1پایان حکومت هابسبورگها در ایتالیا
حکومت هابسبورگها در ایتالیا با لشکرکشیهای انقلابیون فرانسوی در سالهای ۱۷۹۲–۱۷۹۷، زمانی که مجموعهای از جمهوریهای وابسته تشکیل شدند، به پایان رسید.
2لشکرکشیهای ایتالیایی در جنگهای انقلاب فرانسه
لشکرکشیهای ایتالیایی در جنگهای انقلاب فرانسه، مجموعهای از درگیریها بود که عمدتاً در شمال ایتالیا بین ارتش انقلابی فرانسه و ائتلافی از اتریش، روسیه، پیمونت-ساردنی و تعدادی دیگر از ایالتهای ایتالیایی رخ داد.
3امپراتوری مقدس روم توسط فرانسیس دوم منحل شد
در سال ۱۸۰۶، امپراتوری مقدس روم توسط آخرین امپراتور، فرانسیس دوم، پس از شکست از ناپلئون در نبرد اوسترلیتز منحل شد. لشکرکشیهای ایتالیایی در جنگهای انقلاب فرانسه، ساختارهای قدیمی فئودالیسم را در ایتالیا از بین برد.
4فراماسونری در ایتالیا به دلیل ارتباط با فرانسه سرکوب و بیاعتبار شد
پس از سال ۱۸۱۵، فراماسونری در ایتالیا به دلیل ارتباط با فرانسه سرکوب و بیاعتبار شد. خلأ ایجاد شده توسط «کاربوناری» پر شد؛ جنبشی که شباهت زیادی به فراماسونری داشت اما با تعهد به ملیگرایی ایتالیایی و بدون هیچ ارتباطی با ناپلئون و دولت او. پاسخ این جنبش از سوی متخصصان طبقه متوسط، تجار و برخی روشنفکران داده شد.
5کنگره وین ساختار پراکنده دولتهای مستقل پیش از ناپلئون را احیا کرد
پس از سقوط ناپلئون، کنگره وین ساختار پراکنده دولتهای مستقل پیش از ناپلئون را احیا کرد. ایتالیا دوباره عمدتاً تحت کنترل امپراتوری اتریش و هابسبورگها قرار گرفت، زیرا آنها مستقیماً بخش شمال شرقی ایتالیا که عمدتاً ایتالیاییزبان بود را کنترل میکردند و در مجموع، قدرتمندترین نیرو علیه اتحاد بودند.
6این جنبش زنده ماند و همچنان منبع ناآرامیهای سیاسی در ایتالیا بود
دولتهای محافظهکار از کاربوناری میترسیدند و مجازاتهای سختی را برای کسانی که عضو آن بودند اعمال میکردند. با این وجود، این جنبش زنده ماند و از سال ۱۸۲۰ تا پس از اتحاد، همچنان منبع ناآرامیهای سیاسی در ایتالیا بود.
7اسپانیاییها با موفقیت بر سر اختلافات مربوط به قانون اساسی خود شورش کردند
در سال ۱۸۲۰، اسپانیاییها با موفقیت بر سر اختلافات مربوط به قانون اساسی خود شورش کردند که این امر بر توسعه جنبش مشابهی در ایتالیا تأثیر گذاشت. با الهام از اسپانیاییها، یک هنگ در ارتش پادشاهی دو سیسیل، به فرماندهی گولیلمو پپه که خود یک کاربونارو بود، دست به شورش زد و بخش شبهجزیرهای دو سیسیل را فتح کرد.
8سیلویو پلیکو و پیترو مارونچلی تلاشهای متعددی را برای تضعیف سلطه استبداد اتریش از طریق ابزارهای آموزشی غیرمستقیم سازماندهی کردند
در میلان، سیلویو پلیکو و پیترو مارونچلی تلاشهای متعددی را برای تضعیف سلطه استبداد اتریش از طریق ابزارهای آموزشی غیرمستقیم سازماندهی کردند. در اکتبر ۱۸۲۰، پلیکو و مارونچلی به اتهام کاربوناریسم دستگیر و زندانی شدند.
