لوگوی Historydraft
null
27 رویدادهای این خط زمانی
  1. تولد

    سه‌شنبه آوریل 28, 1908سویتاوا، موراویا، اتریش-مجارستان (جمهوری چک کنونی)

    شیندلر در ۲۸ آوریل ۱۹۰۸ در یک خانواده آلمانی سودتن در زویتائو، موراویا، اتریش-مجارستان به دنیا آمد. پدرش یوهان «هانس» شیندلر، مالک یک کسب‌وکار ماشین‌آلات کشاورزی، و مادرش فرانسیسکا «فانی» شیندلر (با نام خانوادگی لوزر) بود. خواهرش، الفریده، در سال ۱۹۱۵ به دنیا آمد.

  2. ازدواج

    سه‌شنبه مارس 6, 1928جمهوری چک

    در ۶ مارس ۱۹۲۸، شیندلر با امیلی پلزل (۱۹۰۷–۲۰۰۱)، دختر یک کشاورز مرفه آلمانی سودتن از مالِتین ازدواج کرد. زوج جوان به خانه والدین اسکار نقل مکان کردند و در اتاق‌های طبقه بالا ساکن شدند، جایی که هفت سال بعد را در آنجا زندگی کردند.

  3. ترک خانواده توسط پدر

    1935جمهوری چک

    پدر شیندلر که دائم‌الخمر بود، همسرش را در سال ۱۹۳۵ ترک کرد. او چند ماه بعد پس از یک بیماری طولانی درگذشت.

  4. پیوستن به حزب آلمانی

    1935آلمان

    شیندلر در سال ۱۹۳۵ به حزب جدایی‌طلب آلمانی سودتن پیوست. اگرچه او شهروند چکسلواکی بود، اما به جاسوسی برای آبور (Abwehr)، سرویس اطلاعات نظامی آلمان نازی، روی آورد.

  5. واحد فرماندهی هشتم آبور

    1936برسلاو (وروتسواف کنونی، لهستان)

    او در سال ۱۹۳۶ به واحد فرماندهی هشتم آبور مستقر در برسلاو منصوب شد. او بعدها به پلیس چک گفت که این کار را به خاطر نیاز مالی انجام داده است؛ در آن زمان شیندلر مشکل الکلیسم داشت و دائماً مقروض بود.

  6. دستگیری

    دوشنبه ژوئیه 18, 1938آلمان

    وظایف او برای آبور شامل جمع‌آوری اطلاعات در مورد راه‌آهن، تأسیسات نظامی و جابجایی نیروها، و همچنین جذب جاسوسان دیگر در چکسلواکی، پیش از تهاجم برنامه‌ریزی شده آلمان نازی به این کشور بود. او در ۱۸ ژوئیه ۱۹۳۸ توسط دولت چک به اتهام جاسوسی دستگیر و بلافاصله زندانی شد، اما طبق مفاد توافق‌نامه مونیخ، که بر اساس آن سودتنلند چک در ۱ اکتبر به آلمان ضمیمه شد، به عنوان زندانی سیاسی آزاد گردید.

  7. پیوستن به حزب نازی

    سه‌شنبه نوامبر 1, 1938آلمان

    شیندلر در ۱ نوامبر ۱۹۳۸ برای عضویت در حزب نازی درخواست داد و سال بعد پذیرفته شد.

  8. نقش او در تهاجم به لهستان

    ژانویه, 1939Ostrava, Czech Republic

    پس از مدتی استراحت برای بهبودی در زویتائو، شیندلر در ژانویه ۱۹۳۹ به معاونت واحد آبور خود ارتقا یافت و با همسرش به استراوا، در مرز چک و لهستان نقل مکان کرد. او در ماه‌های منتهی به تصرف باقی‌مانده چکسلواکی توسط هیتلر در ماه مارس، در جاسوسی دست داشت. امیلی با پردازش و پنهان کردن اسناد محرمانه در آپارتمانشان برای دفتر آبور به او کمک می‌کرد. از آنجایی که شیندلر مرتباً برای تجارت به لهستان سفر می‌کرد، او و ۲۵ مأمورش در موقعیتی بودند که اطلاعات مربوط به فعالیت‌های نظامی و راه‌آهن لهستان را برای تهاجم برنامه‌ریزی شده به لهستان جمع‌آوری کنند.

