1اولین صداپیشگی انیمیشن

ویلیامز در چندین فیلم انیمیشن صداپیشگی کرد. نقش‌آفرینی او به عنوان «جنی» (غول چراغ جادو) در انیمیشن موزیکال «علاءالدین» (۱۹۹۲) برای او نوشته شده بود. کارگردانان فیلم اظهار داشتند که با نوشتن این نقش برای او، ریسک بزرگی کردند. در ابتدا، ویلیامز این نقش را رد کرد زیرا آن یک فیلم دیزنی بود و او نمی‌خواست استودیو با فروش کالاهای مرتبط با فیلم سود ببرد. او با شرایط خاصی این نقش را پذیرفت: «من اساساً این کار را انجام می‌دهم چون می‌خواهم بخشی از این سنت انیمیشن باشم. من چیزی برای فرزندانم می‌خواهم. یک شرط این است که من نمی‌خواهم چیزی بفروشم—نه برگر کینگ، نه اسباب‌بازی، نه هیچ چیز دیگر.» ویلیامز بخش زیادی از دیالوگ‌های خود را بداهه‌پردازی کرد، حدود ۳۰ ساعت ضبط انجام داد و از ده‌ها سلبریتی تقلید کرد، از جمله اد سالیوان، جک نیکلسون، رابرت دنیرو، گروچو مارکس، رادنی دنگرفیلد، ویلیام اف. باکلی، پیتر لوری، آرنولد شوارتزنگر و آرسنیو هال. نقش او در علاءالدین به یکی از شناخته‌شده‌ترین و محبوب‌ترین نقش‌های او تبدیل شد و این فیلم پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۹۹۲ بود؛ این فیلم جوایز متعددی از جمله یک گلدن گلوب برای ویلیامز به ارمغان آورد. عملکرد او راه را برای سایر فیلم‌های انیمیشن جهت استفاده از بازیگران با قدرت ستاره‌ای بیشتر هموار کرد. او در سال ۲۰۰۹ به عنوان اسطوره دیزنی نام‌گذاری شد.

2تولد

رابین مک‌لورین ویلیامز در ۲۱ ژوئیه ۱۹۵۱ در بیمارستان سنت لوک در شیکاگو، ایلینوی متولد شد. پدرش، رابرت فیتزجرالد ویلیامز، مدیر ارشد در بخش لینکلن-مرکوری شرکت فورد موتور بود. مادرش، لوری مک‌لورین، مدل سابق اهل جکسون، می‌سی‌سی‌پی بود. از طریق او، ویلیامز نتیجه سناتور و فرماندار می‌سی‌سی‌پی، آنسلم جی. مک‌لورین بود. ویلیامز دو برادر ناتنی بزرگتر داشت؛ برادر ناتنی پدری رابرت (که با نام تاد نیز شناخته می‌شد) و برادر ناتنی مادری مک‌لورین. او اصالت انگلیسی، اسکاتلندی، ولزی، ایرلندی، فرانسوی و آلمانی داشت.

3مهاجرت به دیترویت

در اواخر سال ۱۹۶۳، زمانی که ویلیامز ۱۲ ساله بود، پدرش به دیترویت منتقل شد. خانواده در یک خانه مزرعه‌ای ۴۰ اتاقه در زمینی ۲۰ جریبی در حومه بلومفیلد هیلز، میشیگان زندگی می‌کردند، جایی که او دانش‌آموز مدرسه خصوصی دیترویت کانتری دی بود. او در مدرسه درخشید، جایی که در تیم کشتی مدرسه بود و به عنوان رئیس کلاس انتخاب شد.

4فارغ‌التحصیلی دبیرستان

از آنجایی که هر دو والدینش کار می‌کردند، ویلیامز توسط خدمتکار خانواده که همراه اصلی او بود، مراقبت می‌شد. وقتی ویلیامز ۱۶ ساله بود، پدرش پیش از موعد بازنشسته شد و خانواده به شهرستان مارین نقل مکان کردند و در تیبورون، کالیفرنیا ساکن شدند. پس از نقل مکان، ویلیامز در دبیرستان ردوود در لارکسپور در نزدیکی آنجا تحصیل کرد. در زمان فارغ‌التحصیلی در سال ۱۹۶۹، همکلاسی‌هایش به او لقب «کمترین احتمال موفقیت» و «خنده‌دارترین» را دادند.

