1تولد
چرچیل در ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ در خانه اجدادی خانوادهاش، کاخ بلنهایم در آکسفوردشر به دنیا آمد.
خانواده او به عنوان نوادگان مستقیم دوکهای مارلبرو، در میان بالاترین سطوح اشراف بریتانیا قرار داشتند. پدرش، لرد راندولف چرچیل، در سال ۱۸۷۳ به عنوان نماینده محافظهکار برای وودستاک انتخاب شده بود. مادرش، جنی، دختر لئونارد جروم، یک تاجر ثروتمند آمریکایی بود.
2جان اسپنسر-چرچیل به عنوان نایبالسلطنه ایرلند منصوب شد
در سال ۱۸۷۶، پدربزرگ پدری چرچیل، جان اسپنسر-چرچیل، به عنوان نایبالسلطنه ایرلند که در آن زمان بخشی از بریتانیا بود، منصوب شد. راندولف منشی خصوصی او شد و خانواده به دوبلین نقل مکان کردند.
3برادر وینستون متولد شد
برادر وینستون، جک، در سال ۱۸۸۰ در آنجا به دنیا آمد.
4راندولف و جنی عملاً از هم جدا شدند
در بیشتر دهه ۱۸۸۰، راندولف و جنی عملاً از هم جدا بودند و برادران بیشتر توسط پرستارشان، الیزابت اورست، مراقبت میشدند. چرچیل بعدها نوشت که «او در تمام بیست سالی که زندگی کرده بودم، عزیزترین و صمیمیترین دوست من بود».
5چرچیل به مدرسه برانزویک منتقل شد
چرچیل در هفت سالگی به عنوان دانشآموز شبانهروزی در مدرسه سنت جورج در اسکوت، برکشایر شروع به تحصیل کرد، اما از نظر تحصیلی ضعیف بود و رفتارش نیز نامناسب بود. در سال ۱۸۸۴ چرچیل به مدرسه برانزویک در هوو منتقل شد، جایی که عملکرد تحصیلی او بهبود یافت.
6چرچیل با سختی در آزمون ورودی مدرسه هارو قبول شد
در آوریل ۱۸۸۸، در ۱۳ سالگی، چرچیل با سختی در آزمون ورودی مدرسه هارو قبول شد. پدرش میخواست او را برای یک حرفه نظامی آماده کند و بنابراین سه سال آخر حضور او در هارو در کلاسهای آمادگی ارتش سپری شد. پس از دو تلاش ناموفق برای ورود به آکادمی نظامی سلطنتی، سندهرست، او در سومین تلاش موفق شد.
7چرچیل به عنوان دانشجو در سوارهنظام پذیرفته شد
پدرش میخواست او را برای یک حرفه نظامی آماده کند و بنابراین سه سال آخر حضور او در هارو در کلاسهای آمادگی ارتش سپری شد. پس از دو تلاش ناموفق برای ورود به آکادمی نظامی سلطنتی، سندهرست، او در سومین تلاش موفق شد. چرچیل از سپتامبر ۱۸۹۳ به عنوان دانشجو در سوارهنظام پذیرفته شد.
8لرد راندولف چرچیل درگذشت
پدرش در ژانویه ۱۸۹۵، اندکی پس از پایان دوره چرچیل در سندهرست، درگذشت.
9چرچیل به عنوان ستوان دوم منصوب شد
در فوریه ۱۸۹۵، چرچیل به عنوان ستوان دوم در هنگ چهارم هوسار ملکه از ارتش بریتانیا، مستقر در آلدرشات، منصوب شد. او که مشتاق دیدن عملیات نظامی بود، از نفوذ مادرش استفاده کرد تا به یک منطقه جنگی اعزام شود.
10چرچیل و دوستش رجی بارنز به کوبا رفتند
در پاییز ۱۸۹۵، چرچیل و دوستش رجی بارنز، که در آن زمان افسر جزء بود، برای مشاهده جنگ استقلال به کوبا رفتند و پس از پیوستن به نیروهای اسپانیایی که سعی در سرکوب مبارزان استقلالطلب داشتند، در درگیریها شرکت کردند.
11چرچیل به بمبئی رفت
چرچیل به نیویورک رفت و در تحسین ایالات متحده، به مادرش نوشت که «آمریکاییها چه مردم فوقالعادهای هستند!». او در اکتبر ۱۸۹۶ با هوسارها به بمبئی رفت. او که در بنگلور مستقر بود، ۱۹ ماه در هند ماند، سه بار از کلکته بازدید کرد و به هیئتهای اعزامی به حیدرآباد و مرز شمال غربی پیوست.
12چرچیل داوطلب شد تا به نیروی میدانی مالاکندِ بیندون بلاد بپیوندد
چرچیل داوطلب شد تا به نیروی میدانی مالاکندِ بیندون بلاد در عملیاتش علیه شورشیان مهمند در دره سوات در شمال غربی هند بپیوندد. بلاد او را به این شرط پذیرفت که به عنوان خبرنگار فعالیت کند، که این آغاز حرفه نویسندگی چرچیل بود.
13اولین کتاب «داستان نیروی میدانی مالاکند»
چرچیل در اکتبر ۱۸۹۷ به بنگلور بازگشت و در آنجا اولین کتاب خود، «داستان نیروی میدانی مالاکند» را نوشت که نقدهای مثبتی دریافت کرد.
او همچنین تنها اثر داستانی خود، «ساورولا»، یک رمان عاشقانه روریتانیایی را نوشت. چرچیل برای اینکه خود را کاملاً مشغول نگه دارد، نویسندگی را به عنوان آنچه روی جنکینز «عادت همیشگی» او مینامد، پذیرفت، بهویژه در دوران فعالیت سیاسیاش که از قدرت کنار بود. این اصلیترین محافظ او در برابر افسردگیهای مکرر بود که آن را «سگ سیاه» خود مینامید.
14چرچیل خود را به عملیات ژنرال کیچنر ملحق کرد
چرچیل با استفاده از ارتباطات خود در لندن، خود را به عنوان افسر جزء لنسرهای بیست و یکم به عملیات ژنرال کیچنر در سودان ملحق کرد و در عین حال به عنوان خبرنگار برای «مورنینگ پست» کار میکرد.
15لنسرهای بیست و یکم مرخص شدند
پس از نبرد ام درمان در ۲ سپتامبر ۱۸۹۸، لنسرهای بیست و یکم مرخص شدند.
16چرچیل برای رسیدگی به امور نظامی و تکمیل استعفای خود عازم هند شد
در ۲ دسامبر ۱۸۹۸، چرچیل برای رسیدگی به امور نظامی و تکمیل استعفای خود از هنگ چهارم هوسار عازم هند شد. او بخش زیادی از وقت خود را در آنجا به بازی چوگان گذراند، تنها ورزش توپی که همیشه به آن علاقه داشت.
17باورها
در نامهای در سال ۱۸۹۸ به مادرش، چرچیل به باورهای مذهبی خود اشاره کرد و گفت: «من مسیحیت یا هیچ شکل دیگری از باور مذهبی را نمیپذیرم».
چرچیل در کلیسای انگلستان غسل تعمید داده شده بود، اما همانطور که بعداً تعریف کرد، در جوانی مرحلهای به شدت ضد مسیحی را پشت سر گذاشت و در بزرگسالی ندانمگرا بود.
در نامهای دیگر به یکی از پسرعموهایش، او از مذهب به عنوان «یک ماده مخدر لذتبخش» یاد کرد و نسبت به پروتستانتیسم در مقایسه با کاتولیک رومی ابراز علاقه کرد، زیرا احساس میکرد که «یک گام به عقل نزدیکتر است».
18چرچیل از بمبئی با کشتی حرکت کرد
چرچیل پس از ترک هنگ هوسار، در ۲۰ مارس ۱۸۹۹ بمبئی را با عزم راسخ برای آغاز فعالیت سیاسی ترک کرد.
19چرچیل در جلسات حزب محافظهکار سخنرانی کرد
چرچیل که به دنبال فعالیت پارلمانی بود، در جلسات حزب محافظهکار سخنرانی کرد و به عنوان یکی از دو نامزد پارلمانی این حزب برای انتخابات میاندورهای ژوئن ۱۸۹۹ در اولدهام، لانکاشر انتخاب شد.
20چرچیل به بریتانیا بازگشت
در ماه ژوئیه، چرچیل پس از استعفا از مقام ستوانی خود، به بریتانیا بازگشت. گزارشهای او برای «مورنینگ پست» تحت عنوان «از لندن تا لیدیاسمیت از طریق پرتوریا» منتشر شده و فروش خوبی داشت.
21چرچیل به آفریقای جنوبی سفر کرد
چرچیل با پیشبینی وقوع دومین جنگ بوئر بین بریتانیا و جمهوریهای بوئر، به عنوان خبرنگار روزنامه «مورنینگ پست» تحت سردبیری جیمز نیکول دان، به آفریقای جنوبی سفر کرد.
22چرچیل به منطقه درگیری سفر کرد
در ماه اکتبر، چرچیل پیش از حرکت به سمت کولنسو، به منطقه درگیری در نزدیکی لیدیاسمیت که در آن زمان توسط نیروهای بوئر محاصره شده بود، سفر کرد.
23جنگ رودخانه
در ماه اکتبر، چرچیل به انگلستان بازگشت و شروع به نوشتن کتاب «جنگ رودخانه» کرد؛ شرحی از این لشکرکشی که در نوامبر ۱۸۹۹ منتشر شد. در همین زمان بود که او تصمیم گرفت ارتش را ترک کند.
او از اقدامات کیچنر در طول جنگ، بهویژه رفتار بیرحمانه او با مجروحان دشمن و هتک حرمت مقبره محمد احمد در ام درمان انتقاد کرد.
24چرچیل از زندان فرار کرد
پس از آنکه قطار او توسط توپخانه بوئرها از ریل خارج شد، او به عنوان اسیر جنگی (POW) دستگیر و در اردوگاه اسرای جنگی بوئر در پرتوریا زندانی شد. در ماه دسامبر، چرچیل از زندان فرار کرد و با پنهان شدن در قطارهای باری و مخفی شدن در یک معدن، از دست تعقیبکنندگانش گریخت. او سرانجام به سلامت به آفریقای شرقی پرتغال رسید. فرار او بازتاب رسانهای گستردهای داشت.
