1اولین سکونتگاه اروپایی در آفریقای جنوبی تأسیس شد

اولین سکونتگاه اروپایی در آفریقای جنوبی در سال ۱۶۵۲ در دماغه امید نیک تأسیس شد و پس از آن به عنوان بخشی از مستعمره هلندی کیپ اداره گردید.

2کیپ توسط شرکت هند شرقی هلند اداره می‌شد

کیپ تا زمان ورشکستگی شرکت هند شرقی هلند در اواخر دهه ۱۷۰۰ توسط این شرکت و پس از آن مستقیماً توسط هلند اداره می‌شد.

3بسیاری از بوئرها که از جنبه‌هایی از مدیریت بریتانیا، به‌ویژه لغو برده‌داری توسط بریتانیا ناراضی بودند

بوئرها کشاورزان سیاری بودند که در مرزهای مستعمره زندگی می‌کردند و به دنبال چراگاه‌های بهتری برای دام‌های خود بودند. بسیاری از بوئرها که از جنبه‌هایی از مدیریت بریتانیا، به‌ویژه لغو برده‌داری توسط بریتانیا در ۱ دسامبر ۱۸۳۴ ناراضی بودند، تصمیم گرفتند از زیر سلطه بریتانیا مهاجرت کنند که این رویداد به «کوچ بزرگ» معروف شد.

4بریتانیا ناتال را ضمیمه کرد

حدود ۱۵۰۰۰ بوئر کوچ‌نشین، مستعمره کیپ را ترک کردند و در امتداد ساحل شرقی به سمت ناتال حرکت کردند. پس از اینکه بریتانیا ناتال را در سال ۱۸۴۳ ضمیمه کرد، آن‌ها به سفر خود به سمت شمال و به درون مناطق وسیع داخلی شرق آفریقای جنوبی ادامه دادند.

5جمهوری ترانسوال

آن‌ها در آنجا دو جمهوری مستقل بوئر تأسیس کردند: جمهوری آفریقای جنوبی (۱۸۵۲؛ که به جمهوری ترانسوال نیز معروف است).

6دولت آزاد اورنج

آن‌ها در آنجا دو جمهوری مستقل بوئر تأسیس کردند: دولت آزاد اورنج (۱۸۵۴).

7الماس در کیمبرلی کشف شد

در سال ۱۸۶۶ الماس در کیمبرلی کشف شد که باعث هجوم برای یافتن الماس و ورود گسترده خارجی‌ها به مرزهای دولت آزاد اورنج گردید.

8بریتانیا پس از درخواست موشِش، باسوتولند را در کوه‌های دراکنزبرگ ضمیمه کرد

در سال ۱۸۶۸، بریتانیا پس از درخواست موشِش، رهبر گروهی مختلط از پناهندگان آفریقایی جنگ‌های زولو که به دنبال حمایت بریتانیا در برابر بوئرها بودند، باسوتولند را در کوه‌های دراکنزبرگ ضمیمه کرد.

9تلاش بریتانیا برای ضمیمه کردن ترانسوال

بریتانیا دو جمهوری بوئر را در سال‌های ۱۸۵۲ و ۱۸۵۴ به رسمیت شناخت، اما تلاش بریتانیا برای ضمیمه کردن ترانسوال در سال ۱۸۷۷ منجر به جنگ اول بوئر در سال‌های ۱۸۸۰-۸۱ شد. پس از شکست‌های بریتانیا، به‌ویژه در نبرد تپه ماجوبا (۱۸۸۱)، استقلال دو جمهوری با شرایط خاصی بازگردانده شد؛ با این حال، روابط همچنان متشنج باقی ماند.

10جمهوری آفریقای جنوبی

بریتانیا ابتدا در سال ۱۸۸۰ تلاش کرد جمهوری آفریقای جنوبی را ضمیمه کند و سپس در سال ۱۸۹۹، هر دو جمهوری آفریقای جنوبی و دولت آزاد اورنج را ضمیمه کرد.

11بچوانالند به موضوع اختلاف بین آلمانی‌ها در غرب، بوئرها در شرق و مستعمره کیپ بریتانیا در جنوب تبدیل شد

در دهه ۱۸۸۰، بچوانالند (بوتسوانای امروزی، واقع در شمال رودخانه اورنج) به موضوع اختلاف بین آلمانی‌ها در غرب، بوئرها در شرق و مستعمره کیپ بریتانیا در جنوب تبدیل شد.

12جنگ اول بوئر

این درگیری معمولاً با نام جنگ بوئر شناخته می‌شود، زیرا جنگ اول بوئر (دسامبر ۱۸۸۰ تا مارس ۱۸۸۱) درگیری بسیار کوچک‌تری بود. «بوئر» (به معنای کشاورز) اصطلاحی رایج برای سفیدپوستان آفریقای جنوبیِ آفریکانس‌زبان است که از نسل مهاجران اولیه شرکت هند شرقی هلند در دماغه امید نیک هستند. این جنگ در میان برخی از اهالی آفریقای جنوبی به عنوان جنگ (دوم) انگلیس و بوئر نیز شناخته می‌شود. در زبان آفریکانس ممکن است آن را Anglo-Boereoorlog («جنگ انگلیس و بوئر»)، Tweede Boereoorlog («جنگ دوم بوئر»)، Tweede Vryheidsoorlog («جنگ دوم آزادی») یا Engelse oorlog («جنگ انگلیسی») بنامند.

13بریتانیا بچوانالند را ضمیمه کرد

اگرچه بچوانالند ارزش اقتصادی نداشت، اما «جاده مبلغان» از میان آن به سمت قلمروهای دورتر در شمال می‌گذشت. پس از اینکه آلمانی‌ها دامارالند و ناماکوالند (نامیبیا امروزی) را در سال ۱۸۸۴ ضمیمه کردند، بریتانیا نیز بچوانالند را در سال ۱۸۸۵ ضمیمه کرد.

