فارغالتحصیلی
او هفت کلاس دوره راهنمایی را به پایان رساند. در سال ۱۹۳۰ از یک کالج ساختمانی در شهر مگنیتوگورسک فارغالتحصیل شد و در آنجا تخصص فنیکاری را دریافت کرد. او همچنین دورههای حسابداری را گذراند.
او هفت کلاس دوره راهنمایی را به پایان رساند. در سال ۱۹۳۰ از یک کالج ساختمانی در شهر مگنیتوگورسک فارغالتحصیل شد و در آنجا تخصص فنیکاری را دریافت کرد. او همچنین دورههای حسابداری را گذراند.
در اوایل سال ۱۹۳۰ در هنگ کنگ، او ریاست جلسهای با نمایندگان دو حزب کمونیست ویتنام را بر عهده گرفت تا آنها را در یک سازمان واحد، یعنی حزب کمونیست ویتنام، ادغام کند.
در سال ۱۹۳۰، او به عضویت «کمیته بینالمللی وزنهای اتمی» انتخاب شد و تا زمان مرگش در آن خدمت کرد.
در ابتدا، NSDAP از طریق شرکتهای بیمه برای اعضایی که در درگیریهای خشونتآمیز مکرر با اعضای سایر احزاب سیاسی آسیب دیده یا کشته میشدند، پوشش بیمهای فراهم میکرد. از آنجایی که شرکتهای بیمه تمایلی به پرداخت خسارت برای چنین فعالیتهایی نداشتند، بورمان در سال ۱۹۳۰ صندوق کمکی NSDAP را تأسیس کرد که یک صندوق رفاهی و امدادی بود که مستقیماً توسط حزب اداره میشد.
تابستان بعد، دالی و گالا یک کلبه کوچک ماهیگیری را در خلیجی نزدیک در پورت لیگات اجاره کردند. او آن مکان را خرید و در طول سالها با خرید کلبههای ماهیگیری همسایه، آن را گسترش داد و به تدریج ویلای بسیار محبوب خود را در کنار دریا ساخت. پدر دالی سرانجام کوتاه آمد و همراه پسرش را پذیرفت.
تا سال ۱۹۳۰، هیملر هیتلر را متقاعد کرده بود که اساس را به عنوان یک سازمان مستقل اداره کند، اگرچه رسماً هنوز تابع اسآ بود.
«رسالهای در باب پول» در سال ۱۹۳۰ در دو جلد منتشر شد.
در سال ۱۹۳۰، ایمره برودی مجارستانی لامپها را با گاز کریپتون به جای آرگون پر کرد و فرآیندی برای به دست آوردن کریپتون از هوا طراحی کرد. تولید لامپهای پر شده با کریپتون بر اساس اختراع او در سال ۱۹۳۷ در آجکا، در کارخانهای که توسط پولانی و فیزیکدان مجارستانیتبار اگون اوروان طراحی شده بود، آغاز شد.
در سال ۱۹۳۰؛ او بعدها نوشت که در جوانی با انتظاری تا حدودی سادهلوحانه، مشتاقانه منتظر جنگ اجتنابناپذیر آینده با آلمان بود تا انتقام شکست فرانسه در سال ۱۸۷۰ را بگیرد.
در سال ۱۹۳۰، جورج پنجم اجارهنامه فورت بلودر در ویندزور گریت پارک را به ادوارد واگذار کرد.
کنگره به رهبری گاندی، ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰ را به عنوان روز استقلال هند در لاهور جشن گرفت. این روز توسط تقریباً تمام سازمانهای دیگر هندی گرامی داشته شد. سپس گاندی در مارس ۱۹۳۰ یک «ساتیاگراها» (مبارزه مسالمتآمیز) جدید علیه مالیات بر نمک را آغاز کرد.
گاندی به کنگره ملی هند پیوست و عمدتاً توسط گوخاله (رهبر کلیدی حزب کنگره) با مسائل هند، سیاست و مردم هند آشنا شد. گاندی در سال ۱۹۲۰ رهبری کنگره را بر عهده گرفت و شروع به تشدید مطالبات کرد تا اینکه در ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰، کنگره ملی هند استقلال هند را اعلام کرد. بریتانیاییها این اعلامیه را به رسمیت نشناختند، اما مذاکرات آغاز شد و کنگره در اواخر دهه ۱۹۳۰ نقش خود را در دولت استانی ایفا کرد.
در فوریه ۱۹۳۰، مائو دولت شوروی استانی جنوب غربی جیانگشی را در منطقهای تحت کنترل خود ایجاد کرد.
لوچیانو به زودی به یکی از دستیاران ارشد در سازمان جنایی ماسریا تبدیل شد. برخلاف روتشتاین، ماسریا تحصیلنکرده بود و آداب معاشرت ضعیف و مهارتهای مدیریتی محدودی داشت. تا اواخر دهه ۱۹۲۰، رقیب اصلی ماسریا، رئیس سالواتوره مارانزانو بود که از سیسیل آمده بود تا قبیله کاستلاماره را اداره کند. مارانزانو از پرداخت کمیسیون به ماسریا خودداری کرد. رقابت آنها در نهایت به جنگ خونین کاستلاماره تبدیل شد و در نهایت منجر به مرگ هر دو، مارانزانو و ماسریا گردید.