25چرچیل برای مدت کوتاهی به عنوان ستوان در هنگ سوارهنظام سبک آفریقای جنوبی به ارتش پیوست
در ژانویه ۱۹۰۰، چرچیل برای مدت کوتاهی به عنوان ستوان در هنگ سوارهنظام سبک آفریقای جنوبی به ارتش بازگشت و به نبرد ردورز بولر برای شکستن محاصره لیدیاسمیت و تصرف پرتوریا پیوست. او از اولین نیروهای بریتانیایی در هر دو مکان بود. او و پسرعمویش، نهمین دوک مارلبرو، خواستار تسلیم ۵۲ نگهبان اردوگاه اسرای بوئر شدند و آن را دریافت کردند.
در طول جنگ، او علناً تعصبات ضد بوئر را سرزنش میکرد و خواستار رفتار با آنها با «سخاوت و مدارا» بود و پس از جنگ نیز از بریتانیاییها خواست که در پیروزی بزرگوار باشند.
26چرچیل آپارتمانی در محله میفر لندن اجاره کرد
چرچیل آپارتمانی در محله میفر لندن اجاره کرد و از آن به عنوان پایگاه خود برای شش سال آینده استفاده کرد.
27چرچیل دوباره به عنوان یکی از نامزدهای محافظهکار ایستاد
چرچیل در انتخابات سراسری اکتبر ۱۹۰۰ دوباره به عنوان یکی از نامزدهای محافظهکار در اولدهام ایستاد و با کسب پیروزی خفیف، در ۲۵ سالگی به عضویت پارلمان (MP) درآمد.
28چرچیل کتاب «راهپیمایی ایان همیلتون» را منتشر کرد
در همان ماه، چرچیل کتاب «راهپیمایی ایان همیلتون» را منتشر کرد؛ کتابی درباره تجربیاتش در آفریقای جنوبی که در ماه نوامبر محور یک تور سخنرانی در بریتانیا، آمریکا و کانادا قرار گرفت. نمایندگان پارلمان حقوق نمیگرفتند و این تور یک ضرورت مالی بود.
در آمریکا، چرچیل با مارک تواین، رئیسجمهور مککینلی و معاون رئیسجمهور تئودور روزولت دیدار کرد؛ او با روزولت رابطه خوبی نداشت.
بعدها، در بهار ۱۹۰۱، او سخنرانیهای بیشتری در پاریس، مادرید و جبلالطارق انجام داد.
29چرچیل کرسی خود را در مجلس عوام به دست گرفت
در فوریه ۱۹۰۱، چرچیل کرسی خود را در مجلس عوام به دست گرفت، جایی که اولین سخنرانی او پوشش رسانهای گستردهای پیدا کرد.
30شکاف واقعی بین چرچیل و محافظهکاران
تا سال ۱۹۰۳، شکاف واقعی بین چرچیل و محافظهکاران ایجاد شده بود، عمدتاً به این دلیل که او با ترویج حمایتگرایی اقتصادی آنها مخالف بود، و همچنین به این دلیل که احساس میکرد خصومت بسیاری از اعضای حزب مانع از دستیابی او به مقام کابینه در دولت محافظهکار خواهد شد.
31دولت بالفور قوانین حمایتگرایانه را اعلام کرد
دولت بالفور در اکتبر ۱۹۰۳ قوانین حمایتگرایانه را اعلام کرد.
32انجمن محافظهکاران اولدهام به او اطلاع داد که از نامزدی او در انتخابات سراسری بعدی حمایت نخواهد کرد
دو ماه بعد، انجمن محافظهکاران اولدهام که از انتقادات چرچیل از دولت خشمگین بود، به او اطلاع داد که از نامزدی او در انتخابات سراسری بعدی حمایت نخواهد کرد.
33چرچیل از حزب محافظهکار جدا شد
چرچیل از حزب محافظهکار جدا شد، در حالی که حزب لیبرال در آن زمان حمایت فزایندهای را به خود جلب میکرد.
34چرچیل با لایحه پیشنهادی بیگانگان دولت مخالفت کرد
در مه ۱۹۰۴، چرچیل با لایحه پیشنهادی بیگانگان دولت که برای محدود کردن مهاجرت یهودیان به بریتانیا طراحی شده بود، مخالفت کرد.
او اظهار داشت که این لایحه «به تعصبات جزیرهای علیه خارجیها، به تعصبات نژادی علیه یهودیان و به تعصبات کارگری علیه رقابت متوسل میشود» و خود را طرفدار «سنت قدیمی، مدارا و سخاوتمندانه ورود آزاد و پناهندگی که این کشور مدتها به آن پایبند بوده و از آن بسیار بهره برده است» نشان داد.
35چرچیل تغییر موضع داد
در ۳۱ مه ۱۹۰۴، چرچیل تغییر موضع داد و از حزب محافظهکار جدا شد تا به عنوان عضوی از حزب لیبرال در مجلس عوام بنشیند.
36بالفور از سمت نخستوزیری استعفا داد و پادشاه ادوارد هفتم
در دسامبر ۱۹۰۵، بالفور از سمت نخستوزیری استعفا داد و پادشاه ادوارد هفتم از هنری کمپبل-بنرمن، رهبر حزب لیبرال، دعوت کرد تا جای او را بگیرد.
37لیبرالها در انتخابات سراسری ژانویه ۱۹۰۶ پیروز شدند
کمپبل-بنرمن با امید به کسب اکثریت کاری در مجلس عوام، در ژانویه ۱۹۰۶ انتخابات سراسری برگزار کرد که لیبرالها در آن پیروز شدند. چرچیل کرسی منچستر شمال غربی را به دست آورد.
38چرچیل به عنوان معاون وزیر در دفتر مستعمرات منصوب شد
در دولت جدید، چرچیل به عنوان معاون وزیر در دفتر مستعمرات منصوب شد، یک مقام وزارتی رده پایین که خودش درخواست کرده بود. او زیر نظر وزیر مستعمرات، ویکتور بروس، نهمین ارل الگین کار میکرد و ادوارد مارش را به عنوان منشی خود انتخاب کرد؛ مارش به مدت ۲۵ سال منشی چرچیل باقی ماند.
39چرچیل به عنوان رئیس هیئت تجارت منصوب شد
آسکوییت در ۸ آوریل ۱۹۰۸ جانشین کمپبل-بنرمن شد و چهار روز بعد، چرچیل به عنوان رئیس هیئت تجارت منصوب گردید. او در ۳۳ سالگی، جوانترین عضو کابینه از سال ۱۸۶۶ بود.
40چرچیل حوزه انتخابیه منچستر شمال غربی را از دست داد
وزرای تازه منصوبشده کابینه قانوناً موظف بودند در یک انتخابات میاندورهای برای انتخاب مجدد شرکت کنند و در ۲۴ آوریل، چرچیل انتخابات میاندورهای منچستر شمال غربی را با اختلاف ۴۲۹ رأی به نامزد محافظهکار واگذار کرد.
41ازدواج چرچیل و کلمنتاین هوزیر
در زندگی خصوصی، چرچیل از کلمنتاین هوزیر خواستگاری کرد؛ آنها در ماه سپتامبر در کلیسای سنت مارگارت، وستمینستر ازدواج کردند و ماه عسل خود را در باونو، ونیز و قلعه وِوری در موراویا گذراندند.
آنها در شماره ۳۳ میدان اکلستون، لندن زندگی میکردند و اولین دخترشان، دایانا، در ژوئیه ۱۹۰۹ به دنیا آمد.
42اولین وظایف چرچیل به عنوان وزیر
یکی از اولین وظایف چرچیل به عنوان وزیر، داوری در یک اختلاف صنعتی میان کارگران کشتیسازی و کارفرمایان در رودخانه تاین بود. او پس از آن یک دادگاه داوری دائمی برای رسیدگی به اختلافات صنعتی آینده ایجاد کرد و شهرتی به عنوان یک میانجی به دست آورد.
در کابینه، او با دیوید لوید جرج برای حمایت از اصلاحات اجتماعی همکاری کرد. او آنچه را که «شبکهای از مداخله و مقررات دولتی» مشابه آلمان مینامید، ترویج کرد.
43بودجه مردم
برای تأمین مالی اصلاحات، لوید جرج و چرچیل سیاست توسعه نیروی دریایی رجینالد مککنا را محکوم کردند و نپذیرفتند که جنگ با آلمان اجتنابناپذیر است. لوید جرج به عنوان وزیر خزانهداری، «بودجه مردم» خود را در ۲۹ آوریل ۱۹۰۹ ارائه کرد و آن را بودجهای جنگی برای ریشهکنی فقر نامید. او مالیاتهای بیسابقهای را بر ثروتمندان برای تأمین مالی برنامههای رفاهی لیبرال پیشنهاد کرد. این بودجه توسط اشراف محافظهکار که بر مجلس اعیان تسلط داشتند، وتو شد. چرچیل با تهدید شدن اصلاحات اجتماعیاش، هشدار داد که کارشکنی طبقه بالا میتواند بریتانیاییهای طبقه کارگر را خشمگین کرده و به جنگ طبقاتی منجر شود.
44لیبرالها او را در حوزه انتخابیه امن داندی نامزد کردند
در ۹ مه، لیبرالها او را در حوزه انتخابیه امن داندی نامزد کردند، جایی که او به راحتی پیروز شد.
45اولین فرزند
اولین دختر آنها، دایانا، در ژوئیه ۱۹۰۹ به دنیا آمد.
46دولت انتخابات سراسری ژانویه ۱۹۱۰ را اعلام کرد
دولت انتخابات سراسری ژانویه ۱۹۱۰ را اعلام کرد که منجر به پیروزی ضعیف لیبرالها شد؛ چرچیل کرسی خود را در داندی حفظ کرد. پس از انتخابات، او در یادداشتی به کابینه پیشنهاد لغو مجلس اعیان را داد و پیشنهاد کرد که یا با یک سیستم تکمجلسی جایگزین شود یا با یک مجلس دوم جدید و کوچکتر که فاقد مزیت ذاتی برای محافظهکاران باشد.