9رهبر جنبش انقلابی ۱۸۲۱ در پیمونت، سانتوره دی سانتاروسا بود
رهبر جنبش انقلابی ۱۸۲۱ در پیمونت، سانتوره دی سانتاروسا بود که میخواست اتریشیها را بیرون کند و ایتالیا را تحت خاندان ساووی متحد کند.
10رهبر جنبش انقلابی ۱۸۲۱ در پیمونت
رهبر جنبش انقلابی ۱۸۲۱ در پیمونت، سانتوره دی سانتاروسا بود که میخواست اتریشیها را بیرون کند و ایتالیا را تحت خاندان ساووی متحد کند.
11شورش پیمونت آغاز شد
شورش پیمونت در الساندریا آغاز شد، جایی که نیروها پرچم سهرنگ سبز، سفید و قرمز جمهوری سیسالپین را پذیرفتند. نایبالسلطنه پادشاه، شاهزاده کارلو آلبرتو، که در غیاب پادشاه کارلو فلیچه عمل میکرد، قانون اساسی جدیدی را برای آرام کردن انقلابیون تصویب کرد، اما وقتی پادشاه بازگشت، قانون اساسی را رد کرد و از اتحاد مقدس درخواست کمک کرد.
12فرانسیس چهارم امیدوار بود که پادشاه شمال ایتالیا شود
دوک مودنا، فرانسیس چهارم، یک نجیبزاده جاهطلب بود و امیدوار بود با گسترش قلمرو خود، پادشاه شمال ایتالیا شود. در سال ۱۸۲۶، فرانسیس به وضوح اعلام کرد که علیه کسانی که مخالفت با اتحاد ایتالیا را ترویج میکنند، اقدامی نخواهد کرد. با تشویق این اعلامیه، انقلابیون در منطقه شروع به سازماندهی کردند.
13فعالیت مازینی در جنبشهای انقلابی
فعالیت مازینی در جنبشهای انقلابی باعث شد که او بلافاصله پس از پیوستن به آنها زندانی شود. در دوران حبس، او به این نتیجه رسید که ایتالیا میتواند - و بنابراین باید - متحد شود، و برنامهای برای ایجاد یک ملت آزاد، مستقل و جمهوریخواه با پایتختی رم تدوین کرد.
14مازینی به عضویت کاربوناری درآمد
در سال ۱۸۲۷، مازینی به توسکانی سفر کرد و در آنجا به عضویت کاربوناری، یک انجمن مخفی با اهداف سیاسی، درآمد.
15احساسات انقلابی به نفع یک ایتالیای متحد دوباره جان گرفت
پس از سال ۱۸۳۰، احساسات انقلابی به نفع یک ایتالیای متحد دوباره جان گرفت و مجموعهای از قیامها، زمینهساز ایجاد یک ملت در سراسر شبهجزیره ایتالیا شد.
16روند اتحاد با انقلابهای ۱۸۴۸ شتاب گرفت
روند اتحاد با انقلابهای ۱۸۴۸ شتاب گرفت و در سال ۱۸۷۱، زمانی که رم رسماً به عنوان پایتخت پادشاهی ایتالیا تعیین شد، به پایان رسید.
17ناآرامیهای انقلابی با اعتصاب نافرمانی مدنی در لمباردی آغاز شد
در ۵ ژانویه ۱۸۴۸، ناآرامیهای انقلابی با اعتصاب نافرمانی مدنی در لمباردی آغاز شد، زیرا شهروندان از کشیدن سیگار و بازی در لاتاری خودداری کردند که این امر اتریش را از درآمد مالیاتی مرتبط محروم کرد. اندکی پس از آن، شورشها در جزیره سیسیل و در ناپل آغاز شد.
18شورشهایی در توسکانی که نسبتاً غیرخشونتآمیز بودند
در فوریه ۱۸۴۸، شورشهایی نسبتاً غیرخشونتآمیز در توسکانی رخ داد که پس از آن دوک بزرگ لئوپولد دوم به اهالی توسکانی قانون اساسی اعطا کرد. یک دولت موقت جمهوریخواه جداییطلب در ماه فوریه، اندکی پس از این امتیاز، در توسکانی شکل گرفت.