14طلا در منطقه ویتواترزرند در جمهوری آفریقای جنوبی کشف شد

سپس در سال ۱۸۸۶، طلا در منطقه ویتواترزرند در جمهوری آفریقای جنوبی کشف شد. طلا، ترانسوال را به ثروتمندترین کشور در جنوب آفریقا تبدیل کرد؛ با این حال، این کشور نه نیروی انسانی و نه زیرساخت صنعتی لازم برای بهره‌برداری از این منبع را به تنهایی در اختیار داشت.

15میدان طلای بزرگی کشف شد

در سال ۱۸۸۶، زمانی که یک میدان طلای بزرگ در یک برون‌زدگی در یک خط‌الرأس بزرگ در حدود ۶۹ کیلومتری (۴۳ مایلی) جنوب پایتخت بوئرها در پرتوریا کشف شد، منافع امپراتوری بریتانیا دوباره تحریک شد. این خط‌الرأس که به صورت محلی به «ویتواترزرند» (خط‌الرأس آب سفید، یک حوضه آبریز) معروف است، حاوی بزرگترین ذخایر سنگ معدن طلا در جهان بود.

16منافع امپراتوری بریتانیا نگران شد

منافع امپراتوری بریتانیا زمانی نگران شد که کروگر در سال‌های ۱۸۹۴-۹۵ پیشنهاد ساخت راه‌آهنی از طریق آفریقای شرقی پرتغال به خلیج دلاگوآ را داد تا بنادر تحت کنترل بریتانیا در ناتال و کیپ‌تاون را دور بزند و از تعرفه‌های بریتانیا اجتناب کند. پل کروگر: یکی از چهره‌های سیاسی و نظامی مسلط در آفریقای جنوبی قرن نوزدهم و رئیس‌جمهور جمهوری آفریقای جنوبی (یا ترانسوال) از ۱۸۸۳ تا ۱۹۰۰ بود.

17رئیس‌جمهور پل کروگر ارتش ترانسوال را دوباره تجهیز کرد

پل کروگر، رئیس‌جمهور، ارتش ترانسوال را دوباره تجهیز کرد و ۳۷۰۰۰ قبضه از جدیدترین تفنگ‌های ماوزر مدل ۱۸۹۵ و حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون گلوله مهمات وارد کرد.

18طرحی ریخته شد

در سال ۱۸۹۵، طرحی با تبانی سسیل رودز، نخست‌وزیر کیپ، و آلفرد بیت، غول طلای ژوهانسبورگ، برای تصرف ژوهانسبورگ و پایان دادن به کنترل دولت ترانسوال ریخته شد. ستونی متشکل از ۶۰۰ مرد مسلح (که عمدتاً از پلیس آفریقای جنوبی بریتانیا در رودزیا و بچوانالند تشکیل شده بودند) توسط دکتر لیندر استار جیمسون (مدیر شرکت آفریقای جنوبی بریتانیا (یا شرکت چارترد) در رودزیا که سسیل رودز رئیس آن بود) از مرز بچوانالند به سمت ژوهانسبورگ هدایت شد.

19حمله جیمسون

طرح این بود که یک یورش سه روزه به ژوهانسبورگ انجام شود و شورشی توسط کارگران عمدتاً مهاجر بریتانیایی (اویت‌لندرها) که توسط کمیته اصلاحات سازماندهی شده بودند، پیش از آنکه کماندوهای بوئر بتوانند بسیج شوند، آغاز گردد. مقامات ترانسوال از قبل نسبت به حمله جیمسون هشدار دریافت کرده بودند و آن را از لحظه‌ای که از مرز عبور کرد، زیر نظر داشتند. چهار روز بعد، ستون خسته و دلسرد در نزدیکی کروگرسدورپ و در دیدرس ژوهانسبورگ محاصره شد. پس از یک درگیری کوتاه که در آن ستون ۶۵ کشته و زخمی داد - در حالی که بوئرها تنها یک نفر را از دست دادند - مردان جیمسون تسلیم شده و توسط بوئرها دستگیر شدند.

20دولت بوئر زندانیان خود را برای محاکمه به بریتانیایی‌ها تحویل داد

دولت بوئر زندانیان خود را برای محاکمه به بریتانیایی‌ها تحویل داد. جیمسون در انگلستان به دلیل رهبری این حمله محاکمه شد، جایی که مطبوعات بریتانیا و جامعه لندن که تحت تأثیر احساسات ضد بوئر و ضد آلمانی و در تب و تاب میهن‌پرستی افراطی بودند، جیمسون را ستودند و با او به عنوان یک قهرمان رفتار کردند. اگرچه جیمسون به ۱۵ ماه زندان محکوم شد (که آن را در هالووی گذراند)، اما بعداً با انتصاب به عنوان نخست‌وزیر مستعمره کیپ (۱۹۰۴-۱۹۰۸) پاداش گرفت و در نهایت به عنوان یکی از بنیان‌گذاران اتحادیه آفریقای جنوبی تقدیس شد.

21جنگ دوم ماتابله

این حمله نافرجام پیامدهایی در سراسر جنوب آفریقا و اروپا داشت. در رودزیا، خروج تعداد زیادی از پلیس‌ها به مردم ماتابله و ماشونا اجازه داد تا علیه شرکت چارتر قیام کنند و شورش، که به جنگ دوم ماتابله معروف شد، تنها با هزینه‌ای گزاف سرکوب شد.

22مرحله اول جنگ

جنگ سه مرحله داشت. در مرحله اول، بوئرها حملات پیش‌دستانه‌ای را به قلمرو تحت کنترل بریتانیا در ناتال و مستعمره کیپ انجام دادند و پادگان‌های بریتانیایی لیدی‌اسمیت، مافکینگ و کیمبرلی را محاصره کردند. سپس بوئرها مجموعه‌ای از پیروزی‌های تاکتیکی را در کولنسو، ماگرس‌فونتین و اسپایون کوپ به دست آوردند.

23مذاکرات در بلوم‌فونتین شکست خورد

مذاکرات ژوئن ۱۸۹۹ در بلوم‌فونتین شکست خورد و در سپتامبر ۱۸۹۹، جوزف چمبرلین، وزیر مستعمرات بریتانیا، خواستار حق رأی کامل و نمایندگی برای اویت‌لندرهای ساکن ترانسوال شد.