47چرچیل به مقام وزیر کشور ارتقا یافت
در فوریه ۱۹۱۰، چرچیل به مقام وزیر کشور ارتقا یافت که کنترل پلیس و خدمات زندان را به او میداد و او یک برنامه اصلاحات زندان را اجرا کرد. اقدامات شامل تمایز بین زندانیان جنایی و سیاسی بود که قوانین زندان برای دسته دوم تسهیل شد.
48مجلس اعیان کوتاه آمد و بودجه مردم به قانون تبدیل شد
در آوریل، مجلس اعیان کوتاه آمد و بودجه مردم به قانون تبدیل شد.
49چرچیل مجبور شد با شورش تونیپندی مقابله کند
در تابستان ۱۹۱۰، چرچیل مجبور شد با شورش تونیپندی مقابله کند، که در آن معدنچیان زغالسنگ در دره روندا به شدت علیه شرایط کاری خود اعتراض کردند.
رئیس پلیس گلامورگان برای کمک به سرکوب شورش درخواست نیرو کرد. چرچیل با اطلاع از اینکه نیروها در حال حرکت هستند، به آنها اجازه داد تا سویندون و کاردیف پیش بروند، اما از استقرار آنها جلوگیری کرد؛ او نگران بود که استفاده از نیروها منجر به خونریزی شود. در عوض، او ۲۷۰ پلیس لندنی را که به سلاح گرم مجهز نبودند، برای کمک به همتایان ولزیشان فرستاد.
50هیو فرانکلین با شلاق به چرچیل حمله کرد
در نوامبر ۱۹۱۰، هیو فرانکلین، فعال حق رأی زنان، با شلاق به چرچیل حمله کرد؛ فرانکلین دستگیر و به شش هفته زندان محکوم شد.
51لیبرالها دوباره انتخاب شدند و چرچیل در داندی ایمن ماند
آسکوییت در دسامبر ۱۹۱۰ انتخابات سراسری اعلام کرد و لیبرالها دوباره انتخاب شدند و چرچیل در داندی کرسی خود را حفظ کرد.
52محاصره خیابان سیدنی
در ژانویه ۱۹۱۱، چرچیل درگیر محاصره خیابان سیدنی شد؛ سه سارق لتونیایی چندین افسر پلیس را کشته و در خانهای در ایست اند لندن پنهان شده بودند که توسط پلیس محاصره شده بود.
53چرچیل قرائت دوم لایحه معادن زغالسنگ را در پارلمان ارائه کرد
در مارس ۱۹۱۱، چرچیل قرائت دوم لایحه معادن زغالسنگ را در پارلمان ارائه کرد. پس از اجرا، این لایحه استانداردهای ایمنی سختگیرانهتری را در معادن زغالسنگ اعمال کرد.
54لوید جرج قانون بیمه ملی ۱۹۱۱ را معرفی کرد
در آوریل، لوید جرج اولین قانون بیمه سلامت و بیکاری، یعنی قانون بیمه ملی ۱۹۱۱ را معرفی کرد؛ چرچیل در تدوین آن نقش مؤثری داشت.
55چرچیل پیشنهاد اتحاد با فرانسه و روسیه را داد
در طول بحران آگادیر در آوریل ۱۹۱۱، زمانی که تهدید جنگ بین فرانسه و آلمان وجود داشت، چرچیل پیشنهاد اتحاد با فرانسه و روسیه را برای حفظ استقلال بلژیک، دانمارک و هلند جهت مقابله با توسعهطلبی احتمالی آلمان داد.
56دومین فرزند
در ماه مه، کلمنتاین دومین فرزندشان، راندولف، را به دنیا آورد که به نام پدر چرچیل نامگذاری شد.
57چرچیل نیروهایی را برای سرکوب کارگران معترض به لیورپول فرستاد
در پاسخ به تشدید درگیریهای داخلی در سال ۱۹۱۱، چرچیل نیروهایی را برای سرکوب کارگران بارانداز معترض و کسانی که علیه اعتصاب ملی راهآهن تجمع کرده بودند، به لیورپول فرستاد.
58آسکوییت چرچیل را به عنوان لرد اول دریاسالاری منصوب کرد
در اکتبر ۱۹۱۱، آسکوییت چرچیل را به عنوان لرد اول دریاسالاری منصوب کرد و او در اقامتگاه رسمی در خانه دریاسالاری مستقر شد.
59دولت آسکوییت لایحه حکومت داخلی را معرفی کرد
موضوع اصلی در بریتانیا در آن زمان حکومت داخلی ایرلند بود و در سال ۱۹۱۲، دولت آسکوییت لایحه حکومت داخلی را معرفی کرد.
60چرچیل تهدید به استعفا از مقام لرد اول دریاسالاری کرد
چرچیل برای افزایش حقوق و امکانات تفریحی بیشتر برای کارکنان نیروی دریایی، افزایش ساخت زیردریاییها و تمرکز مجدد بر «سرویس هوایی نیروی دریایی سلطنتی» تلاش کرد و آنها را تشویق کرد تا در مورد چگونگی استفاده از هواپیما برای مقاصد نظامی آزمایش کنند. او اصطلاح «هواپیمای دریایی» (seaplane) را ابداع کرد و دستور ساخت ۱۰۰ فروند از آن را صادر کرد. برخی از لیبرالها به سطح هزینههای دریایی او اعتراض کردند؛ در دسامبر ۱۹۱۳، او تهدید کرد که اگر پیشنهادش برای ساخت چهار کشتی جنگی جدید در سالهای ۱۹۱۴-۱۹۱۵ رد شود، استعفا خواهد داد.
61چرچیل مجلس عوام را متقاعد کرد تا خرید ۵۱ درصد از سهام سود نفت تولیدی شرکت نفت انگلیس و ایران توسط دولت را تصویب کند
در ژوئن ۱۹۱۴، او مجلس عوام را متقاعد کرد تا خرید ۵۱ درصد از سهام سود نفت تولیدی «شرکت نفت انگلیس و ایران» توسط دولت را تصویب کند تا دسترسی مداوم نیروی دریایی سلطنتی به نفت تضمین شود.
62چرچیل در آغاز جنگ جهانی اول مسئول نظارت بر تلاشهای دریایی بریتانیا شد
به عنوان لرد اول دریاسالاری، چرچیل در اوت ۱۹۱۴، زمانی که جنگ جهانی اول آغاز شد، مسئول نظارت بر تلاشهای دریایی بریتانیا شد.
63چرچیل مسئولیت کامل دفاع هوایی بریتانیا را بر عهده گرفت
در سپتامبر، چرچیل مسئولیت کامل دفاع هوایی بریتانیا را بر عهده گرفت.
64چرچیل برای مشاهده دفاع بلژیک در برابر محاصره آلمانیها از آنتورپ بازدید کرد
در اکتبر، چرچیل از آنتورپ بازدید کرد تا دفاع بلژیک در برابر محاصره آلمانیها را مشاهده کند و وعده نیروهای کمکی بریتانیا برای این شهر را داد.
با این حال، اندکی بعد، آنتورپ به دست آلمانیها افتاد و چرچیل در مطبوعات مورد انتقاد قرار گرفت. او معتقد بود که اقداماتش مقاومت را طولانیتر کرده و به متفقین اجازه داده است تا کاله و دانکرک را حفظ کنند.
65سومین فرزند
در ۷ اکتبر، کلمنتاین سومین فرزندشان، سارا، را به دنیا آورد.
66آسکوییت یک شورای جنگ تشکیل داد
در نوامبر، آسکوییت یک شورای جنگ متشکل از خود، لوید جورج، ادوارد گری، کیچنر و چرچیل تشکیل داد. چرچیل پیشنهادهایی از جمله توسعه تانک را ارائه کرد و پیشنهاد داد که هزینه ساخت آن را از بودجه دریاسالاری تأمین کند.
67نیروی ضربت آنگلو-فرانسوی تلاش کرد تا دفاع ترکیه در داردانل را بمباران دریایی کند
چرچیل به تئاتر خاورمیانه علاقهمند بود و میخواست با سازماندهی حملاتی علیه ترکیه در داردانل، فشار ترکیه بر روسها در قفقاز را کاهش دهد. او امیدوار بود که در صورت موفقیت، بریتانیاییها حتی بتوانند قسطنطنیه را تصرف کنند. موافقت حاصل شد و در مارس ۱۹۱۵، یک نیروی ضربت آنگلو-فرانسوی تلاش کرد تا دفاع ترکیه در داردانل را بمباران دریایی کند.
68نیروی اعزامی مدیترانه حمله خود را در گالیپولی آغاز کرد
در آوریل، نیروی اعزامی مدیترانه، شامل سپاه ارتش استرالیا و نیوزیلند (ANZAC)، حمله خود را در گالیپولی آغاز کرد. هر دوی این عملیاتها شکست خوردند و بسیاری از نمایندگان مجلس، بهویژه محافظهکاران، چرچیل را شخصاً مسئول میدانستند.
69آسکوییت تحت فشار پارلمان موافقت کرد که یک دولت ائتلافی فراگیر تشکیل دهد
در ماه مه، آسکوییت تحت فشار پارلمان موافقت کرد که یک دولت ائتلافی فراگیر تشکیل دهد، اما تنها شرط محافظهکاران برای ورود به دولت این بود که چرچیل باید از دریاسالاری برکنار شود. چرچیل پرونده خود را نزد آسکوییت و رهبر محافظهکاران، بونار لا، مطرح کرد، اما مجبور شد تنزل رتبه را بپذیرد و به عنوان صدراعظم دوکنشین لنکستر منصوب شد.
70آسکوییت درخواست چرچیل برای انتصاب به عنوان فرماندار کل آفریقای شرقی بریتانیا را رد کرد
در ۲۵ نوامبر ۱۹۱۵، چرچیل از دولت استعفا داد، اگرچه همچنان نماینده مجلس باقی ماند. آسکوییت درخواست او برای انتصاب به عنوان فرماندار کل آفریقای شرقی بریتانیا را رد کرد.