در شربورن، تورینگ دوستی عمیقی با همکلاسیاش کریستوفر مورکام (۱۹۱۱–۱۹۳۰) برقرار کرد که از او به عنوان «اولین عشق» تورینگ یاد شده است. رابطه آنها الهامبخش تلاشهای آینده تورینگ بود، اما با مرگ مورکام در فوریه ۱۹۳۰ بر اثر عوارض ناشی از سل گاوی که چند سال قبل پس از نوشیدن شیر آلوده گاو به آن مبتلا شده بود، به پایان رسید.
گوبلز از مرگ هورست وسل (در تصویر) در سال ۱۹۳۰ به عنوان ابزاری تبلیغاتی علیه «کمونیستهای پستانسان» استفاده کرد. تا سال ۱۹۳۰، برلین پس از مونیخ، دومین پایگاه حمایتی حزب بود. در آن سال، خشونت میان نازیها و کمونیستها منجر به تیراندازی به هورست وسل، رهبر محلی نیروهای SA، توسط دو عضو حزب کمونیست آلمان شد. او بعداً در بیمارستان درگذشت. گوبلز با بهرهبرداری از مرگ وسل، او را به شهیدی برای جنبش نازی تبدیل کرد. او رسماً راهپیمایی وسل با نام «پرچم را بالا ببر» (Die Fahne Hoch) را که به «سرود هورست وسل» تغییر نام یافته بود، به عنوان سرود رسمی NSDAP اعلام کرد.
انتخابات در ۱ مارس ۱۹۳۰ برگزار شد و پیروزی را به ژولیو پرستس داد که ۱,۰۹۱,۷۰۹ رأی در مقابل ۷۴۲,۷۹۴ رأی ژتولیو وارگاس کسب کرد. نکته قابل توجه این بود که وارگاس تقریباً ۱۰۰٪ آرا را در ریو گرانده دو سول به دست آورد.
گاندی در ۲ مارس اولتیماتومی را در قالب نامهای مؤدبانه برای نایبالسلطنه هند، لرد اروین، فرستاد. یک کوئیکر جوان چپگرای بریتانیایی به نام رگ رینولدز این نامه را تحویل داد. گاندی در این نامه حکومت بریتانیا را محکوم کرد و آن را «نفرینی» توصیف کرد که «میلیونها انسان بیزبان را با سیستمی از استثمار تدریجی و یک اداره نظامی و غیرنظامی بهشدت پرهزینه، فقیر کرده است... این سیستم ما را از نظر سیاسی به بردگی کشانده است.» گاندی همچنین در نامه اشاره کرد که نایبالسلطنه حقوقی «بیش از پنج هزار برابر میانگین درآمد هند» دریافت میکند. گاندی وعده داد که خشونت بریتانیا با عدم خشونت هندیها شکست خواهد خورد.
این موضوع (نامه گاندی به نایبالسلطنه هند) با راهپیمایی معروف نمک به داندی از ۱۲ مارس تا ۶ آوریل برجسته شد؛ جایی که او به همراه ۷۸ داوطلب، ۳۸۸ کیلومتر (۲۴۱ مایل) را از احمدآباد تا داندی در گجرات پیادهروی کرد تا خودش نمک تولید کند، با این قصد اعلامشده که قوانین نمک را بشکند. هزاران هندی در این راهپیمایی به سوی دریا به او پیوستند. این راهپیمایی ۲۵ روز طول کشید تا ۲۴۰ مایل را طی کند و گاندی در طول مسیر برای جمعیتهای اغلب عظیمی سخنرانی میکرد.
اولین فیلم ناطق وانگ «شعله عشق» (۱۹۳۰) بود که آن را به زبانهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی ضبط کرد. اگرچه بازی وانگ - بهویژه تسلط او بر سه زبان - مورد تحسین قرار گرفت، اما هر سه نسخه فیلم نقدهای منفی دریافت کردند.
در طول دهه ۱۹۳۰، استودیوهای آمریکایی به دنبال استعدادهای تازه اروپایی بودند. از قضا، وانگ نظر آنها را جلب کرد و در سال ۱۹۳۰ به او قراردادی با استودیو پارامونت پیشنهاد شد.
در اواخر آوریل ۱۹۳۰، هیتلر به طور علنی و قاطعانه مخالفت خود را با گرگور اشتراسر اعلام کرد و گوبلز را به عنوان جایگزین او در مقام رهبر تبلیغات رایش NSDAP منصوب کرد.
داو به اوج ثانویه (یعنی رالی بازار نزولی) ۲۹۴.۰۷ میرسد و به دنبال آن رکود طولانی تا آغاز کاهش شدید در آوریل ۱۹۳۱ رخ میدهد. این اوج با سطوح اوایل ۱۹۲۹ مطابقت دارد، اما ۳۰ درصد پایینتر از اوج سپتامبر ۱۹۲۹ است.
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) زمانی که هیئت نمایندگی نروژ شواهدی مبنی بر دست داشتن این بانک در جنایات جنگی ارائه کرد، مورد بررسی قرار گرفت. بانک BIS که در سال ۱۹۳۰ تشکیل شد، در ابتدا عمدتاً با هدف تسهیل تسویه تعهدات مالی ناشی از معاهدات صلح پایاندهنده جنگ جهانی اول ایجاد شده بود.
در سال ۱۹۳۰، با تکمیل ساختمان کرایسلر در شهر نیویورک، برج عنوان بلندترین سازه جهان را از دست داد.
فروش خودرو به زیر سطوح سال ۱۹۲۸ سقوط میکند.