24توپخانه ایالتی ترانسوال دارای ۷۳ قبضه توپ سنگین بود

بهترین توپخانه مدرن اروپایی نیز خریداری شد. تا اکتبر ۱۸۹۹، توپخانه ایالتی ترانسوال دارای ۷۳ قبضه توپ سنگین، از جمله چهار توپ قلعه‌کوب ۱۵۵ میلی‌متری کروزو و ۲۵ توپ ۳۷ میلی‌متری ماکسیم نوردن‌فلت بود. ارتش ترانسوال دگرگون شده بود؛ تقریباً ۲۵۰۰۰ مرد مجهز به تفنگ‌ها و توپخانه مدرن می‌توانستند ظرف دو هفته بسیج شوند. پیروزی رئیس‌جمهور کروگر در حادثه حمله جیمسون هیچ کمکی به حل مشکل اساسی یافتن فرمولی برای آشتی دادن اویت‌لندرها بدون تسلیم کردن استقلال ترانسوال نکرد.

25رئیس‌جمهور جمهوری آفریقای جنوبی، اولتیماتومی صادر کرد

پل کروگر، رئیس‌جمهور جمهوری آفریقای جنوبی، در ۹ اکتبر ۱۸۹۹ اولتیماتومی صادر کرد و به دولت بریتانیا ۴۸ ساعت فرصت داد تا تمام نیروهای خود را از مرزهای ترانسوال و ایالت آزاد اورنج خارج کند، اگرچه کروگر در اوایل سپتامبر به کماندوها دستور داده بود به مرز ناتال بروند و بریتانیا تنها نیروهایی در شهرهای پادگانی دور از مرز داشت؛ در غیر این صورت، ترانسوال، متحد ایالت آزاد اورنج، علیه دولت بریتانیا اعلام جنگ می‌کرد.

26اعلام جنگ شد

جنگ در ۱۱ اکتبر ۱۸۹۹ با حمله بوئرها به مناطق تحت کنترل بریتانیا در ناتال و مستعمره کیپ اعلام شد. بوئرها حدود ۳۳۰۰۰ سرباز داشتند و از نظر تعداد به طور قاطع بر بریتانیایی‌ها برتری داشتند، که تنها می‌توانستند ۱۳۰۰۰ سرباز را به خط مقدم منتقل کنند.

27نبرد کرایپان

بوئرها اولین ضربه را در ۱۲ اکتبر در نبرد کرایپان وارد کردند، حمله‌ای که آغازگر تهاجم به مستعمره کیپ و مستعمره ناتال بین اکتبر ۱۸۹۹ و ژانویه ۱۹۰۰ بود.

28محاصره مافکینگ

در همین حال، در شمال غربی در مافکینگ، در مرز با ترانسوال، سرهنگ رابرت بادن-پاول دو هنگ از نیروهای محلی متشکل از حدود ۱۲۰۰ نفر را برای حمله و ایجاد انحراف در صورت بروز مشکل در جنوب تشکیل داده بود. مافکینگ، به عنوان یک تقاطع راه‌آهن، امکانات تدارکاتی خوبی فراهم می‌کرد و مکان آشکاری برای بادن-پاول بود تا برای چنین حملاتی استحکامات ایجاد کند. با این حال، به جای اینکه بادن-پاول و مافکینگ مهاجم باشند، مجبور به دفاع شدند، زمانی که ۶۰۰۰ بوئر به فرماندهی پیت کرونیه تلاش کردند حمله مصممانه‌ای به شهر انجام دهند. اما این حمله به سرعت به یک ماجرای پراکنده تبدیل شد و بوئرها آماده بودند تا دژ را با گرسنگی به تسلیم وادار کنند، و بنابراین، در ۱۳ اکتبر، محاصره ۲۱۷ روزه مافکینگ آغاز شد.

29محاصره کیمبرلی

در نهایت، در بیش از ۳۶۰ کیلومتری (۲۲۰ مایلی) جنوب مافکینگ، شهر معدن الماس کیمبرلی قرار داشت که آن هم تحت محاصره قرار گرفت. اگرچه از نظر نظامی اهمیت چندانی نداشت، اما با این وجود نشان‌دهنده یک منطقه محصور امپریالیسم بریتانیا در مرزهای ایالت آزاد اورنج بود و از این رو یک هدف مهم برای بوئرها محسوب می‌شد. محاصره کیمبرلی در طول جنگ دوم بوئر در کیمبرلی، مستعمره کیپ (آفریقای جنوبی امروزی) رخ داد، زمانی که نیروهای بوئر از ایالت آزاد اورنج و ترانسوال شهر معدن الماس را محاصره کردند. بوئرها با شروع جنگ بین بریتانیا و دو جمهوری بوئر در اکتبر ۱۸۹۹، به سرعت برای تصرف منطقه اقدام کردند.

30توپ‌های بوئر شروع به گلوله‌باران اردوگاه بریتانیا کردند

توپ‌های بوئر در سپیده‌دم ۲۰ اکتبر شروع به گلوله‌باران اردوگاه بریتانیا از قله تپه تالانا کردند. پن سایمونز بلافاصله ضدحمله کرد: پیاده‌نظام او بوئرها را از تپه بیرون راند، اما ۴۴۶ تلفات بریتانیایی، از جمله پن سایمونز، بر جای ماند.

31نبرد ایلاندزلاگته

نبرد ایلاندزلاگته یکی از نبردهای جنگ دوم بوئر و یکی از معدود پیروزی‌های تاکتیکی قاطع بریتانیا در طول این درگیری بود. با این حال، نیروی بریتانیا پس از آن عقب‌نشینی کرد و مزیت خود را از دست داد.