71چرچیل به درجه سرهنگ دومی ارتقا یافت
چرچیل تصمیم گرفت به ارتش بپیوندد و به گارد دوم گرنادیر در جبهه غربی ملحق شد. در ژانویه ۱۹۱۶، او به درجه سرهنگ دومی ارتقا یافت و فرماندهی گردان ششم رویال اسکاتس فوزیلیرز به او سپرده شد.
پس از یک دوره آموزشی، گردان به بخشی از جبهه بلژیک در نزدیکی پلوگسترت منتقل شد. برای بیش از سه ماه، آنها با گلولهباران مداوم مواجه بودند، اگرچه هیچ حمله آلمانی صورت نگرفت.
چرچیل زمانی که در جریان بازدید پسرعمویش، دوک نهم مارلبرو که افسر ستاد بود، یک ترکش بزرگ بین آنها افتاد، به طرز معجزهآسایی از مرگ نجات یافت.
72آسکوییت از سمت نخستوزیری استعفا داد و لوید جورج جانشین او شد
در دسامبر ۱۹۱۶، آسکوییت از سمت نخستوزیری استعفا داد و لوید جورج جانشین او شد که در مه ۱۹۱۷، چرچیل را برای بررسی تلاشهای جنگی فرانسه به آنجا فرستاد.
73چرچیل به عنوان وزیر مهمات منصوب شد
در ژوئیه، چرچیل به عنوان وزیر مهمات منصوب شد. او به سرعت برای پایان دادن به اعتصاب در کارخانههای مهماتسازی در امتداد کلاید مذاکره کرد و تولید مهمات را افزایش داد.
74چرچیل به حمایت از قانون نمایندگی مردم ۱۹۱۸ رأی داد
در مجلس عوام، چرچیل به حمایت از «قانون نمایندگی مردم ۱۹۱۸» رأی داد که به برخی از زنان بریتانیایی حق رأی میداد.
75چهارمین فرزند
در نوامبر ۱۹۱۸، چهار روز پس از آتشبس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸، چهارمین فرزند چرچیل، ماریگلد، متولد شد.
76لوید جورج انتخابات سراسری را با رأیگیری فراخواند
با پایان جنگ، لوید جورج انتخابات سراسری را با رأیگیری در روز شنبه، ۱۴ دسامبر ۱۹۱۸ فراخواند.
77لوید جورج چرچیل را به وزارت جنگ منتقل کرد
در ژانویه ۱۹۱۹، لوید جورج چرچیل را به عنوان وزیر جنگ و وزیر هوانوردی به وزارت جنگ منتقل کرد.
78چرچیل وزیر مستعمرات شد
چرچیل در فوریه ۱۹۲۱ وزیر مستعمرات شد. ماه بعد، اولین نمایشگاه نقاشیهای او برگزار شد؛ این نمایشگاه در پاریس برگزار شد و چرچیل با نام مستعار آثار خود را به نمایش گذاشت.
79مادر چرچیل درگذشت
در ژوئن، مادر چرچیل درگذشت و در اوت همان سال، دخترش ماریگلد نیز از دنیا رفت.
80چرچیل در مذاکرات با رهبران شین فین مشارکت داشت
چرچیل در مذاکرات با رهبران شین فین مشارکت داشت و به پیشنویس معاهده انگلیس و ایرلند کمک کرد.
81چرچیل تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفت
در اکتبر ۱۹۲۲، او تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفت.
82چرچیل کرسی خود در داندی را از دست داد
در حالی که چرچیل در بیمارستان بستری بود، محافظهکاران از دولت ائتلافی لوید جورج خارج شدند که منجر به انتخابات سراسری نوامبر ۱۹۲۲ شد؛ انتخاباتی که در آن چرچیل کرسی خود در داندی را از دست داد.
83پنجمین فرزند
در سپتامبر ۱۹۲۲، پنجمین و آخرین فرزند چرچیل، مری، متولد شد و در همان ماه، او چارتول در کنت را خریداری کرد که تا پایان عمر به خانه خانوادگیاش تبدیل شد.
84چرچیل بخش زیادی از شش ماه بعد را در ویلای «رِو دور» گذراند
چرچیل بخش زیادی از شش ماه بعد را در ویلای «رِو دور» (Villa Rêve d'Or) در نزدیکی کن گذراند، جایی که خود را وقف نقاشی و نوشتن خاطراتش کرد. او تاریخچهای خودزندگینامهای از جنگ با عنوان «بحران جهانی» نوشت. جلد اول در آوریل ۱۹۲۳ و بقیه مجلدات در طول ده سال بعد منتشر شدند.
85انتخابات سراسری ۱۹۲۳ بریتانیا
پس از اعلام انتخابات سراسری ۱۹۲۳، هفت انجمن لیبرال از چرچیل خواستند تا به عنوان نامزد آنها شرکت کند و او لستر غربی را انتخاب کرد، اما نتوانست کرسی را به دست آورد. یک دولت کارگری به رهبری رمزی مکدونالد قدرت را در دست گرفت. چرچیل امیدوار بود که آنها توسط ائتلاف محافظهکار-لیبرال شکست بخورند. او به شدت با تصمیم دولت مکدونالد برای وام دادن به روسیه شوروی مخالفت کرد و از امضای معاهده انگلیس و شوروی بیمناک بود.
86چرچیل به عنوان نامزد مستقل ضد سوسیالیست در انتخابات میاندورهای وستمینستر ابی شرکت کرد
در ۱۹ مارس ۱۹۲۴، چرچیل که از حمایت لیبرالها از حزب کارگر دلسرد شده بود، به عنوان نامزد مستقل ضد سوسیالیست در انتخابات میاندورهای وستمینستر ابی شرکت کرد اما شکست خورد.
87دیگر جایی برای حزب لیبرال در سیاست بریتانیا وجود ندارد
در ماه مه، چرچیل در یک جلسه محافظهکاران در لیورپول سخنرانی کرد و اعلام کرد که دیگر جایی برای حزب لیبرال در سیاست بریتانیا وجود ندارد. او گفت که لیبرالها باید برای متوقف کردن حزب کارگر و تضمین «شکست موفقیتآمیز سوسیالیسم» از محافظهکاران حمایت کنند.
88چرچیل با استنلی بالدوین، رهبر محافظهکاران، توافق کرد که به عنوان نامزد محافظهکار در انتخابات سراسری بعدی انتخاب شود
در ماه ژوئیه، چرچیل با استنلی بالدوین، رهبر محافظهکاران، توافق کرد که به عنوان نامزد محافظهکار در انتخابات سراسری بعدی که در ۲۹ اکتبر برگزار شد، انتخاب شود. چرچیل در اپینگ نامزد شد، اما خود را «مشروطهخواه» توصیف کرد.
89بالدوین او را به عنوان وزیر خزانهداری منصوب کرد
محافظهکاران پیروز شدند و بالدوین دولت جدید را تشکیل داد. اگرچه چرچیل هیچ پیشینهای در امور مالی یا اقتصادی نداشت، بالدوین او را به عنوان وزیر خزانهداری منصوب کرد.
90چرچیل به شکلی بحثبرانگیز، هرچند با اکراه، استاندارد طلا را در اولین بودجه خود به برابری سال ۱۹۱۴ بازگرداند
در آوریل ۱۹۲۵، چرچیل به شکلی بحثبرانگیز، هرچند با اکراه، استاندارد طلا را در اولین بودجه خود به برابری سال ۱۹۱۴ بازگرداند؛ آن هم برخلاف توصیه برخی اقتصاددانان برجسته از جمله جان مینارد کینز. بازگشت به طلا عامل تورمزدایی و بیکاری ناشی از آن دانسته میشود که تأثیر ویرانگری بر صنعت زغالسنگ داشت.
91اعتصاب عمومی ۱۹۲۶
در طول اعتصاب عمومی ۱۹۲۶، چرچیل سردبیری «بریتیش گزت»، روزنامه تبلیغاتی ضد اعتصاب دولت را بر عهده داشت. پس از پایان اعتصاب، او به عنوان میانجی بین معدنچیان اعتصابی و کارفرمایانشان عمل کرد. او بعدها خواستار معرفی حداقل دستمزد قانونی شد.
92چرچیل با موسولینی دیدار کرد
در اوایل سال ۱۹۲۷، چرچیل از رم بازدید کرد و در آنجا با موسولینی دیدار کرد و او را به خاطر ایستادگیاش در برابر لنینیسم ستود.
93چرچیل کرسی خود در اپینگ را حفظ کرد
در انتخابات سراسری ۱۹۲۹، چرچیل کرسی خود در اپینگ را حفظ کرد، اما محافظهکاران شکست خوردند و مکدونالد دومین دولت کارگری خود را تشکیل داد.
94زندگی اولیه من
در اکتبر ۱۹۳۰، پس از بازگشت از سفر به آمریکای شمالی، چرچیل خودزندگینامهاش با عنوان «زندگی اولیه من» را منتشر کرد که فروش خوبی داشت و به زبانهای متعددی ترجمه شد.
95چرچیل از کابینه در سایه محافظهکاران استعفا داد
در ژانویه ۱۹۳۱، چرچیل از کابینه در سایه محافظهکاران استعفا داد، زیرا بالدوین از تصمیم دولت کارگری برای اعطای وضعیت دومینیون به هند حمایت میکرد.
96انتخابات سراسری اکتبر ۱۹۳۱ پیروزی قاطعی برای محافظهکاران بود و چرچیل اکثریت خود را در اپینگ تقریباً دو برابر کرد
انتخابات سراسری اکتبر ۱۹۳۱ پیروزی قاطعی برای محافظهکاران بود و چرچیل اکثریت خود را در اپینگ تقریباً دو برابر کرد، اما به او پست وزارتی داده نشد.
97مجلس عوام درباره وضعیت دومینیون برای هند بحث کرد
مجلس عوام در ۳ دسامبر درباره وضعیت دومینیون برای هند بحث کرد و چرچیل اصرار داشت که مجلس را به رأیگیری بکشاند، اما این کار نتیجه معکوس داد زیرا تنها ۴۳ نماینده از او حمایت کردند. او راهی یک تور سخنرانی در آمریکای شمالی شد، به این امید که ضررهای مالی ناشی از سقوط وال استریت را جبران کند.
