پس از آنکه قطار او توسط توپخانه بوئرها از ریل خارج شد، او به عنوان اسیر جنگی (POW) دستگیر و در اردوگاه اسرای جنگی بوئر در پرتوریا زندانی شد. در ماه دسامبر، چرچیل از زندان فرار کرد و با پنهان شدن در قطارهای باری و مخفی شدن در یک معدن، از دست تعقیبکنندگانش گریخت. او سرانجام به سلامت به آفریقای شرقی پرتغال رسید. فرار او بازتاب رسانهای گستردهای داشت.
ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راهآهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد
eventیکشنبه دسامبر 10, 1899placeآفریقای جنوبی
در ۱۰ دسامبر، ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راهآهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد. حمله گاتاکر با اشتباهات اداری و تاکتیکی همراه بود و نبرد استورمبرگ با شکست بریتانیا به پایان رسید، که در آن ۱۳۵ نفر کشته و زخمی شدند و دو توپ و بیش از ۶۰۰ سرباز به اسارت درآمدند.
eventدوشنبه دسامبر 11, 1899placeماگرسفونتین، آفریقای جنوبی
نبرد ماگرسفونتین در ۱۱ دسامبر ۱۸۹۹ در ماگرسفونتین در نزدیکی کیمبرلی، آفریقای جنوبی، در مرزهای مستعمره کیپ و جمهوری مستقل ایالت آزاد اورنج رخ داد. نیروهای بریتانیایی تحت فرمان سپهبد لرد متون در حال پیشروی به سمت شمال در امتداد خط راهآهن از کیپ بودند تا محاصره کیمبرلی را بشکنند، اما مسیر آنها در ماگرسفونتین توسط نیروی بوئری که در تپههای اطراف سنگر گرفته بود، مسدود شد. بریتانیاییها قبلاً مجموعهای از نبردها را با بوئرها انجام داده بودند، که آخرین آنها در رودخانه مادر بود، جایی که پیشروی به طور موقت متوقف شده بود.
لرد متون در انجام شناسایی کافی برای نبرد پیش رو ناکام ماند و نمیدانست که وخت-ژنرال (ژنرال رزمی) بوئر، د لا ری، نیروهای خود را در پای تپهها سنگر داده است، نه در دامنههای رو به جلو که رویه معمول بود. این امر به بوئرها اجازه داد تا از بمباران اولیه توپخانه بریتانیا جان سالم به در ببرند؛ هنگامی که نیروهای بریتانیایی در حین پیشروی نتوانستند از آرایش فشرده خود خارج شوند، مدافعان توانستند تلفات سنگینی وارد کنند. تیپ هایلند متحمل بیشترین تلفات شد، در حالی که در سمت بوئرها، سپاه اسکاندیناوی نابود شد. بوئرها به یک پیروزی تاکتیکی دست یافتند و موفق شدند بریتانیاییها را در پیشروی به سمت کیمبرلی متوقف کنند. این نبرد دومین نبرد از سه نبرد در طول دورهای بود که به هفته سیاه جنگ دوم بوئر معروف شد.
پس از شکست، بریتانیاییها به مدت دو ماه دیگر در رودخانه مادر توقف کردند تا نیروهای کمکی آورده شوند. ژنرال لرد رابرتز به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیا در آفریقای جنوبی منصوب شد و برای فرماندهی شخصی این جبهه حرکت کرد. او متعاقباً محاصره کیمبرلی را شکست و کرونیه را مجبور به تسلیم در نبرد پاردبرگ کرد.
تسلا سیگنالهای غیرعادی را از گیرنده خود مشاهده کرد که حدس میزد ارتباطاتی از سیارهای دیگر باشد
eventدسامبر, 1899placeکلرادو، ایالات متحده
در طول مدت حضورش در آزمایشگاه، تسلا سیگنالهای غیرعادی را از گیرنده خود مشاهده کرد که حدس میزد ارتباطاتی از سیارهای دیگر باشد. او در دسامبر ۱۸۹۹ در نامهای به یک خبرنگار و در دسامبر ۱۹۰۰ به انجمن صلیب سرخ به آنها اشاره کرد.
خبرنگاران با آن به عنوان یک داستان جنجالی برخورد کردند و به این نتیجه رسیدند که تسلا در حال شنیدن سیگنالهایی از مریخ است.
