژنرالهای مشکوک از پستهای تأثیرگذار اقدام کرد. فرانکو از سمت رئیس ستاد برکنار و به فرماندهی جزایر قناری منتقل شد. مانوئل گودد یوپیس از سمت بازرس کل برکنار و به عنوان ژنرال جزایر بالئار منصوب شد. امیلیو مولا از ریاست ارتش آفریقا به فرماندهی نظامی پامپلونا در ناوارا منتقل شد. با این حال، این امر به مولا اجازه داد تا قیام در سرزمین اصلی را هدایت کند. ژنرال خوزه سانخورخو به چهره نمادین عملیات تبدیل شد و به دستیابی به توافق با کارلیستها کمک کرد. مولا برنامهریز اصلی و نفر دوم فرماندهی بود. خوزه آنتونیو پریمو د ریورا در اواسط مارس برای محدود کردن فالانژ زندانی شد. با این حال، اقدامات دولت آنطور که باید کامل نبود و به هشدارهای مدیر امنیت و سایر چهرهها توجهی نشد.
25آوریل ۱۹۳۶
تا آوریل ۱۹۳۶، نزدیک به ۱۰۰ هزار دهقان ۴۰۰ هزار هکتار زمین را تصرف کرده بودند و تا شروع جنگ داخلی این رقم شاید به ۱ میلیون هکتار رسیده بود؛ برای مقایسه، اصلاحات ارضی ۱۹۳۱-۳۳ تنها به ۶۰۰۰ دهقان ۴۵ هزار هکتار زمین داده بود. بین آوریل و ژوئیه به اندازه کل سال ۱۹۳۱ اعتصاب رخ داد. کارگران به طور فزایندهای خواستار کار کمتر و دستمزد بیشتر بودند. «جرایم اجتماعی» - امتناع از پرداخت هزینه کالاها و اجارهبها - توسط کارگران، به ویژه در مادرید، به طور فزایندهای رایج شد. در برخی موارد این کار با همراهی شبهنظامیان مسلح انجام میشد. محافظهکاران، طبقه متوسط، بازرگانان و زمینداران متقاعد شدند که انقلاب آغاز شده است.
26نخستوزیر کاسارس کیروگا با ژنرال خوان یاگوئه دیدار کرد
در ۱۲ ژوئن، نخستوزیر کاسارس کیروگا با ژنرال خوان یاگوئه دیدار کرد که به دروغ کاسارس را از وفاداری خود به جمهوری متقاعد کرد. مولا برنامهریزی جدی را در بهار آغاز کرد. فرانکو به دلیل اعتبارش به عنوان مدیر سابق دانشکده نظامی و به عنوان کسی که اعتصاب معدنچیان آستوریاس در سال ۱۹۳۴ را سرکوب کرده بود، یک مهره کلیدی بود. او در ارتش آفریقا، که سرسختترین نیروهای ارتش بود، مورد احترام بود. او در ۲۳ ژوئن نامهای مرموز به کاسارس نوشت و پیشنهاد کرد که ارتش بیوفا است، اما اگر او مسئولیت را بر عهده بگیرد، میتوان آن را مهار کرد. کاسارس هیچ کاری نکرد و در دستگیری یا خریدن فرانکو ناکام ماند.
27مداخله آلمان چند روز پس از آغاز درگیریها شروع شد
مداخله آلمان چند روز پس از آغاز درگیریها در ژوئیه ۱۹۳۶ شروع شد. آدولف هیتلر به سرعت واحدهای قدرتمند هوایی و زرهی را برای کمک به ملیگرایان اعزام کرد. این جنگ تجربه رزمی با آخرین فناوریها را برای ارتش آلمان فراهم کرد. با این حال، این مداخله همچنین خطر تبدیل شدن به یک جنگ جهانی را به همراه داشت که هیتلر برای آن آماده نبود. بنابراین، او کمکهای خود را محدود کرد و در عوض بنیتو موسولینی را تشویق کرد تا واحدهای بزرگ ایتالیایی را اعزام کند.