98چرچیل در حال عبور از خیابان پنجم در شهر نیویورک بود
در ۱۳ دسامبر، چرچیل در حال عبور از خیابان پنجم در شهر نیویورک بود که با یک خودرو تصادف کرد و دچار جراحت سر شد که منجر به ابتلای او به نوریت (التهاب عصب) گردید.
99چرچیل با ارنست هانفشتنگل دیدار کرد
در مونیخ، چرچیل با ارنست هانفشتنگل، دوست هیتلر که در آن زمان در حال کسب شهرت بود، دیدار کرد. در گفتگو با هانفشتنگل، چرچیل نگرانیهایی را در مورد یهودستیزی هیتلر مطرح کرد و احتمالاً به همین دلیل، فرصت دیدار با دشمن آیندهاش را از دست داد.
کمی پس از بازدید از بلنهایم، او به تب پاراتیفوئید مبتلا شد و دو هفته را در آسایشگاهی در سالزبورگ گذراند.
100چرچیل به چارتول بازگشت
چرچیل در ۲۵ سپتامبر به چارتول بازگشت و همچنان روی کتاب «مارلبرو» کار میکرد. دو روز بعد، پس از عود کردن تب پاراتیفوئید که باعث خونریزی زخم معده شد، هنگام قدم زدن در محوطه خانه از حال رفت. او به یک آسایشگاه در لندن منتقل شد و تا اواخر اکتبر در آنجا ماند.
101وسواس
پس از به قدرت رسیدن هیتلر در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳، چرچیل به سرعت خطر چنین رژیمی را برای تمدن درک کرد و نسبت به کاهش هزینههای نیروی هوایی توسط دولت بریتانیا ابراز نگرانی کرد و هشدار داد که آلمان به زودی در تولید نیروی هوایی از بریتانیا پیشی خواهد گرفت.
102چرچیل نگرانیهای خود را به مردم گفت
چرچیل در یک برنامه رادیویی در نوامبر ۱۹۳۴ نگرانیهای خود را با مردم در میان گذاشت.
103لایحه هند وارد پارلمان شد
در دسامبر ۱۹۳۴، لایحه هند وارد پارلمان شد و در فوریه ۱۹۳۵ به تصویب رسید. چرچیل و ۸۳ نماینده محافظهکار دیگر علیه آن رأی دادند.
104مکدونالد استعفا داد و بالدوین جایگزین او به عنوان نخستوزیر شد
در ژوئن ۱۹۳۵، مکدونالد استعفا داد و بالدوین به عنوان نخستوزیر جایگزین او شد.
105ادوارد هشتم جانشین پدرش شد
در ژانویه ۱۹۳۶، ادوارد هشتم به عنوان پادشاه جانشین پدرش، جورج پنجم شد. تمایل او برای ازدواج با یک زن مطلقه آمریکایی به نام والیس سیمپسون، بحران کنارهگیری از سلطنت را ایجاد کرد. چرچیل از ادوارد حمایت کرد و در این مورد با بالدوین درگیر شد.
106چرچیل بلافاصله وفاداری خود را به جورج ششم اعلام کرد
پس از آن، اگرچه چرچیل بلافاصله وفاداری خود را به جورج ششم اعلام کرد، اما نوشت که کنارهگیری از سلطنت «زودرس و احتمالاً کاملاً غیرضروری» بوده است.
107بالدوین استعفا داد و نویل چمبرلین جانشین او به عنوان نخستوزیر شد
در مه ۱۹۳۷، بالدوین استعفا داد و نویل چمبرلین به عنوان نخستوزیر جانشین او شد.
108اوضاع به نقطه اوج رسید
در ابتدا، چرچیل از انتصاب چمبرلین استقبال کرد، اما در فوریه ۱۹۳۸، پس از استعفای آنتونی ایدن، وزیر امور خارجه، به دلیل سیاست مماشات چمبرلین با موسولینی - سیاستی که چمبرلین آن را در قبال هیتلر نیز گسترش میداد - اوضاع به نقطه اوج رسید.
109چرچیل به دولت در مورد مماشات هشدار داد و خواستار اقدام جمعی برای جلوگیری از تجاوز آلمان شد
در سال ۱۹۳۸، چرچیل به دولت در مورد مماشات هشدار داد و خواستار اقدام جمعی برای جلوگیری از تجاوز آلمان شد. در ماه مارس، روزنامه ایونینگ استاندارد انتشار مقالات دوهفتهنامه او را متوقف کرد، اما دیلی تلگراف به جای آن، آنها را منتشر کرد.
110چهار جلد کتاب «مارلبرو: زندگی و زمانه او» منتشر شد
بین اکتبر ۱۹۳۳ و سپتامبر ۱۹۳۸، چهار جلد کتاب «مارلبرو: زندگی و زمانه او» منتشر شد.
111چمبرلین توافقنامه مونیخ را امضا کرد
در ۳۰ سپتامبر، چمبرلین توافقنامه مونیخ را امضا کرد و با الحاق سودتنلند به آلمان موافقت کرد.
112چرچیل توافقنامه مونیخ را «شکستی کامل و بیقید و شرط» خواند
چرچیل در سخنرانی خود در مجلس عوام در ۵ اکتبر، این توافق را «شکستی کامل و بیقید و شرط» نامید.
113وینستون بازگشته است
در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹، روزی که بریتانیا علیه آلمان اعلام جنگ کرد، چمبرلین دوباره چرچیل را به عنوان لرد اول دریاسالاری منصوب کرد و او به کابینه جنگی چمبرلین پیوست. چرچیل بعدها ادعا کرد که هیئت دریاسالاری پیامی به ناوگان فرستاد: «وینستون بازگشته است».
114چرچیل شخصاً به کاپیتان فیلیپ ویان از ناوشکن اچاماس کازاک دستور داد تا به کشتی تدارکاتی آلمانی آلتمارک در آبهای نروژ حمله کند
در ۱۶ فوریه ۱۹۴۰، چرچیل شخصاً به کاپیتان فیلیپ ویان از ناوشکن اچاماس کازاک دستور داد تا به کشتی تدارکاتی آلمانی آلتمارک در آبهای نروژ حمله کند و حدود ۳۰۰ زندانی بریتانیایی را که توسط ناو آدمیرال گراف اشپی اسیر شده بودند، آزاد کند. این اقدامات، که با سخنرانیهای او تکمیل شد، شهرت چرچیل را به میزان قابل توجهی افزایش داد.
115عملیات ویلفرد
چرچیل نگران فعالیتهای دریایی آلمان در دریای بالتیک بود و در ابتدا میخواست یک نیروی دریایی به آنجا بفرستد، اما این تصمیم به طرحی با نام رمز «عملیات ویلفرد» تغییر یافت تا آبهای نروژ مینگذاری شود و محمولههای سنگ آهن از نارویک به آلمان متوقف گردد.
اختلافاتی در مورد مینگذاری، هم در کابینه جنگ و هم با دولت فرانسه وجود داشت. در نتیجه، عملیات ویلفرد تا ۸ آوریل ۱۹۴۰، یک روز قبل از آغاز تهاجم آلمان به نروژ، به تعویق افتاد.
116مناظره نروژ
پس از آنکه متفقین نتوانستند از اشغال نروژ توسط آلمان جلوگیری کنند، مجلس عوام از ۷ تا ۹ مه مناظرهای علنی درباره عملکرد دولت در جنگ برگزار کرد. این رویداد به «مناظره نروژ» معروف شد و به عنوان یکی از مهمترین وقایع تاریخ پارلمانی شناخته میشود.
117چرچیل تردیدکنندگان را متقاعد کرده بود و جانشینی او به عنوان رهبر حزب یک تشریفات بود
در ماه مه، چرچیل همچنان در میان بسیاری از محافظهکاران و احتمالاً اکثر اعضای حزب کارگر محبوب نبود. چمبرلین تا اکتبر، زمانی که بیماری او را مجبور به استعفا کرد، رهبر حزب محافظهکار باقی ماند. تا آن زمان، چرچیل تردیدکنندگان را متقاعد کرده بود و جانشینی او به عنوان رهبر حزب یک تشریفات بود.
118سخنرانی «خون، رنج، اشک و عرق»
اولین سخنرانی او به عنوان نخستوزیر در مجلس عوام در ۱۳ مه، سخنرانی «خون، رنج، اشک و عرق» بود. این سخنرانی چیزی بیش از یک بیانیه کوتاه نبود، اما به گفته جنکینز، «شامل عباراتی بود که دههها طنینانداز شد». چرچیل برای ملت روشن کرد که راهی طولانی و دشوار در پیش است و پیروزی هدف نهایی است:
من به مجلس میگویم... که چیزی جز خون، رنج، اشک و عرق برای عرضه ندارم. ما در پیش روی خود آزمونی از نوع بسیار دردناک داریم. شما میپرسید سیاست ما چیست؟ من میگویم: این است که با تمام قدرت و با تمام توانی که خداوند به ما عطا کرده، در دریا، زمین و هوا بجنگیم؛ جنگیدن علیه یک استبداد هیولایی که هرگز در فهرست تاریک و اسفناک جنایات بشری پیشی نگرفته است. این سیاست ماست. شما میپرسید هدف ما چیست؟ میتوانم در یک کلمه پاسخ دهم: پیروزی، پیروزی به هر قیمتی، پیروزی با وجود تمام وحشتها، پیروزی، هر چقدر هم که راه طولانی و سخت باشد؛ زیرا بدون پیروزی، بقایی وجود ندارد.
119عقبنشینی نیروی اعزامی بریتانیا به دانکرک
در پایان ماه مه، با عقبنشینی نیروی اعزامی بریتانیا به دانکرک و سقوط قریبالوقوع فرانسه، هالیفاکس پیشنهاد کرد که دولت باید امکان یک توافق صلح مذاکرهشده را با استفاده از موسولینی که هنوز بیطرف بود، به عنوان میانجی بررسی کند. چندین جلسه در سطح بالا از ۲۶ تا ۲۸ مه برگزار شد، از جمله دو جلسه با نخستوزیر فرانسه، پل رینو.