توطئه در ماه ژوئن با لوئیس کارلوس پرستس دچار شکست شد. پرستس، یکی از اعضای سابق جنبش «تنتنیسم»، ایدههای کارل مارکس را پذیرفت و شروع به حمایت از کمونیسم کرد. پس از مدتی، این امر منجر به تلاش نافرجام برای سرنگونی کمونیستی توسط اتحاد لیبرال شد. اندکی پس از آن، شکست دیگری برای توطئه رخ داد و سیکویرا کامپوس در یک سانحه هوایی جان باخت.
قانون تعرفه اسموت-هاولی تصویب شد که فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی در حال تضعیف وارد کرد، عمدتاً از طریق فروپاشی تجارت محصولات کشاورزی که بانکهایی را که به کشاورزان وامهای کلان داده بودند، تحت فشار قرار داد. کاهش بیشتر در تجارت محصولات تولیدی منجر به اخراج کارکنان و کاهش سود شرکتها شد و اقتصاد را تضعیف کرد. اجماع کلی در میان اقتصاددانان این است که قانون اسموت-هاولی باعث رکود نشد، اما آن را بدتر کرد و تلاشهای بهبودی پس از ۱۹۳۳ را متوقف کرد. صادرات از ۵.۲ میلیارد دلار در ۱۹۲۹ به تنها ۱.۷ میلیارد دلار در ۱۹۳۳ کاهش یافت.
در سال ۱۹۳۰، فیفا تصمیم گرفت تورنمنت بینالمللی خود را برگزار کند. بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۳۲ که در لسآنجلس برگزار شد، به دلیل محبوبیت کم این ورزش در ایالات متحده، برنامهای برای گنجاندن فوتبال نداشت. فیفا و کمیته بینالمللی المپیک همچنین بر سر وضعیت بازیکنان آماتور اختلاف نظر داشتند و به همین دلیل فوتبال از بازیها حذف شد. بنابراین ژول ریمه، رئیس فیفا، شروع به سازماندهی اولین تورنمنت جام جهانی کرد.
در ۲۶ ژوئیه ۱۹۳۰، ژوآو پسوا توسط ژوآو دانتاس در رسیفی به دلایل سیاسی و شخصی ترور شد. این رویداد به نقطه عطفی برای بسیج مسلحانه تبدیل شد. ژوآو دانتاس و برادر همسر و همدستش، موریرا کالداس، در سال ۱۹۳۰ در سلول خود در بازداشتگاه (خانه فرهنگ امروزی) سر بریده شدند.
آرمسترانگ در ۵ اوت ۱۹۳۰ در نزدیکی واپاکونتا، اوهایو متولد شد.
مارگارت در ۲۱ اوت ۱۹۳۰ در قلعه گلمیس در اسکاتلند، خانه اجدادی مادرش، به دنیا آمد و در خانواده سلطنتی با نام محبتآمیز مارگو شناخته میشد. او توسط سر هنری سیمسون، متخصص زنان و زایمان سلطنتی، به دنیا آمد. وزیر کشور، جی. آر. کلاینز، برای تأیید تولد حضور داشت. ثبت تولد او چندین روز به تعویق افتاد تا از شمارهگذاری او به عنوان نفر سیزدهم در دفتر ثبت کلیسا جلوگیری شود.
در ۳۰ اوت ۱۹۳۰، بافت در اوماها، نبراسکا به دنیا آمد. او دومین فرزند از سه فرزند و تنها پسر لیلا (نام خانوادگی پیش از ازدواج: استال) و هاوارد بافت، نماینده کنگره، بود.
در سپتامبر ۱۹۳۰، هیملر برای اولین بار به عنوان نماینده رایشستاگ انتخاب شد.
انتخابات سپتامبر ۱۹۳۰ منجر به فروپاشی ائتلاف بزرگ و جایگزینی آن با یک کابینه اقلیت شد. رهبر آن، هاینریش برونینگ، صدراعظم از حزب مرکز، از طریق احکام اضطراری رئیسجمهور پاول فون هیندنبورگ حکومت کرد. حکومت با فرمان به هنجار جدید تبدیل شد و راه را برای اشکال اقتدارگرایانه حکومت هموار کرد. حزب نازی (NSDAP) از گمنامی برخاست تا ۱۸.۳ درصد آرا و ۱۰۷ کرسی پارلمان را در انتخابات ۱۹۳۰ به دست آورد و به دومین حزب بزرگ پارلمان تبدیل شد.
گوبلز مسئولیت کمپین ملی NSDAP برای انتخابات رایشستاگ که برای ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۰ فراخوانده شده بود را بر عهده گرفت.
در سال ۱۹۳۰ اوچوا به مادرید بازگشت تا تحقیقات پایاننامه دکتری پزشکی خود را تکمیل کند، که در همان سال از آن دفاع کرد و در سال ۱۹۳۱ مدرک پزشکی خود را دریافت کرد.
در «آساکوسا کورنایدان» (باند سرخ آساکوسا)، یکی از رمانهای کاواباتا که در سال ۱۹۳۰ منتشر شد، او به بررسی زندگی طبقات فرودست و حاشیهنشین جامعه با سبکی که یادآور ادبیات اواخر دوره ادو است، میپردازد.
در سپتامبر ۱۹۳۰، اولین پسرش، مارکوس گاروی جونیور، متولد شد؛ سه سال بعد، پسر دومش، جولیوس، به دنیا آمد.