28از جزایر قناری تا مراکش اسپانیا
با کمک مأموران سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا، سیسیل بب و سرگرد هیو پولارد، شورشیان یک هواپیمای دراگون راپید (که با کمک خوان مارچ، ثروتمندترین مرد اسپانیا در آن زمان پرداخت شده بود) را برای انتقال فرانکو از جزایر قناری به مراکش اسپانیا اجاره کردند. هواپیما در ۱۱ ژوئیه به قناری پرواز کرد و فرانکو در ۱۹ ژوئیه به مراکش رسید.
29فالانژیستها در مادرید افسر پلیس، ستوان خوزه کاستیو از گاردیا د آسالتو را کشتند
در ۱۲ ژوئیه ۱۹۳۶، فالانژیستها در مادرید، افسر پلیس ستوان خوزه کاستیو از گاردیا د آسالتو (گارد حمله) را کشتند. کاستیو عضو حزب سوسیالیست بود که در میان فعالیتهای دیگر، به جوانان UGT آموزش نظامی میداد. کاستیو رهبری گارد حمله را بر عهده داشت که شورشهای پس از تشییع جنازه ستوان گاردیا سیویل، آناستاسیو د لوس ریس را به شدت سرکوب کرده بود. (لوس ریس در جریان رژه نظامی ۱۴ آوریل که به مناسبت پنجمین سالگرد جمهوری برگزار شده بود، توسط آنارشیستها هدف گلوله قرار گرفته بود.)
30زمانبندی قیام تعیین شد
زمانبندی قیام برای ۱۷ ژوئیه، ساعت ۱۷:۰۱ تعیین شد که مورد توافق رهبر کارلیستها، مانوئل فال کنده قرار گرفت.
31کنترل بر مراکش اسپانیا تقریباً قطعی بود
کنترل بر مراکش اسپانیا تقریباً قطعی بود. این طرح در ۱۷ ژوئیه در مراکش کشف شد که باعث شد توطئهگران بلافاصله آن را اجرا کنند. مقاومت کمی صورت گرفت. شورشیان ۱۸۹ نفر را تیرباران کردند. گودد و فرانکو بلافاصله کنترل جزایری را که به آنها اختصاص داده شده بود، به دست گرفتند.
32مردان در تحتالحمایه اسپانیا در مراکش قرار بود قیام کنند
با این حال، زمانبندی تغییر کرد؛ مردان در تحتالحمایه اسپانیا در مراکش قرار بود در ساعت ۰۵:۰۰ روز ۱۸ ژوئیه و کسانی که در خود اسپانیا بودند یک روز بعد قیام کنند تا کنترل مراکش اسپانیا به دست آید و نیروها برای همزمانی با قیامهای آنجا به شبهجزیره ایبری بازگردانده شوند. این قیام قرار بود یک کودتای سریع باشد، اما دولت کنترل بیشتر کشور را حفظ کرد.
33کاسارس کیروگا پیشنهاد کمک از سوی CNT و اتحادیه عمومی کارگران (UGT) را رد کرد
در ۱۸ ژوئیه، کاسارس کیروگا پیشنهاد کمک از سوی CNT و اتحادیه عمومی کارگران (UGT) را رد کرد که باعث شد این گروهها اعتصاب عمومی اعلام کنند؛ در واقع، بسیج شدند. آنها انبارهای سلاح را که برخی از زمان قیامهای ۱۹۳۴ دفن شده بودند، باز کردند و شبهنظامیانی تشکیل دادند.
34شورشیان نتوانستند هیچ شهر بزرگی را تصرف کنند
شورشیان نتوانستند هیچ شهر بزرگی را تصرف کنند، به استثنای سویا که نقطه فرودی برای نیروهای آفریقایی فرانکو فراهم کرد، و مناطق عمدتاً محافظهکار و کاتولیک کاستیل قدیم و لئون که به سرعت سقوط کردند. آنها کادیس را با کمک اولین نیروهای اعزامی از آفریقا تصرف کردند.