120چرچیل دستور تشکیل «اداره عملیات ویژه» (SOE) و «کماندوها» را صادر کرد
در سایر ابتکارات در طول ماههای ژوئن و ژوئیه ۱۹۴۰، چرچیل دستور تشکیل «اداره عملیات ویژه» (SOE) و «کماندوها» را صادر کرد. به SOE دستور داده شد تا فعالیتهای خرابکارانه را در اروپای تحت اشغال نازیها ترویج و اجرا کند، در حالی که کماندوها مسئول حملات به اهداف نظامی خاص در آنجا بودند.
هیو دالتون، وزیر جنگ اقتصادی، مسئولیت سیاسی SOE را بر عهده گرفت و در دفتر خاطرات خود ثبت کرد که چرچیل به او گفت: «و حالا برو و اروپا را به آتش بکش».
121عملیات دینامو
عملیات دینامو، تخلیه ۳۳۸,۲۲۶ سرباز متفقین از دانکرک، در روز سهشنبه ۴ ژوئن با تسلیم شدن نیروهای عقبدار فرانسوی به پایان رسید. مجموع این تعداد بسیار فراتر از انتظارات بود و باعث ایجاد دیدگاهی عمومی شد که دانکرک یک معجزه و حتی یک پیروزی بوده است.
خود چرچیل در سخنرانی آن بعدازظهر در مجلس عوام با عنوان «ما در سواحل خواهیم جنگید»، به «معجزه نجات» اشاره کرد، اگرچه بلافاصله به همه یادآوری کرد که: «ما باید بسیار مراقب باشیم که ویژگیهای یک پیروزی را به این نجات نسبت ندهیم. جنگها با تخلیه نیرو برده نمیشوند». سخنرانی با لحنی از سرکشی همراه با درخواستی آشکار از ایالات متحده به پایان رسید:
ما تا پایان ادامه خواهیم داد. ما در فرانسه خواهیم جنگید، ما در دریاها و اقیانوسها خواهیم جنگید، ما با اعتماد به نفس فزاینده و قدرت فزاینده در آسمان خواهیم جنگید. ما از جزیره خود دفاع خواهیم کرد، صرفنظر از اینکه چه هزینهای داشته باشد. ما در سواحل خواهیم جنگید، ما در محلهای فرود خواهیم جنگید، ما در مزارع و در خیابانها خواهیم جنگید، ما در تپهها خواهیم جنگید. ما هرگز تسلیم نخواهیم شد، و حتی اگر، که من لحظهای هم به آن باور ندارم، این جزیره یا بخش بزرگی از آن تحت سلطه و گرسنگی قرار گیرد، آنگاه امپراتوری ما در آن سوی دریاها، که توسط ناوگان بریتانیا مسلح و محافظت میشود، به مبارزه ادامه خواهد داد، تا زمانی که در زمان مناسب خداوند، دنیای جدید، با تمام قدرت و توانش، برای نجات و آزادی دنیای قدیم قدم پیش بگذارد.
122کمپین صحرای غربی
چرچیل مصمم به مقابله بود و دستور آغاز کمپین صحرای غربی را در ۱۱ ژوئن صادر کرد که واکنشی فوری به اعلام جنگ ایتالیا بود. این عملیات در ابتدا که ارتش ایتالیا تنها مخالف بود، به خوبی پیش رفت و «عملیات قطبنما» یک موفقیت چشمگیر بود.
123چرچیل بیانیهای صادر کرد که لقب مشهوری را ایجاد کرد
در ۲۰ اوت ۱۹۴۰، در اوج نبرد بریتانیا، چرچیل در مجلس عوام سخنرانی کرد تا وضعیت جنگ را تشریح کند. در میانه این سخنرانی، او بیانیهای صادر کرد که لقب مشهوری را برای خلبانان جنگنده نیروی هوایی سلطنتی (RAF) که در نبرد شرکت داشتند، ایجاد کرد:
قدردانی هر خانه در جزیره ما، در امپراتوری ما، و در واقع در سراسر جهان، به جز در اقامتگاههای گناهکاران، نثار خلبانان بریتانیایی میشود که، بدون ترس از نابرابریها، خستگیناپذیر در چالش مداوم و خطر مرگبار خود، با دلاوری و فداکاری خود، ورق جنگ جهانی را برمیگردانند. هرگز در میدان نبرد بشری، این همه مدیون این تعداد کم نبودهاند.
124دولتهای بریتانیا و آمریکا توافقنامه ناوشکنها برای پایگاهها را منعقد کردند
در سپتامبر ۱۹۴۰، دولتهای بریتانیا و آمریکا «توافقنامه ناوشکنها برای پایگاهها» را منعقد کردند که بر اساس آن پنجاه ناوشکن آمریکایی در ازای حقوق پایگاههای رایگان ایالات متحده در برمودا، کارائیب و نیوفاندلند به نیروی دریایی سلطنتی منتقل شدند. یک مزیت اضافی برای بریتانیا این بود که داراییهای نظامی آن در آن پایگاهها میتوانست به جای دیگری منتقل شود.
روابط خوب چرچیل با رئیسجمهور ایالات متحده، فرانکلین دی. روزولت، به تأمین مواد غذایی، نفت و مهمات حیاتی از طریق مسیرهای کشتیرانی آتلانتیک شمالی کمک کرد. به همین دلیل بود که چرچیل هنگام انتخاب مجدد روزولت در سال ۱۹۴۰ احساس آرامش کرد.
125لوفتوافه بمباران لندن را آغاز کرد
لوفتوافه استراتژی خود را از ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ تغییر داد و شروع به بمباران لندن کرد، ابتدا در حملات روزانه و سپس، پس از اینکه تلفات آنها به طور غیرقابل قبولی بالا رفت، در شب. حملات به زودی به شهرهای استانی مانند حمله بدنام به کاونتری در ۱۴ نوامبر گسترش یافت.
بلیتس (بمباران لندن) در طول اکتبر و نوامبر به ویژه شدید بود. میتوان گفت که این حملات به مدت هشت ماه ادامه داشت، زمانی که هیتلر آماده آغاز عملیات بارباروسا، حمله به اتحاد جماهیر شوروی بود. لوفتوافه در هدف خود برای کاهش تولید جنگی بریتانیا شکست خورد، که در واقع افزایش هم یافت.
روحیه چرچیل در طول بلیتس به طور کلی بالا بود و در نوامبر به منشی خصوصی خود، جان کولویل، گفت که فکر میکند خطر تهاجم گذشته است. او اطمینان داشت که بریتانیای کبیر با توجه به افزایش تولید، میتواند از پس خود برآید، اما در مورد شانس واقعی پیروزی در جنگ بدون مداخله آمریکا واقعبین بود.
126قانون وام و اجاره
به همین دلیل بود که چرچیل هنگام انتخاب مجدد روزولت در سال ۱۹۴۰ احساس آرامش کرد. پس از انتخاب مجدد، روزولت شروع به اجرای روش جدیدی برای تأمین نیازهای بریتانیای کبیر بدون نیاز به پرداخت پولی کرد. او کنگره را متقاعد کرد که بازپرداخت این خدمات بسیار پرهزینه به شکل دفاع از ایالات متحده خواهد بود. این سیاست به عنوان «وام و اجاره» شناخته شد و به طور رسمی در ۱۱ مارس ۱۹۴۱ تصویب شد.
127عملیات بارباروسا
هیتلر حمله خود به اتحاد جماهیر شوروی را در روز یکشنبه ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ آغاز کرد. این برای چرچیل که از اوایل آوریل، از طریق رمزگشاییهای انیگما در بلچلی پارک میدانست که حمله قریبالوقوع است، تعجبی نداشت. او سعی کرده بود از طریق سفیر بریتانیا در مسکو، استافورد کریپس، به دبیرکل ژوزف استالین هشدار دهد، اما بیفایده بود، زیرا استالین به چرچیل اعتماد نداشت. شب قبل از حمله، در حالی که قصد داشت برای ملت سخنرانی کند، چرچیل با اشاره به دیدگاههای ضد کمونیستی خود تا آن زمان، به کولویل گفت: «اگر هیتلر به جهنم حمله کند، من حداقل اشارهای مثبت به شیطان خواهم کرد».
128منشور آتلانتیک
در اوت ۱۹۴۱، چرچیل اولین سفر فراآتلانتیک خود در طول جنگ را با کشتی اچاماس پرینس آو ولز انجام داد و در خلیج پلاسنتیا، نیوفاندلند با روزولت دیدار کرد. در ۱۴ اوت، آنها بیانیه مشترکی صادر کردند که به منشور آتلانتیک معروف شد.
این منشور اهداف هر دو کشور برای آینده جهان را ترسیم کرد و به عنوان الهامبخش اعلامیه ملل متحد در سال ۱۹۴۲ دیده میشود، که خود پایه و اساس سازمان ملل متحد بود که در ژوئن ۱۹۴۵ تأسیس شد.
129چرچیل به ژاپن اعلان جنگ کرد
در ۷-۸ دسامبر ۱۹۴۱، حمله ژاپن به پرل هاربر با تهاجم آنها به مالایا دنبال شد و در روز هشتم، چرچیل به ژاپن اعلان جنگ کرد. سه روز بعد، اعلامیه مشترک جنگ توسط آلمان و ایتالیا علیه ایالات متحده صادر شد.
130چرچیل در جلسه مشترک کنگره آمریکا سخنرانی کرد
در ۲۶ دسامبر، چرچیل در جلسه مشترک کنگره آمریکا سخنرانی کرد، اما همان شب دچار حمله قلبی خفیفی شد که توسط پزشکش، سر چارلز ویلسون (بعدها لرد موران)، به عنوان نارسایی عروق کرونر تشخیص داده شد و نیاز به چند هفته استراحت در بستر داشت. چرچیل اصرار داشت که نیازی به استراحت در بستر ندارد و دو روز بعد با قطار به اتاوا سفر کرد و در آنجا سخنرانیای در پارلمان کانادا ایراد کرد که شامل جمله «چه مرغی، چه گردنی» بود؛ جملهای که در آن به پیشبینیهای فرانسویها در سال ۱۹۴۰ اشاره کرد که «بریتانیا به تنهایی گردنش مانند یک مرغ شکسته خواهد شد». او در اواسط ژانویه، پس از پرواز از برمودا به پلیموث با یک هواپیمای دریایی آمریکایی به خانه بازگشت و متوجه شد که بحران اعتماد هم در دولت ائتلافیاش و هم شخص خودش وجود دارد، بنابراین تصمیم گرفت با رأی اعتماد در مجلس عوام روبرو شود که به راحتی در آن پیروز شد.