5ثبت‌نام در کالج کلرمونت منز

پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، ویلیامز در کالج کلرمونت منز در کلرمونت، کالیفرنیا ثبت‌نام کرد تا علوم سیاسی بخواند؛ او برای دنبال کردن بازیگری تحصیل را رها کرد. ویلیامز به مدت سه سال در کالج مارین، یک کالج محلی در کنتفیلد، کالیفرنیا، تئاتر خواند. به گفته جیمز دان، استاد تئاتر کالج مارین، عمق استعداد این بازیگر جوان زمانی آشکار شد که او در نمایش موزیکال «الیور!» در نقش فاگین انتخاب شد. ویلیامز اغلب در طول دوران حضورش در برنامه تئاتر بداهه‌پردازی می‌کرد و بازیگران را به خنده وا می‌داشت. دان پس از یکی از تمرین‌های دیرهنگام با همسرش تماس گرفت تا به او بگوید که ویلیامز «قرار است به فردی خاص تبدیل شود».

6بورسیه کامل مدرسه جولیارد

در سال ۱۹۷۳، ویلیامز بورسیه کامل مدرسه جولیارد (گروه ۶، ۱۹۷۳–۱۹۷۶) در شهر نیویورک را به دست آورد. او یکی از ۲۰ دانشجویی بود که در کلاس سال اول پذیرفته شد و یکی از دو نفری بود که توسط جان هاوسمن در آن سال در برنامه پیشرفته مدرسه پذیرفته شد؛ دیگری کریستوفر ریو بود. ویلیام هرت و مندی پتینکین نیز همکلاسی‌های او بودند. به گفته ژان دورسینویل، زندگی‌نامه‌نویس، فرانکلین سیلز و ویلیامز در جولیارد هم‌اتاقی بودند.

7دوستی با ریو

ویلیامز و ریو کلاسی در زمینه لهجه‌ها داشتند که توسط ادیت اسکینر تدریس می‌شد، کسی که ریو می‌گفت یکی از اساتید برجسته صدا و گفتار در جهان است. به گفته ریو، اسکینر از دست ویلیامز که می‌توانست فوراً با لهجه‌های بسیاری از جمله اسکاتلندی، ایرلندی، انگلیسی، روسی و ایتالیایی صحبت کند، حیرت‌زده بود. استاد اصلی بازیگری آن‌ها مایکل کان بود که او نیز «به همان اندازه توسط این دیناموی انسانی گیج شده بود». ویلیامز از قبل به خاطر خنده‌دار بودن شهرت داشت، اما کان حرکات او را به عنوان استندآپ کمدی ساده نقد می‌کرد. در یک اجرای بعدی، ویلیامز با بازی تحسین‌شده‌اش در نقش یک پیرمرد در نمایش «شب ایگوانا» اثر تنسی ویلیامز، منتقدانش را ساکت کرد. ریو نوشت: «او به سادگی همان پیرمرد بود. من از کار او شگفت‌زده شدم و بسیار سپاسگزارم که سرنوشت ما را کنار هم قرار داد.»

8ترک جولیارد

در تابستان‌های ۱۹۷۴، ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶، ویلیامز به عنوان پیشخدمت در رستوران ترایدنت در ساسالیتو، کالیفرنیا کار می‌کرد. او در سال ۱۹۷۶ در سال سوم تحصیلش در جولیارد، به پیشنهاد هاوسمن که گفته بود جولیارد دیگر چیزی برای آموزش به او ندارد، آنجا را ترک کرد. جرالد فریدمن، یکی دیگر از اساتید او در جولیارد، گفت که ویلیامز یک «نابغه» بود و سبک آموزشی محافظه‌کارانه و کلاسیک مدرسه مناسب او نبود؛ هیچ‌کس از ترک کردن او تعجب نکرد.