19پاپ پیوس نهم به ایالات پاپی قانون اساسی اعطا کرد
در ۲۱ فوریه، پاپ پیوس نهم به ایالات پاپی قانون اساسی اعطا کرد که با توجه به سرکشی تاریخی دستگاه پاپ، غیرمنتظره و تعجبآور بود.
20پادشاه لوئی فیلیپ فرانسه مجبور به فرار از پاریس شد
در ۲۳ فوریه ۱۸۴۸، پادشاه لوئی فیلیپ فرانسه مجبور به فرار از پاریس شد و یک جمهوری اعلام گردید. تا زمانی که انقلاب در پاریس رخ داد، سه ایالت ایتالیا دارای قانون اساسی بودند - اگر سیسیل را یک ایالت جداگانه در نظر بگیریم، چهار ایالت.
21تنشها افزایش یافت تا اینکه اهالی میلان و ونیز دست به شورش زدند
در لمباردی، تنشها افزایش یافت تا اینکه اهالی میلان و ونیز در ۱۸ مارس ۱۸۴۸ دست به شورش زدند.
22اولین جنگ استقلال ایتالیا
اولین جنگ استقلال ایتالیا، بخشی از اتحاد ایتالیا، توسط پادشاهی ساردنی و داوطلبان ایتالیایی علیه امپراتوری اتریش و سایر دولتهای محافظهکار از ۲۳ مارس ۱۸۴۸ تا ۲۲ اوت ۱۸۴۹ در شبهجزیره ایتالیا انجام شد.
23پادشاه ساردنی توسط اهالی ونیز و میلان برای کمک به آرمانشان ترغیب شد
شارل آلبرت، پادشاه ساردنی، که توسط اهالی ونیز و میلان برای کمک به آرمانشان ترغیب شده بود، تصمیم گرفت که این لحظه برای متحد کردن ایتالیا مناسب است و علیه اتریش اعلام جنگ کرد.
24شارل آلبرت توسط رادتسکی شکست خورد
شارل آلبرت، پادشاه ساردنی، که توسط اهالی ونیز و میلان برای کمک به آرمانشان ترغیب شده بود، تصمیم گرفت که این لحظه برای متحد کردن ایتالیا مناسب است و علیه اتریش اعلام جنگ کرد. پس از موفقیتهای اولیه در گویتو و پسکیرا، او در ۲۴ ژوئیه در نبرد کوستوزا توسط رادتسکی به طور قاطع شکست خورد.
25نبرد کوستوزا
اولین نبرد کوستوزا در ۲۴ و ۲۵ ژوئیه ۱۸۴۸، در طول اولین جنگ استقلال ایتالیا بین ارتشهای امپراتوری اتریش، به فرماندهی فیلد مارشال رادتسکی، و پادشاهی ساردنی، به رهبری پادشاه شارل آلبرت از ساردنی-پیدمونت، رخ داد.
26ترور وزیر او پلگرینو روسی
در نوامبر ۱۸۴۸، پس از ترور وزیر او پلگرینو روسی، پیوس نهم درست قبل از ورود جوزپه گاریبالدی و دیگر میهنپرستان به رم، از آنجا گریخت.
27جوزپه مازینی وارد رم شد
در اوایل مارس ۱۸۴۹، جوزپه مازینی وارد رم شد و به عنوان وزیر ارشد منصوب گردید.
28قدرتها میتوانستند به تأسیس جمهوری رم پاسخ دهند
پیش از آنکه قدرتها بتوانند به تأسیس جمهوری رم پاسخ دهند، شارل آلبرت، که ارتشش توسط ژنرال تبعیدی لهستانی آلبرت خژانوفسکی آموزش دیده بود، جنگ با اتریش را از سر گرفت. او به سرعت توسط رادتسکی در ۲۳ مارس ۱۸۴۹ در نووارا شکست خورد.
29نیروی فرانسوی تحت فرمان شارل اودینو به رم اعزام شد
در آوریل، یک نیروی فرانسوی تحت فرمان شارل اودینو به رم اعزام شد. ظاهراً فرانسویها ابتدا مایل به میانجیگری بین پاپ و اتباعش بودند، اما به زودی مصمم شدند که پاپ را به قدرت بازگردانند.