  9. ورود به کراکوف

    اکتبر, 1939کراکوف، لهستان

    شیندلر اولین بار در اکتبر ۱۹۳۹ برای امور آبور وارد کراکوف شد و ماه بعد آپارتمانی گرفت. امیلی آپارتمان استراوا را حفظ کرد و حداقل هفته‌ای یک بار به اسکار در کراکوف سر می‌زد. در نوامبر ۱۹۳۹، او با میلا ففربرگ، طراح داخلی، تماس گرفت تا آپارتمان جدیدش را تزئین کند. پسر او، لئوپولد «پولک» ففربرگ، خیلی زود به یکی از رابط‌های او برای تجارت در بازار سیاه تبدیل شد. آن‌ها در نهایت به دوستان مادام‌العمر تبدیل شدند.

  10. مشاور تجاری

    نوامبر, 1939کراکوف، لهستان

    شیندلر ترازنامه شرکتی را که قصد خرید آن را داشت به اشترن نشان داد؛ یک کارخانه ظروف لعابی به نام «رکورد» که متعلق به کنسرسیومی از تاجران یهودی بود و اوایل همان سال اعلام ورشکستگی کرده بود. اشترن به او توصیه کرد که به جای اداره شرکت به عنوان یک امانت تحت نظارت «دفتر اصلی امنای شرق»، آن را بخرد یا اجاره کند، زیرا این کار به او آزادی بیشتری از دیکته‌های نازی‌ها، از جمله آزادی استخدام یهودیان بیشتر می‌داد.

  11. ملاقات با ایزاک اشترن

    نوامبر, 1939کراکوف، لهستان

    همچنین در همان ماه نوامبر، شیندلر به ایزاک اشترن، حسابدار یکی از همکارانش در آبور به نام یوزف «سپ» آئو معرفی شد؛ کسی که محل کار سابقاً یهودی اشترن را به عنوان امین (Treuhander) تصاحب کرده بود. اموال متعلق به یهودیان لهستانی، از جمله دارایی‌ها، محل‌های کسب‌وکار و خانه‌هایشان، بلافاصله پس از تهاجم توسط آلمانی‌ها مصادره شد و شهروندان یهودی از حقوق مدنی خود محروم شدند.

  12. کارخانه ظروف لعابی آلمان (DEF)

    دوشنبه نوامبر 13, 1939کراکوف، لهستان

    با حمایت مالی چندین سرمایه‌گذار یهودی، از جمله یکی از مالکان به نام آبراهام بانکیه، شیندلر در ۱۳ نوامبر ۱۹۳۹ یک قرارداد اجاره غیررسمی برای کارخانه امضا کرد و در ۱۵ ژانویه ۱۹۴۰ آن را رسمی کرد. او نام آن را به «کارخانه ظروف لعابی آلمان» (Deutsche Emailwarenfabrik) یا DEF تغییر داد و خیلی زود با نام مستعار «امالیا» شناخته شد. او در ابتدا هفت کارگر یهودی (از جمله آبراهام بانکیه که به او در مدیریت شرکت کمک می‌کرد) و ۲۵۰ لهستانی غیر یهودی را استخدام کرد.

  13. دستگیری شیندلر در دهه ۴۰

    دهه 1940کراکوف، لهستان

    شیندلر دو بار به ظن فعالیت در بازار سیاه و یک بار به دلیل نقض قوانین نورنبرگ با بوسیدن یک دختر یهودی، که عملی ممنوع طبق قانون نژاد و اسکان مجدد بود، دستگیر شد. اولین دستگیری در اواخر سال ۱۹۴۱ منجر به بازداشت شبانه او شد. منشی او از طریق ارتباطات بانفوذ شیندلر در حزب نازی، آزادی او را ترتیب داد. دومین دستگیری او در ۲۹ آوریل ۱۹۴۲، نتیجه بوسیدن گونه یک دختر یهودی در جشن تولدش در کارخانه در روز قبل بود. او پنج روز در زندان ماند تا اینکه ارتباطات نازی بانفوذش توانستند آزادی او را بگیرند. در اکتبر ۱۹۴۴، او دوباره دستگیر و به بازار سیاه و رشوه دادن به گوت و دیگران برای بهبود شرایط کارگران یهودی متهم شد. او حدود یک هفته در بازداشت بود و سپس آزاد شد. گوت در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۴ به اتهام فساد و سایر سوءاستفاده‌ها از قدرت دستگیر شده بود و دستگیری شیندلر بخشی از تحقیقات جاری در مورد فعالیت‌های گوت بود. گوت هرگز به آن اتهامات محکوم نشد، اما در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۶ توسط دادگاه عالی ملی لهستان به جرم جنایات جنگی به دار آویخته شد.