9اولین اجراها

ویلیامز در اواسط دهه ۱۹۷۰ شروع به اجرای استندآپ کمدی در منطقه خلیج سان‌فرانسیسکو کرد. او اولین اجرای خود را در «هالی سیتی زو»، یک کلوپ کمدی در سان‌فرانسیسکو، انجام داد؛ جایی که کارش را از متصدی بار شروع کرده بود و به تدریج پیشرفت کرد. جرالد ناچمن، منتقد، می‌نویسد که در دهه ۱۹۶۰، سان‌فرانسیسکو مرکز رنسانس موسیقی راک، هیپی‌ها، مواد مخدر و انقلاب جنسی بود و در اواخر دهه ۱۹۷۰، ویلیامز به رهبری «رنسانس کمدی» آن کمک کرد. ویلیامز می‌گوید که در آن دوره با «مواد مخدر و شادی» آشنا شد و افزود که دیده است «بهترین مغزهای زمان من به گل و لای تبدیل شدند».

10نقل مکان به لس‌آنجلس

ویلیامز به لس‌آنجلس نقل مکان کرد و به اجرای استندآپ در کلوپ‌هایی از جمله «کمدی استور» ادامه داد. در آنجا، در سال ۱۹۷۷، توسط تهیه‌کننده تلویزیونی جورج شلاتر دیده شد که از او خواست در احیای برنامه خود به نام «Laugh-In» شرکت کند. این برنامه در اواخر سال ۱۹۷۷ پخش شد و اولین حضور تلویزیونی او بود. در همان سال، ویلیامز همچنین نمایشی را در «ال‌ای ایمپرو» برای شبکه «هوم باکس آفیس» اجرا کرد. اگرچه احیای برنامه «Laugh-In» موفق نبود، اما ویلیامز را وارد حرفه تلویزیونی کرد؛ او به اجرای استندآپ در کلوپ‌های کمدی مانند «راکسی» ادامه داد تا مهارت‌های بداهه‌پردازی خود را تقویت کند. در انگلستان، ویلیامز به طور قابل توجهی در «فایتینگ کاکس» اجرا داشت.

11اولین نقش سینمایی

اولین نقش سینمایی که به نام رابین ویلیامز ثبت شده، نقش کوچکی در کمدی کم‌هزینه سال ۱۹۷۷ با عنوان «Can I Do It... 'Til I Need Glasses?» است.

12مورک و میندی

حضور مورک چنان محبوبیتی میان بینندگان پیدا کرد که منجر به ساخت سریال کمدی اسپین‌آف «مورک و میندی» شد که پم دابر در آن هم‌بازی ویلیامز بود و از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ پخش شد؛ این سریال به گونه‌ای نوشته شده بود که با بداهه‌پردازی‌های شدید او در دیالوگ و رفتار سازگار باشد. اگرچه او همان شخصیتی را بازی می‌کرد که در «روزهای خوش» داشت، اما داستان سریال به جای اواخر دهه ۱۹۵۰ در میلواکی، در زمان حال در بولدر، کلرادو می‌گذشت. «مورک و میندی» در اوج خود ۶۰ میلیون بیننده هفتگی داشت و باعث شد ویلیامز به یک «سوپراستار» تبدیل شود. به گفته جیمز پونیوزیک، منتقد تلویزیونی، این سریال به‌ویژه در میان جوانان محبوب بود، چرا که ویلیامز در آن به «مردی کودک‌صفت، پرانرژی، با چهره‌ای منعطف و چشمه‌ای جوشان از خلاقیت» تبدیل شده بود.