30رم در ۲۹ ژوئن ۱۸۴۹ تسلیم شد
پس از یک محاصره دو ماهه، رم در ۲۹ ژوئن ۱۸۴۹ تسلیم شد و پاپ به قدرت بازگشت. گاریبالدی و مازینی بار دیگر به تبعید گریختند - در سال ۱۸۵۰ گاریبالدی به شهر نیویورک رفت.
31این پادشاهی در جنگ کریمه متحد بریتانیا و فرانسه شد
در سال ۱۸۵۵، این پادشاهی در جنگ کریمه متحد بریتانیا و فرانسه شد، که به دیپلماسی کاوور در چشم قدرتهای بزرگ مشروعیت بخشید.
32قیامی در پادشاهی دو سیسیل
در سال ۱۸۵۷، کارلو پیساکانه، اشرافزادهای از ناپل که ایدههای مازینی را پذیرفته بود، تصمیم گرفت قیامی را در پادشاهی دو سیسیل تحریک کند. نیروی کوچک او در جزیره پونزا پیاده شد.
33کاربوناری، ناپلئون سوم را به دلیل عدم اتحاد ایتالیا به مرگ محکوم کردند
کاربوناری، ناپلئون سوم را به دلیل عدم اتحاد ایتالیا به مرگ محکوم کردند و این گروه در سال ۱۸۵۸، زمانی که فلیچه اورسینی، جیووانی آندرهآ پیری، کارلو دی رودی و آندرهآ گومز سه بمب به سمت او پرتاب کردند، تقریباً در ترور او موفق شدند.
34ساردنی در نهایت در دومین جنگ اتحاد ایتالیا پیروز شد
ساردنی در نهایت در دومین جنگ اتحاد ایتالیا از طریق سیاستمداری و نه ارتشها یا انتخابات عمومی پیروز شد. توافق نهایی به جای میدان نبرد، در معاملات پشت پرده حل و فصل شد.
35نبرد ماژنتا
نبرد ماژنتا در ۴ ژوئن ۱۸۵۹ در طول دومین جنگ استقلال ایتالیا رخ داد که منجر به پیروزی فرانسوی-ساردنی تحت فرمان ناپلئون سوم علیه اتریشیها به رهبری مارشال فرانس گیولای شد.
36دومین جنگ استقلال ایتالیا
دومین جنگ استقلال ایتالیا در آوریل ۱۸۵۹ آغاز شد، زمانی که نخستوزیر ساردنی، کنت کاوور، متحدی در ناپلئون سوم یافت.
37اتریشیها قصد داشتند از ارتش خود برای شکست دادن ساردنیها استفاده کنند
اتریشیها قصد داشتند قبل از اینکه فرانسویها بتوانند به کمک ساردنیها بیایند، از ارتش خود برای شکست دادن آنها استفاده کنند. اتریش ارتشی متشکل از ۱۴۰,۰۰۰ نفر داشت، در حالی که ساردنیها در مقایسه تنها ۷۰,۰۰۰ نفر داشتند.
38اتریشیها شکست خوردند
اتریشیها در نبرد ماژنتا در ۴ ژوئن شکست خوردند و به سمت لمباردی عقب رانده شدند. نقشههای ناپلئون سوم کارساز بود و در نبرد سولفرینو، فرانسه و ساردنی اتریش را شکست دادند و آنها را مجبور به مذاکره کردند؛ در همان زمان، در بخش شمالی لمباردی، داوطلبان ایتالیایی معروف به شکارچیان آلپ، به رهبری جوزپه گاریبالدی، اتریشیها را در وارزه و کومو شکست دادند.
39نقشههای ناپلئون سوم موفق بود
نقشههای ناپلئون سوم کارساز بود و در نبرد سولفرینو، فرانسه و ساردنی اتریش را شکست دادند و آنها را مجبور به مذاکره کردند؛ در همان زمان، در بخش شمالی لمباردی، داوطلبان ایتالیایی معروف به شکارچیان آلپ، به رهبری جوزپه گاریبالدی، اتریشیها را در وارزه و کومو شکست دادند.