دولت کنترل مالاگا، خائن و آلمریا را حفظ کرد. در مادرید، شورشیان در محاصره کوارتل د لا مونتانیا گرفتار شدند که با خونریزی قابل توجهی سقوط کرد. رهبر جمهوریخواه، کاسارس کیروگا، با خوزه خیرال جایگزین شد که دستور توزیع سلاح در میان جمعیت غیرنظامی را صادر کرد. این امر شکست شورش ارتش در مراکز اصلی صنعتی از جمله مادرید، بارسلونا و والنسیا را تسهیل کرد، اما به آنارشیستها اجازه داد کنترل بارسلونا را به همراه بخشهای بزرگی از آراگون و کاتالونیا به دست بگیرند. ژنرال گودد در بارسلونا تسلیم شد و بعداً به اعدام محکوم شد. دولت جمهوریخواه در نهایت کنترل تقریباً تمام سواحل شرقی و منطقه مرکزی اطراف مادرید، و همچنین بیشتر آستوریاس، کانتابریا و بخشی از سرزمین باسک در شمال را در دست گرفت.
دولت کنترل مالاگا، خائن و آلمریا را حفظ کرد. در مادرید، شورشیان در محاصره کوارتل د لا مونتانیا گرفتار شدند که با خونریزی قابل توجهی سقوط کرد. رهبر جمهوریخواه، کاسارس کیروگا، با خوزه خیرال جایگزین شد که دستور توزیع سلاح در میان جمعیت غیرنظامی را صادر کرد.
35رهبر کودتا سانخورخو کشته شد
یک عملیات بزرگ هوایی و دریایی برای انتقال نیروهای ملیگرا در مراکش اسپانیا به جنوب غربی اسپانیا سازماندهی شد. رهبر کودتا، سانخورخو، در ۲۰ ژوئیه در یک سانحه هوایی کشته شد و فرماندهی مؤثر بین مولا در شمال و فرانکو در جنوب تقسیم شد. این دوره همچنین شاهد بدترین اقدامات به اصطلاح «ترورهای سرخ» و «ترورهای سفید» در اسپانیا بود.
36ملیگرایان پایگاه دریایی مرکزی اسپانیا را تصرف کردند
در ۲۱ ژوئیه، پنجمین روز شورش، ملیگرایان پایگاه دریایی مرکزی اسپانیا را که در فرول، گالیسیا واقع شده بود، تصرف کردند.
37دولت فرانسه اعلام کرد که کمک نظامی ارسال نخواهد کرد
در ژوئیه ۱۹۳۶، مقامات بریتانیایی بلوم (نخستوزیر) را متقاعد کردند که به جمهوریخواهان سلاح نفرستد و در ۲۷ ژوئیه، دولت فرانسه اعلام کرد که کمک نظامی، فناوری یا نیرو برای کمک به نیروهای جمهوریخواه ارسال نخواهد کرد. با این حال، بلوم تصریح کرد که فرانسه حق ارائه کمک به جمهوری را در صورت تمایل برای خود محفوظ میدارد: «ما میتوانستیم به دولت اسپانیا [جمهوریخواهان]، که یک دولت قانونی است، سلاح تحویل دهیم... ما این کار را نکردیم تا به کسانی که وسوسه میشوند برای شورشیان [ملیگرایان] سلاح بفرستند، بهانهای ندهیم.»
38تجمع ۲۰ هزار نفری طرفداران جمهوریخواه با بلوم روبرو شد
در ۱ اوت ۱۹۳۶، یک تجمع ۲۰ هزار نفری از طرفداران جمهوریخواه با بلوم روبرو شدند و از او خواستند که هواپیما به جمهوریخواهان بفرستد، در حالی که سیاستمداران جناح راست بلوم را به دلیل حمایت از جمهوری و مسئولیت در تحریک مداخله ایتالیا به نفع فرانکو مورد حمله قرار دادند.
39دولت بلوم هواپیما در اختیار جمهوریخواهان قرار داد
با این حال، دولت بلوم به طور مخفیانه هواپیماهایی را در اختیار جمهوریخواهان قرار داد؛ به طوری که از ۷ اوت ۱۹۳۶ تا دسامبر همان سال، بمبافکنهای پوتز ۵۴۰ (که خلبانان جمهوریخواه اسپانیایی به آن لقب «تابوت پرنده» داده بودند)، هواپیماهای دووآتین و جنگندههای لوآر ۴۶ برای نیروهای جمهوریخواه ارسال شدند.