32محاصره لیدی‌اسمیت

هنگامی که بوئرها لیدی‌اسمیت را محاصره کردند و با توپ‌های محاصره به شهر آتش گشودند، وایت دستور یک سورتی پرواز بزرگ علیه مواضع توپخانه‌ای آن‌ها را صادر کرد. نتیجه یک فاجعه بود، با ۱۴۰ کشته و بیش از ۱۰۰۰ اسیر. محاصره لیدی‌اسمیت آغاز شد و قرار بود چندین ماه به طول انجامد. محاصره لیدی‌اسمیت یک درگیری طولانی در جنگ دوم بوئر بود که بین ۲ نوامبر ۱۸۹۹ و ۲۸ فوریه ۱۹۰۰ در لیدی‌اسمیت، ناتال رخ داد.

33نبرد بلمونت

نبرد بلمونت درگیری‌ای در جنگ دوم بوئر در ۲۳ نوامبر ۱۸۹۹ بود که در آن نیروهای بریتانیایی تحت فرمان لرد متون به مواضع بوئرها در تپه بلمونت حمله کردند. سه تیپ متون در راه شکستن محاصره کیمبرلی توسط بوئرها بودند. یک نیروی بوئر متشکل از حدود ۲۰۰۰ نفر در محدوده تپه بلمونت سنگر گرفته بودند تا پیشروی آن‌ها را به تأخیر بیندازند. متون تیپ گارد را برای یک راهپیمایی شبانه جهت دور زدن بوئرها فرستاد، اما به دلیل نقشه‌های ناقص، گارد گرنادیر خود را در مقابل مواضع بوئرها یافتند.

34نبرد رودخانه مادر

نبرد رودخانه مادر (که در زبان آفریکانس به آن Slag van die Twee Riviere می‌گویند که به معنای «نبرد دو رودخانه» است) درگیری‌ای در جنگ بوئر بود که در ۲۸ نوامبر ۱۸۹۹ در رودخانه مادی (Muddy River) رخ داد. یک ستون بریتانیایی تحت فرمان لرد متون که قصد داشت شهر محاصره‌شده کیمبرلی را نجات دهد، بوئرها را تحت فرماندهی ژنرال پیت کرونیه مجبور به عقب‌نشینی به ماگرس‌فونتین کرد، اما خود متحمل تلفات سنگینی شد.

35هفته سیاه

اواسط دسامبر برای ارتش بریتانیا فاجعه‌بار بود. در دوره‌ای که به هفته سیاه (۱۰ تا ۱۵ دسامبر ۱۸۹۹) معروف است، بریتانیایی‌ها در هر سه جبهه شکست خوردند.

36ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راه‌آهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد

در ۱۰ دسامبر، ژنرال گاتاکر تلاش کرد تقاطع راه‌آهن استورمبرگ را در حدود ۸۰ کیلومتری (۵۰ مایلی) جنوب رودخانه اورنج بازپس گیرد. حمله گاتاکر با اشتباهات اداری و تاکتیکی همراه بود و نبرد استورمبرگ با شکست بریتانیا به پایان رسید، که در آن ۱۳۵ نفر کشته و زخمی شدند و دو توپ و بیش از ۶۰۰ سرباز به اسارت درآمدند.

37نبرد ماگرس‌فونتین

نبرد ماگرس‌فونتین در ۱۱ دسامبر ۱۸۹۹ در ماگرس‌فونتین در نزدیکی کیمبرلی، آفریقای جنوبی، در مرزهای مستعمره کیپ و جمهوری مستقل ایالت آزاد اورنج رخ داد. نیروهای بریتانیایی تحت فرمان سپهبد لرد متون در حال پیشروی به سمت شمال در امتداد خط راه‌آهن از کیپ بودند تا محاصره کیمبرلی را بشکنند، اما مسیر آن‌ها در ماگرس‌فونتین توسط نیروی بوئری که در تپه‌های اطراف سنگر گرفته بود، مسدود شد. بریتانیایی‌ها قبلاً مجموعه‌ای از نبردها را با بوئرها انجام داده بودند، که آخرین آن‌ها در رودخانه مادر بود، جایی که پیشروی به طور موقت متوقف شده بود. لرد متون در انجام شناسایی کافی برای نبرد پیش رو ناکام ماند و نمی‌دانست که وخت-ژنرال (ژنرال رزمی) بوئر، د لا ری، نیروهای خود را در پای تپه‌ها سنگر داده است، نه در دامنه‌های رو به جلو که رویه معمول بود. این امر به بوئرها اجازه داد تا از بمباران اولیه توپخانه بریتانیا جان سالم به در ببرند؛ هنگامی که نیروهای بریتانیایی در حین پیشروی نتوانستند از آرایش فشرده خود خارج شوند، مدافعان توانستند تلفات سنگینی وارد کنند. تیپ هایلند متحمل بیشترین تلفات شد، در حالی که در سمت بوئرها، سپاه اسکاندیناوی نابود شد. بوئرها به یک پیروزی تاکتیکی دست یافتند و موفق شدند بریتانیایی‌ها را در پیشروی به سمت کیمبرلی متوقف کنند. این نبرد دومین نبرد از سه نبرد در طول دوره‌ای بود که به هفته سیاه جنگ دوم بوئر معروف شد. پس از شکست، بریتانیایی‌ها به مدت دو ماه دیگر در رودخانه مادر توقف کردند تا نیروهای کمکی آورده شوند. ژنرال لرد رابرتز به عنوان فرمانده کل نیروهای بریتانیا در آفریقای جنوبی منصوب شد و برای فرماندهی شخصی این جبهه حرکت کرد. او متعاقباً محاصره کیمبرلی را شکست و کرونیه را مجبور به تسلیم در نبرد پاردبرگ کرد.

38بزرگترین نیرویی که بریتانیا تا به حال به خارج از کشور فرستاده بود

دولت بریتانیا این شکست‌ها را به سختی پذیرفت و با ادامه محاصره‌ها، مجبور شد دو لشکر دیگر به همراه تعداد زیادی از داوطلبان استعماری اعزام کند. تا ژانویه ۱۹۰۰، این نیرو به بزرگترین نیرویی تبدیل شد که بریتانیا تا به حال به خارج از کشور فرستاده بود، که بالغ بر ۱۸۰,۰۰۰ نفر بود و درخواست برای نیروهای کمکی بیشتر ادامه داشت.