131ویاچسلاو مولوتف وارد لندن شد
در ۲۰ مه، وزیر امور خارجه شوروی، ویاچسلاو مولوتف، وارد لندن شد و تا ۲۸ مه قبل از رفتن به واشینگتن در آنجا ماند. هدف از این دیدار امضای پیمان دوستی بود، اما مولوتف میخواست این کار بر اساس امتیازات ارضی خاصی در مورد لهستان و کشورهای بالتیک انجام شود. چرچیل و ایدن برای رسیدن به یک مصالحه تلاش کردند و در نهایت یک پیمان بیستساله رسمی شد، اما مسئله مرزها به حالت تعلیق درآمد. مولوتف همچنین به دنبال ایجاد جبهه دوم در اروپا بود، اما تنها کاری که چرچیل میتوانست انجام دهد این بود که تأیید کند مقدمات در حال انجام است و هیچ قولی در مورد تاریخ آن ندهد.
132چرچیل با روزولت تماس گرفت
چرچیل از این مذاکرات بسیار راضی بود و هنگامی که در روز بیست و هفتم با روزولت تماس گرفت، همین را ابراز کرد.
133چرچیل به واشینگتن بازگشته بود
چرچیل در ۱۷ ژوئن به واشینگتن بازگشته بود. او و روزولت بر سر اجرای عملیات تورچ به عنوان پیشنیاز ضروری برای تهاجم به اروپا توافق کردند. روزولت، ژنرال دوایت آیزنهاور را به عنوان فرمانده تئاتر عملیات اروپا، ارتش ایالات متحده (ETOUSA) منصوب کرده بود. چرچیل پس از دریافت اخبار از شمال آفریقا، محمولهای شامل ۳۰۰ تانک شرمن و ۱۰۰ هویتزر از آمریکا برای ارتش هشتم دریافت کرد.
134چرچیل به بریتانیا بازگشت
چرچیل در ۲۵ ژوئن به بریتانیا بازگشت و مجبور شد با یک طرح عدم اعتماد دیگر، این بار در مورد هدایت مرکزی جنگ توسط او، روبرو شود، اما دوباره به راحتی پیروز شد.
135چرچیل در مسکو بود
چرچیل از ۱۲ تا ۱۶ اوت در مسکو بود و چهار جلسه طولانی با استالین داشت. اگرچه آنها در سطح شخصی به خوبی با هم کنار آمدند، اما با توجه به وضعیت جنگ که آلمانیها هنوز در تمام جبههها در حال پیشروی بودند، شانس کمی برای پیشرفت واقعی وجود داشت. استالین به شدت خواستار گشایش جبهه دوم در اروپا توسط متفقین بود، همانطور که چرچیل در ماه مه با مولوتف بحث کرده بود، و پاسخ همان بود.
136چرچیل به قاهره بازگشت
در حالی که او در اوایل اوت در قاهره بود، چرچیل تصمیم گرفت فیلد مارشال اوکینلک را با فیلد مارشال الکساندر به عنوان فرمانده کل تئاتر خاورمیانه جایگزین کند. فرماندهی ارتش هشتم به ژنرال ویلیام گات داده شد، اما او تنها سه روز بعد کشته شد و ژنرال مونتگومری جایگزین او شد. چرچیل در ۱۷ اوت از مسکو به قاهره بازگشت و توانست شخصاً ببیند که ترکیب الکساندر/مونتگومری در حال تأثیرگذاری است. او در ۲۱ اوت، نه روز قبل از اینکه رومل آخرین حمله خود را آغاز کند، به انگلستان بازگشت.
137پایانِ آغاز
با نزدیک شدن به پایان سال ۱۹۴۲، ورق جنگ با پیروزی متفقین در نبردهای کلیدی العلمین و استالینگراد شروع به برگشتن کرد. تا نوامبر، متفقین همیشه در موضع دفاعی بودند، اما از نوامبر، آلمانیها در این موضع قرار گرفتند. چرچیل دستور داد برای اولین بار از اوایل سال ۱۹۴۰، ناقوس کلیساها در سراسر بریتانیای کبیر به صدا درآیند.
در ۱۰ نوامبر، با دانستن اینکه العلمین یک پیروزی بوده است، او یکی از بهیادماندنیترین سخنرانیهای جنگی خود را در ضیافت ناهار شهردار در منشن هاوس لندن، در پاسخ به پیروزی متفقین در العلمین ایراد کرد: «این پایان نیست. حتی آغازِ پایان هم نیست. اما شاید، پایانِ آغاز باشد.»
138کنفرانس کازابلانکا
در ژانویه ۱۹۴۳، چرچیل در کنفرانس کازابلانکا (با نام رمز سمبل) با روزولت دیدار کرد که ده روز به طول انجامید. ژنرال شارل دوگل نیز به نمایندگی از نیروهای فرانسه آزاد در آن حضور داشت. استالین امیدوار بود که شرکت کند اما به دلیل وضعیت استالینگراد نپذیرفت. اگرچه چرچیل در این مورد تردیدهایی ابراز کرد، اما به اصطلاح اعلامیه کازابلانکا، متفقین را متعهد کرد که «تسلیم بیقید و شرط» قدرتهای محور را تضمین کنند.
139چرچیل به خانه رسید
از مراکش، چرچیل برای اهداف مختلف به قاهره، آدانا، قبرس، دوباره قاهره و الجزیره رفت. چرچیل در ۷ فوریه پس از نزدیک به یک ماه دوری از کشور به خانه رسید.
140کنفرانس واشینگتن (۱۹۴۳)
چرچیل در ماه مه در سومین کنفرانس واشینگتن (با نام رمز ترایدنت) با روزولت دیدار کرد.
141اولین کنفرانس کبک
چرچیل در اوت دوباره در اولین کنفرانس کبک (با نام رمز کوادرانت) با روزولت دیدار کرد.
142کنفرانس قاهره
در نوامبر، چرچیل و روزولت با چیانگ کایشک، ژنرالیسیموی چینی، در کنفرانس قاهره (با نام رمز سکستانت) دیدار کردند.
143کنفرانس تهران
مهمترین کنفرانس سال مدت کوتاهی پس از آن (۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر) در تهران (با نام رمز یورکا) برگزار شد، جایی که چرچیل و روزولت در اولین نشست از جلسات «سه قدرت بزرگ» با استالین دیدار کردند.
144دومین کنفرانس قاهره
چرچیل و روزولت دومین کنفرانس قاهره را با عصمت اینونو، رئیسجمهور ترکیه برگزار کردند، اما نتوانستند هیچ تعهدی از ترکیه برای پیوستن به متفقین بگیرند.
145سفر چرچیل از قاهره به تونس
چرچیل از قاهره به تونس رفت و در ۱۰ دسامبر وارد آنجا شد، در ابتدا به عنوان مهمان آیزنهاور (کمی بعد، آیزنهاور به عنوان فرمانده عالی متفقین در ستاد جدید SHAEF که تازه در لندن ایجاد شده بود، مسئولیت را بر عهده گرفت). در حالی که چرچیل در تونس بود، به شدت دچار فیبریلاسیون دهلیزی شد و مجبور شد تا پس از کریسمس در آنجا بماند، در حالی که گروهی از متخصصان برای اطمینان از بهبودی او فراخوانده شدند. کلمنتاین و کولویل برای همراهی او آمدند؛ کولویل به تازگی پس از بیش از دو سال خدمت در نیروی هوایی سلطنتی (RAF) به خیابان داونینگ بازگشته بود.
146روز دی (D-Day)
چرچیل مصمم بود که در تهاجم نرماندی فعالانه مشارکت داشته باشد و امیدوار بود که در خود روز دی (۶ ژوئن ۱۹۴۴) یا حداقل در روز دی+۱ از کانال مانش عبور کند. تمایل او باعث نگرانی غیرضروری در ستاد SHAEF شد تا اینکه پادشاه عملاً با آن مخالفت کرد و به چرچیل گفت که به عنوان رئیس هر سه نیرو، او (پادشاه) نیز باید برود. چرچیل انتظار تلفات ۲۰ هزار نفری متفقین را در روز دی داشت، اما ثابت شد که او بدبین بوده است زیرا در کل ماه ژوئن کمتر از ۸ هزار نفر کشته شدند.
147اولین بازدید چرچیل از نرماندی
چرچیل اولین بازدید خود از نرماندی را در ۱۲ ژوئن برای دیدار با مونتگومری انجام داد، که مقر فرماندهیاش در آن زمان حدود پنج مایل در داخل خاک بود.
148پادشاه ویکتور امانوئل، موسولینی را برکنار کرد
پادشاه ویکتور امانوئل در ۲۵ ژوئیه موسولینی را برکنار کرد و مارشال بادولیو را به عنوان نخستوزیر منصوب کرد. بادولیو مذاکرات با متفقین را آغاز کرد که منجر به آتشبس کاسیبیله در ۳ سپتامبر شد.
149دومین کنفرانس کبک
چرچیل در دومین کنفرانس کبک (با نام رمز اکتگون) از ۱۲ تا ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۴ با روزولت دیدار کرد. آنها بین خود به توافقی در مورد طرح مورگنتا برای اشغال آلمان توسط متفقین پس از جنگ دست یافتند که هدف آن نه تنها غیرنظامی کردن، بلکه صنعتیزدایی از آلمان بود.
150کنفرانس مسکو
در چهارمین کنفرانس مسکو (با نام رمز تولستوی) از ۹ تا ۱۹ اکتبر ۱۹۴۴، چرچیل و ایدن با استالین و مولوتف دیدار کردند. این کنفرانس به دلیل به اصطلاح «توافق درصدها» که در آن چرچیل و استالین عملاً در مورد سرنوشت پس از جنگ بالکان توافق کردند، بدنام شده است.