انقلاب ۱۹۳۰ در ۳ اکتبر ساعت ۵:۲۵ بعد از ظهر در ریو گرانده دو سول آغاز شد. اوسوالدو آرانیا به خوارز تاوورا تلگراف زد تا آغاز انقلاب را اعلام کند. این انقلاب به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت. هشت دولت ایالتی در شمال شرقی برزیل توسط انقلابیون برکنار شدند.
در ۱۰ اکتبر، وارگاس بیانیه «ریو گرانده در کنار برزیل» را منتشر کرد و با قطار به سمت ریو دو ژانیرو، پایتخت ملی آن زمان، حرکت کرد.
در اکتبر ۱۹۳۰، پس از بازگشت از سفر به آمریکای شمالی، چرچیل خودزندگینامهاش با عنوان «زندگی اولیه من» را منتشر کرد که فروش خوبی داشت و به زبانهای متعددی ترجمه شد.
در ۱۲ و ۱۳ اکتبر، نبرد کواتیگوا (احتمالاً بزرگترین نبرد انقلاب) رخ داد، اگرچه مطالعات کمی روی آن انجام شده است. کواتیگوا در شرق جاگوارایوا، نزدیک مرز بین ایالت سائو پائولو و پارانا واقع شده است.
نبرد در ایتاراره رخ نداد، زیرا ژنرالها تاسو فراگوسو و منا بارتو و دریاسالار آیزایا د نورونیا در ۲۴ اکتبر واشینگتن لوئیس را برکنار کردند و یک دولت مشترک تشکیل دادند.
مارگارت در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۰ در کلیسای خصوصی کاخ باکینگهام توسط کوزمو لنگ، اسقف اعظم کانتربری، غسل تعمید داده شد.
در نوامبر ۱۹۳۰، او پس از دستگیری و گردن زدن همسر و خواهرش توسط ژنرال کومینتانگ، هه جیان، دچار آسیب روحی شد.
در ساعت ۳ بعد از ظهر ۱ نوامبر ۱۹۳۰، حکومت نظامی قدرت و کاخ ریاستجمهوری را به ژتولیو وارگاس تحویل داد، که به جمهوری قدیم پایان داد و تمام الیگارشیهای ایالتی به جز میناس گرایس و ریو گرانده دو سول را سرنگون کرد. در همان زمان، در مرکز شهر ریو دو ژانیرو، سربازان گائوچو به وعده بستن اسبها به ابلیسک در خیابان ریو برانکو عمل کردند که به طور نمادین پیروزی انقلاب ۱۹۳۰ را نشان میداد.
شرکت کالدول، یک شرکت بزرگ خوشهای که خدمات بانکی، بیمه و کارگزاری در جنوب ایالات متحده ارائه میداد، فروپاشید و اثر آبشاری هجوم به بانکهای کوچکتر در تنسی و کنتاکی را ایجاد کرد. این فروپاشی تیترهای ملی را به خود اختصاص داد و به سرایت ترس در مورد سیستم بانکی کمک کرد.
بانک ایتالیا در ۳ نوامبر ۱۹۳۰ به «انجمن ملی تراست و پسانداز بانک آو آمریکا» تغییر نام داد که در آن زمان تنها بانک با چنین عنوانی در ایالات متحده بود. جیانینی و مونت ریاست شرکت حاصل را به عنوان رؤسای مشترک بر عهده گرفتند.
در سال ۱۹۳۰، سیسیل جورج پین، آسیبشناس در بیمارستان سلطنتی شفیلد، تلاش کرد از پنیسیلین برای درمان سایکوز باربه (التهاب فولیکولهای ریش) استفاده کند، اما موفق نبود.
در نوامبر ۱۹۳۰، مادر وانگ در مقابل خانه خیابان فیگوئروا با یک خودرو تصادف کرد و کشته شد.
با حرکت به سمت افتالمیا نئوناتوروم (عفونت گنوکوکی در نوزادان)، سیسیل جورج پین در ۲۵ نوامبر ۱۹۳۰ به اولین درمان ثبتشده با پنیسیلین دست یافت. او سپس چهار بیمار دیگر (یک بزرگسال و سه نوزاد) را از عفونتهای چشمی درمان کرد و در درمان نفر پنجم ناموفق بود.
نرخ وجوه فدرال فدرال رزرو به ۲ درصد میرسد که در آن زمان یک رکورد پایین بود.
اولین دور بزرگ ورشکستگی بانکهای ایالات متحده. حدود ۵۵۰ میلیون دلار سپرده از دست رفت. تنها در ماه دسامبر بیش از ۳۰۰ بانک ورشکست شدند.
بانک ایالات متحده (یک بانک خصوصی در شهر نیویورک) فرو میپاشد.
در اواخر سال ۱۹۳۰، گوبلز با ماگدا کوانت، زنی مطلقه که چند ماه قبل به حزب پیوسته بود، آشنا شد. او به عنوان داوطلب در دفاتر حزب در برلین کار میکرد و به گوبلز در سازماندهی اسناد شخصیاش کمک میکرد.
تنها خواهر الیزابت، شاهدخت مارگارت، در سال ۱۹۳۰ متولد شد. این دو شاهدخت در خانه تحت نظارت مادرشان و معلم سرخانهشان، ماریون کرافورد، تحصیل کردند.
رکود عمیقتر میشود. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده ۸.۵ درصد کاهش مییابد و تولید ناخالص داخلی اسمی به ۹۲ میلیارد دلار میرسد. قیمتها اندکی کاهش مییابند اما دستمزدها نسبتاً ثابت میمانند. نرخ تورم سالانه ایالات متحده ۶.۴- درصد است. بیکاری به ۹ درصد میرسد. ۱۳۵۰ بانک ورشکست میشوند.