39فاز دوم جنگ

در فاز دوم، پس از اینکه تعداد نیروهای بریتانیایی تحت فرمان لرد رابرتز به شدت افزایش یافت، بریتانیایی‌ها در سال ۱۹۰۰ حمله دیگری را برای شکستن محاصره‌ها آغاز کردند که این بار به موفقیت رسید. پس از امن شدن ناتال و مستعمره کیپ، ارتش بریتانیا توانست به ترانسوال حمله کند و پایتخت جمهوری، پرتوریا، در نهایت در ژوئن ۱۹۰۰ تصرف شد.

40نبرد اسپین کوپ

نبرد اسپین کوپ در حدود ۳۸ کیلومتری (۲۴ مایلی) غرب-جنوب غربی لیدی‌اسمیت بر روی تپه اسپین‌کوپ در امتداد رودخانه توگلا، ناتال در آفریقای جنوبی از ۲۳ تا ۲۴ ژانویه ۱۹۰۰ رخ داد. این نبرد بین جمهوری آفریقای جنوبی و ایالت آزاد اورنج از یک سو و نیروهای بریتانیایی در طول کمپین جنگ دوم بوئر برای نجات لیدی‌اسمیت درگرفت. این نبرد به پیروزی بوئرها انجامید. این نبرد، به همراه موقعیت آن در یک تپه، در فرهنگ عامه فوتبال بریتانیا به عنوان نام‌گذاری یک اصطلاح رایج بریتانیایی برای سکوهای تک‌طبقه و/یا جایگاه‌های تماشاگران در استادیوم‌های فوتبال ثبت شده است.

41سربازان بریتانیایی با غافلگیری قله را تصرف کردند

سربازان بریتانیایی در ساعات اولیه ۲۴ ژانویه ۱۹۰۰ با غافلگیری قله را تصرف کردند، اما با کنار رفتن مه صبحگاهی، خیلی دیر متوجه شدند که توسط مواضع توپخانه بوئرها در تپه‌های اطراف تحت نظر هستند. نتیجه ۳۵۰ کشته و نزدیک به ۱۰۰۰ زخمی و عقب‌نشینی از رودخانه توگلا به قلمرو بریتانیا بود. نزدیک به ۳۰۰ تلفات بوئرها وجود داشت.

42رابرتز حمله اصلی خود را آغاز کرد

رابرتز حمله اصلی خود را در ۱۰ فوریه ۱۹۰۰ آغاز کرد و اگرچه با مشکل طولانی بودن مسیر تدارکات مواجه بود، موفق شد جناح نیروهای بوئر که از ماگرس‌فونتین دفاع می‌کردند را دور بزند. فیلد مارشال فردریک اسلی رابرتز، اولین ارل رابرتز، یک ژنرال بریتانیایی دوران ویکتوریا بود که به یکی از موفق‌ترین فرماندهان نظامی بریتانیا در زمان خود تبدیل شد. رابرتز که در هند در خانواده‌ای آنگلو-ایرلندی متولد شد، به ارتش کمپانی هند شرقی پیوست و به عنوان یک افسر جوان در شورش هند خدمت کرد که در آن برای دلاوری، نشان ویکتوریا کراس را دریافت کرد. او سپس به ارتش بریتانیا منتقل شد و در لشکرکشی به حبشه و دومین جنگ افغان و انگلیس جنگید که در آن اقداماتش شهرت گسترده‌ای برای او به ارمغان آورد. رابرتز پیش از آنکه نیروهای بریتانیایی را به موفقیت در دومین جنگ بوئر هدایت کند، به عنوان فرمانده کل قوا در هند خدمت کرد. او همچنین آخرین فرمانده کل نیروها پیش از لغو این پست در سال ۱۹۰۴ شد.

43لشکر سواره‌نظام تحت فرماندهی سرلشکر جان فرنچ حمله بزرگی را برای آزادسازی کیمبرلی آغاز کرد

در ۱۴ فوریه، یک لشکر سواره‌نظام تحت فرماندهی سرلشکر جان فرنچ حمله بزرگی را برای آزادسازی کیمبرلی آغاز کرد. اگرچه آن‌ها با آتش سنگین مواجه شدند، اما یک یورش گسترده سواره‌نظام در ۱۵ فوریه دفاع بوئرها را در هم شکست و راه را برای ورود فرنچ به کیمبرلی در همان شب باز کرد و به محاصره ۱۲۴ روزه آن پایان داد.

44نبرد ارتفاعات توگلا

در ناتال، نبرد ارتفاعات توگلا که در ۱۴ فوریه آغاز شد، چهارمین تلاش بولر برای آزادسازی لیدی‌اسمیت بود. تلفاتی که نیروهای بولر متحمل شده بودند، او را متقاعد کرد که تاکتیک‌های بوئرها را در خط مقدم اتخاذ کند: «پیشروی در یورش‌های کوچک، با پوشش آتش تفنگ از پشت؛ استفاده از پشتیبانی تاکتیکی توپخانه؛ و مهم‌تر از همه، استفاده از زمین و تبدیل سنگ و خاک به سنگر برای خود، همان‌طور که برای دشمن بود.» با وجود نیروهای کمکی، پیشروی او در برابر مقاومت شدید بسیار کند بود.

45حرکت گازانبری شامل سواره‌نظام فرنچ و نیروی اصلی بریتانیا برای تصرف موقعیت مستحکم تلاش کرد

در ۱۷ فوریه، یک حرکت گازانبری شامل سواره‌نظام فرنچ و نیروی اصلی بریتانیا برای تصرف موقعیت مستحکم تلاش کرد، اما حملات مستقیم هماهنگ نبود و به راحتی توسط بوئرها دفع شد. سرانجام، رابرتز به بمباران کرونیه برای تسلیم شدن متوسل شد، اما این کار ده روز ارزشمند دیگر طول کشید و با استفاده نیروهای بریتانیایی از رودخانه آلوده مادر به عنوان منبع آب، یک اپیدمی حصبه بسیاری از سربازان را کشت. ژنرال کرونیه مجبور شد در تپه تسلیم با ۴۰۰۰ نفر تسلیم شود.