151کنفرانس مالت
از ۳۰ ژانویه تا ۲ فوریه ۱۹۴۵، چرچیل و روزولت برای کنفرانس مالت خود دیدار کردند.
152کنفرانس یالتا
چرچیل، روزولت و استالین در کنفرانس یالتا در فوریه ۱۹۴۵ با هم دیدار کردند.
153بمباران درسدن
در شبهای ۱۳ تا ۱۵ فوریه ۱۹۴۵، حدود ۱۲۰۰ بمبافکن بریتانیایی و آمریکایی به شهر آلمانی درسدن حمله کردند که مملو از مجروحان و پناهندگان جبهه شرقی بود.
این حملات بخشی از یک کارزار بمباران منطقهای بود که توسط چرچیل در ژانویه با هدف کوتاه کردن جنگ آغاز شد. چرچیل از این بمباران پشیمان شد زیرا گزارشهای اولیه حاکی از تعداد بیش از حد تلفات غیرنظامی در نزدیکی پایان جنگ بود، اگرچه یک کمیسیون مستقل در سال ۲۰۱۰ آمار مرگومیر بین ۲۲۷۰۰ تا ۲۵۰۰۰ نفر را تأیید کرد.
154چرچیل تصمیم به محدود کردن بمباران منطقهای گرفت و یادداشتی برای ژنرال اسمای فرستاد
در ۲۸ مارس، او تصمیم گرفت بمباران منطقهای را محدود کند و یادداشتی برای ژنرال اسمای برای کمیته رؤسای ستاد فرستاد:
تخریب درسدن همچنان یک پرسش جدی در مورد نحوه بمباران متفقین باقی مانده است..... من نیاز به تمرکز دقیقتر بر اهداف نظامی را احساس میکنم..... به جای صرفاً اقدامات تروریستی و تخریب بیدلیل، هرچقدر هم که چشمگیر باشد.
155متفقین تسلیم آلمان را پذیرفتند
در ۷ مه ۱۹۴۵ در مقر SHAEF در رنس، متفقین تسلیم آلمان را پذیرفتند.
156روز پیروزی در اروپا (VE Day)
روز بعد، روز پیروزی در اروپا (VE Day) بود که چرچیل به ملت اعلام کرد آلمان تسلیم شده است و آتشبس نهایی در تمام جبهههای اروپا از یک دقیقه پس از نیمهشب آن شب (یعنی نهم) اجرایی خواهد شد.
پس از آن، چرچیل به کاخ باکینگهام رفت و در آنجا به همراه خانواده سلطنتی در بالکن در برابر جمعیت عظیمی از شهروندان جشنگیرنده ظاهر شد. او از کاخ به وایتهال رفت و در آنجا برای جمعیت بزرگ دیگری سخنرانی کرد: «خدا همه شما را حفظ کند. این پیروزی شماست. در تاریخ طولانی ما، هرگز روزی بزرگتر از این ندیدهایم. همه، زن یا مرد، بهترین تلاش خود را کردهاند».
157چرچیل از سمت نخستوزیری استعفا داد
با نزدیک شدن به انتخابات سراسری (که نزدیک به یک دهه برگزار نشده بود) و با امتناع وزرای حزب کارگر از ادامه ائتلاف زمان جنگ، چرچیل در ۲۳ مه ۱۹۴۵ از سمت نخستوزیری استعفا داد. اواخر همان روز، او دعوت پادشاه برای تشکیل دولت جدید را پذیرفت که رسماً به عنوان دولت ملی شناخته میشد، مانند ائتلاف تحت سلطه محافظهکاران در دهه ۱۹۳۰، اما گاهی اوقات دولت موقت نامیده میشد.
158چرچیل نماینده بریتانیای کبیر در کنفرانس پس از جنگ پوتسدام بود
چرچیل نماینده بریتانیای کبیر در کنفرانس پس از جنگ پوتسدام بود که در ۱۷ ژوئیه افتتاح شد و در جلسات آن نه تنها آنتونی ایدن به عنوان وزیر امور خارجه، بلکه در انتظار نتیجه انتخابات سراسری ژوئیه، اتلی نیز او را همراهی میکرد.
پوتسدام برای چرچیل بد پیش رفت. ایدن بعداً عملکرد او را «وحشتناک» توصیف کرد و گفت که او ناآماده و پرحرف بود. چرچیل چینیها را ناراحت کرد، آمریکاییها را عصبانی کرد و به راحتی توسط استالین، که قرار بود در برابرش مقاومت کند، هدایت شد.
159«پرده آهنین»
چرچیل به رهبری حزب محافظهکار ادامه داد و به مدت شش سال به عنوان رهبر اپوزیسیون خدمت کرد. در سال ۱۹۴۶، او از اوایل ژانویه تا اواخر مارس، نزدیک به سه ماه در آمریکا بود. در همین سفر بود که او سخنرانی «پرده آهنین» خود را درباره اتحاد جماهیر شوروی و ایجاد بلوک شرق ایراد کرد. چرچیل در ۵ مارس ۱۹۴۶ در حضور پرزیدنت ترومن در کالج وستمینستر در فولتون، میزوری، اعلام کرد:
از اشتتین در دریای بالتیک تا تریسته در دریای آدریاتیک، پردهای آهنین بر سراسر قاره کشیده شده است. در پشت آن خط، تمام پایتختهای کشورهای باستانی اروپای مرکزی و شرقی قرار دارند. ورشو، برلین، پراگ، وین، بوداپست، بلگراد، بخارست و صوفیه، همه این شهرهای مشهور و جمعیتهای اطراف آنها در آنچه من باید حوزه نفوذ شوروی بنامم، قرار گرفتهاند.
160چرچیل دوباره نخستوزیر شد
محافظهکاران در انتخابات سراسری اکتبر ۱۹۵۱ با اکثریت ۱۷ کرسی پیروز شدند و چرچیل دوباره نخستوزیر شد و تا زمان استعفایش در ۵ آوریل ۱۹۵۵ در این سمت باقی ماند.
ایدن، جانشین احتمالی او، به وزارت امور خارجه بازگردانده شد؛ پستی که چرچیل در تمام دوران تصدی خود به آن مشغول بود. هارولد مکمیلان، نخستوزیر آینده، به عنوان وزیر مسکن و دولت محلی منصوب شد و متعهد شد که سالانه ۳۰۰ هزار خانه جدید بسازد، که تنها دغدغه داخلی واقعی چرچیل بود. او به این هدف دست یافت و در اکتبر ۱۹۵۴ به مقام وزیر دفاع ارتقا یافت.
161مرگ جرج ششم
چرچیل هنگام تصدی مقام نزدیک به ۷۷ سال داشت و پس از چندین سکته خفیف از سلامت خوبی برخوردار نبود. تا دسامبر، جرج ششم نسبت به زوال وضعیت چرچیل نگران شده بود و قصد داشت از او بخواهد که به نفع ایدن کنارهگیری کند، اما پادشاه خود دچار مشکلات جدی سلامتی بود و در ۶ فوریه بدون مطرح کردن این درخواست درگذشت.
162تاجگذاری الیزابت دوم
چرچیل دوستی نزدیکی با الیزابت دوم برقرار کرد. انتظار میرفت که او پس از تاجگذاری ملکه در ژوئن ۱۹۵۳ بازنشسته شود، اما پس از اینکه ایدن به شدت بیمار شد، چرچیل با بر عهده گرفتن مسئولیتهای وزارت امور خارجه، وظایف خود را افزایش داد. ایدن تا پایان سال ناتوان بود و دیگر هرگز به طور کامل بهبود نیافت.
163چرچیل دچار سکته مغزی جدی شد
در عصر ۲۳ ژوئن ۱۹۵۳، چرچیل دچار سکته مغزی جدی شد و یک طرف بدنش تا حدی فلج شد. اگر ایدن در سلامت بود، به احتمال زیاد دوران نخستوزیری چرچیل به پایان میرسید. این موضوع مخفی نگه داشته شد و چرچیل برای بهبودی به خانه خود در چارتول رفت. او تا نوامبر به طور کامل بهبود یافت.
164چرچیل از مقام نخستوزیری بازنشسته شد
چرچیل در آوریل ۱۹۵۵ از مقام نخستوزیری بازنشسته شد و ایدن جانشین او شد.
165چرچیل در مونت کارلو زمین خورد
در ژوئن ۱۹۶۲، زمانی که ۸۷ ساله بود، چرچیل در مونت کارلو زمین خورد و لگنش شکست. او با هواپیما به بیمارستانی در لندن منتقل شد و سه هفته در آنجا ماند.
166شهروند افتخاری
در سال ۱۹۶۳، جان اف. کندی، رئیسجمهور آمریکا، با استفاده از اختیارات اعطا شده توسط مصوبه کنگره، او را به عنوان شهروند افتخاری ایالات متحده اعلام کرد، اما او نتوانست در مراسم کاخ سفید شرکت کند.
167مرگ
چرچیل آخرین سکته مغزی خود را در ۱۲ ژانویه ۱۹۶۵ تجربه کرد. او نزدیک به دو هفته بعد در ۲۴ ژانویه درگذشت، که هفتادمین سالگرد مرگ پدرش بود.
168مراسم تشییع جنازه
شش روز بعد در ۳۰ ژانویه، مراسم تشییع جنازه رسمی برای چرچیل برگزار شد؛ اولین مراسم از این نوع برای یک فرد غیرسلطنتی از زمان ویلیام اوارت گلدستون در سال ۱۸۹۸.
برنامهریزی برای مراسم تشییع جنازه چرچیل در سال ۱۹۵۳ با نام رمز «عملیات امید نه» آغاز شده بود و تا سال ۱۹۵۸ طرحی دقیق تهیه شده بود. تابوت او به مدت سه روز در تالار وستمینستر قرار داشت و مراسم تدفین در کلیسای جامع سنت پل برگزار شد. پس از آن، تابوت با قایق در امتداد رودخانه تیمز به ایستگاه واترلو و از آنجا با قطاری ویژه به قطعه خانوادگی در کلیسای سنت مارتین در بلادون، نزدیک زادگاهش در کاخ بلنهایم منتقل شد.