او هفت کلاس دوره راهنمایی را به پایان رساند. در سال ۱۹۳۰ از یک کالج ساختمانی در شهر مگنیتوگورسک فارغالتحصیل شد و در آنجا تخصص فنیکاری را دریافت کرد. او همچنین دورههای حسابداری را گذراند.
در اوایل سال ۱۹۳۰ در هنگ کنگ، او ریاست جلسهای با نمایندگان دو حزب کمونیست ویتنام را بر عهده گرفت تا آنها را در یک سازمان واحد، یعنی حزب کمونیست ویتنام، ادغام کند.
در سال ۱۹۳۰، او به عضویت «کمیته بینالمللی وزنهای اتمی» انتخاب شد و تا زمان مرگش در آن خدمت کرد.
در ابتدا، NSDAP از طریق شرکتهای بیمه برای اعضایی که در درگیریهای خشونتآمیز مکرر با اعضای سایر احزاب سیاسی آسیب دیده یا کشته میشدند، پوشش بیمهای فراهم میکرد. از آنجایی که شرکتهای بیمه تمایلی به پرداخت خسارت برای چنین فعالیتهایی نداشتند، بورمان در سال ۱۹۳۰ صندوق کمکی NSDAP را تأسیس کرد که یک صندوق رفاهی و امدادی بود که مستقیماً توسط حزب اداره میشد.
تابستان بعد، دالی و گالا یک کلبه کوچک ماهیگیری را در خلیجی نزدیک در پورت لیگات اجاره کردند. او آن مکان را خرید و در طول سالها با خرید کلبههای ماهیگیری همسایه، آن را گسترش داد و به تدریج ویلای بسیار محبوب خود را در کنار دریا ساخت. پدر دالی سرانجام کوتاه آمد و همراه پسرش را پذیرفت.
تا سال ۱۹۳۰، هیملر هیتلر را متقاعد کرده بود که اساس را به عنوان یک سازمان مستقل اداره کند، اگرچه رسماً هنوز تابع اسآ بود.
«رسالهای در باب پول» در سال ۱۹۳۰ در دو جلد منتشر شد.
در سال ۱۹۳۰، ایمره برودی مجارستانی لامپها را با گاز کریپتون به جای آرگون پر کرد و فرآیندی برای به دست آوردن کریپتون از هوا طراحی کرد. تولید لامپهای پر شده با کریپتون بر اساس اختراع او در سال ۱۹۳۷ در آجکا، در کارخانهای که توسط پولانی و فیزیکدان مجارستانیتبار اگون اوروان طراحی شده بود، آغاز شد.
در سال ۱۹۳۰؛ او بعدها نوشت که در جوانی با انتظاری تا حدودی سادهلوحانه، مشتاقانه منتظر جنگ اجتنابناپذیر آینده با آلمان بود تا انتقام شکست فرانسه در سال ۱۸۷۰ را بگیرد.
در سال ۱۹۳۰، جورج پنجم اجارهنامه فورت بلودر در ویندزور گریت پارک را به ادوارد واگذار کرد.
کنگره به رهبری گاندی، ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰ را به عنوان روز استقلال هند در لاهور جشن گرفت. این روز توسط تقریباً تمام سازمانهای دیگر هندی گرامی داشته شد. سپس گاندی در مارس ۱۹۳۰ یک «ساتیاگراها» (مبارزه مسالمتآمیز) جدید علیه مالیات بر نمک را آغاز کرد.
گاندی به کنگره ملی هند پیوست و عمدتاً توسط گوخاله (رهبر کلیدی حزب کنگره) با مسائل هند، سیاست و مردم هند آشنا شد. گاندی در سال ۱۹۲۰ رهبری کنگره را بر عهده گرفت و شروع به تشدید مطالبات کرد تا اینکه در ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰، کنگره ملی هند استقلال هند را اعلام کرد. بریتانیاییها این اعلامیه را به رسمیت نشناختند، اما مذاکرات آغاز شد و کنگره در اواخر دهه ۱۹۳۰ نقش خود را در دولت استانی ایفا کرد.
در فوریه ۱۹۳۰، مائو دولت شوروی استانی جنوب غربی جیانگشی را در منطقهای تحت کنترل خود ایجاد کرد.
لوچیانو به زودی به یکی از دستیاران ارشد در سازمان جنایی ماسریا تبدیل شد. برخلاف روتشتاین، ماسریا تحصیلنکرده بود و آداب معاشرت ضعیف و مهارتهای مدیریتی محدودی داشت. تا اواخر دهه ۱۹۲۰، رقیب اصلی ماسریا، رئیس سالواتوره مارانزانو بود که از سیسیل آمده بود تا قبیله کاستلاماره را اداره کند. مارانزانو از پرداخت کمیسیون به ماسریا خودداری کرد. رقابت آنها در نهایت به جنگ خونین کاستلاماره تبدیل شد و در نهایت منجر به مرگ هر دو، مارانزانو و ماسریا گردید.
در شربورن، تورینگ دوستی عمیقی با همکلاسیاش کریستوفر مورکام (۱۹۱۱–۱۹۳۰) برقرار کرد که از او به عنوان «اولین عشق» تورینگ یاد شده است. رابطه آنها الهامبخش تلاشهای آینده تورینگ بود، اما با مرگ مورکام در فوریه ۱۹۳۰ بر اثر عوارض ناشی از سل گاوی که چند سال قبل پس از نوشیدن شیر آلوده گاو به آن مبتلا شده بود، به پایان رسید.
