تولد
نش در ۱۳ ژوئن ۱۹۲۸ در بلوفیلد، ویرجینیای غربی متولد شد. پدرش، جان فوربز نش، مهندس برق شرکت برق آپالاچی بود. مادرش، مارگارت ویرجینیا (نام خانوادگی مارتین) نش، پیش از ازدواج معلم مدرسه بود.

چهارشنبه ژوئن 13, 1928 تا شنبه مه 23, 2015
U.S.
جان فوربز نش جونیور (۱۳ ژوئن ۱۹۲۸ – ۲۳ مه ۲۰۱۵) ریاضیدان آمریکایی بود که مشارکتهای بنیادی در نظریه بازیها، هندسه دیفرانسیل و مطالعه معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی داشت. کار نش بینشی در مورد عوامل حاکم بر شانس و تصمیمگیری در سیستمهای پیچیده موجود در زندگی روزمره فراهم کرده است.
نش در ۱۳ ژوئن ۱۹۲۸ در بلوفیلد، ویرجینیای غربی متولد شد. پدرش، جان فوربز نش، مهندس برق شرکت برق آپالاچی بود. مادرش، مارگارت ویرجینیا (نام خانوادگی مارتین) نش، پیش از ازدواج معلم مدرسه بود.
نش به کودکستان و مدرسه دولتی رفت و از کتابهایی که والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تهیه میکردند، آموخت.[۹] والدین نش به دنبال فرصتهایی برای تکمیل تحصیلات پسرشان بودند و ترتیبی دادند که او در سال آخر دبیرستان در دورههای پیشرفته ریاضیات در یک کالج محلی شرکت کند. او با استفاده از بورسیه کامل جورج وستینگهاوس در موسسه فناوری کارنگی (که بعدها به دانشگاه کارنگی ملون تبدیل شد) تحصیل کرد و در ابتدا در رشته مهندسی شیمی مشغول به تحصیل شد. او به رشته شیمی تغییر رشته داد و در نهایت، با توصیه استادش جان لیتون سینگ، به ریاضیات روی آورد. پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۹۴۸ (در ۱۹ سالگی) با مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد ریاضیات، نش بورسیهای را برای دانشگاه پرینستون پذیرفت و در آنجا تحصیلات تکمیلی خود را در ریاضیات ادامه داد.
نش در سال ۱۹۵۰ با پایاننامهای ۲۸ صفحهای در مورد بازیهای غیرهمکارانه مدرک دکترای خود را دریافت کرد.
نش، جان فوربز (۱۹۵۰). «نقاط تعادل در بازیهای N-نفره». مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا. نش، جان فوربز (۱۹۵۰). «مسئله چانهزنی». اکونومتریکا. بازل، سوئیس: MDPI. نش، جان فوربز (۱۹۵۱). «بازیهای غیرهمکارانه». سالنامه ریاضیات. پرینستون، نیوجرسی: دانشگاه پرینستون. نش، جان فوربز (۱۹۵۳). «بازیهای همکارانه دو نفره». اکونومتریکا. بازل، سوئیس: MDPI.
اگرچه بیماری روانی نش ابتدا به شکل پارانویا ظاهر شد، همسرش بعداً رفتار او را نامنظم توصیف کرد. به نظر میرسید نش معتقد است که همه مردانی که کراوات قرمز میزنند، بخشی از یک توطئه کمونیستی علیه او هستند. او نامههایی به سفارتخانهها در واشینگتن دی.سی. فرستاد و اعلام کرد که آنها در حال تشکیل یک دولت هستند.
در سال ۱۹۵۱، موسسه فناوری ماساچوست (MIT) نش را به عنوان مدرس سی. ال. ای. مور در دانشکده ریاضیات استخدام کرد. حدود یک سال بعد، نش در ماساچوست رابطهای را با النور استیر، پرستاری که هنگام بستری شدن به عنوان بیمار با او آشنا شده بود، آغاز کرد. آنها پسری به نام جان دیوید استیر داشتند، اما نش وقتی استیر خبر بارداریاش را به او گفت، او را ترک کرد. فیلمی که بر اساس زندگی نش ساخته شده، «ذهن زیبا»، در جریان رقابتهای اسکار ۲۰۰۲ به دلیل حذف این جنبه از زندگیاش مورد انتقاد قرار گرفت. گفته میشد که او به دلیل وضعیت اجتماعی استیر، که فکر میکرد پایینتر از اوست، او را رها کرده است.