40هواپیماها میتوانستند در صورت خریداری از کشورهای دیگر، آزادانه از فرانسه وارد اسپانیا شوند
فرانسویها همچنین خلبانان و مهندسانی را برای جمهوریخواهان فرستادند. علاوه بر این، تا ۸ سپتامبر ۱۹۳۶، هواپیماها میتوانستند در صورت خریداری از کشورهای دیگر، آزادانه از فرانسه وارد اسپانیا شوند.
41فرانسه توافقنامه عدم مداخله را امضا کرد
در ۲۱ اوت ۱۹۳۶، فرانسه توافقنامه عدم مداخله را امضا کرد.
42دولت جمهوریخواه به رهبری خیرال استعفا داد
جمهوری از نظر نظامی ناکارآمد بود و به شبهنظامیان انقلابیِ سازماننیافته متکی بود. دولت جمهوریخواه به رهبری خیرال در ۴ سپتامبر، به دلیل ناتوانی در مدیریت اوضاع استعفا داد و با یک سازمان عمدتاً سوسیالیست به رهبری فرانسیسکو لارگو کابایرو جایگزین شد. رهبری جدید شروع به یکپارچهسازی فرماندهی مرکزی در منطقه جمهوریخواه کرد.
43ملیگرایان مرز فرانسه را به روی جمهوریخواهان بستند
در ۵ سپتامبر، ملیگرایان در نبرد ایرون، مرز فرانسه را به روی جمهوریخواهان بستند.
44سن سباستین توسط سربازان ملیگرا تصرف شد
در ۱۵ سپتامبر، سن سباستین، که محل استقرار نیروی جمهوریخواهِ چندپاره متشکل از آنارشیستها و ملیگرایان باسک بود، توسط سربازان ملیگرا تصرف شد.
45فرانکو در جلسهای با حضور ژنرالهای ارشد به عنوان فرمانده نظامی کل انتخاب شد
در جبهه ملیگرایان، فرانکو در جلسهای با حضور ژنرالهای ارشد در سالامانکا در ۲۱ سپتامبر، به عنوان فرمانده نظامی کل انتخاب شد و اکنون با عنوان «ژنرالیسیمو» شناخته میشود.
46محاصره آلکازار
فرانکو در ۲۷ سپتامبر پیروزی دیگری به دست آورد، زمانی که نیروهایش محاصره آلکازار در تولدو را شکستند.
47ژنرال فرانکو به عنوان رئیس دولت و ارتش در بورگوس تأیید شد
در ۱ اکتبر ۱۹۳۶، ژنرال فرانکو به عنوان رئیس دولت و ارتش در بورگوس تأیید شد. موفقیت چشمگیر مشابهی برای ملیگرایان در ۱۷ اکتبر رخ داد، زمانی که نیروهایی که از گالیسیا میآمدند، شهر محاصرهشده اویدو در شمال اسپانیا را آزاد کردند.
48دولت جمهوریخواه مجبور به انتقال از مادرید به والنسیا شد
دولت جمهوریخواه در ۶ نوامبر مجبور شد از مادرید به والنسیا، خارج از منطقه جنگی، نقل مکان کند.
49نیروهای فرانکوئیست حمله بزرگی را به سمت مادرید آغاز کردند
در ماه اکتبر، نیروهای فرانکوئیست حمله بزرگی را به سمت مادرید آغاز کردند، در اوایل نوامبر به آن رسیدند و در ۸ نوامبر حمله گستردهای را به شهر آغاز کردند.
50تلاش ناموفق
فرانکو در ژانویه و فوریه ۱۹۳۷ تلاش دیگری برای تصرف مادرید انجام داد، اما دوباره ناموفق بود.
51نبرد مالاگا
نبرد مالاگا در اواسط ژانویه آغاز شد و این حمله ملیگرایان در جنوب شرقی اسپانیا به فاجعهای برای جمهوریخواهان تبدیل شد که سازماندهی و تسلیحات ضعیفی داشتند. این شهر در ۸ فوریه توسط فرانکو تصرف شد.