پس از آنکه قطار او توسط توپخانه بوئرها از ریل خارج شد، او به عنوان اسیر جنگی (POW) دستگیر و در اردوگاه اسرای جنگی بوئر در پرتوریا زندانی شد. در ماه دسامبر، چرچیل از زندان فرار کرد و با پنهان شدن در قطارهای باری و مخفی شدن در یک معدن، از دست تعقیبکنندگانش گریخت. او سرانجام به سلامت به آفریقای شرقی پرتغال رسید. فرار او بازتاب رسانهای گستردهای داشت.
ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راهآهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد
eventیکشنبه دسامبر 10, 1899placeآفریقای جنوبی
در ۱۰ دسامبر، ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راهآهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد. حمله گاتاکر با اشتباهات اداری و تاکتیکی همراه بود و نبرد استورمبرگ با شکست بریتانیا به پایان رسید، که در آن ۱۳۵ نفر کشته و زخمی شدند و دو توپ و بیش از ۶۰۰ سرباز به اسارت درآمدند.
eventدوشنبه دسامبر 11, 1899placeماگرسفونتین، آفریقای جنوبی
نبرد ماگرسفونتین در ۱۱ دسامبر ۱۸۹۹ در ماگرسفونتین در نزدیکی کیمبرلی، آفریقای جنوبی، در مرزهای مستعمره کیپ و جمهوری مستقل ایالت آزاد اورنج رخ داد. نیروهای بریتانیایی تحت فرمان سپهبد لرد متون در حال پیشروی به سمت شمال در امتداد خط راهآهن از کیپ بودند تا محاصره کیمبرلی را بشکنند، اما مسیر آنها در ماگرسفونتین توسط نیروی بوئری که در تپههای اطراف سنگر گرفته بود، مسدود شد. بریتانیاییها قبلاً مجموعهای از نبردها را با بوئرها انجام داده بودند، که آخرین آنها در رودخانه مادر بود، جایی که پیشروی به طور موقت متوقف شده بود.
لرد متون در انجام شناسایی کافی برای نبرد پیش رو ناکام ماند و نمیدانست که وخت-ژنرال (ژنرال رزمی) بوئر، د لا ری، نیروهای خود را در پای تپهها سنگر داده است، نه در دامنههای رو به جلو که رویه معمول بود. این امر به بوئرها اجازه داد تا از بمباران اولیه توپخانه بریتانیا جان سالم به در ببرند؛ هنگامی که نیروهای بریتانیایی در حین پیشروی نتوانستند از آرایش فشرده خود خارج شوند، مدافعان توانستند تلفات سنگینی وارد کنند. تیپ هایلند متحمل بیشترین تلفات شد، در حالی که در سمت بوئرها، سپاه اسکاندیناوی نابود شد. بوئرها به یک پیروزی تاکتیکی دست یافتند و موفق شدند بریتانیاییها را در پیشروی به سمت کیمبرلی متوقف کنند. این نبرد دومین نبرد از سه نبرد در طول دورهای بود که به هفته سیاه جنگ دوم بوئر معروف شد.
پس از شکست، بریتانیاییها به مدت دو ماه دیگر در رودخانه مادر توقف کردند تا نیروهای کمکی آورده شوند. ژنرال لرد رابرتز به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیا در آفریقای جنوبی منصوب شد و برای فرماندهی شخصی این جبهه حرکت کرد. او متعاقباً محاصره کیمبرلی را شکست و کرونیه را مجبور به تسلیم در نبرد پاردبرگ کرد.
تسلا سیگنالهای غیرعادی را از گیرنده خود مشاهده کرد که حدس میزد ارتباطاتی از سیارهای دیگر باشد
eventدسامبر, 1899placeکلرادو، ایالات متحده
در طول مدت حضورش در آزمایشگاه، تسلا سیگنالهای غیرعادی را از گیرنده خود مشاهده کرد که حدس میزد ارتباطاتی از سیارهای دیگر باشد. او در دسامبر ۱۸۹۹ در نامهای به یک خبرنگار و در دسامبر ۱۹۰۰ به انجمن صلیب سرخ به آنها اشاره کرد.
خبرنگاران با آن به عنوان یک داستان جنجالی برخورد کردند و به این نتیجه رسیدند که تسلا در حال شنیدن سیگنالهایی از مریخ است.