46نبرد پاردبرگ

نبرد پاردبرگ یا پردبرگ («کوه اسب») نبردی بزرگ در طول دومین جنگ بوئر بود. این نبرد در نزدیکی پاردبرگ دریفت در سواحل رودخانه مادر در ایالت آزاد اورنج در نزدیکی کیمبرلی رخ داد. لرد میوئن در نوامبر ۱۸۹۹ با هدف آزادسازی شهر محاصره شده کیمبرلی (و شهر مافکینگ که آن هم در محاصره بود) در امتداد خط آهن پیشروی کرد. نبردهایی در این جبهه در گراسپان، بلمونت و رودخانه مادر رخ داد تا اینکه پیشروی پس از شکست بریتانیا در نبرد ماگرس‌فونتین به مدت دو ماه متوقف شد. در فوریه ۱۹۰۰، فیلد مارشال لرد رابرتز فرماندهی شخصی یک حمله بریتانیایی را که به طور قابل توجهی تقویت شده بود، بر عهده گرفت.

47بولر برای اولین بار از تمام نیروهای خود در یک حمله همه‌جانبه استفاده کرد و سرانجام موفق شد از رودخانه توگلا عبور کند

در ۲۶ فوریه، پس از بحث‌های بسیار، بولر برای اولین بار از تمام نیروهای خود در یک حمله همه‌جانبه استفاده کرد و سرانجام موفق شد با عبور از رودخانه توگلا، نیروهای بوئر تحت فرماندهی بوتا را که در شمال کولنسو از نظر تعداد کمتر بودند، شکست دهد.

48محاصره‌ای که به طول انجامید

پس از محاصره‌ای که ۱۱۸ روز به طول انجامید، آزادسازی لیدی‌اسمیت یک روز پس از تسلیم کرونیه انجام شد، اما با هزینه کلی ۷۰۰۰ تلفات بریتانیایی. نیروهای بولر در ۲۸ فوریه وارد لیدی‌اسمیت شدند.

49مرحله نهایی جنگ

در مرحله سوم و نهایی که از مارس ۱۹۰۰ آغاز شد و دو سال دیگر ادامه یافت، بوئرها یک جنگ چریکی سخت را انجام دادند و به ستون‌های نیروهای بریتانیایی، سایت‌های تلگراف، راه‌آهن و انبارهای ذخیره‌سازی حمله کردند. برای محروم کردن چریک‌های بوئر از تدارکات، بریتانیایی‌ها که اکنون تحت رهبری لرد کیچنر بودند، سیاست زمین سوخته را اتخاذ کردند. آن‌ها مناطق وسیعی را پاکسازی کردند، مزارع بوئرها را ویران کردند و غیرنظامیان را به اردوگاه‌های کار اجباری منتقل کردند.

50نبرد پاپلار گروو

نبرد پاپلار گروو حادثه‌ای در ۷ مارس ۱۹۰۰ در طول دومین جنگ بوئر در آفریقای جنوبی بود. این نبرد در ادامه آزادسازی کیمبرلی رخ داد، زمانی که ارتش بریتانیا برای تصرف بلوم‌فونتین، پایتخت بوئرها، حرکت کرد. بوئرها پس از تسلیم پیت کرونیه در نبرد پاردبرگ، روحیه خود را از دست داده بودند.

51رابرتز سپس از غرب به ایالت آزاد اورنج پیشروی کرد، بوئرها را در نبرد پاپلار گروو فراری داد و بلوم‌فونتین را تصرف کرد

پس از یک سلسله شکست‌ها، بوئرها متوجه شدند که در برابر چنین تعداد عظیمی از نیروها، شانس کمی برای شکست دادن بریتانیایی‌ها دارند و بنابراین روحیه خود را از دست دادند. رابرتز سپس از غرب به ایالت آزاد اورنج پیشروی کرد، بوئرها را در نبرد پاپلار گروو فراری داد و بلوم‌فونتین، پایتخت را در ۱۳ مارس بدون مقاومت تصرف کرد، در حالی که مدافعان بوئر فرار کرده و پراکنده شدند. در همین حال، او نیروی کوچکی را برای آزادسازی بادن-پاول جدا کرد.

52لرد رابرتز برای همه شهروندان، به جز رهبران، عفو عمومی اعلام کرد

در ۱۵ مارس ۱۹۰۰، لرد رابرتز برای همه شهروندان، به جز رهبران، که سوگند بی‌طرفی یاد کردند و با آرامش به خانه‌های خود بازگشتند، عفو عمومی اعلام کرد. تخمین زده می‌شود که بین ۱۲۰۰۰ تا ۱۴۰۰۰ شهروند بین مارس و ژوئن ۱۹۰۰ این سوگند را یاد کردند.

53ساناز پست

ناظران بریتانیایی تصور می‌کردند که جنگ پس از تصرف دو پایتخت تقریباً به پایان رسیده است. با این حال، بوئرها پیش‌تر در پایتخت موقت جدید ایالت آزاد اورنج، کرونستاد، گرد هم آمده بودند و برای حمله به خطوط تدارکاتی و ارتباطی بریتانیا، یک کارزار چریکی برنامه‌ریزی کرده بودند. اولین درگیری این شکل جدید از جنگ در ۳۱ مارس در «سانا پست» رخ داد، جایی که ۱۵۰۰ بوئر به فرماندهی کریستین دی وت به تصفیه‌خانه آب بلوم‌فونتین در حدود ۳۷ کیلومتری (۲۳ مایلی) شرق شهر حمله کردند و یک کاروان با اسکورت سنگین را به کمین انداختند که منجر به ۱۵۵ تلفات بریتانیایی و تصرف هفت توپ، ۱۱۷ واگن و ۴۲۸ سرباز بریتانیایی شد.

54اولین موفقیت‌های استراتژی چریکی بوئرها

از اواخر مه ۱۹۰۰، اولین موفقیت‌های استراتژی چریکی بوئرها در لیندلی (جایی که ۵۰۰ نفر از نیروهای یئومانی تسلیم شدند) و در هایلبرون (جایی که یک کاروان بزرگ و اسکورت آن تصرف شد) و سایر درگیری‌ها رخ داد که در کمتر از ده روز منجر به ۱۵۰۰ تلفات برای بریتانیایی‌ها شد.