52نبرد گوادالاخارا
یک حمله مشابه ملیگرایان، یعنی نبرد گوادالاخارا، شکست مهمتری برای فرانکو و ارتشهایش بود. این تنها پیروزی تبلیغشده جمهوریخواهان در طول جنگ بود. فرانکو از نیروهای ایتالیایی و تاکتیکهای جنگ برقآسا استفاده کرد؛ در حالی که بسیاری از استراتژیستها فرانکو را مسئول شکست جناح راست میدانستند، آلمانیها معتقد بودند که او مسئول ۵۰۰۰ تلفات ملیگرایان و از دست دادن تجهیزات ارزشمند بوده است.
53جنگ در شمال
«جنگ در شمال» در اواسط مارس با کارزار بیسکای آغاز شد. باسکها بیشترین آسیب را از فقدان یک نیروی هوایی مناسب متحمل شدند.
54عملیات آلمان به آرامی گسترش یافت تا اهداف تهاجمی را شامل شود
عملیات آلمان به آرامی گسترش یافت تا اهداف تهاجمی را شامل شود، که مهمترین و بحثبرانگیزترین آنها بمباران گرنیکا بود که در ۲۶ آوریل ۱۹۳۷، ۲۰۰ تا ۳۰۰ غیرنظامی را کشت. آلمان همچنین از این جنگ برای آزمایش سلاحهای جدید استفاده کرد، مانند هواپیماهای یونکرس یو ۸۷ اشتوکا و هواپیماهای ترابری سه موتوره یونکرس یو-۵۲ (که به عنوان بمبافکن نیز استفاده میشدند)، که کارایی خود را نشان دادند.
55لژیون کندور شهر گرنیکا را بمباران کرد
در ۲۶ آوریل، لژیون کندور شهر گرنیکا را بمباران کرد که منجر به کشته شدن ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر و خسارات قابل توجهی شد. این تخریب تأثیر بسزایی بر افکار عمومی بینالمللی داشت. باسکها عقبنشینی کردند.
56روزهای ماه مه
آوریل و مه شاهد «روزهای ماه مه» بود، درگیریهای داخلی میان گروههای جمهوریخواه در کاتالونیا. این اختلاف بین دولت پیروز نهایی (نیروهای کمونیست) و آنارشیستهای سیانتی بود. این آشوب فرماندهی ملیگرا را خشنود کرد، اما اقدام کمی برای بهرهبرداری از اختلافات جمهوریخواهان انجام شد.
پس از سقوط گرنیکا، دولت جمهوریخواه شروع به مبارزه با اثربخشی فزاینده کرد. در ماه ژوئیه، حرکتی برای بازپسگیری سگوبیا انجام داد و فرانکو را مجبور کرد پیشروی خود را در جبهه بیلبائو تنها برای دو هفته به تأخیر بیندازد. حمله مشابه جمهوریخواهان، یعنی حمله هوئسکا، نیز به همین ترتیب شکست خورد.
57مولا کشته شد
مولا، معاون فرانکو، در ۳ ژوئن در یک سانحه هوایی کشته شد.
58نبرد برونته
با این حال، نبرد برونته شکست مهمی برای جمهوری بود که بسیاری از زبدهترین نیروهای خود را از دست داد. این حمله منجر به پیشروی ۵۰ کیلومتر مربعی (۱۹ مایل مربع) شد و ۲۵۰۰۰ تلفات برای جمهوریخواهان بر جای گذاشت.
نبرد برونته (۶ تا ۲۵ ژوئیه ۱۹۳۷)، که در ۲۴ کیلومتری (۱۵ مایلی) غرب مادرید رخ داد، تلاشی از سوی جمهوریخواهان برای کاهش فشار ملیگرایان بر پایتخت و شمال در طول جنگ داخلی اسپانیا بود. اگرچه در ابتدا موفقیتآمیز بود، اما جمهوریخواهان مجبور به عقبنشینی از برونته شدند و تلفات سنگینی را در این نبرد متحمل شدند.
59نبرد بیلبائو
در اوایل ژوئیه، با وجود شکست قبلی در نبرد بیلبائو، دولت یک ضدحمله قوی به غرب مادرید با تمرکز بر برونته آغاز کرد.