40لشکرکشی هزار نفر
لشکرکشی هزار نفر رویدادی از دوران ریسورجیمنتو ایتالیا بود که در سال ۱۸۶۰ رخ داد. سپاهی از داوطلبان به رهبری جوزپه گاریبالدی از کوارتو، نزدیک جنوا حرکت کردند و در مارسالا، سیسیل پیاده شدند تا پادشاهی دو سیسیل را که توسط خاندان بوربون-دو سیسیل اداره میشد، فتح کنند. میلان، ایتالیا.
41فرانسه یک متحد بالقوه برای ایتالیا بود
فرانسه یک متحد بالقوه بود و میهنپرستان متوجه شدند که باید تمام توجه خود را ابتدا بر اخراج اتریش متمرکز کنند و مایل بودند در ازای مداخله نظامی ضروری، هر چه فرانسویها میخواستند به آنها بدهند.
42پنج ایالت در ایتالیا باقی ماند
تا اوایل سال ۱۸۶۰، تنها پنج ایالت در ایتالیا باقی مانده بود: اتریشیها در ونتو، ایالات پاپی، پادشاهی تازه گسترشیافته پیمونت-ساردنی، پادشاهی دو سیسیل و سان مارینو.
43ساردنی لمباردی را از اتریش ضمیمه کرد
ساردنی لمباردی را از اتریش ضمیمه کرد؛ این کشور بعداً در ۲۲ مارس ۱۸۶۰، ایالات متحده ایتالیای مرکزی متشکل از دوکنشین بزرگ توسکانی، دوکنشین پارما، دوکنشین مودنا و رجیو و نمایندگان پاپی را اشغال و ضمیمه کرد.
44ساردنی ساووی و نیس را به فرانسه واگذار کرد
ساردنی در معاهده تورین در ۲۴ مارس ۱۸۶۰، ساووی و نیس را به فرانسه واگذار کرد؛ تصمیمی که پیامد توافق پلومبیر بود و منجر به مهاجرت یکچهارم ایتالیاییهای نیس به ایتالیا شد.
45شورشها در مسینا و پالرمو آغاز شد
در آوریل ۱۸۶۰، شورشهای جداگانهای در مسینا و پالرمو در سیسیل آغاز شد که هر دو سابقه مخالفت با حکومت ناپلی را داشتند. این شورشها به راحتی توسط نیروهای وفادار سرکوب شدند.
46گاریبالدی در نزدیکی مارسالا در ساحل غربی سیسیل پیاده شد
در ۶ مه ۱۸۶۰، گاریبالدی و کادر حدود هزار نفری داوطلبان ایتالیاییاش از کوارتو در نزدیکی جنوا حرکت کردند و پس از توقفی در تالامونه در ۱۱ مه، در نزدیکی مارسالا در ساحل غربی سیسیل پیاده شدند.
47گاریبالدی خود را دیکتاتور سیسیل اعلام کرد
در ۱۴ مه، گاریبالدی به نام ویکتور امانوئل، خود را دیکتاتور سیسیل اعلام کرد. پس از انجام نبردهای موفقیتآمیز اما سخت، گاریبالدی به سمت پایتخت سیسیل، پالرمو، پیشروی کرد و ورود خود را با روشن کردن آتشهای راهنما در شب اعلام کرد.
48نبرد کالاتافیمی
نبرد کالاتافیمی در ۱۵ مه ۱۸۶۰ بین داوطلبان جوزپه گاریبالدی و نیروهای پادشاهی دو سیسیل در کالاتافیمی، سیسیل، به عنوان بخشی از لشکرکشی هزار نفر انجام شد.
49نیروی گاریبالدی پورتو ترمینی پالرمو را محاصره کرد
در ۲۷ مه، این نیرو پورتو ترمینی پالرمو را محاصره کرد، در حالی که قیام گستردهای از مبارزات خیابانی و سنگربندی در داخل شهر آغاز شد.
50سومین جنگ استقلال ایتالیا
سومین جنگ استقلال ایتالیا، جنگی بین پادشاهی ایتالیا و امپراتوری اتریش بود که بین ژوئن و اوت ۱۸۶۶ رخ داد. این درگیری همزمان با جنگ اتریش و پروس بود و منجر به واگذاری منطقه ونتو توسط اتریش به فرانسه شد که بعداً پس از یک همهپرسی توسط ایتالیا ضمیمه شد. دستیابی ایتالیا به این قلمرو ثروتمند و پرجمعیت، گام مهمی در روند اتحاد ایتالیا بود.