55آزادسازی مافکینگ

آزادسازی مافکینگ در ۱۸ مه ۱۹۰۰ باعث جشن‌های پرشور در بریتانیا شد که منشأ اصطلاح عامیانه ادواردی «mafficking» است.

56ایالت آزاد اورنج ضمیمه و به مستعمره رودخانه اورنج تغییر نام یافت

در ۲۸ مه، ایالت آزاد اورنج ضمیمه و به مستعمره رودخانه اورنج تغییر نام یافت.

57پایتخت تصرف شد

رابرتز بار دیگر مجبور شد به دلیل فروپاشی سیستم‌های پزشکی و تدارکاتی خود به مدت ۱۰ روز در کرونستاد توقف کند، اما سرانجام در ۳۱ مه ژوهانسبورگ و در ۵ ژوئن پایتخت ترانسوال، پرتوریا را تصرف کرد.

58ژنرال آرچیبالد هانتر از بلوم‌فونتین حرکت کرد

همزمان با اشغال پرتوریا توسط ارتش رابرتز، جنگجویان بوئر در ایالت آزاد اورنج به حوضه برندواتر، منطقه‌ای حاصلخیز در شمال شرقی جمهوری، عقب‌نشینی کردند. این منطقه تنها پناهگاهی موقت بود، زیرا گذرگاه‌های کوهستانی منتهی به آن می‌توانست توسط بریتانیایی‌ها اشغال شود و بوئرها را به دام بیندازد. نیرویی به فرماندهی ژنرال آرچیبالد هانتر در ژوئیه ۱۹۰۰ از بلوم‌فونتین برای دستیابی به این هدف حرکت کرد. هسته اصلی بوئرهای ایالت آزاد به رهبری دی وت، با همراهی رئیس‌جمهور استین، زودتر از حوضه خارج شدند. کسانی که باقی ماندند دچار سردرگمی شدند و اکثر آن‌ها پیش از آنکه هانتر آن‌ها را به دام بیندازد، نتوانستند فرار کنند.

59شکستن آخرین موقعیت دفاعی

دوره جنگ‌های کلاسیک اکنون تا حد زیادی جای خود را به یک جنگ چریکی متحرک داد، اما یک عملیات نهایی باقی مانده بود. رئیس‌جمهور کروگر و آنچه از دولت ترانسوال باقی مانده بود به شرق ترانسوال عقب‌نشینی کرده بودند. رابرتز، با پیوستن نیروهایی از ناتال به فرماندهی بولر، به سمت آن‌ها پیشروی کرد و آخرین موقعیت دفاعی آن‌ها را در ۲۶ اوت در برگندال درهم شکست.

60بریتانیایی‌ها به استثنای بخش شمالی ترانسوال، کنترل اسمی هر دو جمهوری را در دست داشتند

تا سپتامبر ۱۹۰۰، بریتانیایی‌ها به استثنای بخش شمالی ترانسوال، کنترل اسمی هر دو جمهوری را در دست داشتند. با این حال، آن‌ها به زودی دریافتند که تنها بر سرزمینی کنترل دارند که ستون‌های نظامی‌شان به صورت فیزیکی در آن حضور داشت. با وجود از دست دادن دو پایتخت و نیمی از ارتش‌شان، فرماندهان بوئر تاکتیک‌های جنگ چریکی را اتخاذ کردند و عمدتاً به حملات علیه راه‌آهن، منابع و اهداف تدارکاتی پرداختند که همگی با هدف مختل کردن ظرفیت عملیاتی ارتش بریتانیا بود. آن‌ها از نبردهای رودررو اجتناب می‌کردند و تلفات‌شان اندک بود.

61رابرتز پایان جنگ را اعلام کرد

رابرتز در ۳ سپتامبر ۱۹۰۰ پایان جنگ را اعلام کرد و جمهوری آفریقای جنوبی رسماً ضمیمه شد.

62کریستین دی وت به ایالت آزاد اورنج بازگشت

کریستین دی وت پس از مشورت با رهبران ترانسوال، به ایالت آزاد اورنج بازگشت، جایی که الهام‌بخش مجموعه‌ای از حملات و یورش‌های موفق از بخش غربی کشور که تا آن زمان آرام بود، شد، اگرچه او در نوامبر ۱۹۰۰ در بوتاویل شکست نادری را متحمل شد.

63دی لا ری و کریستین بیرز به یک تیپ بریتانیایی در نویت‌گداخت حمله کردند و آن را درهم کوبیدند

در دسامبر ۱۹۰۰، دی لا ری و کریستین بیرز به یک تیپ بریتانیایی در نویت‌گداخت حمله کردند و آن را درهم کوبیدند. در نتیجه این موفقیت‌ها و سایر پیروزی‌های بوئرها، بریتانیایی‌ها به رهبری لرد کیچنر، سه جستجوی گسترده برای یافتن کریستین دی وت انجام دادند، اما به نتیجه‌ای نرسیدند.

64دی وت تهاجم تازه‌ای را به مستعمره کیپ رهبری کرد

در اواخر ژانویه ۱۹۰۱، دی وت تهاجم تازه‌ای را به مستعمره کیپ رهبری کرد. این حمله موفقیت کمتری داشت، زیرا هیچ قیام عمومی در میان بوئرهای کیپ رخ نداد و مردان دی وت به دلیل آب و هوای بد و تعقیب بی‌امان نیروهای بریتانیایی با مشکل مواجه شدند. آن‌ها به سختی از رودخانه اورنج گریختند.