گوبلز از مرگ هورست وسل (در تصویر) در سال ۱۹۳۰ به عنوان ابزاری تبلیغاتی علیه «کمونیستهای پستانسان» استفاده کرد. تا سال ۱۹۳۰، برلین پس از مونیخ، دومین پایگاه حمایتی حزب بود. در آن سال، خشونت میان نازیها و کمونیستها منجر به تیراندازی به هورست وسل، رهبر محلی نیروهای SA، توسط دو عضو حزب کمونیست آلمان شد. او بعداً در بیمارستان درگذشت. گوبلز با بهرهبرداری از مرگ وسل، او را به شهیدی برای جنبش نازی تبدیل کرد. او رسماً راهپیمایی وسل با نام «پرچم را بالا ببر» (Die Fahne Hoch) را که به «سرود هورست وسل» تغییر نام یافته بود، به عنوان سرود رسمی NSDAP اعلام کرد.
انتخابات در ۱ مارس ۱۹۳۰ برگزار شد و پیروزی را به ژولیو پرستس داد که ۱,۰۹۱,۷۰۹ رأی در مقابل ۷۴۲,۷۹۴ رأی ژتولیو وارگاس کسب کرد. نکته قابل توجه این بود که وارگاس تقریباً ۱۰۰٪ آرا را در ریو گرانده دو سول به دست آورد.
گاندی در ۲ مارس اولتیماتومی را در قالب نامهای مؤدبانه برای نایبالسلطنه هند، لرد اروین، فرستاد. یک کوئیکر جوان چپگرای بریتانیایی به نام رگ رینولدز این نامه را تحویل داد. گاندی در این نامه حکومت بریتانیا را محکوم کرد و آن را «نفرینی» توصیف کرد که «میلیونها انسان بیزبان را با سیستمی از استثمار تدریجی و یک اداره نظامی و غیرنظامی بهشدت پرهزینه، فقیر کرده است... این سیستم ما را از نظر سیاسی به بردگی کشانده است.» گاندی همچنین در نامه اشاره کرد که نایبالسلطنه حقوقی «بیش از پنج هزار برابر میانگین درآمد هند» دریافت میکند. گاندی وعده داد که خشونت بریتانیا با عدم خشونت هندیها شکست خواهد خورد.
این موضوع (نامه گاندی به نایبالسلطنه هند) با راهپیمایی معروف نمک به داندی از ۱۲ مارس تا ۶ آوریل برجسته شد؛ جایی که او به همراه ۷۸ داوطلب، ۳۸۸ کیلومتر (۲۴۱ مایل) را از احمدآباد تا داندی در گجرات پیادهروی کرد تا خودش نمک تولید کند، با این قصد اعلامشده که قوانین نمک را بشکند. هزاران هندی در این راهپیمایی به سوی دریا به او پیوستند. این راهپیمایی ۲۵ روز طول کشید تا ۲۴۰ مایل را طی کند و گاندی در طول مسیر برای جمعیتهای اغلب عظیمی سخنرانی میکرد.
اولین فیلم ناطق وانگ «شعله عشق» (۱۹۳۰) بود که آن را به زبانهای فرانسوی، انگلیسی و آلمانی ضبط کرد. اگرچه بازی وانگ - بهویژه تسلط او بر سه زبان - مورد تحسین قرار گرفت، اما هر سه نسخه فیلم نقدهای منفی دریافت کردند.
در طول دهه ۱۹۳۰، استودیوهای آمریکایی به دنبال استعدادهای تازه اروپایی بودند. از قضا، وانگ نظر آنها را جلب کرد و در سال ۱۹۳۰ به او قراردادی با استودیو پارامونت پیشنهاد شد.
در اواخر آوریل ۱۹۳۰، هیتلر به طور علنی و قاطعانه مخالفت خود را با گرگور اشتراسر اعلام کرد و گوبلز را به عنوان جایگزین او در مقام رهبر تبلیغات رایش NSDAP منصوب کرد.
داو به اوج ثانویه (یعنی رالی بازار نزولی) ۲۹۴.۰۷ میرسد و به دنبال آن رکود طولانی تا آغاز کاهش شدید در آوریل ۱۹۳۱ رخ میدهد. این اوج با سطوح اوایل ۱۹۲۹ مطابقت دارد، اما ۳۰ درصد پایینتر از اوج سپتامبر ۱۹۲۹ است.
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) زمانی که هیئت نمایندگی نروژ شواهدی مبنی بر دست داشتن این بانک در جنایات جنگی ارائه کرد، مورد بررسی قرار گرفت. بانک BIS که در سال ۱۹۳۰ تشکیل شد، در ابتدا عمدتاً با هدف تسهیل تسویه تعهدات مالی ناشی از معاهدات صلح پایاندهنده جنگ جهانی اول ایجاد شده بود.
در سال ۱۹۳۰، با تکمیل ساختمان کرایسلر در شهر نیویورک، برج عنوان بلندترین سازه جهان را از دست داد.
فروش خودرو به زیر سطوح سال ۱۹۲۸ سقوط میکند.
توطئه در ماه ژوئن با لوئیس کارلوس پرستس دچار شکست شد. پرستس، یکی از اعضای سابق جنبش «تنتنیسم»، ایدههای کارل مارکس را پذیرفت و شروع به حمایت از کمونیسم کرد. پس از مدتی، این امر منجر به تلاش نافرجام برای سرنگونی کمونیستی توسط اتحاد لیبرال شد. اندکی پس از آن، شکست دیگری برای توطئه رخ داد و سیکویرا کامپوس در یک سانحه هوایی جان باخت.