13اورکان محبوب من

پس از احیای برنامه «Laugh-In» و حضور در جمع بازیگران «نمایش ریچارد پرایر» در شبکه NBC، ویلیامز توسط گری مارشال برای بازی در نقش موجود فضایی «مورک» در یکی از قسمت‌های سال ۱۹۷۸ سریال تلویزیونی «روزهای خوش» با عنوان «اورکان محبوب من» انتخاب شد. ویلیامز که به عنوان جایگزین لحظه آخری برای بازیگری که پروژه را ترک کرده بود انتخاب شده بود، با حس شوخ‌طبعی عجیب خود، زمانی که از او خواسته شد برای تست بازیگری بنشیند و او روی سرش نشست، تهیه‌کننده را تحت تأثیر قرار داد. ویلیامز در نقش مورک، بخش زیادی از دیالوگ‌ها و کمدی فیزیکی خود را بداهه‌پردازی می‌کرد و با صدایی زیر و تودماغی صحبت می‌کرد. بازیگران، عوامل تولید و همچنین مدیران شبکه تلویزیونی به شدت تحت تأثیر عملکرد او قرار گرفتند.

14اولین ازدواج

ویلیامز در ژوئن ۱۹۷۸، پس از یک رابطه هم‌باشی با کمدین الین بوسلر، با همسر اول خود، والری ولاردی، ازدواج کرد. ولاردی و ویلیامز در سال ۱۹۷۶ زمانی که او به عنوان متصدی بار در میخانه‌ای در سان‌فرانسیسکو کار می‌کرد، با هم آشنا شدند.

15جایزه گرمی

ویلیامز برای ضبط اجرای زنده سال ۱۹۷۹ خود در کوپاکابانا در نیویورک با عنوان «واقعیت... چه مفهومی» برنده جایزه گرمی برای بهترین آلبوم کمدی شد. برخی از تورهای بعدی او، پس از اینکه به یک ستاره تلویزیون و سینما تبدیل شد، شامل «شبی با رابین ویلیامز»، «رابین ویلیامز: در مت» و «رابین ویلیامز: اجرای زنده در برادوی» هستند. دومی بسیاری از رکوردهای دیرینه نمایش‌های کمدی را شکست. در برخی موارد، بلیت‌ها در کمتر از ۳۰ دقیقه به فروش می‌رفتند. در سال ۱۹۸۶، ویلیامز «شبی در مت» را منتشر کرد.

16اولین حضور روی جلد مجله تایم

مورک محبوب شد و بر روی پوسترها، کتاب‌های رنگ‌آمیزی، جعبه‌های ناهار و سایر کالاها به نمایش درآمد. سریال «مورک و میندی» در فصل اول خود چنان موفقیتی کسب کرد که ویلیامز در ۱۲ مارس ۱۹۷۹ روی جلد مجله تایم ظاهر شد. به گفته مری فورگیون از لس‌آنجلس تایمز، عکس روی جلد که توسط مایکل درسلر در سال ۱۹۷۹ گرفته شده است، «جنبه‌های مختلف او را نشان می‌دهد: کمدینی که برای دوربین شکلک در می‌آورد، و حالتی شیرین و متفکرانه‌تر که روی تلویزیون کوچکی که در دستانش گرفته، دیده می‌شود». این عکس مدت کوتاهی پس از مرگ او در گالری ملی پرتره در مؤسسه اسمیتسونین نصب شد تا بازدیدکنندگان بتوانند به او ادای احترام کنند.

17دومین حضور روی جلد تایم

ویلیامز همچنین بر روی جلد شماره ۲۳ اوت ۱۹۷۹ مجله رولینگ استون ظاهر شد که توسط ریچارد اودون عکاسی شده بود.

18اعتیاد به کوکائین

در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، ویلیامز به کوکائین اعتیاد داشت.

19استندآپ کمدی‌ها

از اواخر دهه ۱۹۷۰ و در طول دهه ۱۹۸۰، ویلیامز با استندآپ کمدی‌های خود، از جمله سه برنامه ویژه کمدی اچ‌بی‌او (HBO) به نام‌های «آف د وال» (۱۹۷۸)، «شبی با رابین ویلیامز» (۱۹۸۳) و «رابین ویلیامز: زنده در مت» (۱۹۸۶)، شروع به جذب مخاطبان بیشتری کرد.