  14. علاقه شیندلر

    1940کراکوف، لهستان

    در ابتدا، شیندلر عمدتاً به پتانسیل سودآوری کسب‌وکار علاقه داشت و یهودیان را استخدام می‌کرد زیرا ارزان‌تر از لهستانی‌ها بودند؛ دستمزدها توسط رژیم اشغالگر نازی تعیین می‌شد. بعداً او شروع به محافظت از کارگرانش بدون توجه به هزینه‌ها کرد. وضعیت کارخانه او به عنوان یک کسب‌وکار ضروری برای تلاش‌های جنگی، به عاملی تعیین‌کننده تبدیل شد که به او امکان داد به کارگران یهودی‌اش کمک کند. هر زمان که «شیندلر-یودن» (یهودیان شیندلر) با خطر تبعید مواجه می‌شدند، او برای آن‌ها معافیت می‌گرفت. او ادعا می‌کرد که همسران، فرزندان و حتی افراد دارای معلولیت، مکانیک‌ها و فلزکاران ضروری هستند. در یک مورد، گشتاپو نزد شیندلر آمد و خواستار تحویل خانواده‌ای شد که مدارک شناسایی جعلی داشتند. شیندلر گفت: «سه ساعت بعد از ورودشان، دو مأمور مست گشتاپو بدون زندانیانشان و بدون مدارک جرم‌آمیزی که مطالبه کرده بودند، از دفتر من بیرون تلوتلو خوردند.»

  15. صدور فرمان

    پنجشنبه اوت 1, 1940کراکوف، لهستان

    در ۱ اوت ۱۹۴۰، هانس فرانک، فرماندار کل، فرمانی صادر کرد که طبق آن تمام یهودیان کراکوف باید ظرف دو هفته شهر را ترک می‌کردند. تنها کسانی که شغلشان مستقیماً با تلاش‌های جنگی آلمان مرتبط بود، اجازه ماندن داشتند. از ۶۰,۰۰۰ تا ۸۰,۰۰۰ یهودی که در آن زمان در شهر زندگی می‌کردند، تا مارس ۱۹۴۱ تنها ۱۵,۰۰۰ نفر باقی ماندند. این یهودیان سپس مجبور شدند محله سنتی خود، کاژیمیش، را ترک کرده و به گتوی دیوارکشی‌شده کراکوف در منطقه صنعتی پودگورزه نقل مکان کنند. کارگران شیندلر هر روز پیاده از گتو به محل کار خود در کارخانه می‌رفتند. توسعه‌های این مرکز در چهار سالی که شیندلر مسئولیت آن را بر عهده داشت، شامل افزودن یک کلینیک سرپایی، تعاونی، آشپزخانه و اتاق غذاخوری برای کارگران، علاوه بر گسترش کارخانه و فضای اداری مرتبط با آن بود.

  16. محافظت از کارگرانش

    1941لهستان

    در پاییز ۱۹۴۱، نازی‌ها شروع به انتقال یهودیان از گتو کردند. بیشتر آن‌ها به اردوگاه مرگ بلزک فرستاده و کشته شدند. در ۱۳ مارس ۱۹۴۳، گتو منحل شد و کسانی که هنوز برای کار مناسب بودند به اردوگاه کار اجباری جدید در پلاژوف فرستاده شدند. چندین هزار نفر که برای کار مناسب تشخیص داده نشدند به اردوگاه‌های مرگ فرستاده و کشته شدند؛ صدها نفر دیگر نیز توسط نازی‌ها در خیابان‌ها هنگام پاکسازی گتو به قتل رسیدند. شیندلر که به دلیل ارتباطاتش با ورماخت از این برنامه‌ها آگاه بود، کارگرانش را شبانه در کارخانه نگه داشت تا از آسیب دیدن آن‌ها جلوگیری کند. شیندلر شاهد انحلال گتو بود و از این واقعه وحشت‌زده شد. از آن لحظه به بعد، به گفته سول اورباخ (از یهودیان شیندلر)، شیندلر «نظرش را درباره نازی‌ها تغییر داد. او تصمیم گرفت از این وضعیت خارج شود و تا جایی که می‌تواند یهودیان را نجات دهد.»

  17. اوج فعالیت امالیا

    1944کراکوف، لهستان

    در اوج فعالیت در سال ۱۹۴۴، این کسب‌وکار حدود ۱,۷۵۰ کارگر را استخدام کرده بود که هزار نفر از آن‌ها یهودی بودند. شیندلر همچنین به اداره شرکت «اشلومو وینر لیمیتد» کمک می‌کرد، یک واحد عمده‌فروشی که ظروف لعابی او را می‌فروخت، و همچنین مستأجر کارخانه شیشه‌سازی «پروکوشینر گلاشوته» بود.