قانون تعرفه اسموت-هاولی تصویب شد که فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی در حال تضعیف وارد کرد، عمدتاً از طریق فروپاشی تجارت محصولات کشاورزی که بانکهایی را که به کشاورزان وامهای کلان داده بودند، تحت فشار قرار داد. کاهش بیشتر در تجارت محصولات تولیدی منجر به اخراج کارکنان و کاهش سود شرکتها شد و اقتصاد را تضعیف کرد. اجماع کلی در میان اقتصاددانان این است که قانون اسموت-هاولی باعث رکود نشد، اما آن را بدتر کرد و تلاشهای بهبودی پس از ۱۹۳۳ را متوقف کرد. صادرات از ۵.۲ میلیارد دلار در ۱۹۲۹ به تنها ۱.۷ میلیارد دلار در ۱۹۳۳ کاهش یافت.
در سال ۱۹۳۰، فیفا تصمیم گرفت تورنمنت بینالمللی خود را برگزار کند. بازیهای المپیک تابستانی ۱۹۳۲ که در لسآنجلس برگزار شد، به دلیل محبوبیت کم این ورزش در ایالات متحده، برنامهای برای گنجاندن فوتبال نداشت. فیفا و کمیته بینالمللی المپیک همچنین بر سر وضعیت بازیکنان آماتور اختلاف نظر داشتند و به همین دلیل فوتبال از بازیها حذف شد. بنابراین ژول ریمه، رئیس فیفا، شروع به سازماندهی اولین تورنمنت جام جهانی کرد.
در ۲۶ ژوئیه ۱۹۳۰، ژوآو پسوا توسط ژوآو دانتاس در رسیفی به دلایل سیاسی و شخصی ترور شد. این رویداد به نقطه عطفی برای بسیج مسلحانه تبدیل شد. ژوآو دانتاس و برادر همسر و همدستش، موریرا کالداس، در سال ۱۹۳۰ در سلول خود در بازداشتگاه (خانه فرهنگ امروزی) سر بریده شدند.
آرمسترانگ در ۵ اوت ۱۹۳۰ در نزدیکی واپاکونتا، اوهایو متولد شد.
مارگارت در ۲۱ اوت ۱۹۳۰ در قلعه گلمیس در اسکاتلند، خانه اجدادی مادرش، به دنیا آمد و در خانواده سلطنتی با نام محبتآمیز مارگو شناخته میشد. او توسط سر هنری سیمسون، متخصص زنان و زایمان سلطنتی، به دنیا آمد. وزیر کشور، جی. آر. کلاینز، برای تأیید تولد حضور داشت. ثبت تولد او چندین روز به تعویق افتاد تا از شمارهگذاری او به عنوان نفر سیزدهم در دفتر ثبت کلیسا جلوگیری شود.
در ۳۰ اوت ۱۹۳۰، بافت در اوماها، نبراسکا به دنیا آمد. او دومین فرزند از سه فرزند و تنها پسر لیلا (نام خانوادگی پیش از ازدواج: استال) و هاوارد بافت، نماینده کنگره، بود.
در سپتامبر ۱۹۳۰، هیملر برای اولین بار به عنوان نماینده رایشستاگ انتخاب شد.
انتخابات سپتامبر ۱۹۳۰ منجر به فروپاشی ائتلاف بزرگ و جایگزینی آن با یک کابینه اقلیت شد. رهبر آن، هاینریش برونینگ، صدراعظم از حزب مرکز، از طریق احکام اضطراری رئیسجمهور پاول فون هیندنبورگ حکومت کرد. حکومت با فرمان به هنجار جدید تبدیل شد و راه را برای اشکال اقتدارگرایانه حکومت هموار کرد. حزب نازی (NSDAP) از گمنامی برخاست تا ۱۸.۳ درصد آرا و ۱۰۷ کرسی پارلمان را در انتخابات ۱۹۳۰ به دست آورد و به دومین حزب بزرگ پارلمان تبدیل شد.
گوبلز مسئولیت کمپین ملی NSDAP برای انتخابات رایشستاگ که برای ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۰ فراخوانده شده بود را بر عهده گرفت.
در سال ۱۹۳۰ اوچوا به مادرید بازگشت تا تحقیقات پایاننامه دکتری پزشکی خود را تکمیل کند، که در همان سال از آن دفاع کرد و در سال ۱۹۳۱ مدرک پزشکی خود را دریافت کرد.
در «آساکوسا کورنایدان» (باند سرخ آساکوسا)، یکی از رمانهای کاواباتا که در سال ۱۹۳۰ منتشر شد، او به بررسی زندگی طبقات فرودست و حاشیهنشین جامعه با سبکی که یادآور ادبیات اواخر دوره ادو است، میپردازد.
در سپتامبر ۱۹۳۰، اولین پسرش، مارکوس گاروی جونیور، متولد شد؛ سه سال بعد، پسر دومش، جولیوس، به دنیا آمد.
انقلاب ۱۹۳۰ در ۳ اکتبر ساعت ۵:۲۵ بعد از ظهر در ریو گرانده دو سول آغاز شد. اوسوالدو آرانیا به خوارز تاوورا تلگراف زد تا آغاز انقلاب را اعلام کند. این انقلاب به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت. هشت دولت ایالتی در شمال شرقی برزیل توسط انقلابیون برکنار شدند.