20اولین اجرای بزرگ

اولین اجرای بزرگ او در نقش اصلی فیلم «پاپای» (۱۹۸۰) بود. در آنجا، ویلیامز مهارت‌های بازیگری خود را که قبلاً در کارهای تلویزیونی‌اش نشان داده بود، به نمایش گذاشت؛ و شکست تجاری فیلم به عملکرد او نسبت داده نشد.

21زنگ بیدارباش

او دوست معمولی جان بلوشی بود و مرگ این کمدین برنامه «پخش زنده شنبه شب» در سال ۱۹۸۲ بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر، که صبح روز بعد از مهمانی مشترک آن‌ها رخ داد، به همراه تولد پسرش زک، او را بر آن داشت تا مواد مخدر و الکل را ترک کند: «آیا این یک زنگ بیدارباش بود؟ اوه بله، در سطحی بسیار بزرگ. هیئت منصفه عالی هم کمک کرد.» ویلیامز بعداً درباره مرگ بلوشی گفت: «این اتفاق مرا به شدت هوشیار کرد.» ویلیامز اندکی پس از مرگ بلوشی برای کمک به کاهش افسردگی خود به ورزش و دوچرخه‌سواری روی آورد؛ به گفته تونی تام، صاحب فروشگاه دوچرخه، ویلیامز گفت: «دوچرخه‌سواری زندگی مرا نجات داد.»

22شخصیت اصلی

او به عنوان شخصیت اصلی در فیلم «جهان به روایت گارپ» (۱۹۸۲) بازی می‌کند، فیلمی که ویلیامز معتقد بود «ممکن است فاقد جنون خاصی روی پرده باشد، اما هسته بسیار خوبی داشت».

23اولین فرزند

اولین پسر ویلیامز، زکری پیم «زک» ویلیامز، در سال ۱۹۸۳ متولد شد.

24مجری‌گری مشترک جوایز اسکار

در سال ۱۹۸۶، ویلیامز به طور مشترک مجری پنجاه و هشتمین دوره جوایز اسکار بود.

25اولین نامزدی جایزه اسکار

اولین موفقیت بزرگ او با بازی در نقش اصلی فیلم «صبح بخیر، ویتنام» (۱۹۸۷) به کارگردانی بری لوینسون رقم خورد که برای ویلیامز نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به ارمغان آورد. داستان این فیلم در سال ۱۹۶۵ و در دوران جنگ ویتنام می‌گذرد و ویلیامز در آن نقش آدریان کروناور، یک مجری رادیویی جنجالی را بازی می‌کند که با کمدی و طنز، سربازان را سرگرم می‌کند. به ویلیامز اجازه داده شد که بدون فیلمنامه بازی کند و بیشتر دیالوگ‌هایش را بداهه بگوید. او پشت میکروفون، صدای افراد مشهوری از جمله والتر کرونکایت، گامر پایل، الویس پرسلی، آقای اد و ریچارد نیکسون را تقلید می‌کرد. مارک جانسون، تهیه‌کننده فیلم، گفت: «ما فقط اجازه دادیم دوربین‌ها روشن بمانند» و ویلیامز «موفق شد برای هر برداشت، چیز جدیدی خلق کند.»

26طلاق از ولاردی

ولاردی و ویلیامز در سال ۱۹۸۸ از هم جدا شدند. اگرچه گزارش شده بود که ویلیامز از سال ۱۹۸۶ رابطه عاشقانه‌ای را با مارشا گارسس، پرستار زکری، آغاز کرده بود، اما ولاردی در مستند سال ۲۰۱۸ با عنوان «رابین ویلیامز: به درون ذهن من بیا» اظهار داشت که رابطه با گارسس پس از جدایی آن‌ها آغاز شده است.

27خانم داوت‌فایر

او در بهترین فیلم سینمایی گلدن گلوب، «خانم داوت‌فایر» (۱۹۹۳) بازی کرد که موفقیت چشمگیری داشت.

28بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

بسیاری از نقش‌های بعدی او در کمدی‌هایی با رگه‌هایی از غم و اندوه بود. نقش‌آفرینی‌های او در فیلم‌های کمدی و درام، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (برای بازی در نقش یک روان‌شناس در فیلم «ویل هانتینگ خوب» (۱۹۹۷)) و همچنین دو نامزدی قبلی اسکار (برای بازی در نقش یک معلم انگلیسی در «انجمن شاعران مرده» (۱۹۸۹) و بازی در نقش یک مرد بی‌خانمان آشفته در «فیشر کینگ» (۱۹۹۱)) را برای ویلیامز به همراه داشت. در سال ۱۹۹۱، او در فیلم «هوک» نقش پیتر پن بزرگسال را بازی کرد، اگرچه گفته بود که برای این نقش باید بیست و پنج پوند وزن کم کند.

29آواز برای خیریه

ویلیامز و همسر دومش مارشا، یک سازمان خیریه به نام «بنیاد ویندفال» را برای جمع‌آوری کمک مالی برای خیریه‌های متعدد تأسیس کردند. در دسامبر ۱۹۹۹، او در موزیک ویدیوی الهام‌گرفته از بی‌بی‌سی که در آن سلبریتی‌های بین‌المللی آهنگ «فقط راک اند رول است (اما من دوستش دارم)» از گروه رولینگ استونز را برای خیریه «قول کودکان» بازخوانی می‌کردند، به زبان فرانسوی آواز خواند.

30حضورها و نقش‌های کوتاه

ویلیامز و بیلی کریستال در ابتدای یکی از قسمت‌های فصل سوم سریال «دوستان» حضور کوتاهی بدون فیلمنامه داشتند. حضورهای تلویزیونی متعدد او شامل یک قسمت از برنامه «خط من چیست؟» بود و او در یک قسمت از سریال «نظم و قانون: واحد قربانیان ویژه» نیز بازی کرد. در سال ۲۰۱۰، او در یک آیتم نمایشی با رابرت دنیرو در «پخش زنده شنبه شب» ظاهر شد و در سال ۲۰۱۲، به عنوان بازیگر مهمان در نقش خودش در دو سریال شبکه اف‌ایکس، «لویی» و «ویلفرد» بازی کرد. در مه ۲۰۱۳، شبکه سی‌بی‌اس سریال جدیدی به نام «دیوانه‌ها» را با بازی ویلیامز آغاز کرد، اما این سریال پس از یک فصل لغو شد.

31منبع طنز او

در حالی که مادرش پیرو آیین «کریستین ساینس» بود، ویلیامز در کلیسای اسقفی که پدرش به آن تعلق داشت، بزرگ شد. در طول یک مصاحبه تلویزیونی در برنامه «درون استودیوی بازیگران» در سال ۲۰۰۱، ویلیامز مادرش را به عنوان یک تأثیر اولیه مهم بر طنز خود معرفی کرد و گفت که برای جلب توجه، سعی می‌کرد او را بخنداند.

32بازگشت به اعتیاد

در سال ۲۰۰۳، ویلیامز در حین کار بر روی فیلمی در آلاسکا، دوباره شروع به نوشیدن الکل کرد.

33رتبه سیزدهم در «۱۰۰ کمدین برتر تاریخ»

کار استندآپ او یک رشته پیوسته در طول دوران حرفه‌ای‌اش بود، که موفقیت نمایش تک‌نفره (و دی‌وی‌دی متعاقب آن) «رابین ویلیامز: زنده در برادوی» (۲۰۰۲) گواه آن است. او در سال ۲۰۰۴ در فهرست «۱۰۰ کمدین برتر تاریخ» شبکه کمدی سنترال، در رتبه سیزدهم قرار گرفت.

34مرگ ریو

ویلیامز و ریو تا زمان مرگ ریو در سال ۲۰۰۴ دوستان صمیمی باقی ماندند. ریو سال‌ها پس از یک حادثه اسب‌سواری با فلج چهاراندام دست و پنجه نرم می‌کرد. به گفته زک ویلیامز، پسر رابین، دوستی آن‌ها مانند «برادرانی از مادری دیگر» بود. ویلیامز بسیاری از هزینه‌های پزشکی ریو را پرداخت کرد و از خانواده او حمایت مالی نمود.