نش کارهای پیشگامانهای در زمینه هندسه جبری واقعی انجام داد. کارهای او در ریاضیات شامل قضیه تعبیه نش است که نشان میدهد هر منیفلد ریمانی انتزاعی میتواند به صورت ایزومتریک به عنوان یک زیرمنیفلد از فضای اقلیدسی تحقق یابد. او همچنین مشارکتهای قابل توجهی در نظریه معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی سهموی غیرخطی و نظریه تکینگی داشت.
در سال ۱۹۵۴ در سانتا مونیکا، کالیفرنیا، در حالی که در دهه ۲۰ زندگی خود بود، نش به دلیل نمایش عمومی نامناسب در یک عملیات مخفیانه که مردان همجنسگرا را هدف قرار میداد، دستگیر شد.[۴۷] اگرچه اتهامات لغو شد، اما مجوز امنیتی فوقسری او لغو و از شرکت RAND که در آن به عنوان مشاور کار میکرد، اخراج شد.
مدت کوتاهی پس از جدایی از استیر، نش با آلیشیا لارده لوپز-هریسون، شهروند طبیعیشده ایالات متحده از السالوادور آشنا شد. لارده از MIT در رشته فیزیک فارغالتحصیل شده بود. آنها در فوریه ۱۹۵۷ ازدواج کردند؛ اگرچه نش آتئیست بود، مراسم در یک کلیسای اسقفی برگزار شد. آنها پسری به نام جان چارلز مارتین نش داشتند که مدرک دکترای ریاضیات خود را از دانشگاه راتگرز دریافت کرد.
مشکلات روانی نش زمانی که در سال ۱۹۵۹ در دانشگاه کلمبیا سخنرانی انجمن ریاضی آمریکا را ارائه کرد، به زندگی حرفهای او کشیده شد. این سخنرانی که در ابتدا قرار بود اثباتی برای فرضیه ریمان ارائه دهد، غیرقابل درک بود. همکاران حاضر در جلسه بلافاصله متوجه شدند که مشکلی وجود دارد.
او در آوریل ۱۹۵۹ در بیمارستان مکلین بستری شد و تا مه همان سال در آنجا ماند. در آنجا، او به اسکیزوفرنی پارانوئید تشخیص داده شد. طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، فرد مبتلا به این اختلال معمولاً تحت سلطه باورهای نسبتاً پایدار و اغلب پارانوئیدی است که یا نادرست، بیش از حد تخیلی یا غیرواقعی هستند و معمولاً با تجربیات ادراک ظاهراً واقعی از چیزی که در واقع وجود ندارد، همراه است. نشانههای دیگر به ویژه با اختلالات شنوایی و ادراکی، عدم انگیزه برای زندگی و افسردگی بالینی خفیف مشخص میشود.
نش در بیمارستان ایالتی نیوجرسی در ترنتون بستری شد. در طول نه سال بعد، او دورههایی را در بیمارستانهای روانپزشکی گذراند، جایی که هم داروهای ضد روانپریشی و هم درمان با شوک انسولین دریافت کرد.
اگرچه او گاهی داروهای تجویز شده را مصرف میکرد، نش بعداً نوشت که این کار را فقط تحت فشار انجام داده است. پس از سال ۱۹۷۰، او دیگر هرگز در بیمارستان بستری نشد و از مصرف هرگونه داروی بیشتر خودداری کرد.
در سال ۱۹۷۸، نش به دلیل کشف تعادلهای غیرهمکارانه که اکنون تعادلهای نش نامیده میشوند، جایزه نظریه جان فون نویمان را دریافت کرد.
نش فرضیههایی را در مورد بیماریهای روانی مطرح کرده است. او فکر نکردن به شیوهای قابل قبول، یا «دیوانه» بودن و عدم انطباق با کارکردهای معمول اجتماعی را به «اعتصاب کردن» از دیدگاه اقتصادی تشبیه کرده است. او دیدگاههایی را در روانشناسی تکاملی درباره ارزش تنوع انسانی و مزایای بالقوه رفتارهای غیرمعمول یا نقشهای غیرمتعارف مطرح کرد.