نبرد بیلبائو بخشی از جنگ در شمال در طول جنگ داخلی اسپانیا بود که در آن ارتش ملیگرا شهر بیلبائو و بخشهای باقیمانده از سرزمین باسک را که هنوز در دست جمهوری بود، تصرف کرد.
60فرانکو به آراگون حمله کرد
فرانکو در ماه اوت به آراگون حمله کرد و شهر سانتاندر در کانتابریا را تصرف کرد.
61نبرد بلچیت
یک حمله جمهوریخواهان علیه ساراگوسا نیز با شکست مواجه شد. با وجود داشتن برتری زمینی و هوایی، نبرد بلچیت، مکانی که فاقد هرگونه اهمیت نظامی بود، تنها منجر به پیشروی ۱۰ کیلومتری (۶.۲ مایل) و از دست دادن تجهیزات زیادی شد.
نبرد بلچیت به مجموعهای از عملیاتهای نظامی اشاره دارد که بین ۲۴ اوت تا ۷ سپتامبر ۱۹۳۷، در شهر کوچک بلچیت و اطراف آن در آراگون در طول جنگ داخلی اسپانیا رخ داد.
62توافقنامه سانتونیا
با تسلیم ارتش جمهوریخواه در قلمرو باسک، توافقنامه سانتونیا حاصل شد.
توافقنامه سانتونیا یا پیمان سانتونیا، توافقی بود که در ۲۴ اوت ۱۹۳۷ در طول جنگ داخلی اسپانیا در شهر گوریزو، نزدیک سانتونیا، کانتابریا، بین سیاستمداران نزدیک به حزب ملیگرای باسک (Partido Nacionalista Vasco یا PNV) که برای جمهوریخواهان اسپانیا میجنگیدند و نیروهای ایتالیایی که برای فرانسیسکو فرانکو میجنگیدند، امضا شد.
63حمله آستوریاس
خیخون سرانجام در اواخر اکتبر در جریان حمله آستوریاس سقوط کرد.
حمله آستوریاس، حملهای در آستوریاس در طول جنگ داخلی اسپانیا بود که از ۱ سپتامبر تا ۲۱ اکتبر ۱۹۳۷ به طول انجامید. ۴۵ هزار نفر از ارتش جمهوریخواه اسپانیا با ۹۰ هزار نفر از نیروهای ملیگرا روبرو شدند.
64نبرد تروئل
نبرد تروئل یک رویارویی مهم بود. این شهر که قبلاً متعلق به ملیگرایان بود، در ژانویه توسط جمهوریخواهان فتح شد. نیروهای فرانکو حملهای را آغاز کردند و شهر را تا ۲۲ فوریه بازپس گرفتند، اما فرانکو مجبور شد به شدت به حمایت هوایی آلمان و ایتالیا تکیه کند.
نبرد تروئل در شهر تروئل و اطراف آن در طول جنگ داخلی اسپانیا رخ داد. مبارزان بین دسامبر ۱۹۳۷ تا فوریه ۱۹۳۸، در طول بدترین زمستان اسپانیا در بیست سال گذشته، با یکدیگر جنگیدند. این نبرد یکی از خونینترین اقدامات جنگ بود که در آن شهر چندین بار دست به دست شد، ابتدا به دست جمهوریخواهان افتاد و در نهایت توسط ملیگرایان بازپس گرفته شد. در جریان این نبرد، تروئل تحت توپخانههای سنگین و بمباران هوایی قرار گرفت. دو طرف در این نبرد دو ماهه بیش از ۱۴۰ هزار تلفات دادند. این یک نبرد سرنوشتساز در جنگ بود، زیرا استفاده فرانسیسکو فرانکو از برتری خود در نیرو و تجهیزات برای بازپسگیری تروئل، آن را به نقطه عطف نظامی جنگ تبدیل کرد.
65تاراگونا سقوط کرد
تاراگونا در ۱۵ ژانویه سقوط کرد.
66بارسلونا سقوط کرد
بارسلونا در ۲۶ ژانویه سقوط کرد.
67ژیرونا سقوط کرد
ژیرونا در ۲ فوریه سقوط کرد.
68بریتانیا و فرانسه رژیم فرانکو را به رسمیت شناختند
در ۲۷ فوریه، بریتانیا و فرانسه رژیم فرانکو را به رسمیت شناختند.