35توانبخشی سوءمصرف مواد

در سال ۲۰۰۶، او خود را به یک مرکز توانبخشی سوءمصرف مواد در نیوبرگ، اورگن معرفی کرد و گفت که الکلی است.

36تور ۲۶ شهری

پس از یک وقفه شش ساله، در اوت ۲۰۰۸، ویلیامز یک تور جدید ۲۶ شهری به نام «سلاح‌های خودویرانگری» را اعلام کرد. این تور در پایان سپتامبر ۲۰۰۹ آغاز شد و در ۳ دسامبر در نیویورک به پایان رسید و موضوع یک برنامه ویژه شبکه اچ‌بی‌او در ۸ دسامبر ۲۰۰۹ بود.

37مشکلات قلبی

در مارس ۲۰۰۹، او به دلیل مشکلات قلبی در بیمارستان بستری شد. او تور تک‌نفره خود را برای جراحی تعویض دریچه آئورت، ترمیم دریچه میترال و اصلاح ضربان نامنظم قلب به تعویق انداخت. این جراحی در ۱۳ مارس ۲۰۰۹ در کلینیک کلیولند با موفقیت انجام شد.

38طلاق از گارسس

گارسس و ویلیامز دو فرزند به نام‌های زلدا ری ویلیامز (متولد ۱۹۸۹) و کودی آلن ویلیامز (متولد ۱۹۹۱) داشتند. در مارس ۲۰۰۸، گارسس به دلیل اختلافات غیرقابل حل، درخواست طلاق از ویلیامز را ارائه کرد. طلاق آن‌ها در سال ۲۰۱۰ نهایی شد.

39ازدواج سوم

ویلیامز در ۲۲ اکتبر ۲۰۱۱ با همسر سوم خود، سوزان اشنایدر، طراح گرافیک، در سنت هلنا، کالیفرنیا ازدواج کرد. آن‌ها در خانه‌شان در سی کلیف، سان‌فرانسیسکو، کالیفرنیا زندگی می‌کردند.

40فیلم‌های پس از مرگ

پس از مرگ او در سال ۲۰۱۴، چهار فیلم با بازی او منتشر شد: «شب در موزه: راز مقبره»، «کریسمس مری فریگین»، «بلوار» و «هر چیزی که باشد».

41مرگ

در ۱۱ اوت ۲۰۱۴، ویلیامز در خانه خود در پارادایس کی، کالیفرنیا، خودکشی کرد. پیکر او در «مونتس چپل آو د هیلز» در سن آنسلمو سوزانده شد و خاکسترش یک روز پس از مرگش در خلیج سان‌فرانسیسکو پراکنده شد.

42چمنزار رابین ویلیامز

در سال ۲۰۱۷، «شارون مدو» در پارک گلدن گیت سان‌فرانسیسکو، که محل برگزاری رویداد سالانه «روز کمدی» است، به «چمنزار رابین ویلیامز» تغییر نام یافت.

43مستند اچ‌بی‌او

در سال ۲۰۱۸، شبکه اچ‌بی‌او مستندی درباره زندگی و حرفه او تولید کرد. این فیلم به کارگردانی مارینا زنوویچ با عنوان «رابین ویلیامز: به درون ذهن من بیا» در جشنواره فیلم ساندنس نیز به نمایش درآمد. در همان سال، نقاشی دیواری رابین ویلیامز در خیابان مارکت در سان‌فرانسیسکو خلق شد.

44اولین نوه رابین

در مه ۲۰۱۹، زک ویلیامز و نامزدش تولد پسرشان، مک‌لورین «میکی» کلمنت ویلیامز، اولین نوه رابین را اعلام کردند. مک‌لورین نام میانی رابین بود. کودی ویلیامز و نامزدش در ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۹، در روزی که شصت و هشتمین سالگرد تولد ویلیامز می‌بود، ازدواج کردند.