  18. برونلیتس

    ژوئیه, 1944برونلیتس، جمهوری چک

    با نزدیک شدن ارتش سرخ در ژوئیه ۱۹۴۴، اس‌اس شروع به تعطیلی اردوگاه‌های کار اجباری در شرق و تخلیه زندانیان باقی‌مانده به سمت غرب به سمت آشویتس و اردوگاه کار اجباری گروس-روزن کرد. منشی شخصی گوت، میتک پمپر، شیندلر را از برنامه‌های نازی‌ها برای تعطیلی تمام کارخانه‌هایی که مستقیماً در تلاش‌های جنگی نقش نداشتند، از جمله کارخانه ظروف لعابی شیندلر، آگاه کرد. پمپر به شیندلر پیشنهاد داد که تولید از ظروف آشپزخانه به نارنجک‌های ضدتانک تغییر یابد تا جان کارگران یهودی نجات یابد. شیندلر با استفاده از رشوه و قدرت متقاعدسازی خود، گوت و مقامات برلین را متقاعد کرد که به او اجازه دهند کارخانه و کارگرانش را به برونلیتس (به چکی: برننتس) در سودتنلند منتقل کند و بدین ترتیب آن‌ها را از مرگ حتمی در اتاق‌های گاز نجات دهد. پمپر با استفاده از نام‌های ارائه‌شده توسط مارسل گلدبرگ، افسر پلیس گتوی یهودیان، فهرستی از ۱,۲۰۰ یهودی - ۱,۰۰۰ کارگر شیندلر و ۲۰۰ زندانی از کارخانه نساجی یولیوس مادریچ - را تهیه و تایپ کرد که در اکتبر ۱۹۴۴ به برونلیتس فرستاده شدند.

  19. تلاش‌های شیندلر

    یکشنبه اکتبر 15, 1944برونلیتس، جمهوری چک

    علاوه بر کارگران، شیندلر ۲۵۰ واگن ماشین‌آلات و مواد اولیه را به کارخانه جدید منتقل کرد. تعداد کمی، اگر نگوییم هیچ، گلوله توپ مفید در این کارخانه تولید شد. هنگامی که مقامات وزارت تسلیحات در مورد تولید پایین کارخانه سوال کردند، شیندلر کالاهای نهایی را از بازار سیاه خرید و به عنوان تولیدات خود فروخت. جیره‌های ارائه‌شده توسط اس‌اس برای تأمین نیازهای کارگران کافی نبود، بنابراین شیندلر بیشتر وقت خود را در کراکوف صرف تهیه غذا، تسلیحات و سایر مواد می‌کرد. همسرش امیلی در برونلیتس ماند و مخفیانه جیره‌های اضافی تهیه می‌کرد و به سلامت و سایر نیازهای اساسی کارگران رسیدگی می‌کرد. شیندلر همچنین انتقال حدود ۳,۰۰۰ زن یهودی از آشویتس به کارخانه‌های کوچک نساجی در سودتنلند را ترتیب داد تا شانس آن‌ها برای زنده ماندن در جنگ افزایش یابد.

  20. فهرست شیندلر

    یکشنبه اکتبر 15, 1944برونلیتس، جمهوری چک

    در ۱۵ اکتبر ۱۹۴۴، قطاری حامل ۷۰۰ مرد از فهرست شیندلر ابتدا به اردوگاه کار اجباری گروس-روزن فرستاده شد، جایی که مردان حدود یک هفته قبل از انتقال مجدد به کارخانه در برونلیتس در آنجا ماندند. سیصد زن از «یهودیان شیندلر» نیز به همین ترتیب به آشویتس فرستاده شدند، جایی که در معرض خطر فوری فرستاده شدن به اتاق‌های گاز بودند. ارتباطات معمول و رشوه‌های شیندلر برای آزادی آن‌ها کارساز نبود. سرانجام، پس از اینکه او منشی خود، هیلده آلبرشت، را با رشوه‌هایی از کالاهای بازار سیاه، غذا و الماس فرستاد، زنان پس از چندین هفته هولناک در آشویتس به برونلیتس فرستاده شدند.

  21. رشوه برای نجات جان‌ها

    ژانویه, 1945برونلیتس، جمهوری چک

    در ژانویه ۱۹۴۵، قطاری حامل ۲۵۰ یهودی که به عنوان کارگر در معدنی در گولشاو لهستان پذیرفته نشده بودند، به برونلیتس رسیدند. واگن‌های باری هنگام رسیدن یخ زده بودند و امیلی شیندلر منتظر ماند تا مهندسی از کارخانه با استفاده از هویه واگن‌ها را باز کند. دوازده نفر در واگن‌ها جان باخته بودند و بقیه آنقدر بیمار و ضعیف بودند که نمی‌توانستند کار کنند. امیلی بازماندگان را به کارخانه برد و تا پایان جنگ در یک بیمارستان موقت از آن‌ها مراقبت کرد. شیندلر همچنان به رشوه دادن به مقامات اس‌اس ادامه داد تا با نزدیک شدن ارتش سرخ، از کشتار کارگرانش جلوگیری کند.