65کوس دی لا ری به ستون بریتانیایی تحت فرماندهی سرهنگ دوم اس. بی. فون دوناپ در ایستر اسپرایت نزدیک ولمارانستاد حمله کرد

در ۲۵ فوریه، کوس دی لا ری به ستون بریتانیایی تحت فرماندهی سرهنگ دوم اس. بی. فون دوناپ در ایستر اسپرایت نزدیک ولمارانستاد حمله کرد. دی لا ری موفق شد بسیاری از مردان و مقدار زیادی مهمات را به اسارت بگیرد. حملات بوئرها باعث شد ژنرال متون، دومین فرمانده بریتانیایی پس از لرد کیچنر، ستون خود را از وریبورگ به کلرکزدورپ منتقل کند تا با دی لا ری مقابله کند.

66بریتانیایی‌ها در مناسبت‌های مختلف شرایط صلح را پیشنهاد کردند

بریتانیایی‌ها در مناسبت‌های مختلف، به‌ویژه در مارس ۱۹۰۱، شرایط صلح را پیشنهاد کردند، اما توسط بوتا و «سرسخت‌ها» (Bitter-enders) در میان کماندوها رد شد. آن‌ها متعهد شدند تا پایان تلخ بجنگند و تقاضای سازش توسط «تسلیم‌شدگان» (Hands-uppers) را رد کردند. دلایل آن‌ها شامل نفرت از بریتانیایی‌ها، وفاداری به رفقای کشته‌شده‌شان، همبستگی با سایر کماندوها، میل شدید به استقلال، استدلال‌های مذهبی و ترس از اسارت یا مجازات بود. از سوی دیگر، زنان و کودکان آن‌ها هر روز می‌مردند و استقلال غیرممکن به نظر می‌رسید.

67مرگ همسر پل کروگر

با این حال، همسر پل کروگر برای سفر بسیار بیمار بود و در آفریقای جنوبی ماند، جایی که در ۲۰ ژوئیه ۱۹۰۱ بدون دیدن دوباره همسرش درگذشت.

68کماندوهای بوئر در ترانسوال غربی بسیار فعال بودند

کماندوهای بوئر پس از سپتامبر ۱۹۰۱ در ترانسوال غربی بسیار فعال بودند.

69نبرد موئدویل

چندین نبرد مهم بین سپتامبر ۱۹۰۱ و مارس ۱۹۰۲ در اینجا رخ داد. در موئدویل در ۳۰ سپتامبر ۱۹۰۱.

70نبرد دریفونتین

چندین نبرد مهم بین سپتامبر ۱۹۰۱ و مارس ۱۹۰۲ در اینجا رخ داد. در دریفونتین در ۲۴ اکتبر.

71مانی ماریتز، رهبر بوئرها، در کشتار لیلیفونتین دست داشت

در ژانویه ۱۹۰۲، مانی ماریتز، رهبر بوئرها، در کشتار لیلیفونتین در دوردست‌های کیپ شمالی دست داشت.

72نیروهای کمکی بزرگ بریتانیا به ترانسوال غربی اعزام شدند

پیروزی‌های بوئرها در غرب منجر به اقدامات شدیدتر بریتانیایی‌ها شد. در نیمه دوم مارس ۱۹۰۲، نیروهای کمکی بزرگ بریتانیا تحت هدایت ایان همیلتون به ترانسوال غربی اعزام شدند.

73بوئرها به گارد عقب ستون متحرک متون در توی‌بوش حمله کردند

در صبح ۷ مارس ۱۹۰۲، بوئرها به گارد عقب ستون متحرک متون در توی‌بوش حمله کردند. هرج و مرج در صفوف بریتانیا حاکم شد و متون زخمی و توسط بوئرها اسیر شد.

74فرصتی که بریتانیایی‌ها منتظرش بودند پیش آمد

فرصتی که بریتانیایی‌ها منتظرش بودند در ۱۱ آوریل ۱۹۰۲ در رویوال پیش آمد، جایی که یک گروهان به رهبری ژنرال یان کمپ و فرمانده پوتگیتر به نیروی برتری تحت فرماندهی ککوویچ حمله کردند. سربازان بریتانیایی در موقعیت مناسبی در دامنه تپه قرار داشتند و تلفات سنگینی به بوئرهایی که با اسب از مسافت طولانی حمله می‌کردند وارد کردند و آن‌ها را عقب راندند. این پایان جنگ در ترانسوال غربی و همچنین آخرین نبرد بزرگ جنگ بود.

75پایان خصومت‌ها

برخی از شهروندان (بورگرها) در مبارزه علیه بوئرها به بریتانیایی‌ها پیوستند. تا پایان خصومت‌ها در مه ۱۹۰۲، دست‌کم ۵۴۶۴ شهروند برای بریتانیایی‌ها کار می‌کردند.

76یک گروه زولو به دلیل کمک به بریتانیایی‌ها، توسط بوئرها مورد سرقت دام و بدرفتاری قرار گرفتند

در ۶ مه ۱۹۰۲ در هولکرانتز در جنوب شرقی ترانسوال، یک گروه زولو به عنوان مجازات برای کمک به بریتانیایی‌ها، توسط بوئرها مورد سرقت دام و بدرفتاری قرار گرفتند. افسر محلی بوئر سپس پیامی توهین‌آمیز برای قبیله فرستاد و آن‌ها را به بازپس‌گیری دام‌هایشان به چالش کشید. زولوها در شب حمله کردند و در یک خونریزی متقابل، بوئرها ۵۶ کشته و ۳ زخمی دادند، در حالی که آفریقایی‌ها ۵۲ کشته و ۴۸ زخمی داشتند.

77پیمان ورینیگینگ

آخرین گروه از بوئرها در مه ۱۹۰۲ تسلیم شدند و جنگ با پیمان ورینیگینگ که در ۳۱ مه ۱۹۰۲ امضا شد، پایان یافت.

78پیمان ورینیگینگ

۳۱ مه ۱۹۰۲، با رای ۵۴ نفر از ۶۰ نماینده ترانسوال و ایالت آزاد اورنج برای پذیرش شرایط پیمان صلح.

79مرگ رئیس‌جمهور کروگر

رئیس‌جمهور کروگر ابتدا به مارسی و سپس به هلند رفت، جایی که مدتی ماند و سرانجام به کلارنس، سوئیس نقل مکان کرد و در ۱۴ ژوئیه ۱۹۰۴ در تبعید درگذشت.