51گاریبالدی به سمت سرزمین اصلی پیشروی کرد
گاریبالدی به سمت سرزمین اصلی پیشروی کرد و از تنگه مسینا در حالی که ناوگان ناپلی در دسترس بود، عبور کرد. پادگان رجیو کالابریا فوراً تسلیم شد. همانطور که او به سمت شمال حرکت میکرد، مردم همه جا از او استقبال کردند و مقاومت نظامی محو شد: در ۱۸ و ۲۱ اوت، مردم بازیلیکاتا و پولیا، دو منطقه از پادشاهی ناپل، به طور مستقل الحاق خود را به پادشاهی ایتالیا اعلام کردند.
52گاریبالدی در کوزنتسا بود
در پایان اوت، گاریبالدی در کوزنتسا بود و در ۵ سپتامبر در ابولی، نزدیکی سالرنو حضور داشت. در همین حال، ناپل وضعیت محاصره اعلام کرده بود و در ۶ سپتامبر، پادشاه ۴۰۰۰ سرباز وفادار به خود را جمع کرد و به آن سوی رودخانه ولتورنو عقبنشینی کرد.
53ویکتور امانوئل وارد شد و فرماندهی را بر عهده گرفت
در ۹ اکتبر، ویکتور امانوئل وارد شد و فرماندهی را بر عهده گرفت. دیگر ارتش پاپی برای مقابله با او وجود نداشت و حرکت به سمت جنوب بدون مانع ادامه یافت.
54گاریبالدی به راحتی پایتخت را گرفته بود
اگرچه گاریبالدی به راحتی پایتخت را گرفته بود، ارتش ناپل به شورش نپیوسته بود و در امتداد رودخانه ولتورنو محکم ایستاده بود. گروههای نامنظم گاریبالدی متشکل از حدود ۲۵۰۰۰ نفر نمیتوانستند بدون کمک ارتش ساردنی، پادشاه را بیرون کنند یا قلعههای کاپوا و گائتا را بگیرند.
55کنت کاوور رهبری حیاتی را فراهم کرد
کنت کاوور رهبری حیاتی را فراهم کرد. او یک نوساز بود که به اصلاحات کشاورزی، بانکها، راهآهن و تجارت آزاد علاقه داشت.
56تصویرسازیهای جنوب ایتالیا
در پاسخ به تصویرسازیهای جنوب ایتالیا، پارلمان پیمونت باید تصمیم میگرفت که آیا باید مناطق جنوبی را بررسی کند تا وضعیت اجتماعی و سیاسی آنجا را بهتر درک کند یا باید با استفاده عمدتاً از زور، صلاحیت و نظم برقرار کند.
57ویکتور امانوئل نمایندگان اولین پارلمان ایتالیا را گرد هم آورد
در ۱۸ فوریه ۱۸۶۱، ویکتور امانوئل نمایندگان اولین پارلمان ایتالیا را در تورین گرد هم آورد.
58اعلام پادشاهی ایتالیا
اعلام پادشاهی ایتالیا، اقدام رسمی بود که تولد پادشاهی متحد ایتالیا را تایید کرد. این اتفاق با یک اقدام هنجاری پادشاهی ساووی ساردنی - قانون ۱۷ مارس ۱۸۶۱، شماره ۴۷۶۱ - رخ داد که با آن ویکتور امانوئل دوم عنوان پادشاه ایتالیا را برای خود و جانشینانش برگزید.
59پارلمان ویکتور امانوئل را پادشاه ایتالیا اعلام کرد
در ۱۷ مارس ۱۸۶۱، پارلمان ویکتور امانوئل را پادشاه ایتالیا اعلام کرد.
60رم به عنوان پایتخت ایتالیا اعلام شد
در ۲۷ مارس ۱۸۶۱، رم به عنوان پایتخت ایتالیا اعلام شد، اگرچه هنوز در پادشاهی جدید نبود.
