1عبور از پل
ویلیام «داک» کارور نمایشهای شیرجه اسب را «اختراع» کرد. گفته میشود در سال ۱۸۸۱، کارور در حال عبور از پلی بر روی رودخانه پلات (نبراسکا) بود که پل تا حدی فرو ریخت. اسب او به آبهای زیر پل سقوط کرد/شیرجه زد و این اتفاق الهامبخش کارور برای ایجاد نمایش اسب شیرجهرو شد. کارور حیوانات مختلفی را آموزش داد و به تورهای نمایشی رفت.
پسرش، ال فلوید کارور، سطح شیبدار و برج را ساخت و لورنا کارور اولین سوارکار آن بود.
2پیوستن سونورا وبستر به نمایش
سونورا وبستر در سال ۱۹۲۴ به این نمایش پیوست. او بعدها با ال فلوید کارور ازدواج کرد. این نمایش به یکی از بخشهای دائمی مکان محبوب «استیل پیر» در آتلانتیک سیتی تبدیل شد. در آنجا، سونورا، ال و لورنا پس از مرگ کارور، نمایش را ادامه دادند.
3از دست دادن تعادل
در سال ۱۹۳۱، سونورا و اسبش «رد لیپس» تعادل خود را روی سکو از دست دادند. سونورا از این سقوط جان سالم به در برد، اما به دلیل جدا شدن شبکیه هر دو چشم، نابینا شد. او با وجود نابینایی، به شیرجه با اسب ادامه داد.
4تعطیلی نمایش
نمایش شیرجه اسب، یک برنامه ثابت در «استیل پیر» نیوجرسی بود. فشار فعالان حقوق حیوانات و کاهش تقاضا منجر به تعطیلی این نمایش در دهه ۱۹۷۰ شد.
5بارگذاری اسکله
استیل پیر در آتلانتیک سیتی همچنین برای نصب دستگاه اندازهگیری جهت پایش تغییرات سطح آب اقیانوس اطلس استفاده میشد. با این حال، مشخص شد که تغییرات سطح آب در اسکله ناشی از وزن جمعیت جمعشده برای تماشای اسبهای شیرجهرو بوده است. اندازهگیریهای سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۷۸ نشاندهنده افزایش سطح آب بود - زمانی که جمعیت به طور منظم حضور داشتند و باعث میشدند اسکله کمی در بستر نرم و شنی فرو برود - به جز در دوره وقفه نمایش اسبها از ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳ که نبود جمعیت منظم باعث شد اسکله کمی بالا بیاید.
6قلبهای وحشی را نمیتوان شکست
فیلمی بر اساس زندگی او با عنوان «قلبهای وحشی را نمیتوان شکست» در سال ۱۹۹۱ منتشر شد.
7تعطیلی دوباره
اگرچه در سال ۱۹۹۳ از سرگیری کوتاهی برای این نمایش در اسکله وجود داشت، اما دوباره در میان مخالفتها تعطیل شد. اسبها گاهی چهار بار در روز و هفت روز هفته شیرجه میزدند.
8تلاش سال ۲۰۱۲
تلاشی در سال ۲۰۱۲ برای احیای نمایشها در استیل پیر، زمانی که مدافعان رفاه حیوانات از مالکان درخواست کردند که نمایشها را برگزار نکنند، متوقف شد. رئیس انجمن انسانی ایالات متحده اظهار داشت: «این پایانی رحیمانه برای یک ایده بهشدت احمقانه است.»