در ۱۰ اکتبر، وارگاس بیانیه «ریو گرانده در کنار برزیل» را منتشر کرد و با قطار به سمت ریو دو ژانیرو، پایتخت ملی آن زمان، حرکت کرد.
در اکتبر ۱۹۳۰، پس از بازگشت از سفر به آمریکای شمالی، چرچیل خودزندگینامهاش با عنوان «زندگی اولیه من» را منتشر کرد که فروش خوبی داشت و به زبانهای متعددی ترجمه شد.
در ۱۲ و ۱۳ اکتبر، نبرد کواتیگوا (احتمالاً بزرگترین نبرد انقلاب) رخ داد، اگرچه مطالعات کمی روی آن انجام شده است. کواتیگوا در شرق جاگوارایوا، نزدیک مرز بین ایالت سائو پائولو و پارانا واقع شده است.
نبرد در ایتاراره رخ نداد، زیرا ژنرالها تاسو فراگوسو و منا بارتو و دریاسالار آیزایا د نورونیا در ۲۴ اکتبر واشینگتن لوئیس را برکنار کردند و یک دولت مشترک تشکیل دادند.
مارگارت در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۰ در کلیسای خصوصی کاخ باکینگهام توسط کوزمو لنگ، اسقف اعظم کانتربری، غسل تعمید داده شد.
در نوامبر ۱۹۳۰، او پس از دستگیری و گردن زدن همسر و خواهرش توسط ژنرال کومینتانگ، هه جیان، دچار آسیب روحی شد.
در ساعت ۳ بعد از ظهر ۱ نوامبر ۱۹۳۰، حکومت نظامی قدرت و کاخ ریاستجمهوری را به ژتولیو وارگاس تحویل داد، که به جمهوری قدیم پایان داد و تمام الیگارشیهای ایالتی به جز میناس گرایس و ریو گرانده دو سول را سرنگون کرد. در همان زمان، در مرکز شهر ریو دو ژانیرو، سربازان گائوچو به وعده بستن اسبها به ابلیسک در خیابان ریو برانکو عمل کردند که به طور نمادین پیروزی انقلاب ۱۹۳۰ را نشان میداد.
شرکت کالدول، یک شرکت بزرگ خوشهای که خدمات بانکی، بیمه و کارگزاری در جنوب ایالات متحده ارائه میداد، فروپاشید و اثر آبشاری هجوم به بانکهای کوچکتر در تنسی و کنتاکی را ایجاد کرد. این فروپاشی تیترهای ملی را به خود اختصاص داد و به سرایت ترس در مورد سیستم بانکی کمک کرد.
بانک ایتالیا در ۳ نوامبر ۱۹۳۰ به «انجمن ملی تراست و پسانداز بانک آو آمریکا» تغییر نام داد که در آن زمان تنها بانک با چنین عنوانی در ایالات متحده بود. جیانینی و مونت ریاست شرکت حاصل را به عنوان رؤسای مشترک بر عهده گرفتند.
در سال ۱۹۳۰، سیسیل جورج پین، آسیبشناس در بیمارستان سلطنتی شفیلد، تلاش کرد از پنیسیلین برای درمان سایکوز باربه (التهاب فولیکولهای ریش) استفاده کند، اما موفق نبود.
در نوامبر ۱۹۳۰، مادر وانگ در مقابل خانه خیابان فیگوئروا با یک خودرو تصادف کرد و کشته شد.
با حرکت به سمت افتالمیا نئوناتوروم (عفونت گنوکوکی در نوزادان)، سیسیل جورج پین در ۲۵ نوامبر ۱۹۳۰ به اولین درمان ثبتشده با پنیسیلین دست یافت. او سپس چهار بیمار دیگر (یک بزرگسال و سه نوزاد) را از عفونتهای چشمی درمان کرد و در درمان نفر پنجم ناموفق بود.
نرخ وجوه فدرال فدرال رزرو به ۲ درصد میرسد که در آن زمان یک رکورد پایین بود.
اولین دور بزرگ ورشکستگی بانکهای ایالات متحده. حدود ۵۵۰ میلیون دلار سپرده از دست رفت. تنها در ماه دسامبر بیش از ۳۰۰ بانک ورشکست شدند.
بانک ایالات متحده (یک بانک خصوصی در شهر نیویورک) فرو میپاشد.
در اواخر سال ۱۹۳۰، گوبلز با ماگدا کوانت، زنی مطلقه که چند ماه قبل به حزب پیوسته بود، آشنا شد. او به عنوان داوطلب در دفاتر حزب در برلین کار میکرد و به گوبلز در سازماندهی اسناد شخصیاش کمک میکرد.
تنها خواهر الیزابت، شاهدخت مارگارت، در سال ۱۹۳۰ متولد شد. این دو شاهدخت در خانه تحت نظارت مادرشان و معلم سرخانهشان، ماریون کرافورد، تحصیل کردند.
رکود عمیقتر میشود. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده ۸.۵ درصد کاهش مییابد و تولید ناخالص داخلی اسمی به ۹۲ میلیارد دلار میرسد. قیمتها اندکی کاهش مییابند اما دستمزدها نسبتاً ثابت میمانند. نرخ تورم سالانه ایالات متحده ۶.۴- درصد است. بیکاری به ۹ درصد میرسد. ۱۳۵۰ بانک ورشکست میشوند.