61کاوور به طور غیرمنتظره درگذشت
کاوور در ژوئن ۱۸۶۱ در ۵۰ سالگی به طور غیرمنتظره درگذشت و بیشتر وعدههای بسیاری که به مقامات منطقهای برای ترغیب آنها به پیوستن به پادشاهی تازه متحد شده ایتالیا داده بود، نادیده گرفته شد. پادشاهی جدید ایتالیا با تغییر نام پادشاهی قدیمی ساردنی و ضمیمه کردن تمام استانهای جدید به ساختارهای آن شکل گرفت. اولین پادشاه ویکتور امانوئل دوم بود که عنوان قدیمی خود را حفظ کرد.
62گاریبالدی از جنوا حرکت کرد و دوباره در پالرمو پیاده شد
در ژوئن ۱۸۶۲، او از جنوا با کشتی حرکت کرد و دوباره در پالرمو پیاده شد، جایی که داوطلبانی را برای این لشکرکشی با شعار «یا رم یا مرگ» گرد هم آورد. پادگان مسینا، که به دستورات پادشاه وفادار بود، راه آنها را به سمت سرزمین اصلی بست. نیروی گاریبالدی که اکنون به دو هزار نفر میرسید، به سمت جنوب چرخید و از کاتانیا با کشتی حرکت کرد.
63گاریبالدی اعلام کرد که یا به عنوان فاتح وارد رم خواهد شد یا در زیر دیوارهای آن جان خواهد باخت
گاریبالدی اعلام کرد که یا به عنوان فاتح وارد رم خواهد شد یا در زیر دیوارهای آن جان خواهد باخت. او در ۱۴ اوت در ملیتو پیاده شد و بلافاصله به سمت کوههای کالابریا حرکت کرد.
64دو نیرو در آسپرو مونته با هم ملاقات کردند
در ۲۸ اوت، دو نیرو در آسپرو مونته با هم ملاقات کردند. یکی از سربازان ارتش منظم به طور تصادفی شلیک کرد و چندین رگبار به دنبال آن آمد، اما گاریبالدی به مردانش دستور داد که به سمت هموطنان خود در پادشاهی ایتالیا شلیک نکنند. داوطلبان متحمل تلفات متعددی شدند و خود گاریبالدی زخمی شد؛ بسیاری نیز به اسارت درآمدند.
65در اوت، دو نیرو در آسپرو مونته با هم ملاقات کردند
در ۲۸ اوت، دو نیرو در آسپرو مونته با هم ملاقات کردند. یکی از سربازان ارتش منظم به طور تصادفی شلیک کرد و چندین رگبار به دنبال آن آمد، اما گاریبالدی به مردانش دستور داد که به سمت هموطنان خود در پادشاهی ایتالیا شلیک نکنند. داوطلبان متحمل تلفات متعددی شدند و خود گاریبالدی زخمی شد؛ بسیاری نیز به اسارت درآمدند.
66ناپلئون موافقت کرد که نیروها را از رم خارج کند
ویکتور امانوئل به دنبال راهی امنتر برای تصاحب باقیمانده قلمرو پاپ بود. او با امپراتور ناپلئون برای خروج نیروهای فرانسوی از رم از طریق یک معاهده مذاکره کرد. آنها در سپتامبر ۱۸۶۴ بر سر «کنوانسیون سپتامبر» توافق کردند که طبق آن ناپلئون پذیرفت نیروها را ظرف دو سال خارج کند.
67مرکز دولت به فلورانس منتقل شد
مرکز دولت در سال ۱۸۶۵ از تورین، پایتخت قدیمی ساردنی، به فلورانس منتقل شد، جایی که اولین پارلمان ایتالیا تشکیل شد. این تصمیم چنان ناآرامیهایی در تورین ایجاد کرد که پادشاه مجبور شد با عجله آن شهر را به مقصد پایتخت جدیدش ترک کند.
68حاکمیت اتریش و اتحاد با پروس
در جنگ اتریش و پروس در سال ۱۸۶۶، اتریش بر سر جایگاه رهبری در میان ایالتهای آلمانی با پروس رقابت کرد. پادشاهی ایتالیا از این فرصت برای بازپسگیری ونتو از حاکمیت اتریش استفاده کرد و با پروس متحد شد.