69ملیگرایان حمله آراگون را آغاز کردند
در ۷ مارس، ملیگرایان حمله آراگون را آغاز کردند و تا ۱۴ آوریل به دریای مدیترانه رسیدند و بخش تحت کنترل جمهوریخواهان در اسپانیا را به دو نیم تقسیم کردند. دولت جمهوریخواه در ماه مه تلاش کرد برای صلح مذاکره کند، اما فرانکو خواستار تسلیم بیقید و شرط شد و جنگ ادامه یافت. در ژوئیه، ارتش ملیگرا از تروئل به سمت جنوب و در امتداد ساحل به سمت پایتخت جمهوری در والنسیا فشار آورد، اما در نبردهای سنگین در امتداد خط XYZ، که سیستم استحکاماتی برای دفاع از والنسیا بود، متوقف شد.
70نبرد ابرو
سپس دولت جمهوریخواه یک عملیات همهجانبه را برای اتصال مجدد قلمرو خود در نبرد ابرو، از ۲۴ ژوئیه تا ۲۶ نوامبر، جایی که فرانکو شخصاً فرماندهی را بر عهده گرفت، آغاز کرد.
71فرانکو از مداخله فوری فرانسه علیه پیروزی احتمالی ملیگرایان در اسپانیا میترسید
در سال ۱۹۳۸، فرانکو از مداخله فوری فرانسه علیه پیروزی احتمالی ملیگرایان در اسپانیا از طریق اشغال کاتالونیا، جزایر بالئاریک و مراکش اسپانیا توسط فرانسه میترسید.
72نیروهای فرانکو کاتالونیا را فتح کردند
نیروهای فرانکو در یک عملیات برقآسا در دو ماه اول سال ۱۹۳۹ کاتالونیا را فتح کردند.
73توافق صلح
تنها مادرید و چند پایگاه دیگر برای نیروهای جمهوریخواه باقی مانده بود. در ۵ مارس ۱۹۳۹، ارتش جمهوریخواه به رهبری سرهنگ سگیسموندو کاسادو و سیاستمدار خولیان بستیرو، علیه نخستوزیر خوان نگرین قیام کردند و شورای دفاع ملی (Consejo Nacional de Defensa یا CND) را برای مذاکره جهت توافق صلح تشکیل دادند.
74نگرین به فرانسه گریخت
نگرین در ۶ مارس به فرانسه گریخت، اما نیروهای کمونیست در اطراف مادرید علیه حکومت نظامی قیام کردند و یک جنگ داخلی کوتاه در دل جنگ داخلی آغاز شد. کاسادو آنها را شکست داد و مذاکرات صلح را با ملیگرایان آغاز کرد، اما فرانکو از پذیرش هر چیزی کمتر از تسلیم بیقید و شرط خودداری کرد.
75ملیگرایان یک حمله عمومی را آغاز کردند
در ۲۶ مارس، ملیگرایان یک حمله عمومی را آغاز کردند.
76ملیگرایان تمام قلمرو اسپانیا را اشغال کردند
در ۲۸ مارس، ملیگرایان مادرید را اشغال کردند و تا ۳۱ مارس، کنترل تمام قلمرو اسپانیا را در دست گرفتند.
77فرانکو در یک سخنرانی رادیویی پیروزی را اعلام کرد
فرانکو در یک سخنرانی رادیویی که در ۱ آوریل پخش شد، پیروزی را اعلام کرد، زمانی که آخرین نیروهای جمهوریخواه تسلیم شدند.
78انتقامجوییهای شدیدی علیه دشمنان سابق فرانکو صورت گرفت
پس از پایان جنگ، انتقامجوییهای شدیدی علیه دشمنان سابق فرانکو صورت گرفت. هزاران جمهوریخواه زندانی و حداقل ۳۰ هزار نفر اعدام شدند. برآوردهای دیگر از این مرگومیرها بسته به اینکه چه کسانی در آمار لحاظ شوند، از ۵۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر متغیر است. بسیاری دیگر به کار اجباری، ساخت راهآهن، خشک کردن باتلاقها و حفر کانالها گماشته شدند.