در سال ۱۹۹۴، او به دلیل کارهای خود در نظریه بازیها در دوران تحصیلات تکمیلی در پرینستون، جایزه یادبود نوبل در علوم اقتصادی (به همراه جان هارسانی و راینهارد سلتن) را دریافت کرد. در اواخر دهه ۱۹۸۰، نش شروع به استفاده از ایمیل کرد تا به تدریج با ریاضیدانان فعالی ارتباط برقرار کند که متوجه شده بودند او همان جان نش است و کارهای جدیدش ارزشمند هستند. آنها بخشی از هسته گروهی را تشکیل دادند که با کمیته جایزه نوبل بانک سوئد تماس گرفتند و توانستند سلامت روان نش را برای دریافت جایزه به پاس کارهای اولیهاش تضمین کنند.
نش در سال ۱۹۹۹ مدرک افتخاری دکترای علوم و فناوری را از دانشگاه کارنگی ملون دریافت کرد.
ذهن زیبا یک فیلم درام زندگینامهای آمریکایی محصول سال ۲۰۰۱ است که بر اساس زندگی جان نش، برنده جایزه نوبل اقتصاد ساخته شده است. این فیلم توسط ران هاوارد و بر اساس فیلمنامهای از آکیوا گلدزمن کارگردانی شد. این فیلم از کتاب پرفروش و نامزد جایزه پولیتزر سال ۱۹۹۸ با همین نام نوشته سیلویا ناسار الهام گرفته شده است. در این فیلم راسل کرو به همراه اد هریس، جنیفر کانلی، پل بتانی، آدام گلدبرگ، جاد هرش، جاش لوکاس، آنتونی رپ و کریستوفر پلامر در نقشهای مکمل بازی میکنند. داستان از دوران دانشجویی نش در دانشگاه پرینستون آغاز میشود. در اوایل فیلم، نش شروع به ابتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید میکند و در حالی که شاهد باری است که وضعیتش بر همسرش آلیشیا و دوستانش تحمیل میکند، دورههای هذیانی را تحمل میکند.
نش در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ مدرک افتخاری اقتصاد را از دانشگاه ناپل فدریکو دوم دریافت کرد.
او همچنین سخنران مدعو پرکاری در تعدادی از رویدادهای تراز اول جهانی، مانند اجلاس اقتصاد وارویک در سال ۲۰۰۵ بود که در دانشگاه وارویک برگزار شد.
نش در آوریل ۲۰۰۷ دکترای افتخاری اقتصاد را از دانشگاه آنتورپ دریافت کرد.
نش در ۸ نوامبر ۲۰۱۱ دکترای افتخاری علوم را از دانشگاه شهر هنگ کنگ دریافت کرد و سخنران اصلی کنفرانسی در مورد نظریه بازیها بود.
او در سال ۲۰۱۲ به عنوان عضو انجمن ریاضی آمریکا انتخاب شد.
چند روز قبل از مرگش، نش به همراه لوئیس نیرنبرگ، جایزه آبل سال ۲۰۱۵ را توسط پادشاه هارالد پنجم نروژ در مراسمی در اسلو در ۱۹ مه ۲۰۱۵ دریافت کرد.
در ۲۳ مه ۲۰۱۵، نش و همسرش در یک تصادف رانندگی در بزرگراه نیوجرسی در نزدیکی مونرو تاونشیپ، نیوجرسی جان باختند. آنها در راه بازگشت از فرودگاه پس از سفری به نروژ بودند، جایی که نش جایزه آبل را دریافت کرده بود، که راننده تاکسی آنها، تارک جرجیس، کنترل وسیله نقلیه را از دست داد و به گاردریل برخورد کرد. هر دو مسافر در اثر ضربه از ماشین به بیرون پرتاب شدند. پلیس ایالتی فاش کرد که به نظر میرسد هیچکدام از مسافران در زمان تصادف کمربند ایمنی نبسته بودند. در زمان مرگ، نش ۸۶ ساله، ساکن قدیمی وست ویندزور تاونشیپ، نیوجرسی بود. از او دو پسر به یادگار مانده است، جان چارلز مارتین نش که در زمان مرگ والدینش با آنها زندگی میکرد، و پسر بزرگتر، جان استیر.