69نیروی دریایی سلطنتی (Regia Marina) در نبرد لیسا شکست خورد
در ۲۰ ژوئیه، نیروی دریایی سلطنتی در نبرد لیسا شکست خورد. روز بعد، داوطلبان گاریبالدی یک نیروی اتریشی را در نبرد بتزکا شکست دادند و به سمت ترنتو حرکت کردند.
70نبرد بتزکا
نبرد بتزکا در ۲۱ ژوئیه ۱۸۶۶ بین ایتالیا و اتریش، در طول سومین جنگ استقلال ایتالیا رخ داد.
71اتریش سعی کرد دولت ایتالیا را متقاعد کند که ونتو را بپذیرد
اتریش سعی کرد دولت ایتالیا را متقاعد کند که در ازای عدم مداخله، ونتو را بپذیرد. با این حال، در ۸ آوریل، ایتالیا و پروس توافقنامهای را امضا کردند که از تصاحب ونتو توسط ایتالیا حمایت میکرد و در ۲۰ ژوئن، ایتالیا علیه اتریش اعلام جنگ کرد.
72گاریبالدی دومین تلاش خود را برای تصرف رم انجام داد
در سال ۱۸۶۷ گاریبالدی دومین تلاش خود را برای تصرف رم انجام داد، اما ارتش پاپ که با یک نیروی کمکی جدید فرانسوی تقویت شده بود، داوطلبان ضعیفالسلاح او را در منتانا شکست داد.
73لاتزیو پس از تصرف رم
در سال ۱۸۷۰ لاتزیو پس از تصرف رم و در سال ۱۹۱۸ ترنتینو-آلتو آدیجه و جولین مارچ پس از جنگ جهانی اول. در این راستا، روز وحدت ملی و نیروهای مسلح نیز تأسیس شد که هر ساله در ۴ نوامبر جشن گرفته میشود و یادآور پیروزی ایتالیا در جنگ جهانی اول است، رویداد جنگی که تکمیلکننده روند وحدت ایتالیا محسوب میشود.
74نبرد سدان
نبرد سدان در طول جنگ فرانسه و پروس از ۱ تا ۲ سپتامبر ۱۸۷۰ رخ داد. این نبرد که منجر به اسارت امپراتور ناپلئون سوم و بیش از صد هزار سرباز شد، عملاً جنگ را به نفع پروس و متحدانش تعیین کرد، اگرچه نبردها تحت یک دولت جدید فرانسوی ادامه یافت.
75ارتش ایتالیا از مرز پاپ عبور کرد
ارتش ایتالیا به فرماندهی ژنرال رافائل کادورنا در ۱۱ سپتامبر از مرز پاپ عبور کرد و به آرامی به سمت رم پیشروی کرد، به این امید که بتوان برای ورود مسالمتآمیز مذاکره کرد.
76برسالیری وارد رم شدند و در امتداد ویا پیا رژه رفتند
در ۲۰ سپتامبر، پس از سه ساعت توپباران که دیوارهای اورلیان را در پورتا پیا شکافت، برسالیری وارد رم شدند و در امتداد ویا پیا رژه رفتند، که متعاقباً به ویا XX سپتامبر تغییر نام یافت. چهل و نه سرباز ایتالیایی و چهار افسر، و نوزده سرباز پاپ کشته شدند.
77تصرف رم
تصرف رم در ۲۰ سپتامبر ۱۸۷۰، آخرین رویداد از روند طولانی وحدت ایتالیا بود که به نام ریسورجیمنتو نیز شناخته میشود و نشاندهنده شکست نهایی ایالات پاپی تحت نظر پاپ پیوس نهم و وحدت شبهجزیره ایتالیا تحت پادشاهی ویکتور امانوئل دوم از خاندان ساووی بود.
78وحدت ایتالیا تسریع شد
روند وحدت با انقلابهای ۱۸۴۸ تسریع شد و در سال ۱۸۷۱ پس از تصرف رم و تعیین آن به عنوان پایتخت پادشاهی ایتالیا به پایان رسید.