  22. پس از جنگ

    1945جمهوری چک

    شیندلر به عنوان عضوی از حزب نازی و سرویس اطلاعاتی آبور، در خطر دستگیری به عنوان جنایتکار جنگی بود. بانکیه، اشترن و چندین نفر دیگر بیانیه‌ای آماده کردند که او می‌توانست به آمریکایی‌ها ارائه دهد و نقش او را در نجات جان یهودیان گواهی کند. همچنین به او انگشتری داده شد که با طلای دندان‌های سایمون جرت، یکی از یهودیان شیندلر، ساخته شده بود. روی این انگشتر حک شده بود: «هر کس یک زندگی را نجات دهد، گویی تمام جهان را نجات داده است.»

  23. جدایی و پیوستن دوباره

    1945آلمان

    برای فرار از دستگیری توسط روس‌ها، شیندلر و همسرش با وسیله نقلیه خود، یک هورش دو نفره، به سمت غرب حرکت کردند، در حالی که در ابتدا چندین سرباز آلمانی فراری روی رکاب‌های خودرو سوار بودند. کامیونی حاوی مارتا، معشوقه شیندلر، چندین کارگر یهودی و محموله‌ای از کالاهای بازار سیاه، پشت سر آن‌ها حرکت می‌کرد. خودروی هورش توسط نیروهای روسی در شهر بودویس که قبلاً توسط آن‌ها تصرف شده بود، مصادره شد. شیندلرها نتوانستند الماسی را که اسکار زیر صندلی پنهان کرده بود، پس بگیرند. آن‌ها با قطار و پیاده ادامه دادند تا به خطوط آمریکایی در شهر لنورا رسیدند و سپس به پاسائو سفر کردند، جایی که یک افسر یهودی آمریکایی ترتیب سفر آن‌ها به سوئیس را با قطار داد. آن‌ها در پاییز ۱۹۴۵ به باواریا در آلمان نقل مکان کردند.

  24. خیابان صالحان

    سه‌شنبه مه 8, 1962اورشلیم، اسرائیل

    در ۸ مه ۱۹۶۲، ید وشم از شیندلر برای مراسمی دعوت کرد که در آن یک درخت خرنوب به افتخار او در خیابان صالحان کاشته شد.

  25. مرگ

    چهارشنبه اکتبر 9, 1974اورشلیم، اسرائیل

    او در ۹ اکتبر ۱۹۷۴ درگذشت و در اورشلیم در کوه صهیون به خاک سپرده شد؛ او تنها عضو حزب نازی است که به این شکل مورد تجلیل قرار گرفته است.

  26. فهرست شیندلر

    1993ایالات متحده

    فهرست شیندلر یک فیلم درام تاریخی آمریکایی محصول ۱۹۹۳ به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مشترک استیون اسپیلبرگ و نویسندگی استیون زایلیان است. این فیلم بر اساس رمان «کشتی شیندلر» اثر توماس کنیلی، نویسنده استرالیایی ساخته شده است. فیلم داستان اسکار شیندلر، تاجر آلمانی سودتن را دنبال می‌کند که بیش از هزار پناهجوی عمدتاً یهودی لهستانی را از هولوکاست نجات داد و آن‌ها را در طول جنگ جهانی دوم در کارخانه‌های خود به کار گرفت. در این فیلم لیام نیسون در نقش شیندلر، رالف فاینس در نقش افسر اس‌اس آمون گوت و بن کینگزلی در نقش اسحاق اشترن، حسابدار یهودی شیندلر، بازی می‌کنند.

  27. صالحان در میان ملل

    پنجشنبه ژوئن 24, 1993اورشلیم، اسرائیل

    او و همسرش امیلی در ۲۴ ژوئن ۱۹۹۳ به عنوان «صالحان در میان ملل» شناخته شدند؛ عنوانی که توسط دولت اسرائیل به غیر یهودیانی اعطا می‌شود که در طول هولوکاست نقش فعالی در نجات یهودیان داشتند. شیندلر به همراه کارل پلاگه، گئورگ فردیناند دوکویتس، هلموت کلاینکه و هانس والتس از معدود اعضای حزب نازی هستند که این جایزه را دریافت کرده‌اند. از دیگر جوایز او می‌توان به نشان لیاقت آلمان اشاره کرد.