1تولد

در ۱۱ ژوئن ۱۸۹۹، یاسوناری کاواباتا در خانواده‌ای سرشناس در اوساکای ژاپن متولد شد.

2یتیم شدن

یاسوناری تا چهار سالگی یتیم شد و پس از آن با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.

3مرگ مادربزرگ

در سپتامبر ۱۹۰۶، مادربزرگ کاواباتا در حالی که یاسوناری هفت ساله بود، درگذشت.

4ملاقات با خواهر

یاسوناری خواهری بزرگتر داشت که توسط یکی از خاله‌هایش بزرگ شده بود و او تنها یک بار، پس از مرگ والدینش، در ژوئیه ۱۹۰۹ و در ده سالگی با او ملاقات کرد.

5مرگ خواهر

خواهر یاسوناری مدت کوتاهی پس از ملاقات با او، زمانی که یاسوناری ۱۱ ساله بود، درگذشت.

6مرگ پدربزرگ

در مه ۱۹۱۴، پدربزرگ کاواباتا در حالی که او پانزده ساله بود، درگذشت.

7پانسیون

در ژانویه ۱۹۱۶، او به پانسیونی در نزدیکی مدرسه راهنمایی (معادل دبیرستان امروزی) که قبلاً با قطار به آن رفت و آمد می‌کرد، نقل مکان کرد.

8مهاجرت به توکیو

پس از فارغ‌التحصیلی از مدرسه راهنمایی در مارس ۱۹۱۷، کاواباتا درست قبل از هجدهمین سالگرد تولدش به توکیو نقل مکان کرد.

9عشق دردناک

کاواباتا یک رابطه عاشقانه دردناک با هاتسویو ایتو داشت که در ۲۰ سالگی با او آشنا شده بود. یک نامه عاشقانه ارسال‌نشده برای او در سال ۲۰۱۴ در محل اقامت سابقش در کاماکورا، استان کاناگاوا پیدا شد. به گفته کائوری کاواباتا، داماد نویسنده، یادداشتی منتشرنشده در دفتر خاطرات او ذکر می‌کند که هاتسویو توسط راهبی در معبدی که در آن اقامت داشت مورد تجاوز قرار گرفته بود، که این امر منجر به برهم خوردن نامزدی آن‌ها شد.

10اولین مدرسه عالی

کاواباتا امیدوار بود در امتحانات «مدرسه عالی اول» که تحت نظارت دانشگاه امپراتوری توکیو بود، قبول شود. او در همان سال در امتحان موفق شد و در ژوئیه ۱۹۲۰ به عنوان دانشجوی رشته زبان انگلیسی وارد دانشکده علوم انسانی شد. کاواباتای جوان در آن زمان شیفته آثار رابیندرانات تاگور، دیگر برنده آسیایی جایزه نوبل، بود.

11تغییر دانشکده

در دوران دانشگاه، کاواباتا دانشکده خود را به ادبیات ژاپنی تغییر داد و پایان‌نامه‌ای با عنوان «تاریخچه کوتاه رمان‌های ژاپنی» نوشت.

12اولین داستان کوتاه

کاواباتا در حالی که هنوز دانشجو بود، مجله ادبی «شین-شیچو» (جریان جدید اندیشه) دانشگاه توکیو را که بیش از چهار سال تعطیل بود، دوباره احیا کرد. او در سال ۱۹۲۱ اولین داستان کوتاه خود به نام «شوکونسای ایکی» (نمایی از جشنواره یاسوکونی) را در آنجا منتشر کرد.

13فارغ‌التحصیلی

کاواباتا در سال ۱۹۲۴ فارغ‌التحصیل شد؛ تا آن زمان او با ارسال آثارش به مجله ادبی «بونگی شونجو» متعلق به کیکوچی کان، توجه این نویسنده ژاپنی و دیگر نویسندگان و ویراستاران برجسته را به خود جلب کرده بود.

14جنبش نویسندگی جدید

در اکتبر ۱۹۲۴، کاواباتا، ریچی یوکومیتسو و دیگر نویسندگان جوان، مجله ادبی جدیدی به نام «بونگی جیدای» (عصر هنری) را راه‌اندازی کردند. این مجله واکنشی به مکتب قدیمی و ریشه‌دار ادبیات ژاپن، به‌ویژه جنبش ژاپنی برخاسته از ناتورالیسم بود و در عین حال در تقابل با جنبش ادبی «کارگری» یا پرولتری مکاتب سوسیالیستی/کمونیستی قرار داشت.

15رقاصه ایزو

کاواباتا مدت کوتاهی پس از فارغ‌التحصیلی برای تعدادی از داستان‌های کوتاهش به شهرت رسید و در سال ۱۹۲۶ برای «رقاصه ایزو» مورد تحسین قرار گرفت؛ داستانی درباره دانشجویی مالیخولیایی که در یک سفر پیاده‌روی در شبه‌جزیره ایزو با یک رقاص جوان آشنا می‌شود و با روحیه‌ای بسیار بهتر به توکیو بازمی‌گردد.

16ازدواج

در سال ۱۹۲۶، کاواباتا با هیدکو ازدواج کرد.

17سبک‌های مختلف نوشتاری

در دهه ۱۹۲۰، کاواباتا در منطقه عوام‌نشین آساکوسا در توکیو زندگی می‌کرد. در این دوره، او سبک‌های مختلف نوشتاری را تجربه کرد.

18آساکوسا کورنایدان

در «آساکوسا کورنایدان» (باند سرخ آساکوسا)، یکی از رمان‌های کاواباتا که در سال ۱۹۳۰ منتشر شد، او به بررسی زندگی طبقات فرودست و حاشیه‌نشین جامعه با سبکی که یادآور ادبیات اواخر دوره ادو است، می‌پردازد.

19اعتراض

در سال ۱۹۳۳، کاواباتا به طور علنی علیه دستگیری، شکنجه و مرگ تاکجی کوبایاشی، نویسنده جوان چپ‌گرا در توکیو توسط پلیس سیاسی ویژه توکو اعتراض کرد.

20جابجایی

کاواباتا در سال ۱۹۳۴ از آساکوسا به کاماکورا در استان کاناگاوا نقل مکان کرد و اگرچه در ابتدا از زندگی اجتماعی بسیار فعالی در میان بسیاری از نویسندگان و اهالی ادبیات که در آن شهر ساکن بودند، در طول سال‌های جنگ و بلافاصله پس از آن لذت می‌برد، اما در سال‌های پایانی عمرش بسیار منزوی شد.

21ناامنی عاطفی

در اثری که در سال ۱۹۳۴ منتشر شد، کاواباتا نوشت: «احساس می‌کنم هرگز دست زنی را به معنای عاشقانه نگرفته‌ام... آیا من مرد خوشبختی هستم که سزاوار ترحم است؟». این جمله لزوماً نباید به معنای تحت‌اللفظی گرفته شود، اما نشان‌دهنده نوعی ناامنی عاطفی است که کاواباتا احساس می‌کرد، به‌ویژه با تجربه دو رابطه عاشقانه دردناک در جوانی. یکی از آن اپیزودهای عاشقانه دردناک با هاتسویو ایتو بود.

22سرزمین برف

یکی از مشهورترین رمان‌های او «سرزمین برف» است که نگارش آن در سال ۱۹۳۴ آغاز شد و برای اولین بار به صورت پاورقی از سال ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷ منتشر شد. این اثر کاواباتا را به عنوان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان ژاپن تثبیت کرد و به یک اثر کلاسیک فوری تبدیل شد که ادوارد جی. سایدنستیکر آن را «شاید شاهکار کاواباتا» توصیف کرده است.

23استاد گو

کتابی که خود کاواباتا آن را بهترین اثرش می‌دانست، «استاد گو» (۱۹۵۱) است. این یک رمان نیمه‌تخیلی است که روایتی از یک مسابقه بزرگ «گو» در سال ۱۹۳۸ است که در آن استاد بازی به رقیب جوان‌تر خود می‌بازد، که نمادی از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم است.

24مجموعه‌ای از موفقیت‌ها

پس از پایان جنگ جهانی دوم، موفقیت کاواباتا با رمان‌هایی مانند «هزار درنا» (داستانی از عشق نافرجام) در سال ۱۹۵۲، «آوای کوهستان» که بین سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۴ به صورت پاورقی منتشر شد، «خانه خفتگان زیبا» در ۱۹۶۱، «زیبایی و اندوه» در ۱۹۶۴ و «پایتخت کهن» در ۱۹۶۲ ادامه یافت.

25رئیس انجمن پن ژاپن

به عنوان رئیس انجمن پن (P.E.N.) ژاپن برای سال‌های متمادی پس از جنگ، از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۵، کاواباتا نیروی محرکه‌ای در ترجمه ادبیات ژاپنی به انگلیسی و سایر زبان‌های غربی بود.

26یک افسر

کاواباتا در سال ۱۹۶۰ به عنوان افسر نشان هنر و ادب فرانسه منصوب شد.

27نشان فرهنگ ژاپن

در سال ۱۹۶۱، کاواباتا نشان فرهنگ ژاپن را دریافت کرد.

28جایزه نوبل

در ۱۶ اکتبر ۱۹۶۸، کاواباتا جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد و اولین ژاپنی بود که به چنین افتخاری دست یافت. کمیته نوبل در اعطای این جایزه «به خاطر استادی در روایت که با حساسیت فراوان جوهر ذهن ژاپنی را بیان می‌کند»، به سه رمان او یعنی «سرزمین برف»، «هزار درنا» و «پایتخت قدیم» اشاره کرد.

29راز مرگ

در ۱۶ آوریل ۱۹۷۲، کاواباتا ظاهراً با گاز گرفتگی خودکشی کرد، اما تعدادی از نزدیکان و دوستانش، از جمله همسرش، مرگ او را تصادفی می‌دانند؛ چرا که او هنگام آماده کردن حمام، به اشتباه شیر گاز را باز کرده بود.